شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
جناب ناظر منو باید در موارد زیر تفهیم کنی: چه چیز شخصیت من شبیه آلبوس؟؟؟؟؟ چوبدستیم ؟؟ تحصیلات ؟ سن ؟ اینکه سالها در انگلستان نبودم؟ یا در مصر تحصیل کردم ؟ یا اینکه به تکشاخ تبدیل میشم؟؟؟؟؟؟؟ تازه کی گفته که یه پدر و پسر نمی تونن شبیه هم باشن ؟(به فرض اینکه شخصیتم شبیه آلبوسه که نیست) اگه چیزهایی شبیه آلبوس بود لطفا مشخص کن تا من تغییرش بدم !
ما به اندازه کافی تو سایت دامبلدور داریم و من نمیخوام بازم بهش اضافه بشه لطفا یه شخصیت دیگه انتخاب کن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/15 12:34:22
می تراود مهتاب..
"وقتش رسیده که همهی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم." - پروفسور دامبلدور
نام : الینا شهرت : ملکه جنگل ممنوع سن : حدود 40 یا 50 جنس : مونث گروه : گریفیندور
من یه خون آشامم و در جنگل ممنوعه زندگی می کنم در دورترین و تاریک ترین نقطه جنگل جایی که پرندگان جرات پرواز ندارند و حتی آکرومانتیولاها به آنجا پا نمی گذارند من روزگاری در هاگوارتز درس می خواندم یعنی همکلاسی تام بودم درسته همون تام ریدل معروف من عضو گریفیندور بودم و زرنگ ترین شاگرد در بین همسالانم و حتی شاگردان سالهای بالاتر من تنها فرزند یک خانواده خون آشام بودم اما هیچ کس این را نمی دانست جز تام چون او هم شاگرد خیلی زرنگی بود شاید به خاطر حسادت بود که زندگیم را نابود کرد چون من میدانستم او پدر و خانواده اش راکشته اما تام پیش دستی کرد و من و خانواده ام را به دست شکارچیان خون آشام سپرد پدر و مادرم به خاطر هیچ کشته شدند اما من سالیان دراز منتظر بودم تا فرصتی به دست آورم و حالا وقتش است من بعد از سالهای سال تنهایی و رنج باز می گردم تا انتقام بگیرم از تام و از مردمی که فقط خودشان را دوست دارند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/12/15 18:24:09
بادها چون به خروش آيند ابرها دير نمي پايند اشكها لذت امروزند يادها شادي فردايند
نام : پرفسور بینز نام کامل : از وقتی یادم میاد همین نام رو داشتم سن : چند صد سال نام: گروه در دوره های گذشته تو گروه ریونکلاو بودم علاقه مندی ها : من به تاریخ خیلی علاقه مندم و چون رشته تحصیلیم تاریخه میتونم اونو تدریس کنم خیلی پر حرفم وخیلی آروم به دانش آموزان علاقه دارم برای تدیسم خیلی وقت میزارم و تحقیق می کنم وقتی دانش آموزان به درس من توجه نشون میدن خیلی خوشحال میشم من سر کلاس درس بودم که یه تغییری تو وجودم بوجود اومد از اون تاریخ به همه جا میتونم سرک بکشم و از هر دیواری میتونم رد بشم تدریس من طبق قوانین مدرسه خواهد بود
خودت رو مطابق با لیست زیر معرفی کن.لازم نیست حتما همرو بنویسی اونایی که مهمه رو بنویس نقل قول:
1- نام : 2- سن: 3- تاریخ تولد: 4- جنس: 5- سال : 6- رنگ چشم: 7- گروه : 8- مو : 9- ظاهر کلی : 10- نام کامل: 11- کویدیچ : 12- چوب جادو : 13- دسته جارو : 14- علاقه ها: 15 - توانمندیها :
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/15 12:30:45
نام : هوریس اسلاگهورن گروه : اسلاترین معرفی کوتاه : من اسلاگهورن 100 ساله ام قبلا رییس گروه اسلایترین بودم و چوبدستی ای از جنس چوب بلوط و داخل آن موی تک شاخه و درسمم معجون سازیه
خیله خوب یعنی باید شناسه نمایشیمو هم عوض کنم؟ در ضمن من هم به عشق بریتنی اسپیرز عضو شدم هم به عشق دنیل رادکلیف اما واتسون و... اما اون شخصیتارو قبلن انتخاب کرده بودن . ولی خیلی نامردیه که نمی ذارین کسیو که دوست داریم انتخاب کنیم
شما برای اینکه وارد ایفای نقش بشید باید یه شخصیت هری پاتری انتخاب کنید در ضمن من فکر نمیکنم شما تابحال کتابهای هری پاتر رو خونده باشید وگرنه اینقدر اصرار بیجا نمیکردید اگه فکر میکنید نامردیه شما رو به خیرو ما رو به سلامت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/12/12 11:15:38
در رقابت عقربه های ساعت با یکدیگر همیشه بازنده چشم من است.