پشت در خوابگاه دختران
اکتاویوس در حالیکه چند تا تیکه کاغذ دستش گرفته داره داد میزنه:خونه دار و بچه دار ،بوقکشو بردارو بیار،بدو که اتیش زدم به مالم.ادی ماکای 15 گالیون.
یکی از در میاد بیرون.
اکتاویوس:راضی بودید جناب.
یارو:اره ولی زیاد نق میزد.
اکتاویوس یه چیزی رو تو دفترچه یاداشت کرد وگفت:ادمش میکنم.شما فردا شب با خیال راحت بیاید.
صف شلوغی تشکیل شده بود و همه میخواستن بلیط بخرن.اکتاویوس داد زد:نفر شماره 13 بره تو.
اکتاویوس همین جوری داشت بلیط میفروخت.
شرخرا:4 تا بلیط بدید.
اکتاویوس:ببین ما تک نفره کار میکنیم.اینجوری بهمون فشار میاد.و اگرم فشار بیاد دیگه بازده کافی رو نداریم.
شرخرا:مثل اینکه تو حالیت نیست.یادت نیست چه بلایی سر دزیره اوردیم؟
اکتاویوس:البته یه استثناهایی هم پیش میاد.چون ادی ماکای قبوله.نوبتتون رو واسه شب میزنم که در کمال ارامش به همه چی برسید.فقط امونش ندید.
نفر بعدی میاد بلیط بگیره.
اکتاویوس:خدای من تویی رزمرتا؟
مادام رزمرتا:مگه چیه؟
اکتاویوس:من هیچ وقت اجازه همچین کاری رو نمیدم.همجنس بوقی؟امکان نداره.
مادام رزمرتا:من پول زیادی بهت میدم.
اکتاویوس:ااااااا...،مثلا چقدر؟
مادام رزمرتا:25 گالیون.
اکتاویوس:اوه اوه این ادی چی داره مگه؟خیله خب.نوبتتو گذاشتم واسه 6 تا 6 و نیم بعد از ظهر.
نفر بعدی از اتاق خارج میشه.
اکتاویوس:خوش گذشت؟چقدر زود تموم شد؟
یارو(شماره دو):هوم.خوب بود.خب ما اینیم دیگه.
ادی از داخل اتاق داد میزنه:اکتا پس این نفر بعدی چی شد؟
اکتاویوس:واه واه!یه خورده صبر داشته باش چقدر اتیشت تنده!نفر شماره 14 بره تو.
یه دفعه سرو کله بینز و جان پیدا میشه.بینز مثل همیشه یه پس گردنی به اکتاویوس میزنه و بعدش گفت:واسه من دکون وا کردی؟اینجا چه غلطی میکنی؟بدو بیا بریم خوابگاه پسران.
اکتاویوس:نمیدونی این ادی چقدر واسمون سود داشته!کلی پل تو جیب زدم.
جان:راست میگی؟میشه منم بیام؟
اکتاویوس:قدمت روی تخم چشام.
بینز:استغفرالله ها!میشه خفه شید؟یه نقشه ای دارم.تادزیره بره گیتارو برداره بیاره ما هم باید اونو عملی کنیم.
جان:چی هست؟
بینز:تو خوابگاه پسران بهتون میگم.
ورژن بیناموسیش خیلی بالا بود! توی رول اصلی سایت، همچینی چیزایی ننویسی! با بینز هم بودم!