تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
61 کاربر(ها) آنلاین هستند (59 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
60
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهی ترینهای سایت جادوگران برای انتخاب بهترینهای فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا میشود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایستهی این فصل یاری کنند.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/12/04
آخرین ورود: سهشنبه 28 مرداد 1393 22:17
از: مغز کوچیک ماگل ها و سفیدها نمیتونه تصور کنه
پستها:
144

يکی بود يکی نبود
گيلدروی با امضاش بود
همه عکس ها رو ميخواست
امضا کنه زوده زود
اما هيچی حالش نبود
سر تا پاش ادعا بود
کارای توی کتاباش
همه مال بقيه بود
بجز امضا کردنش
تنها چيزی که بلد بود
افسون فراموشی بود
اينو خون ياد گرفته بود
اما خودش خبر نداشت
تو سنت مانگو يه تخت براش بود
گيلدروی با امضاش بود
همه عکس ها رو ميخواست
امضا کنه زوده زود
اما هيچی حالش نبود
سر تا پاش ادعا بود
کارای توی کتاباش
همه مال بقيه بود
بجز امضا کردنش
تنها چيزی که بلد بود
افسون فراموشی بود
اينو خون ياد گرفته بود
اما خودش خبر نداشت
تو سنت مانگو يه تخت براش بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
جزئیات کاربر

آن یکی مار به هاگوارتزدر نشست * رو به مرلین کرد آن خودپرست
گفت هیچ از نیش دانی گفت لا * گفت نیم عمر تو شد در فنا
دل شکسته گشت مرلین زتاب * لیک آن دم کرد خامش از جواب
باد هاگوارتز را در هم فکند * گفت مرلین بدان مار بلند
هیچ دانی جادو کردن بگو ؟ * نی ای خوش جواب خوب رو
گفت کل عمرت ای مار فناست * زان که دنیا غرق این جادوهاست
گفت هیچ از نیش دانی گفت لا * گفت نیم عمر تو شد در فنا
دل شکسته گشت مرلین زتاب * لیک آن دم کرد خامش از جواب
باد هاگوارتز را در هم فکند * گفت مرلین بدان مار بلند
هیچ دانی جادو کردن بگو ؟ * نی ای خوش جواب خوب رو
گفت کل عمرت ای مار فناست * زان که دنیا غرق این جادوهاست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/12/04
آخرین ورود: سهشنبه 28 مرداد 1393 22:17
از: مغز کوچیک ماگل ها و سفیدها نمیتونه تصور کنه
پستها:
144

اين شعر را برای تو ميگويم
در نيمه شب گرمای تابستان
ای مايه اميد من ای سرخگون دور
در فکر تو هستم هرجا و هر زمان
هر شب که انتظار صبح مسابقه ميرسد
يکدم نيايد خواب به چشم خسته ام
بنگر که در اميد تو را داشتن
اينک چگونه به کنج تاريکی نشسته ام
احساس من فراتر از اندوه آسمان
خواهم تو را ای دلربا آورم به چنگ
زان پس با جاخالی های پی در پی
رد کنم تو را از آن دروازه های تنگ
در نيمه شب گرمای تابستان
ای مايه اميد من ای سرخگون دور
در فکر تو هستم هرجا و هر زمان
هر شب که انتظار صبح مسابقه ميرسد
يکدم نيايد خواب به چشم خسته ام
بنگر که در اميد تو را داشتن
اينک چگونه به کنج تاريکی نشسته ام
احساس من فراتر از اندوه آسمان
خواهم تو را ای دلربا آورم به چنگ
زان پس با جاخالی های پی در پی
رد کنم تو را از آن دروازه های تنگ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
جزئیات کاربر

یادش به خیر سنت مانگو ( سکند ادیشن ) با قلم استاد پرهیزگار گیلدروی جان بابا:
لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
شفا بخش خوشگل گیلدی اخراج شد *** چون بهش تنفس مصنوعی داده شد
لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
لاکی جون، لاکی بازی گوش *** لاکی ناقلا و باهوش
میخوندن این شعرو برایم *** تا بخوابم و در نیایم از جایم
شفا بخش خوشگل گیلدی اخراج شد *** چون بهش تنفس مصنوعی داده شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

بازم به نمید:
از باد سراغتو میگیرم همیشه *** قلبت و شیکستم ، نمیدم *، مثل شیشه
چشمام و میبندم تو میای تو نظرم *** تو دلم همش میگم میشه یا نمیشه؟
* منظور نمیدهم نیست بلکه نمید بنده میباشد
از باد سراغتو میگیرم همیشه *** قلبت و شیکستم ، نمیدم *، مثل شیشه
چشمام و میبندم تو میای تو نظرم *** تو دلم همش میگم میشه یا نمیشه؟
* منظور نمیدهم نیست بلکه نمید بنده میباشد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
جزئیات کاربر

شعر مبارزه با قلم گیلدروی:
در جوانی تکیه کرده بودم به درختی*** که دیدم پیر ریشو و خرفتی
یقه ام بگرفت و بلندم کرد *** یک کف گرگی نثارم کرد
بر زمین افتادم همی رستگار *** همی یافتم رسم جدید روزگار
همی برخواستم از روی زمین *** عقب عقب رفتم و کردم کمین
ز یک باره مرا پیش آمد فراموشی *** بدو گفتم چند است قیمت یک عدد گوشی
او را ناغافل همی دیدم *** یوزی دراورده و دلش را دریدم
در جوانی تکیه کرده بودم به درختی*** که دیدم پیر ریشو و خرفتی
یقه ام بگرفت و بلندم کرد *** یک کف گرگی نثارم کرد
بر زمین افتادم همی رستگار *** همی یافتم رسم جدید روزگار
همی برخواستم از روی زمین *** عقب عقب رفتم و کردم کمین
ز یک باره مرا پیش آمد فراموشی *** بدو گفتم چند است قیمت یک عدد گوشی
او را ناغافل همی دیدم *** یوزی دراورده و دلش را دریدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

اینم برای chatter های پاتری و غیر پاتری
:
از صبح login کرده ای و منتظری *** با هر کس و ناکسی که On شد می پری
یک ذره از این نمید و من یاد بگیر *** بازم که داری chat میکنی
خیلی خری !!! *
* هری بی قرارم من
ادب مدب ندارم من
:از صبح login کرده ای و منتظری *** با هر کس و ناکسی که On شد می پری
یک ذره از این نمید و من یاد بگیر *** بازم که داری chat میکنی
خیلی خری !!! ** هری بی قرارم من
ادب مدب ندارم من
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
جزئیات کاربر

نقل قول:
من این شعرو ترجمه میکنم چون به نظرم خیلی شعر جالبیه!فقط قافیه مافیه نداره...یه ترجمه ساده
به سوی 59 سالگی
دامبل(1) از تخت اومده بیرون
و دامبل(2) رفته تو کشوی میز تحریرم قایم شده
منو بکن تو کامپیوتر
و با خمیازه ای به زندگی خاتمه خواهم بخشید
کامپیوترو سریع روشن کنید چون این دوستمون خون ریزی داره و باید ببریمش بیمارستان
حالا همه گیر گیلدروی میفتیم
با دخترهایی مثل من که میخوان از او امضا بگیرن ولی متاسفانه 95 سالشونه
و عجیبه که چطوری با این سن میتونن به این خوبی تایپ کنن
چه راه باحالی برای امضا گرفتن از گیلدی
گیلدی داره با مک گونگال میگه و میخنده و یه گوشه عکسش از جیبش زده بیرون
اونا فقط به امضای گیلدروی چشم دوخته اند و نمیدانند که هرمیون در حصرت آن است
تنها کافی است که مخشو بزنیم
تا 59 ساله بشیم دوباره
و بتونیم سریع تر تایپ کنیم
تو ممکنه فکر کنی که زدن مخ گیلدی کار درست نیست
ولی به تنفس مصنوعیش می ارزه
ولی این مرلین طلابو جمع کرده
و داره میره برای مدیریت صالحین دات کام
و من قسم میخورم که هر جا بری دنبالت میام
----
1 و 2 اشتباه های تایپی بودن
thumble و sthumble به جای Dumble
هرمیون گرنجر نوشت
این یکی را در شرح حال خودم گفتم که در این سایت فعالیت میکنم:
9 to 5
tumble out of bed
and stumble to my desk
pull myself toward computer
and yawn and stretch and try to come to life
turn un the comp and blood start pumping
there on nets speed starts decreasing
with the girls like me on the site from 9 to 5
typing 9 to 5
what a way to make it funny
its aim getting by is just laughing and joking
they just use your mind and never let u be Hermione
that’s enough to make u adore it if u let it
9 to 5
for typing and for sending
you would think that I would deserve a better ranking
want to move ahead
but Merlin don’t seem to let me
I swear ,sometimes that boy is out to get me
من این شعرو ترجمه میکنم چون به نظرم خیلی شعر جالبیه!فقط قافیه مافیه نداره...یه ترجمه ساده
به سوی 59 سالگی
دامبل(1) از تخت اومده بیرون
و دامبل(2) رفته تو کشوی میز تحریرم قایم شده
منو بکن تو کامپیوتر
و با خمیازه ای به زندگی خاتمه خواهم بخشید
کامپیوترو سریع روشن کنید چون این دوستمون خون ریزی داره و باید ببریمش بیمارستان
حالا همه گیر گیلدروی میفتیم
با دخترهایی مثل من که میخوان از او امضا بگیرن ولی متاسفانه 95 سالشونه
و عجیبه که چطوری با این سن میتونن به این خوبی تایپ کنن
چه راه باحالی برای امضا گرفتن از گیلدی
گیلدی داره با مک گونگال میگه و میخنده و یه گوشه عکسش از جیبش زده بیرون
اونا فقط به امضای گیلدروی چشم دوخته اند و نمیدانند که هرمیون در حصرت آن است
تنها کافی است که مخشو بزنیم
تا 59 ساله بشیم دوباره
و بتونیم سریع تر تایپ کنیم
تو ممکنه فکر کنی که زدن مخ گیلدی کار درست نیست
ولی به تنفس مصنوعیش می ارزه
ولی این مرلین طلابو جمع کرده
و داره میره برای مدیریت صالحین دات کام
و من قسم میخورم که هر جا بری دنبالت میام
----
1 و 2 اشتباه های تایپی بودن
thumble و sthumble به جای Dumble
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

بگذر زمن اي آشنا با سرنوشتم
ديگر تو هم ديوانه شو با ديگران چون سرنوشتم
هر عشقي ميميرد خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور كن بعد از تو
ديگري در قلبم جايت را نميگيرد
(با تقديم پست شماره 1350)
ديگر تو هم ديوانه شو با ديگران چون سرنوشتم
هر عشقي ميميرد خاموشي ميگيرد
عشق تو نميميرد
باور كن بعد از تو
ديگري در قلبم جايت را نميگيرد
(با تقديم پست شماره 1350)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج