خوب دارکو از ولدمورت میترسه
و باید این مورد رو هم در نظر داشت که ولدمورت با دادن معموریت کشتن دامبل به دارکو میخواسته از اون انتقام بگیره
البته حرف بیل رو من قبول دارم میتونه درست باشه
ولی دوتا نکته رو نباید نادیده گرفت
اول ترس دراکو از ولدمورت
دوم تنها کسی که دیده دراکو چوبدستیش رو پاین اورده هری بوده که اون هم تا حالا حرف نزده و از نظر خود دراکو هیچ کس نمیدونه که اون به حرف دامبل گوش داده و با توجه به رفتار اسنیپ اگر هم برگرده امکان نداره کسی به اون اعتماد کنه و راهش بدن
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
140 کاربر(ها) آنلاین هستند (87 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
138
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
ایا دراکو به سمت جبهه ی سفید(محفل)میره؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/07
تولد نقش: 1385/12/02
آخرین ورود: یکشنبه 15 فروردین 1400 14:58
از: 127.0.0.1
پستها:
1391

جزئیات کاربر

تنها چيزي كه بود ان بود كه مالفوي نتونست استاد و مديره مدرسشونو بكشه شما خودتون رو جاي اون بزاريد شما ميتونيد مدير مدرستون رو راحت بكشيد به نظر من اگه يه مدت بهش فرست ميدا دن احتمالا اين كار رو ميكرد و دهر حالي كه باشه هرگز به سمت جبهه سفيد نمياد چون يك اصيل زاده تمام اياره چون پسر لوسيوس و به قول بارتیموس کراوچ(پسر) اگه البوس دامبلدور زنده بشه .
اگه لرد ولدرموت سفید بشه.
اگه زخمه هری پاتر خوب بشه.
اگه گربه ی سرایدار یه شیر باشه.
اگه خانوم پامفری همسر ولدمورت باشه.
اگه بارتیموس کراوچ برزگترین جادوگر دنیا بشه.
دراکو مالفوی هم به سفیدا میپیونده.
ولي بعضي از اينها امكان داره اما اتمينان نداريم چون هيچ كدوم از ما نميتونه كار هاي اين خانوم رولينگ رو حدس بزنه
اگه لرد ولدرموت سفید بشه.
اگه زخمه هری پاتر خوب بشه.
اگه گربه ی سرایدار یه شیر باشه.
اگه خانوم پامفری همسر ولدمورت باشه.
اگه بارتیموس کراوچ برزگترین جادوگر دنیا بشه.
دراکو مالفوی هم به سفیدا میپیونده.
ولي بعضي از اينها امكان داره اما اتمينان نداريم چون هيچ كدوم از ما نميتونه كار هاي اين خانوم رولينگ رو حدس بزنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هریپاتر را هنوز هم دوست میداریم
جزئیات کاربر

اگه البوس دامبلدور زنده بشه .
اگه لرد ولدرموت سفید بشه.
اگه زخمه هری پاتر خوب بشه.
اگه گربه ی سرایدار یه شیر باشه.
اگه خانوم پامفری همسر ولدمورت باشه.
اگه بارتیموس کراوچ برزگترین جادوگر دنیا بشه.
دراکو مالفوی هم به سفیدا میپیونده.
اگه لرد ولدرموت سفید بشه.
اگه زخمه هری پاتر خوب بشه.
اگه گربه ی سرایدار یه شیر باشه.
اگه خانوم پامفری همسر ولدمورت باشه.
اگه بارتیموس کراوچ برزگترین جادوگر دنیا بشه.
دراکو مالفوی هم به سفیدا میپیونده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[مواظب افکارت باش که تبدیل به گفتار می شود.
مواظب گفتارت باش که تبدیل به رفتارت می شود.
مواظب رفتارت
مواظب گفتارت باش که تبدیل به رفتارت می شود.
مواظب رفتارت
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

من فكر مي كنم اون برگرده سمت دامبلدور مرحوم و هري چون اين رو مي شد از ترديدي كه در لحظه هاي آخر كه مي خواست دامبلدور رو بكشه در اون بوجود اومد فهميد
اما به نظر من در صورتي برمي گرده كه :
اسنيپ طرف هري باشه و مرگ دامبلدور حقيقي نباشه و يا يه نقشه باشه
اما به نظر من در صورتي برمي گرده كه :
اسنيپ طرف هري باشه و مرگ دامبلدور حقيقي نباشه و يا يه نقشه باشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
The power behind you is much greater than the task ahead of yo
JUST JUST HUFFELPUFF !
JUST JUST HUFFELPUFF !
جزئیات کاربر

احتمال اينكه دراكو بخواد بره طرف سفيدها زياده!
ولي آيا مي تونه؟
اون با اسنيپ و چندتا مرگخوار فرار كرد.به احتمال زياد پيش لرد مي ره كه مي تونيم در نظر بگيريم مجازاتي هم براش تعيين كرده.پس چطوري مي تونه از اونجا فرار كنه؟
همينطور كه همه گفتن اون شخصيتش متزلزله و شجاعت نداره!پس از اون افرادي نيست كه يكدفعه تصميمي بگيره و سريعا اون رو انجام بده.
اما در مورد اينكه باطنا بخواد بره منم موافقم.به نظر منم اون الان يك محرك قوي(ترس از لرد)رو داره.پس اگر مشكل چگونگي رفتنش حل بشه براي حفظ جونشم كه شده مي ره!
ولي آيا مي تونه؟
اون با اسنيپ و چندتا مرگخوار فرار كرد.به احتمال زياد پيش لرد مي ره كه مي تونيم در نظر بگيريم مجازاتي هم براش تعيين كرده.پس چطوري مي تونه از اونجا فرار كنه؟
همينطور كه همه گفتن اون شخصيتش متزلزله و شجاعت نداره!پس از اون افرادي نيست كه يكدفعه تصميمي بگيره و سريعا اون رو انجام بده.
اما در مورد اينكه باطنا بخواد بره منم موافقم.به نظر منم اون الان يك محرك قوي(ترس از لرد)رو داره.پس اگر مشكل چگونگي رفتنش حل بشه براي حفظ جونشم كه شده مي ره!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=large][color=003300][font=Georgia]و ازش پرسيدم كه:خ
بیل واقعاَ قشنگ گفت! ولی من با بیل در مورد اینکه مالفوی جادوگر توانایی نیست مخافم. اگر توانا نبود نمی توانست راهی برای مرگخوارها به هاگوارتز پیدا کند. مافوی هم کارهای زیادی کرده ولی به نظر من یه کم ترسوست .... به ظر من این که نتونست دامبلدورو بکشه از ترسش بود چون واقعاَ سخته که آدم بخواد ادم بکشه و جرات و ذات پلید می خواد که مالفوی ذات پلید رو داره ولی جرات و شجاعیت نداره. ولی فکر کنم به مرور زمان پیدا کنه و دز کنار لرد سیاه بمونه در ضمن از لرد سیاه هم نباید بگذریم . اون میتونه نظر مالفوی رو دوباره برگردونه (البته اگر خواست به سفیدا بپیونده)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
می گویند شیشه ها احساس ندارند
ولی وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم
آرام آرام گریست.....!
ولی وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم
آرام آرام گریست.....!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/12
آخرین ورود: دوشنبه 14 فروردین 1385 15:59
از: فراسوی مرزهای پنهان
پستها:
162

خب دراکو آدمیه که غرورشو خیلی مهم تر از هر چیزی می دونه و این خیلی وقتا به ضررش تموم شده .
در کتاب 7 احتمالا به خاطر پدر و مادرش و بعد غرورش به سیاه ها می پیونده ولی در طی ججریاناتی پدر یا مادرش یا هر دو آن ها کشته میشن یا بلایی سرشون میاد برای همین دراکو در آخرین لحظات طوری به جبهه ی سفید می پیونده که می تونه کار بزرگی رو انجام بده .
در کتاب 7 احتمالا به خاطر پدر و مادرش و بعد غرورش به سیاه ها می پیونده ولی در طی ججریاناتی پدر یا مادرش یا هر دو آن ها کشته میشن یا بلایی سرشون میاد برای همین دراکو در آخرین لحظات طوری به جبهه ی سفید می پیونده که می تونه کار بزرگی رو انجام بده .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=3333FF]هر انسانی آنچه را که دوست دارد نابود می کند !
بگذا
بگذا
دراکو فردی است با شخصیتی متزلزل که بین دو جبهه ی سیاه و سفید گیر افتاده است.
ولدمورت تنها به فکر منافع خویش است و از افراد استفاده می کند تا به اهدافش برسد و در آخر آنها را نابود می کند.
دراکو و پدر و مادرش مانند سایر مرگخوار ها ابزار به قدرت رسیدن ولدمورت هستند و مسلما وقتی او به اهدافش برسد آنها را از بین خواهد برد...
در فصل آخر کتاب دراکو با شنیدن سخنان دامبلدور تا حدی به خود آمد و خوب اگر هم مرگ دامبلدور تنها یک نقشه باشد ،دراکو از آن خبر ندارد.این خود باعث می شود که دراکو با اینکه هیچ وقت از دامبلدور خوشش نمی آمده با این حال نسبت به اسنیپ هم که او را کشته است احساس خوبی نداشته باشد.
همه ی این عوامل ممکن است باعث شوند که حداقل دراکو در کتاب 7 به خود بیاید ،و به نظر من احتمالا در این راه جان خود را از دست خواهد داد.
ولدمورت تنها به فکر منافع خویش است و از افراد استفاده می کند تا به اهدافش برسد و در آخر آنها را نابود می کند.
دراکو و پدر و مادرش مانند سایر مرگخوار ها ابزار به قدرت رسیدن ولدمورت هستند و مسلما وقتی او به اهدافش برسد آنها را از بین خواهد برد...
در فصل آخر کتاب دراکو با شنیدن سخنان دامبلدور تا حدی به خود آمد و خوب اگر هم مرگ دامبلدور تنها یک نقشه باشد ،دراکو از آن خبر ندارد.این خود باعث می شود که دراکو با اینکه هیچ وقت از دامبلدور خوشش نمی آمده با این حال نسبت به اسنیپ هم که او را کشته است احساس خوبی نداشته باشد.
همه ی این عوامل ممکن است باعث شوند که حداقل دراکو در کتاب 7 به خود بیاید ،و به نظر من احتمالا در این راه جان خود را از دست خواهد داد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

برای تغییرات بزرگ در زندگی اتفاقات بزرگ لازمه؛ حوادثی که همه پیش ـ آموخته های انسان را دگرگون کنه.
برای اینکه ببینیم آیا دریکو بازمیگردد یا نه باید ببینیم چرا دریکو جادوگر خوبی نبود. بعد می توان تصمیم گرفت که او باز میگردد یا نه. برای درک این موضوع می توان به دو موضوع مهم اشاره کرد:
1- دریکو در خانواده مالفوی ها بزرگ شده و از هنگامی که به خاطر می آورد پدر و مادرش در مورد خون پاک و اصالت خانوادگیشان برایش گفته اند. از همان ابتدا از پدرش در مورد بزرگی لرد سیاه شنیده است و در یک کلام همه رذیله ها و زشتیهای دنیای جادو را برایش زیبا جلوه داده اند.
2- از سوی دیگر دریکو جادوگر توانایی نیست. درست است که بلوف می زند، تهدید می کند و هری و دوستانش را آزار می دهد. اما همه اینها تحت حمایت دیگران است: اسنیپ یا آمبریج. دریکو در اعماق وجودش نسبت به هری احساس کمبود میکند، هری هر سال یک حادثه بسیار بزرگ افریده است و لرد را بارها شکست داده است. اما دریکو چه کار کرده؟ هیچ. دریکو از روی شجاعت نبود که وظیفه کشتن دامبولدور را به عهده گرفت بلکه می خواست بر دردها و عقده های درونیش مرهمی بگذارد؛ عقده هایی که با رفتن پدرش به آزکابان دو چندان شده.
اما هنگامی که دامبولدور کشته شد، تمام آنچه مالفوی به آن اعتقاد داشت فرو ریخت. گفتگوی او با دامبولدور در فصل 27 کتاب 6 این موضوع را به راحتی نشان میدهد. به دریکو ثابت شد که لرد برحق نیست و این همان حادثه جدی بود که دریکو را دگرگون خواهد کرد .
یادمان نرود که دامبولدور انسان بسیار بزرگی بود و تاثیرات انسانهای بزرگ بعد از مرگشان نیز پابرجا می ماند و حتی قوی تر میشود. به همین خاطر من فکر میکنم دریکو به سمت سفیدی میاید، برای نابودی لرد به هری کمک می کند و در این راه کشته میشود.
برای اینکه ببینیم آیا دریکو بازمیگردد یا نه باید ببینیم چرا دریکو جادوگر خوبی نبود. بعد می توان تصمیم گرفت که او باز میگردد یا نه. برای درک این موضوع می توان به دو موضوع مهم اشاره کرد:
1- دریکو در خانواده مالفوی ها بزرگ شده و از هنگامی که به خاطر می آورد پدر و مادرش در مورد خون پاک و اصالت خانوادگیشان برایش گفته اند. از همان ابتدا از پدرش در مورد بزرگی لرد سیاه شنیده است و در یک کلام همه رذیله ها و زشتیهای دنیای جادو را برایش زیبا جلوه داده اند.
2- از سوی دیگر دریکو جادوگر توانایی نیست. درست است که بلوف می زند، تهدید می کند و هری و دوستانش را آزار می دهد. اما همه اینها تحت حمایت دیگران است: اسنیپ یا آمبریج. دریکو در اعماق وجودش نسبت به هری احساس کمبود میکند، هری هر سال یک حادثه بسیار بزرگ افریده است و لرد را بارها شکست داده است. اما دریکو چه کار کرده؟ هیچ. دریکو از روی شجاعت نبود که وظیفه کشتن دامبولدور را به عهده گرفت بلکه می خواست بر دردها و عقده های درونیش مرهمی بگذارد؛ عقده هایی که با رفتن پدرش به آزکابان دو چندان شده.
اما هنگامی که دامبولدور کشته شد، تمام آنچه مالفوی به آن اعتقاد داشت فرو ریخت. گفتگوی او با دامبولدور در فصل 27 کتاب 6 این موضوع را به راحتی نشان میدهد. به دریکو ثابت شد که لرد برحق نیست و این همان حادثه جدی بود که دریکو را دگرگون خواهد کرد .
یادمان نرود که دامبولدور انسان بسیار بزرگی بود و تاثیرات انسانهای بزرگ بعد از مرگشان نیز پابرجا می ماند و حتی قوی تر میشود. به همین خاطر من فکر میکنم دریکو به سمت سفیدی میاید، برای نابودی لرد به هری کمک می کند و در این راه کشته میشود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy
between what is right and what is easy
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
برای همین یه جورایی میشه گفت که دراکو به سمت جبهه ی سفید محفل بره اما امیدوارم اینطوری نشه