پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

90
نفر همین الان آنلاین‌اند 19 نفر در «انجمن»
0 عضو 90 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 22:17
عضویت
1382/12/04
پست‌ها
144
يکی بود يکی نبود
گيلدروی با امضاش بود
همه عکس ها رو ميخواست
امضا کنه زوده زود
اما هيچی حالش نبود
سر تا پاش ادعا بود
کارای توی کتاباش
همه مال بقيه بود
بجز امضا کردنش
تنها چيزی که بلد بود
افسون فراموشی بود
اينو خون ياد گرفته بود
اما خودش خبر نداشت
تو سنت مانگو يه تخت براش بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
آخرین ورود
پنجشنبه 9 خرداد 1387 17:12
عضویت
1383/04/07
پست‌ها
105
آن یکی مار به هاگوارتزدر نشست * رو به مرلین کرد آن خودپرست
گفت هیچ از نیش دانی گفت لا * گفت نیم عمر تو شد در فنا
دل شکسته گشت مرلین زتاب * لیک آن دم کرد خامش از جواب
باد هاگوارتز را در هم فکند * گفت مرلین بدان مار بلند
هیچ دانی جادو کردن بگو ؟ * نی ای خوش جواب خوب رو
گفت کل عمرت ای مار فناست * زان که دنیا غرق این جادوهاست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 22:17
عضویت
1382/12/04
پست‌ها
144
اين شعر را برای تو ميگويم
در نيمه شب گرمای تابستان
ای مايه اميد من ای سرخگون دور
در فکر تو هستم هرجا و هر زمان
هر شب که انتظار صبح مسابقه ميرسد
يکدم نيايد خواب به چشم خسته ام
بنگر که در اميد تو را داشتن
اينک چگونه به کنج تاريکی نشسته ام
احساس من فراتر از اندوه آسمان
خواهم تو را ای دلربا آورم به چنگ
زان پس با جاخالی های پی در پی
رد کنم تو را از آن دروازه های تنگ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
یادش به خیر سنت مانگو ( سکند ادیشن ) با قلم استاد پرهیزگار گیلدروی جان بابا:

لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
شفا بخش خوشگل گیلدی اخراج شد *** چون بهش تنفس مصنوعی داده شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1396/04/21
آخرین ورود
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
عضویت
1382/10/13
پست‌ها
3768
بازم به نمید:

از باد سراغتو میگیرم همیشه *** قلبت و شیکستم ، نمیدم *، مثل شیشه
چشمام و میبندم تو میای تو نظرم *** تو دلم همش میگم میشه یا نمیشه؟

* منظور نمیدهم نیست بلکه نمید بنده میباشد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
شعر مبارزه با قلم گیلدروی:

در جوانی تکیه کرده بودم به درختی*** که دیدم پیر ریشو و خرفتی
یقه ام بگرفت و بلندم کرد *** یک کف گرگی نثارم کرد
بر زمین افتادم همی رستگار *** همی یافتم رسم جدید روزگار
همی برخواستم از روی زمین *** عقب عقب رفتم و کردم کمین
ز یک باره مرا پیش آمد فراموشی *** بدو گفتم چند است قیمت یک عدد گوشی
او را ناغافل همی دیدم *** یوزی دراورده و دلش را دریدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1396/04/21
آخرین ورود
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
عضویت
1382/10/13
پست‌ها
3768
اینم برای chatter های پاتری و غیر پاتری :

از صبح login کرده ای و منتظری *** با هر کس و ناکسی که On شد می پری

یک ذره از این نمید و من یاد بگیر *** بازم که داری chat میکنی خیلی خری !!! *

* هری بی قرارم من
ادب مدب ندارم من

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
نقل قول:

هرمیون گرنجر نوشت
این یکی را در شرح حال خودم گفتم که در این سایت فعالیت میکنم:
9 to 5
tumble out of bed
and stumble to my desk
pull myself toward computer
and yawn and stretch and try to come to life
turn un the comp and blood start pumping
there on nets speed starts decreasing
with the girls like me on the site from 9 to 5
typing 9 to 5
what a way to make it funny
its aim getting by is just laughing and joking
they just use your mind and never let u be Hermione
that’s enough to make u adore it if u let it
9 to 5
for typing and for sending
you would think that I would deserve a better ranking
want to move ahead
but Merlin don’t seem to let me
I swear ,sometimes that boy is out to get me


من این شعرو ترجمه میکنم چون به نظرم خیلی شعر جالبیه!فقط قافیه مافیه نداره...یه ترجمه ساده

به سوی 59 سالگی
دامبل(1) از تخت اومده بیرون
و دامبل(2) رفته تو کشوی میز تحریرم قایم شده
منو بکن تو کامپیوتر
و با خمیازه ای به زندگی خاتمه خواهم بخشید
کامپیوترو سریع روشن کنید چون این دوستمون خون ریزی داره و باید ببریمش بیمارستان
حالا همه گیر گیلدروی میفتیم
با دخترهایی مثل من که میخوان از او امضا بگیرن ولی متاسفانه 95 سالشونه
و عجیبه که چطوری با این سن میتونن به این خوبی تایپ کنن
چه راه باحالی برای امضا گرفتن از گیلدی
گیلدی داره با مک گونگال میگه و میخنده و یه گوشه عکسش از جیبش زده بیرون
اونا فقط به امضای گیلدروی چشم دوخته اند و نمیدانند که هرمیون در حصرت آن است
تنها کافی است که مخشو بزنیم
تا 59 ساله بشیم دوباره
و بتونیم سریع تر تایپ کنیم
تو ممکنه فکر کنی که زدن مخ گیلدی کار درست نیست
ولی به تنفس مصنوعیش می ارزه
ولی این مرلین طلابو جمع کرده
و داره میره برای مدیریت صالحین دات کام
و من قسم میخورم که هر جا بری دنبالت میام

----
1 و 2 اشتباه های تایپی بودن
thumble و sthumble به جای Dumble

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
در این سایت گه پست ها مهمن، گه نه *** نشو غره به پست هایت که از فردا نهی آگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
دیروز ساعت 22:43
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1714
بگذر زمن اي آشنا با سرنوشتم
ديگر تو هم ديوانه شو با ديگران چون سرنوشتم
هر عشقي ميميرد خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور كن بعد از تو
ديگري در قلبم جايت را نميگيرد


(با تقديم پست شماره 1350)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.