
شدیدا دیره و ملت ریون هنوز بیدارم نشدن،ییهو گوشی یه نفر زنگ میخوره و همه از خواب میپرن مثه سیخ،صاف میشین و ساعت رو که میبینن،از تعجب شاخ درمیارن،میپرن که خودشونو جمع و جور کنن تا به مسابقه برسن!
در همین اوضاع و احوال که برادر از برادر خبر نداره و چشم چپ به چشم راست دروغ میگه(چه ربطی داشت؟!
)بری با قیافه ی بدبختا یه نگاهی به دیگران میندازه و به گلوش اشاره میکنه،اما کسی توجه نمیکنه.بری شروع به بالا پایین پریدن میکنه،دست تکون میده!تا اینکه بینز اونو در حالت خفگی و درحالیکه نفسای آخرو میکشه و دکترا ازش قطع امید کردن و خانواده ش براش حلوا و خرما هم سفارش داده ن(!!)میبینه و میره بالاسرش!-میخوای رو به قبله ت کنم؟!

بری بدبخت زارش میگیره(ترجمه:گریه ش میگیره!)و همچنان به گلوش اشاره میکنه!رنگ صورتش ابتدا سبز سپس بنفش و نارنجی میشه و سرانجام به قرمز تغییر حالت میابه!بینز بری رو با یه انگشت(!!)سر و ته میکنه و میزنه پشتش،تا بلکه اون چیزی که تو گلوش گیر کرده بیاد بیرون،اما درنمیاد،بینز روش دیگه ای به کار میگیره و دستشو تا آرنج!میبره تو حلق بری و سر انجام یه جفت جوراب مچاله ی گندیده ی خیسِ تفی از اون ته مها(!)بیرون میکشه و با افتخار لبخند میزنه!همه ی ریونیا یه تیریپ عق میزنن تو یقه ی همدیگه!
-جوراب میخوری؟!
بری آب دهنشو قورت میده و میگه:هین،این جورابه رو ادی بهم داده بود،یادگار ادی بود!
قرار بود روز مسابقه بپوشم،گفته بود شانس میاره!!احتمالا از عشق زیاد به طرف بوش جذب شدم و تو خواب خوردمش!!!
ملت قیافه هاشونو کج و کوله میکنن و یکی خاطرنشان میکنه که باید برن!درنیتجه بدون هیچگونه آمادگی قبلی پامیشن میرن!
===سرِ زمین!===
اسلایترینیا سر زمین مشغول شخم زدن هستن!
...ببخشید...!مشغول سوت بلبلی زدن هستن!ریونیا اونا رو از دور میبینن که برای تفریح (!!)دارن طلسمای جادوی سیاهو رو هم دیگه امتحان میکنن!چو زیر لبی میگه:ایول!فاتحه الصلوات!آدم تو آفتابه شیر موز بخوره جلو اینا زاقارت نشه!!بابا اینا واسه تفریح دارن همدیگه رو میکشن،یه وخ از قیافه هامون خوششون نیاد که مغزامونو متلاشی میکنن!!

الکسا درحالیکه از دندوناش از شدت ترس بهم میخوره میگه:نگرون نباش باب!تو قوطین!
چو:آره مشخصه داری هلاک میشی از ترس!!!
الکسا:نه این بخاطر سرماست!

در اینجا لازمه خداوند متعال رو شکر کنم که سقفی بالاسرشون نیست وگرنه با این حرف ترک برمیداشت!هرچند تو روحیه آسمون هم کم تاثیر نمیذاره!بطوریکه از وسط شکاف برمیدارد و ابرها در آسمانها به حرکت درمی آیند و باران سختی باریدن میگیرد!ریونیا اصلا ناامید نمیشن و به راه پرپیچ و خمشون ادامه میدن تا اینکه بالاخره میرسن سر زمین!همگی تا کمر رفتن تو گل!چرا که براثر بارش بارون خاک تبدیل به گل شده!فنگ و آرامینتا بدون هماهنگی دست میدن و بازی شروع میشه!حدود ده مین بعد مادام هوچ تازه شصتش خبردار میشه که سوت رو نزده!!اما به دلیل پیشرفت بوی سوختگی و آزار و اذیت همسایگان و زنگ زدن به پلیس 110بدلیل سلب آرامش و اینا،از زدن سوت امتناع میورزه!!(جملات ادبی رو حال کنید
)تو این مدت بازی همش دست تیم اسلیه!الکسا و بری بیخود و بیجهت به هم بازدارنده پرتاب میکنن و همدیگه رو مورد ضرب و شتم قرار میدن!فنگ در طی عملیاتی جوگیرانه دیالوگایی که حفظ کرده تا به بچه ها روحیه بده رو تکرار میکنه!
کریچر:هی فنگ،پلیز جلو زبونتو نگه دار!مخمونو خوردی!فعلا که داریم میبازیم!
فنگ:تو غلط میکنی!من واسه کاپیتانی این تیم کل نظریات فرویدو خوندم و جمع بندی کردم و سعی میکنم اونا رو به کار بگیرم!اینم جای تشکرته

به این ترتیب ریونیها مشغول کل کل هستن و از طرف دیگه،لرد داره خیلی ریلکس تمام طلسمایی که به ذهنش میرسه رو سرخگون امتحان میکنه و سامانتا مخ لرد رو مورد عنایت قرار داده و درباره اینکه زن لرد(؟!)تو مهمونی پنجشنبه شب بد صحبت کرده،سخنرانی میکنه!سوروس و ایگور دارن یه آهنگ ضدریونی رو زیر لب زمزمه میکنن و عین قاتلا به بازیکنای طفلی و مظلوم(!)ریون نظر میکنن!
در همین موقعیت،پنی گوی زرین رو که گیر کرده بود تو جوراب ادی،از دور میبینه و نگاهی به اطراف میندازه تا اوضاع رو بسنجه!انگار نه انگار که مسابقه ست!هیچکس حواسش به بغل دستیش نیست!همه سرا تو برگه های خودشون!!
با شادی تمام و با یک چرش*سریع به سمت جوراب ادی که توی پای بریه هجوم میبره و گوی رو میگیره!این لحظه ی فرخنده مصادف با زمانیه که لرد موفق میشه سرخگون رو به 66666قسمت مساوی تقسیم کنه و در نتیجه بازیکنای اسلی دور لرد ولدمورت جمع میشن تا ضایعات خریدار نباشند!

__________________________________
چرش:از مصدر چریدن،بر وزن پرش
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج














ببینید !! ازونجایی که من یک چرنده هستم ، و چرنده ها معده ی دو قسمتی برای چریدن دارن ، من اون مواد زائد رو در یک قسمت معده م ذخیره می کنم و به این حالت می کشم بالا تف می کنم !!(و یک جرعه از مایعی زرد و بو دار را رو به دوربین تف می نماید .)



