جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: دوشنبه 1 آبان 1385 16:23
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق !!!
- کیه داره در میزنه ؟

چند لحظه بعد

ارباب : رودولف کی بود دمه در؟
رودولف : هیچی مثل اینکه دو نفر با نام های کورممد و گیج ممد گم شده بودند اومده بودند دونبالشون! دیدم اشتباهی اومدن کشتمشون.
ارباب : خوبه حالا بریم سر وقت این دو تا !
ارباب ولدی به آنی مونی اشاره میکنه. بلافاصله آنی مونی از جاش بلند میشه و میره سمت دو مظنون و سه چهار تا میخوابونه زیر گوش هاشون.
آنی مونی : یا اعتراف کنید تا بکشیمتون، یا اعتراف نکنید و ما باز هم بکشیمتون انتخاب با خودتونه
کورممد : من زیر بار این ذلت نمیرم ، هرگز !
ناگهان صحنه اسلوموشن میشه. کورممد از سر جاش بلند میشه و به قصد خود کشی به سمت پنجره میدوه !
ملت اعم از قاضی و هیئت منصفه و ....:
-نهههههههههههه !
کورممد شیرجه ای دیدنی رو به سمت پنجره میره اما متاسفانه به خاطر همون قضیه قدیمی نبود دید کافی به دیوار بغلی برخورد کرده و وسط تالار ولو میشه.
گیج ممد
کورممد : اه محاسباتم اشتباه از اب درومد.
در همون لحظه یک لحظه خون به مغز ولدی نمیرسه به همین دلیل ولدی به سمت کورممد رفته و اونو به ارزوش یعنی خود کشی از بالای برج میرسونه !
ملت : مااااااهاااااا !
کارگردان : کات کات کات چه وضعشه چرا شخصیت اصلی داستان رو کشتید؟ الان وقتش نیست.
ولدی

=====تکرار این سکانس======

ولدی با خشم میره جلو و به شدت شروع به کتک زدن کورممد میکنه. بلافاصله ملت غیور اسلی میان کورممد رو از زیر دست و پای ولدی بیرون میکشن.
ولدی : ولم کنید برم بزنمش ! یعنی چی ماموریتشو لو نمیده کروشیو کروشیو!
بلا : ارباب به اعصابتون مسلط باشید این کارا جلوی بچم ( مانتی ) خوبیت نداره بد آموزی داره !
در همون لحظه دوربین روی مانتی زوم میکنه که داره کارهای ولدی رو بر روی بلیز انجام میده!
بلیز : کمک ... کمک ... کمک.... !
بارتی : ارباب بسپرید به من ، الان خودم ماجرا رو روشن میکنم.
بارتی میره و یه چیزی در گوش کورممد میگه بلافاصله چشمهای کورممد گرد شده و با ترس و لرز به بارتی نگاه میکنه.
بارتی
کورممد : باید با شریکم مشورت کنم !
بارتی : منتظرم !
ملت

چند لحظه بعد

ملت اسلی
کورممد و گیج ممد
گیج ممد : خوب راستش ....
ولدی : کروشیو !
گیج ممد : خوب دارم میگم دیگه چرا هولم میکنی؟ ..... هیچی ما از توی نقشه فهمیدیم که اینجا یه گنج مربوط به سالازار کبیر مخفی شده اومده بودیم پیداش کنیم همین!
بلافاصله تالار در سکوتی وهم انگیز فرو میره هیچ صدایی از کسی در نمیامد. همه به طرز مخوفی سرگرم حذف این جملات بودند ناگهان چند نور سبز در تالار پدیدار میشه و کورممد و گیج ممد بی حرکت بر روی زمین می افتند.
آنی : گفتم در هر حال میکشیمتون.
ولدی : اون چیزی رو که باید میفهمیدیم فهمیدیم !
------
( برای متوجه شدن داستان به پستهای اولیه توجه کنید )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/8/1 16:45:48
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/8/1 16:53:58
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: دوشنبه 1 آبان 1385 14:35
نمایش جزئیات
آفلاین
ولدمورت: خوب، اولین مجرم مالدبر!
مالدبر: چی؟ به من بدبخت تازه وارد چیکار دارین؟ کور ممد و گیج ممد مجرمن!
ولدمورت: تو اون گنجینه رو برای اختراع مادولین میخواستی! تو رییس اون دوتایی!
آنی مونی: اعتراض دارم آقای قاضی!
ولدمورت: اعتراضتان وارد نیست!
انی مونی: قاضی ارزشی!
ولدی: چی؟ داداش؟ جی؟ عضلاتو حال کن!
آنی مونی: بیشین جوجه!
دعوا......
ولدی: خوب، میریم سر وقت مجرما... مالدبر.
مالدبر به سمت ولدمورت میرود و در گوشی میگوید:
مالدبر: حالا شما یه کاریش بکن. حقت محفوظه!
ولدی: خیله خوب! بشین! مالدبر بیگناهه! کور ممد...
کور ممد: جان مادرم بیگناهم! بیگناهم! من یه عقده ایه یتیمم! بچه که بودم ماردم رفت زیر ماشین له شد! پدرم رفت معتاد شد س.م.ب.م گرفتش انداخت حبس تو آکابان مرد...
ملت:
ولدی: اووهووو! تو بخشیده شدی! خرممد... ببخشید گیج ممد...
گیج ممد: منم داداش کور ممدم!
ولدمورت: دروغگو! اونکه گفت داداش نداره!
گیج ممد: یعنی چی آقا؟ من امکان دزدی ندارم! من یه آدم متشخص هستم که پدرم...
ملت:
ولدی: نخیر! مجازات اعدام!!!!!!!!!!!!
ملت: چی؟
ولدی: همینکه گفتم... مگه اینکه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I Was Runinig lose
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 30 مهر 1385 15:22
نمایش جزئیات
آفلاین
لسترنج این اخرش رو انحرافی رفتی ها.
------------------------------------------------------------------------
در دادگاه با لگد باز میشه مردی از شدت عصبانیست بیشتر شبیه یه گوله آتیشه وارد دادگاه میشه ک
- با ناموسه من چیکار دارید ؟ مادراتون رو به عضاتون می شونم!
لرد :
-هوی بز ساکت. در محفل ما و زیاده خواهی
انی :
-این کیه اومده شاخ بازی در میاره؟
بارتی:
-اییی منم بارتی کراوچ کبیر بی ناموسا با خواهر نانتیه من چیکار دارید؟
رودولف:
-چرا داغ میکنی برای قضاوت اومده.
بلا:
-رودولف تو چرا ازش طرفداری می کنی؟
بارتی:
-قضاوت چیه ؟ بی ناموسیه ؟ ها بی ناموسیه همتون رو می کشم.

قوطی مادولین:
- قضاوت چیزی است درونی که از بیرون به دو قسمت مواضی تقسیم میشود (ارزشی بازیه وسط پست)

لونا از روی صندلی بلند میشه و به طرفه برادرش میره:
-نه عزیز بیناموسی نیست یه چیزی تو مایه های قوطی مادولینه
کور ممد : مارو آزاد کنید بریم دیگه
بعد از چند دقیقه در دادگاه سکوت حکم فرما میشه.
انی داد می زنه:
-دادگاه رسمیست.
ناگهان پس گردنیی روانه ی گردنه انی میشه.
لرد:
اینو باید اون بگه و اینو باید تو بخوری نه اینو اون بخوره اونو تو بگی
لونا:
-حالا میرسیم به مجرمین.

------------------------------------------------------------------------
بارتیموس تنهای ارزشی که نوار صفر درجه را به 5/1 تبدیل کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[مواظب افکارت باش که تبدیل به گفتار می شود.
مواظب گفتارت باش که تبدیل به رفتارت می شود.
مواظب رفتارت
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 30 مهر 1385 14:06
نمایش جزئیات
آفلاین
گيج ممد : من !
لرد : خب بوگو
گيج ممد : شما عدالت ندارين ، قاضي بايد يكي ديگه خارج از اسلي باشه .
ملت حاضر به صورت بينابين :
لرد هم چون عادت نداشت كسي بهش بپرونه به اين شكل در اومده بود :
كور ممد سعي داشت گيج ممدو بشونه روي صندليش ولي گيج ممد بلند شد .
لرد خودشو براي آواداكداوارا آماده كرده كه آني موني : ارباب خوب نيست با اين ارزشيا در بيفتين ، يكي از خارج اسلي بيارين تا بهونه نداشته باشن .
لرد چوبشو برگردوند و خواست آني مونيو جر بده كه فهميد زياد هم حرفش بد نيست .
لرد : هيات منصفه .
رودولف و بلا از جا پريدند ، رودولف به سمت لرد حركت كرد كه يقه اش از پشت كشيده شد ، رودولف در يك حركت انتحاري در پي دفاع از خودش برآمد كه ناگهان متوجه حضور بلاتريكس در پشت سرش شد . رودولف ايستاد تا بلا جلوتر از او پيش لرد برود .
لرد ورودولف و بلاتريكس با مشاورت آني موني مشفول مشورت باري انتخاب قاضي شدند .
روي صندلي متهمين گيج ممد و كور ممد هنوز باور نكرده بودند كه با نظر لردو عوض كرده باشن .
پس از 5 دقيقه آني موني رو به حضار كرد : خب ما فكر كرديم وتصميم گرفتيم كه قاضي بعدي ....
لرد محكم مي زنه پس كله ي آني ، لرد : مگه خودم زبون ندارم .
آني موني :
لرد : قاضي بعدي بعد از رفتن من رودولف به بيرون تالار معلوم مي شه .
رودولف از تالار مي ره بيرون و چند لحظه بعد به همراه لونا لاوگود به تالار برگشت .
بلا :
رودولف :
لرد : لونا لاوگود ، قاضي بعدي دادگاه .
لونا لاوگود به سمت صندلي قاضي مي ره كه در اون لحظه لرد روش نشسته بود ، فكر مي كرد لرد پا مي شه وجاشو به لونا مي ده ولي با نگاه هاي لرد تصميمش عوض شد .
در همين لحظه صداي فريادي از بيرون تالار شنيده شد :
با ناموس من چي كاردارين ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 30 مهر 1385 01:31
نمایش جزئیات
آفلاین
اين ارزشي بازيها چيه درآوردين؟
-------------------------------------------------------------------------
ناگهان ضربه محكمي به مخ آني موني واردميشود-خداوند آني موني رابراي ما نگهدارد هروقت كم مياوريم يك بلايي سرش مياوريم وخدايي طنز مساله ميرود بالا -
واني موني روي زمين عين فرش پهن ميشود:
-كي بود؟
-آني موني بود!!!
-آخه بوق من خودم آني مونيم!!!
-نه تو بدنت گرمه نوفهمي من ديدم آني موني بود!!!
-آواداكداورا
ملت خشانت پرور اسلايترين گيج ممد و كور ممد را ميبرند درون تالار كه ازآنها بازجويي بكنند...درابتدا مانتي وگل گوشتخوار از تالار بيرون ميشوند چون انها هردو مجرم را زنده ميخواهند ولي بعدازاينكه لرد چپ چپ به ملت اسلي نگاه كرد مانتي وگل گوشتخوار دوباره به تالار برميگردند!!!
گيج ممد وكور ممد وسط تالار روي صندلي نشسته اند ومردم دارند به رابستن چپ چپ نگاه ميكنند چون بجاي طناب زندانيان رابا چسب قطره اي به صندلي چسبانده!!!
-دادگاه رسمي است...
-چي چي رسميه هنوز قاضي نداريم؟
-
-خوب از اول بگيد لرد قاضيه...
لرد روي صندلي جلوس ميكند بعد دنبال رودولف ميكند:
-مرض داري پونز ميذاري روي صندلي من؟
-فكركردم جاي آني مونيه!!!
بالاخره آرامش در فضا حكم فرماميشود ولرد شروع ميكند:
-دادگاه رسمي است،من قاضي هستم اني موني مشاورم ورودولف وبلاتريكس اعضاي هيات منصفه...حالا هركي جرات داره از متهمين دفاع كنه!!!
متهمين:
ملت حاضر در صحنه:
اعضاي هيات منصفه:
-پيرامون حمله مسلحانه عده اي قاتل وتروريست بين المللي به تالار اسلايترين وحمله اين بيناموسان به كودكان اين مرز وبوم وترساندن آنها...
درهمين لحظه لردبه مانتي اشاره ميكند وهمه دلشان غنج ميرود براي مانتي كه دارد يكي از گريفيندوري هارا هضم ميكند:
-...ما اينجا جمع شده ايم كه براي اين دوتا بوق اشدمجازات ميخواهم!!!
دراين لحظه لرد توسط آني موني توجيه ميشود كه قاضي است وبايد عادل باشد!!!
-خوب من گويا يك لحظه جوگيرشدم...شاهداول!!!
بليز از وسط جمعيت ميايد درجايگاه شهود قرار ميگيرد ورودولف ميرود بازجويي:
-اعتراف كن
- تومگه هيات منصفه نبودي؟
-بودجه نداريم من دوشغله شدم
-آها..خوب راستش من وگل گوشتخوار داشتيم بازي ميكرديم يكهوو صداي فريادي شنيديم بعدش رفتيم ديديم اين گيج ممد با بيل زده توسر مانتي!!!
ملت اسلي: چه بي رحم
رودولف وبلاتريكس:
متهمين: عجب توهمي!!!
-بعدش گل گوشتخواربمن گفت بروم مانتي را نجات بدهم...
ماموران دادگاه به گل گوشتخوار كه با بوق بليزرا تشويق ميكرده هشدار ميدهند كه ساكت باشد ولي ماموران به سرنوشت چيزي دچارميشوند!!!
-...بعدش من رفتم كمك بياورم وآوردم!!!
-ميتواني بروي بنشيني شاهد بعدي...خودش مياد لازم نيست يقه شو بگيري رودولف!!!
رابستن درجايگاه شهود قرار ميگيرد وبعد بلاتريكس ميايد:
-
-مامان
-اعتراف كن تا نزدمت!!!
-اينا كشتنش!!!
- كيو كشتن؟
-مانتيو
- كروشيو!!!!
ماموران امدادگر رابستن رابيرون ميبرند...همه باخشانت به متهمين نگاه ميكنند ولرد شروع ميكند به خواندن حكم:
-اعدام...
-اعتراض دارم!!!



كي اعتراض داره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بزودی در این مکان یک امضایی بگذاریم که ملت کف کنند!!!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: چهارشنبه 26 مهر 1385 21:06
نمایش جزئیات
آفلاین
گیج ممد: ای بابا! بازم خمار شدم.
کور ممد: داداش بیخی! بیا درریم.
گیج ممد: نه! واستا مادولین بکشم!
قوطی مادولین: قیژژژژژژژژژژژژژ
گیج ممد: اوووف... پووووفففففف
کور ممد: بدو رسیدن!
گیج ممد: بیا تویم بزن که اینجا بدجور استیل صفایه!
کور ممد: نه!
کورممد: ای باباا نزن دیگه پاشو بریم.
گیج ممد: نه! نمیام حال میکنم... جووووووننننننن
ناگهان بچه ها به آنجا میرسند.
دراکو: ای خاک بر سر معتادان روزگار
کور ممد:
رابستن: پاشین بریم! مگه نمیدونی که اون طرفا همه بچه مثبتن تحویلتون میدن ناظرای وزارت؟
گیج ممد: نه! من نمیام! باید مادولین بزنم!پوووووفففف
بلا: ای بابا! چیکارش کنیم؟
دراکو: بکشیمش دزد معتاد گیجو
کور ممد: نه! خواهش مکینم! نکشینش!
دراکو: آوادا...
رابستن: حالا جو نگیرت بیخی. ببریمش بدیم این شاگرد جدیده فکری به حالش کنه!
دراکو: اون مالدبر که ازین گیج تره
رابستن: نه تو بیا برو...
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I Was Runinig lose
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: چهارشنبه 26 مهر 1385 18:11
نمایش جزئیات
آفلاین
رودولف : آناكين مگه نمي بيني تو چه وضعيتي هستيم ؟
آناكين با دقت به ملت اسلي نگاه مي كنه و در نهايت مي گه : مگه چي شده ؟
بليز : بي خيال ....كور ممد و گيج ممد اومده بودن دزدي .
آناكين گردنشو كج و راست مي كنه و آخرش در حالي كه متوجه شده در توهم كامل قرار داره بر مي گرده به تخت خوابش .
ملت برمي گردن تا در مورد كور ممد و گيج ممد تصميم گيري كنن كه مي بيينن جا تره و بچه نيست .
بلا به سقف سوراخ شده نگاه مي كنه و در حالي كه چشماشو ريز كرده بود تا آب بارون تو چشمش نره گفت : از اون جا فرار كردن .
گري به سمت وسايل مي ره و با تعجب متوجه مي شه كه بازهم جا تره و بچه نيست .
گري : وسايلمونو هم با خودشون بردن .
جاگسن : اي نامردا !
ايگور : بريم دنبالشون .
بليز در يك حركت انتحاري سعي مي كنه بپره بالا ولي روي رودولف مي افته . رودلف : چي كار مي كني ؟
بليز كه از روي زمين بلند مي شد گفت : اين طوري نمي شه بايد يكي قلاب بگيره ما بريم بالا .
بعد به دراكو نگاه مي كنه و مي گه : قرعه كشي راه بنداز .
دراكو : حالت خوبه ؟ مگه ما جادوگر نيستيم ؟ چرا مشنگ بازيت گل كرده ؟
بليز : تقصير من نيست ، تقصير اين رابستنه كه مي پسته .
دراكو يه نردبون ظاهر مي كنه ، رودولف جان فشاني مي كنه و مي خواد بره بالا كه نردبون از وسط نصف مي شه .
بلا : داركو !
دراكو :
رودولف :
دراكو كه مي ديد اوضاع داره وخيم مي شضه خودش دستاشو آماده مي كنه تا ملت اسلي بتونن برن دنبال كور ممد و گيج ممد .

در پشت بام هاگوارتز .

كور ممد و گيج ممد داشته مي دويدن و كيسه ي اموال ملت اسلي رو با خودشون مي بردن .
كور ممد در حالي كه سعي مي كرد نقشه را نگاه كند پس گردني محكمي به گيج ممد زد و گفت : شوشي ! نقشه رو چپه گرفتي ! گنج سالازار توي تالار هافلپافه .
گيج ممد : خب الآن اين چه ربطي داشت ؟
كور ممد : من چه مي دونم !
گيج ممد : نمي شه ! اگه نگي چرا خودتو از اين بالا مي ندازم پايين .
كور ممد : حتما براي اينه كه رول پيش بره .
گيج ممد : حق با توئه .
سپس با هم به سمت تالار هافلپاف رفتند ، ملت اسلي هم بدون دراكو در پشت بام هاگوارتز با داد و فرياد جلو مي رفتند و به دنبال كورممد و گيج ممد بودن .

ادامه دارد .....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: دوشنبه 24 مهر 1385 22:23
نمایش جزئیات
آفلاین
تمام پسر ها از خوابگاه خراج میشن تا برن پشت بوم تالار رو دید بزنن
از جلوی یه اتاق عبور میکنن که علامت شوم قشنگی روی درش کندهکاری شده بود. ( اتاق خوبا اختصاصی خودم) ( کپی رایت بای بیلز)
ملت داشتن به سمت خوابگاه ساحره ها میرفتن تا با پشتبانه ی ساحره ها فبرن پشت بوم که یهو صدای ریزش یه چیزی ( ترجیحا سقف ) رو از توی خوباگاه پسر ها میشنون

در یک لحظه همه با هم به سمت خوابگاه حجوم میبرن ( یعنی بر میگردن) و در این راه چند تا کشته و زخمی هم میدن

خلاصه میرسن به خوابگاه و میبینن کورممد و گیج ممد در حال وارسی وسایل اون ها هستن

کور ممد: آخ جون گنج سالاز رو پیدا کردیم

گیج ممد: گنج چیه؟

پسر ها همه با هم: آی دزد کمـــــــــــــــــــــــــک

و با این فریاد جهنمی سیل ساحره ها هم به اون خولبگاه سرازیر میشه و پسیر ها در پناه دختر ها تصمیم میگرن که چه خاکی تو سرشون کنن

همه دارن با تعجب به کور ممد و گیج مدد نگاه میکنن که در حال غلت زدن توی گنجینیه یبهقینبمت گرفتهی سالازار هستن ( همون وسایل ملت قهرمان اسلی)

در این هنگام صدای از پشت سر شنیده میشه. دری به ارامی باز میشه . دری که روش یه علمت شوم کندکاری شده. اتاق پشت در تاریکه و علمت شوم به آرامی در تاریکی فرو میره. در عوض فردی هم به آرامی از تاریکی میاد بیرون . فردی که یک لباس خواب صورتی با نقطه های سفید پوشیده و دمپایی های سبز رنگ به پا داره . با تعجب به سمت خوابگاه پسرها میره و از پشت سر جمعیت با صدای بلند میپرسه

- اینجا چه خبره؟ چرا نمیگذارین یه شب باآرامش بخوابیم؟

ملت که در حال تماشای کور ممد و گیج ممد بودن برمیگردن تا آناکین رو که پشت سرشون واساده ببینن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آناکین مونتاگ در 1385/7/24 22:41:15
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: دوشنبه 24 مهر 1385 16:25
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع جدید

صدای غرش های هولناک آسمان همه جا رو به لرزه در میاورد . مدتها بود که ابری سیاه پهنه اسمان رو در برگرفته بود و بدون کوچکترین رحمی میبارید . صاعقه ها یکی پس از دیگری بر اسمان پدیدار شده و بعد از روشن کردن زمین دوباره ناپدید میشدند و جای خودشان را به رعدی دیگر میدادند . آب دریاچه باز هم نسبت به روزهای گذشته بالا آمده بود و از قرار معلوم حالا حالاها باران حاضر به تسلیم شدن نبود.

چند روزی میشد که تمام کارهای خارجی هاگوارتز مختل شده بود و دانش اموزان تنها در داخل هاگوارتز سرگردان به این سو و آن سو میرفتند و کسانی که هر روز سرما خورده و کلاسهایشان را از دست میدادند. اما حتی این حوادث یهویی هم مانع از به وجود آمدن حوادث ارزشی نمیشد .

مکان : بالا پشت بوم تالار اسلیترین
زمان : سه نصف شب

- ها ... گیج ممد من بارها نقشه رو بررسی کردم همینجاست خودشه !
گیج ممد : پس طبق محاسبات تو ما الان باید وسط وزارت سحر و جادو باشیم ؟
کورممد در حالی که داشت نقشه رو برای هزارمین بار وراسی میکرد میگه :
- نه شک ندارم ... اینجا محل دفن تمام ثروت سالازار کبیره !
کورممد و گیج ممد به هم نگاهی کرده و خنده ای شیطانی رو سر میدند و در همون لحظه در بکگراند تصویر ، آسمان چند صاعقه میزنه.
کورممد : گیج ممد ما پولدار میشیم !
گیج ممد : به امید داشتن زندگی ارزشی تر !
دو جوینده کلنگ های خودشونو در میارند و در حالی که دارن شعر زیبای فیش فیشو مار نازنین رو زیر لب زمزمه میکنند شروع به کندن سقف تالار اسلیترین میکنند .

((توجه : کورممد بخاطر اطمینان داشتن در محاسباتش نقشه رو در آسمون ول میکنه !))

چند لحظه بعد
مکان : طبق پایین

همه ملت غیور اسلیترین در تخت های خود به خواب عمیقی فرو رفته اند.
تیک ... تیک ..... تیک .... تیک ..... ( صدای قطره های باران )
رودولف : هوووم چه توهمی از سقف داره اب میچکه !
گویل : بگیر بخواب داری خواب میبینی !
و دوبارههر دو به خواب عمیقی فرو میرند.

تیک .... تیک .... تیک .. تیک . تیک تیک تیک تیک ششششوووششش ( آهنگ تند شدن قطره ها )

رودولف

در همون لحظه کروشیویی از خوابگاه دختران به سمت رودولف روانه میشه.
بلا : بگیر بخواب دیگه !
رودولف : آخه عزیزم من الان در اب شناورم
در همون لحظه سوراخ های مشابهی در سقف ایجاد شده و همه ملت از خواب میپرن !
- کمک .. کمک هاگوارتز داره غرق میشه !
- ملت بیاین روی عرشه !
- هاگوارتز سوراخ شده ( هم وزن کشتی سوراخ شده )
- بادبان ها رو بکشید ! دزدان دریایی !
در اون میان وزیر مردمی به وضوح دیده میشد که در تخت خود مشغول کرال شنا کردن بود غافل از اینکه داره اب های اطرافشو به سمت بقیه پرت میکنه.
ملت
بلافاصله نیروی امداد یک نفره که شامل هوکی یگانه جن اصیل میشد نیز از راه رسید و با چند جلیقه نجات به کمک ملت غیور اسلی شتافت.

چند لحظه بعد

قسمت های مختلف سقف تالار سوراخ شده بودند و از آنها باران به داخل میامد و در اون میان اعضای اسلیترین که تا زانو رد اب فرو رفته بودند در حالی که حوله هایی به دور خود انداختند با حیرت داشتند به این صحنه عجیب نگاه میکردند.
دراکو : هووووووم ! معلوم نیست اون بالا چه خبره !
ایگور : اره واقعا مسخرست ! تازه خوابم به جای باحالش رسیده بود.
ملت : ویز ویز ویز ویز !!! ( شامل قسمتهایی که به خاطر نداشتن اهمیت سانسور شده است)
بلیز : هووووم یه لحظه ساکت !
همه ساکت میشن.
تق تق تق تق !!
بلیز : هووووم مثل اینکه بالای سقف تالار دارن کنده کاری میکنن !
مانتی : د ... آخ جون نون !
بلیز : هووووم رودی جان لطفا این پسرتونو از جلوی چشمم دور کنین من به جونور جماعت حساسیت دارم اونم از نوع آدم خوارش
دراکو : آره ، ولی فکر میکنم قبلش حتما باید یه نگاهی به پشت بوم بندازیم !

---------------------------

خوب امیدوارم که پست خوبی برای شروع یه موضوع جدید باشه ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: شنبه 15 مهر 1385 13:15
نمایش جزئیات
آفلاین
آری اون بارتیموس کراوچ بود.
ملت : بارتیموس تو کجا بودی؟
بارتیموس : پیش ارباب.
رودی : پیش ارباب چه کار می کردی؟ نکنه پاچه خواری می کردی؟
بارتیموس : بابا رفته بودم بلیط سینما بگیرم بریم سینما.
جاگسن : آخ جون سینما . فیلم چی ؟
بارتیموس : گرگ و میش
همه ملت به جنب و جوش می افتن و میرن که حاضر شن برن سینما.
بلا : رودولف مانتوی من رو کجا گذاشتی؟
رودولف : تو همون کشوئه.
بلا : نیست.
رودولف : به خدا تو همون کشوئه گذاشتمش.
بلا : که اینطور . پس بگیر . کروشیو.
و به این ترتیب بلا می افته دنبال رودولف.
بلا : میگی یا اینکه به دوبل تحویلت میدم.
رودولف : نه طور خدا . بیا مانتویت رو بگیر برو.
بلا : اونو بدش من .
بلا مانتو رو از رودولف می گیره.
بلا : کروشیو
طلسم به رودی برخورد می کنه و رودی از درد به خودش می پیچه . عین مار بوآ.
رودی :
بلا :
در همین لحظه بلرویچ رفت پائین تا پیکانش رو تمیز کنه تا با پیکان جوانان اون برن سینما.
جاگسن : رابی جوراب من رو ندیدی.
رابی : چرا بابا . انقدر بو می داد باهاش دو سه تا محفلی رو کشتم.
جاگسن : آخ جون یه صلاح جدید باسه ارباب. حتما به من جایزه نوبل میدن باسه این کشفم.
رابی : دلت رو خوش نکن . بیا جورابت رو بگیر و بپوش .
جاگسن جوراب رو می گیره و یه بوش میکنه.
جاگسن : این که بو نداره .
ملت :
رابی : من دارم خفه میشم . طور خدا یه ذره بهش اتکلون بزن.
جاگسن : نه بابا . به عنوان یه صلاح به درد می خوره.
ملت :
از اون طرف بلیز و ایگور نمی دونستن جوراب خودشون رو تشخیص بدن کدومه .
بعد از یک ساعت که طول می کشه حاضر شن(چقدر سریع )
میرن سوار پیکان میشن.
بلرویچ : ملت سوار شین بریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�