شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
Fourteen Chapter - Minister of Magic The second years were given something new to think about during their Easter holidays. The time had come to choose their subjects for the third year, a matter that Hermione, at least, took very seriously.
ترجمه : هری پاتر و تالار اسرار ؛ فصل چهاردهم ؛ وزیر جادو در مدت تعطیلات عید پاک به سال دومی ها گفته بودند تا درباره تکالیف خود فکر کنند . زمان انتخاب موضوع درسی برای سال سوم فرا رسیده بود و از نظر هرمیون این موضوع بسیار حائز اهمیت است
اونجوری که من دیدم در کتاب زندانی ازکابان 5 بار از کلمه عید پاک استفاده شده : نقل قول:
Harry Pooter and the Prisoner of Azkaban CHAPTER THREE THE KNIGHT BUS "Ah, you're worrying about the reaction of your aunt and uncle?" said Fudge. "Well, I won't deny that they are extremely angry, Harry, but they are prepared to take you back next summer as long as you stay at Hogwarts for the Christmas and Easter holidays." Harry unstuck his throat. "I always stay at Hogwarts for the Christmas and Easter holidays," he said, "and I don't ever want to go back to Privet Drive." ترجمه : هری پاتر و زندانی ازکابان فصل سوم , اتوبوس شوالیه فوج گفت : اّه , تو نگران رفتار خاله و شوهر خاله ات هستی ؟ خب , من نمیخواهم انکار کنم که آنها بشدت عصابی بودند , هری , اما خاله و شوهر خاله ات منتظر هستند که تابستان برگردی در حالیکه ایام کریسمس و تعطیلات عید پاک در هاگوارتز میمونی رگ گلوی هری از فرط خشمناکی بادکردند , هری گفت : من همیشه ایام کریسمس و تعطیلات عید پاک رو در هاگوارتز میمونم و هیچ وقت هم نمیخواهم به اون پریوت درایو برگردم
Harry Pooter and the Prisoner of Azkaban CHAPTER SIX TALONS AND TEA LEAVES Professor Trelawney : And around Easter, one of our number will leave us forever." ترجمه : پرفسور تریلانی گفت : در ایام عید پاک , یکی از شما بچه ها کلاس ما را برای همیشه ترک خواهد کرد . CHAPTER FIFTEEN THE QUIDDITCH FINAL "Ooooo!" said Lavender suddenly, making everyone start. "Ooooo, Professor Trelawney, I've just remembered! You saw her leaving, didn't you? Didn't you, Professor? 'Around Easter, one of our number will leave us forever!' You said it ages ago, Professor!" ترجمه : فصل پانزدهم فینال کوییدیچ اووووه ! لاوندر ناگهان گفت : همه توجه کردین , اوووه پرفسور تریلانی , من دارم به خاطر میارم ! شما رفتن هرماینی گرانجر را پیش بینی کرده بودید , اینطور نیست ؟ ایا اینطور نیست پرفسور ؟ در ایام عید پاک , یکی از شما بچه ها , کلاس ما را برای همیشه ترک خواهد کرد , این رو خود شما اول ترم گفته بودید پرفسور !
CHAPTER FIFTEEN THE QUIDDITCH FINAL The Easter holidays were not exactly relaxing. The third years had never had so much homework. Neville Longbottom seemed close to a nervous collapse, and he wasn't the only one. "Call this a holiday!" Seamus Finnigan roared at the common room one afternoon. "The exams are ages away, what're they playing at?" ترجمه : فصل پانزدهم فینال کوییدیچ تعطیلات عید پاک برای سال سومی ها انچنان خوش نگذشت , سال سومی با یک عالم تکلیف در این ایام از طرف اساتید روبه رو شده بودند , نویل لنگ باتم که از زور تکلیف بهوش میشد و فقط نویل نبود که اینجوری میشد در یکی از بعد از ظهرها سیموس فینگان با نارضایتی گفت : مثلا به این ایام تعطیلات عید پاک میگن ! باید خودمون رو برای امتحانات اماده کنیم , چی میشد که ما هم میتونستیم تفریح کنیم !
مطمئنا در كتابهاي بعدي هم از ايام عيد پاك صحبتي شده ولي هر چي تو شاهزاده دورگه گشتم ، ديدم از اين كلمه عيد پاك استفاده نشده در صورتي كه در 5 كتاب قبليش استفاده شده ، اينم خودش يه نكته جالبه !
ولي حالا دارم دنبال كلمه خدا تو 6 كتاب هري پاتر ميگردم ! اگر چيزي ديدم حتما اطلاع ميدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط monalizza در 1385/9/6 12:24:41
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
اگر منظور كاراهاي رولينگباشه من فكر ميكنم اين سياستش باشه كه از هيچ خدايي نام نمي بره تا همه نوع قشري طرفدارش باشن كه البته سياست جالب و كارسازيه اگه خيلي به مسيحيت گير ميداد بقيه دين ها نم يخوندن يا نمي زاشتن بچه ها بخونن و بر عكس
با تشكر از موناليزاي عزيز كه منابع مستند و محكمي از وجود عيد پاك مسيحي در بين جادوگران ارائه كردن.
لازم ميدونم كه در اينجا به يه نكته مهم اشاره كنم:
استابي بوردمن نوشته كه مرلين به عنوان نماد خداوند در كتاب محسوب ميشه. اين اشتباهيه كه خيلي از دوستان مرتكب شدن.
اولا اگر ولدمورت شيطانه و مرلين خدا، پس چرا ولدمورت (شيطان) همه جا حضور داره ولي مرلين هيچ جا ديده نميشه؟
اگر بخوايم نظيرسازي ديني بكنيم (كه من زياد موافق نيستم) ميتونيم مرلين رو يه قديس (يا همون سيد و امامزاده خودمون) بدونيم و ولدمورت هم ميتونه معادل دجال باشه (ضد مسيح يا همون ضد امام زمان).
اما به طور كلي مرلين كسيه كه مردم بهش قسم مي خورن و اين فقط تو فرهنگ ما نيست بلكه تو فرهنگ مسيحي ها و ملت هاي ديگه هم هست.
بلا تشبيه شبيه قسم حضرت عباس و قربون دو دست بريدش رفتن (البته بلاتشبيه)
پس مرلين به هيچ وجه نقش خداوند رو نداره بلكه يه اسطوره و اسوه محسوب ميشه كه همه بهش احترام ميذارم.
بازم ميگم من تشبيهات مذهبي رو زياد قبول ندارم و دنبال يه اثر صريح و مشخص از وجود خدا توي كتابها ميگردم.
اولا که هری پاتر یه رمان فانتزیه و دلیل نمیشه که کتابی دینی و مذهبی از آب در بیاد ولی با این حال رولینگ در جاهایی اگر چه مختصر خدا رو حاظر دونسته و کلا روش رولینگ نماد محوریه که مرلینو در قالب خدا جای داده و ولدمورت رو در جایگاه شیطان رولینگ بیشتر میخواد بچه هارو با دنیای پاکی و زشتی آشنا کنه و به عبارتی پیام اخلاقی داره داستاناش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اینجوری پیش بره باید کم کم گفت: نقل قول:
دلبستگی من به جادوگران و اعضاش کمتر از اون چیزیه که قبلا فکرشو میکردی
خداوكلي بين همه عيدها اين يكي به من كلي حال ميداد !
من تا اونجای که یادم میاد تقریبا در هر کتابی به عید پاک اشاره شده اما من یه مورد رو خوب یادمه که الان هم از روی کتاب بزرگسالان نسخه انگلیسی پیداش کردم : نقل قول:
Harry Potter and the Sorcerer's Stone
CHAPTER FOURTEEN NORBERT THE NORWEGIAN RIDGEBACK
Unfortunately, the teachers seemed to be thinking along the same lines as Hermione. They piled so much homework on them that the Easter holidays weren't nearly as much fun as the Christmas ones.
ترجمه : نقل قول:
هری پاتر و سنگ جادو فصل چهاردهم نوربرت , اژدهای دندانه دار نروژی : متاسفانه , اساتید هم مانند هرمیون فکر میکردند ؛ آنها انقدر تکلیف به بچه ها داده بودند که در تعطیلات عید پاک مانند ایام کریسمس به بچه ها خوش نگذشت ...
من کتابهای فارسی و ترجمه مترجم ها رو ندارم اگر کتابهای مترجم ها رو دارید برید فصل چهاردهم و بعد از چند خط از اغاز فصل این جمله باید وجود داشته باشه مطمئنا در كتابهاي ديگه هم ديدم ولي اگر تو کتابهای دیگه هم پیدا کردم حتما اطلاع میدم !
راستی یادم رفت بگم که در اکثر کشورها این روز , تعطیل رسمی هست!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
موناليزاي عزيز: خيلي ممنون، توضيحاتت درباره عيد پاك خيلي خوب بود. اگه لطف كني و بگي تو كدوم كتاب بود كه عيد پاك رو جشن گرفتن ممنون ميشيم و كارت كامل و بدون نقص مي شه.
من فقط كتاب شاهزاده دورگه رو به زبان اصلي دارم دوستايي كه كتابهاي ديگه رو به زبان اصلي دارن براي من لينكش رو پيام شخصي بفرستن تا من دانلود كنم و بيشتر برسي كنم.
البته سنگ جادو رو دارم و توي اون هيچ اثري از كلمه GOD نيست و همين برام مشكوك ميزنه.
عيد پاك در واقع يك جشن بزرگ مذهبي ( مسيحي ) است ، در اينكه اين عيد نشانه پيروي از دين عيسي مسيح است شكي نيست چون درواقع اين عيد جشني براي مسيح است عيد پاك يه مراسم مذهبي مسيحي است كه پيروان مسيحي به خاطر قيام حضرت مسيح پس از مرگش ، اين روز رو جشن ميگيرند در اين روز مردم به هم هديه ، گل و شيريني ميدن البته نشانه اين روز تخم مرغ هست كه بيشتر هديه هاي مردم در اين روز تخم مرغ رنگ شده است در بعضي از كشورهاي اروپايي مثل لهستان و ليختن اشتاين و ... هم در اين روز مردم به هم آب ميپاشند يعني با سطل اب تو خيابون دنبال هم ميكنن !
گراميداشت اين عيد در هري پاتر يكي از نشانه هاي مسيحي بودن كتاب هري پات است
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط monalizza در 1385/9/5 14:35:03
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
اينكه خوبي و بدي با هم روبرو ميشن كافي نيست چون ادياني هم وجود دارن كه خدا رو قبول ندارن ولي به دلايل عقلي به خير و نيكي راي ميدن. تمايل به خير و نجات انسانها و كمك به ضعفا همه دلايل انساني دارن و نميتونن نشانه وجود خدا در داستان باشن.
اين نظر منه شايد شما يا ديگران نظر ديگه اي داشته باشيد
براي قبول اينكه خدا در اين داستان هست يا نه لازم نيست كه حتما اسم خدا اورده بشه! همين كه خير و شر معنا پيدا كرده در داستان نشون ميده كه يك مبدا و اصلي براي مقايسه اعمال هست كه هرچه موافق اون باشه خوب و خلاف اون بده.همه ما نجات ادم ها رو خوب ميدونيم...... پس هر چيز كه اين عمل از اون اومده هم خوبه.ممكنه كه اون ها در باره ايين و مسائل مذهبي حرف نزدن ولي در مجموع خدا در اين داستان هست.
سريوس بلك عزيز: من متنهايي از كتاب شاهزاده دو رگه رو به زبان اصلي براي همه نوشتم كه كمي بالاتر مي بينيد و مواردي كه از خدا حرف زدن كاملا مشخصه اما درباره جشن عيد پاك من چيزي نميدونم اگه بيشتر توضيح بدين و بگيد كه تو كدوم كتاب بوده ممنون مي شم.
دقيق پست تو رو نخوندم و فكر كردم كه اون انگليسي ها واسه امضات هستش!!!
در ضمن در مورد عيد پاك هم وقتش رو ندارم كه بنويسم دقيقا كجا و كجا بوده ولي مطمئن هستم كه چندجايي اشاره شده بهش برو كتاب رو دقيق تر بخون!!!
توضيح بيشتر در مورد عيد پاك رو هم هر وقت فرصت كردم مينويسم
سيريوس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم