جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 7 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

خانه شماره دوازده گریمولد

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
آمبریج: اهم اهم..خوب این که کاری نداره...توی پیام امروز میگیم اینجا جلسه اس!
همه با تعجب به آمبریج نیگا می کنن...
آمبریج: ببینم اصلا شما چقدر سابقه ی بودن در محفل دارید!؟شما پروفسور مگ گونگال؟!
همه: اه باز شروع کرد.
سیریوس: ببینم یعنی اوضاع اینقدر خطریه که وقت نیست من برم پیژامه مو عوض کنم؟
مگی:بله..الان آرامش قبل طوفانه...یهو ممکنه طوفان بشه..بهتره نری!
گریف: یعنی الان باید چی کار کنیم؟!چه جوری همه رو خبر کنیم؟
آمبریج: خوب توی تالار گریف پست بزنید..بگید همه بیان...
مگی: این کار قبلا شده...
سیریوس: من هنوزم می گم وقت هست من برم پیژامه عوض کنم ها...نا سلامتی من اصیل زاده ام!
مگی: نه الان دوران آرامش قبل از ...
سیریوس: بله..طوفانه...
آمبریج: خوب من می گم...حالا که ولدمورت نمیاد تا هری رو بکشه...ما خودمون هری رو می بریم اونجا...بعد ولدمورت تحریک میشه...میاد بیرون بکشتش...ما هم می زنیم ولدی رو می کشیم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.
Re: بازگشت دوستان قدیمی!
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 14:23
نمایش جزئیات
آفلاین
یکی به در میکوبه و میگه : درو باز کنید! کسی نیست؟
مینروا میدوه بیرون میگه: کیه؟...چه خبره... اومدم دیگه!!!
مک گونگال درو باز میکنه...
- به نظر من یکی از تغییرات مهم دیگه اینه که هوا بشدت سرده!
سیریوس از توی اتاق داد میزنه : پروفسور کی بود؟
مینروا : یه دوست سیریوس...گودریک گریفندور
دامبل : حوووم...اجب...( نکته : دومبولیسم وارد میشود! )
__________5 دقیقه بعد_________
سیریوس : گرم شدین پروفسور؟
گریفندور یه نگایی به آتش میندازه...
- بله...ممنون!
لوپین : به نظر من مهمترین تغییر ساکت شدن سیاهاس...بعد از اون اعلامیه های لرد کبیر یه ذره خاموش شدن!
مک گونگال : و این یعنی آرامش فبل از طوفان...
هری از یه سمت میز میگه : اذیت نکن پروفسور حالا که کاری نمیکنن بذار استراحت کنیم...
- پاتر تو مشقاتو نوشتی؟ داری اینجا حرف میزنی؟ به هر حال ما باید آماده و قوی باشیم...
گریفندور از کنار آتیش میگه : اولین کاری که باید بکنیم جمع کردن دوستان قدیمیه...باید یه جوری بهشون اطلاع بدیم که اینجا جمع شن!
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بازگشت دوستان قدیمی!
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 13:31
نمایش جزئیات
آفلاین
- اهم اهم...
مگ گونگال به طرف صدا برمیگرده: بله دلورس؟
آمبریج: من در دو روز اخیر مگی چند تا پست رول پلیینگی زده!...و این خیلی عجیبه!
مگی:
آمبریج: خوب اینم یه تحول مشکوکه!
سیریوس: تنها تحول مشکوک اخیر، به حرف اومدن توه.
ریموس: به نظر من تحول مشکوک اخیر...آن لاین شدن مدیر نمونه تانکس هست.
پاتر از لای در: به نظر من..تنها تحول اخیر...بحث در مورد فضاسازی هست..
دامبل: تنها تحول اخیر، دعوت فرهنگستان ادب از من..به عنوان سخنران کنگره اس!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.
Re: بازگشت دوستان قدیمی!
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از تایید کردن حرف مگی، دوباره یک سکوت سنگینی همه جا رو میگیره.

: طبق آخرین اخباری که به دست ما رسیده لرد ولدمورت هیچ فعالیتی نداره و به جاش یکی از دوستان قدیمی اش که لرد کبیر تاریکی نام داره در حال جمع کردن مرگ خواران هست.

سیریوس: مکان ولدمورت شناسایی شده؟
: خیر...حتی جاسوس های ما هم نمی تونن مکان وی رو به ما اطلاع بدن...این یک نوع جادوی سیاه هست.

به هر حال ما باید سر پست هامون باشیم و همیشه آماده! خب اعضای محفل اخیرا به چیز عجیبی شک نکردید؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: بازگشت دوستان قدیمی!
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 13:12
نمایش جزئیات
آفلاین
- سلام سیریوس..
سیریوس که با پیژامه اس..احساس ناراحتی میکنه : ببینم اینجا چه خبره؟پروفسور مگ گونگال..موضوعی پیش اومده؟
مگی سعی می کنه به ریخت سیریوس نیگا نکنه: اومدیم تا یه کم تحولات اخیر رو مورد بررسی قرار بدیم...مشکلی که نیست؟
سیریوس که از بی خبر موندن خودش دلخوره:
مگی: خوب در حال حاضر نیروهای سیاه..و طرفدار ولدمورت... در وران آرامش غیر فعال هستند...و این یعنی خطر!
همه با سر حرف اونو تایید می کنند...سیریوس صندلی می کشه و میشینه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلورس جین آمبریج
سازمان ملل جادوگری!
سفیر صلح.
بازگشت دوستان قدیمی!
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1384 13:03
نمایش جزئیات
آفلاین
صبح زود/خانه بلک ها
سیریوس خواب آلوده از پله ها پایین میاد
_مینروا اون آب گریپ فروت بده من
سیریوس:نمنه!کسی تو آشپز خونه ست؟؟
قیژ !!
سیریوس در آشپز خونه واز میکنه و....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
اسنيولي ابله...
ارسال شده در: دوشنبه 5 اردیبهشت 1384 18:33
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق
سيريوس:كريجر درو باز كن
كريجر: ارباب خيانتكار نبايد به كريجر دستور بده

در باز شد
اسنيب:همه ي از خود راضي ها هستن؟؟؟
من:بابا بيا ببين اين اسنيولي بدبخت جي ميكه.
جيمز:اسنيولي به بسر من جي كفتي؟
اسنيب: به تو جه؟
جيمز:هري سيريوس ريموس... بياين حساب اين احمقو برسيم.
من: به عقيده ي من برقصونيمش حسابي مي خنديم
همه: موافقيم
دامبلي وارى ميشه
من:لعنتي
سيريوس:بخشكي شانس :rant
جيمز:اين دفعه شانس اوردي.بالاخره يه روزي حسابتو ميرسيم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
از طبقه بالا صدای پا میاد و بعد از چند دقیقه جیمز وارد آشپزخونه میشه.
جیمز: سلام به همه.
چند لحظه سکوت...
دامبلدور: تو این همه مدت کجا بودی؟ من جاسوسامو به همه جا فرستادم ولی هیچ کس خبری ازت پیدا نکرد.
جیمز: اررررررر... خب. توضیحش مفصله. بعدا میگم.
بعد ناگهان چشمش به سیریوس میفته. سیریوس هم به اون نگاه میکنه.
بعد در برابر چشمان حیرت زده همه جیمز به طرف سیریوس میره و او رو در آغوش میگیره و سیریوس اینبار با صدای بلند میگه:" دوست قدیمی! تو کجا بودی. دیگه میخواستم خودم بیام سراغ ولدی نعلتی!. چشمان جیمز گشاد میشه و آروم میگه:"هیش!!!" سیریوس یه نگاه به جیمز میندازه که یعنی: آخ! حواسم نبود!
گودریک: ولدی؟ منظورت همون تام ریدله؟ جریان چیه؟
حالا همه دارن به اون دو تا نگاه میکنن.
جیمز:" اررر... چیزی نیست. سیریوسو که میشناسین. هر چی میشه میخواد بره سراغ ولدی."
سیریوس هم سرشو تکون میده. اما نگاه جیمز به چهره تیره اسنیپ میفته که چشماش به باریکی یه خط شده و معلومه که داستان اونا رو باور نکرده. جیمز اخمی کرد و آهسته گفت: اون اینجا چی کار میکنه؟
دامبلدور: جیمز. بس کن دیگه. خصومتهای قدیمی باید مدتها پیش کنار گذاشته میشد.
و همه میرن سر بحثهای قبلی....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 فروردین 1384 16:45
نمایش جزئیات
آفلاین
الیور:سلام دوستان
سیریوس:اه... باز این آی کیو پیداش شد.
الیور:سیریوس می خواستی منو بزنی؟
سیریوس:اگه نری شاید همین الان بزنمت.
الیور:برا چی؟
سیریوس:آخه همش چرت و پرت می گی.
الیور:خب نمیدونستم مرگخوارا کجان
سیریوس(با عصبانیت):آخه مرگخواری تو سایت نیست.
نیکل:بابا ولش کن سیریوس
الیور:کی گفته نیست.برو ببین دارن لشکرکشی میکنن.
سیریوس:راست میگی؟
الیور:پس چی
سیریوس:تو با این آی کیوت از کجا فهمیدی؟
الیور:دیگه دیگه
......................................
خارج از رول
برا اون دفعه هم اگه ناراحت شدین معذرت میخوام می خواستم کمی بخندیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مرکز فرماندهی محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
من‌: دامبلدور دوست عزيز
دامبلدور : سلام نيكلاس
من به سمت دامبلدور رفتم تا ان را بقل كنم
در سر راه من پريدم رو سر اسنيپ
من : بار اخرت باشه سيريوس را مي زني ها
دوباره گودريك مي گه : بزن بزن يالا بزن هي هي
سيريوس : از دور يه قاشق براي من پرتاب مي كنه
من : ايول
سيريوس : بزن تو سرش
من : باشه
اسنيپ : اخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
گودريك : راند اول به نفع نيكل تمام شد
دامبلدور : نيكلاس اين چه كاري كه مي كني
من : مسابقات داخلي دوست عزيز
دامبلدور : ممممماااااااااااااااااااااااااااااا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2