تررررررت...ترررررررت!(صدای استارت زدن!)
سرژ: دوباره بزن!
ققی: روشن نمیشه!
سرژ به سمت کاپوتِ هلیکوپتر! میره و پس از چند دقیقه ور رفتن با چیز میزِ هلیکوپتر، در حالی که از ریشاش داره روغن میچکه کاپوتو میبنده!
سرژ: چسبونده!...کاربراتورشم کثیفه!
ققی: خب چی کار کنیم؟
سرژ: پیاده میریم!!(نکته: آپارات کردن تو مرام بچه های حذب نیست!
)بروبچزِ حذب در حالی که همه با هم آواز میخوندن به سمت درب خروجی خانه ی سالمندان حرکت میکنن که ناگهان پرستارها دور سرژ و ققی رو میگیرن!

پرستار 1: منم میخوام!!
پرستار 2: یه امضا بده مو!(این پرستاره همشهریِ کورنِ آبادانیه!)
پرستار 3: چیز...

سرژ و ققی یه نگاهِ "عجب پرستارهای باصفایی داره این خانه ی سالمندان!" به هم میکنن و صد و هشتاد درجه تغییر جهت میدن و به سمت اتاق های مخصوص سالمندان حرکت میکنن!

-در همین لحظه-
-وسط حیاط-
آلبوس: گریندی جون...خیلی پیر شدی...چروک شده کل پوستت...دیگه دارم کم کم ازت خسته میشم...نمیخوای یه حرکتی واسه من بکنی؟
گریندل والد: مثلا چی عزیزم؟
آلبوس: خب عزیزم برو این پوستتو بکش...ری استور کن این بدنتو!

گریندل والد: باشه عزیزم...پس باید اعتراض بکنیم که برامون یه قسمت جراحی پلاستیک بزارن اینجا!
آلبوس: نذارن پدرشونو در میارم!...ریشاتو!!:bigkiss: (منابع موثق خبر دادن که گریندل والد هم ریش داشته...ریشاشم خیلی گولاخ بوده!)
-نیم ساعت بعد-
بچه های حذب در حال توجیه کردن مدیر خانه ی سالمندان هستن!
سرژ: ما باید یه چند شبی اینجا بمونیم و رفتار این سه نفر رو مورد ارزیابی قرار بدیم!
مدیر: خیلی خوبه خیلی خوبه!
سرژ: البته ما باید رفتار بقیه رو هم زیر نظر داشته باشیم...شبانه روز!
مدیر: خیلی خوبه خیلی خوبه!
سرژ: ایول...باشه!
سرژ مدیر رو تنها میذاره و به سمت ققی میره!
سرژ: ققی این مدیره خیلی خوبه خیلی خوبه!

ققی: باشه یادم میمونه!
در این لحظه یکی از پرستارها به سمت بچه های حذب میاد و در مورد خانه ی سالمندان براشون توضیح میده!
پرستار: خب اونجا دست شویی مردونست...پشتشم دست شویی زنونست...اون قسمت هم دستشویی مخصوص آلبوس و گریندل والد و مرلینه!!!
سرژ: ببخشید خانم پرستار جون...ما باید کجا بخوابیم شبا؟!
پرستار: شما...شما...شما میتونین هر جا که میخواین بخوابین!...البته...
در این لحظه آلبوس و گریندل والد و مرلین به صحنه میان!
آلبوس: پرستار جون سرژ پیش ما میخوابه!:bigkiss:(نکته: این تنفس مصنوعی متعلق گریندل والد بود!)
سرژ: ققی منو تنها نذار!

ققی: من سرم شلوغه...متاسفم سرژ!

آلبوس و گریندل والد و مرلین به سرژ نزدیک میشن و در حالی که یکی دست راست دیگری دست چپ و آن دیگری ریششوو گرفته، سرژ رو به سمت اتاق مخصوصشون در خانه ی سالمندان میبرن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







!

پایین ایستاده و به مرلین نگاه میکنه.

به مرلین نگاه میکرده:نوع تزریق شما فرق میکنه لطفا رو تخت بشینین و دستتون رو آماده کنید
خدا کنه بالاخره برم تو جسم یه آدم ! این زبون نفهم که فقط فیس و فیس می کنه نمی ذاره ما عقده های بچگیمون را با آواداکداورا خالی کنیم.آآِییی...کمک! بارون خون آلود کمک کن...
مثل اینکه دوست داری پرستاره بیاد بیشتر بهت دارو بده ف نه؟
تو سر ZZ ات کنن! پیرمرد بدبخت! از من یاد بگیر همیشه به نگاه خواهری به مک گونگال نگاه می کردم!
به طرف آلبوس دوید : آلبوس ! ...
