یک چیزی بیشتر از خون داشت از اسنیپ چکه میکرد. آبی نقره فام، نه گاز بود و نه جامد. از دهانش و از گوشهایش میجوشید. هری فهمید آن چه بود، چیزی را که کار یک قمقمه را انجام دهد در دست نداشت اما توسط جادو یک عدد فراهم کرد. از هوای رقیق جادو شده بود. هری ماده ی نقره فام را با چوبدستیش برداشت. وقتی که قمقمه تا لب پر شد اسنیپ دستانش را به ردای هری گرفت و با صدای بسیار ضعیفی گفت:
-به....من.....نگاه کن....
چشمهای سبزش چشمهای سیاه را پیدا کرد، اما بعد از چند ثانیه چیزی در ژرفای تاریکی به نظر رسید که ناپدید شد. چشم هایش ثابت ماند. صدای خفه ای درآورد و اسنیپ جرکت بیشتری نکرد.
--------------------------------------------
شاید این دیالوگ اسنیپ در اون موقع از داستان خیلی تاثربرانگیز و جالب نبود، اما بعد از اینکه فهمیدم داستان چی بوده و اسنیپ عاشق لیلی بوده واقعاً این دیالوگ و این قسمت جذاب ترین قسمت کتاب و اسنیپ یکی از بهترین شخصیت های کتاب برام شد...ازشون لذت بردم!
آنلاینها
82
نفر همین الان آنلایناند
71 نفر در «انجمن»
0 عضو
82 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 71
-
پروفایلها و حساب کاربری 4
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟
Re: زیباترین جمله ی کتاب هفتم از نظر شما چی بود !؟


