جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  71 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  184 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  206 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  296 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  202 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 فروردین 1387 13:35
نمایش جزئیات
آفلاین
لطفا تعریف شخصیت بارتی کراوچ در پروفایل "بارتی کراوچ" را به این تغییر دهید :


معرفي شخصيت:

نام کامل: بارتی کراوچ (پسر)
تاریخ تولد: حدودا سال 1963
تاریخ مرگ: 24 ژوئن 1995

تبار: به احتمال زیاد اصیل زاده
توضیح کوتاه:بارتی کراوچ پسر شخصیت باهوش – هرچند پیچیده ای – داشت. اگر هذیان گویی های پدرش درست بوده باشد، بارتی 12 سمج کسب کرده بود, کاری که هرمیون هم نتوانست انجام دهد. او با اینکه بیشتر عمر بالغش را در آزکابان یا خانه پدرش زندانی بود، موفق شد برای تقریباً 8 ماه نقش مودی چشم باباقوری را به خوبی بازی کند.
مادر: خانم کراوچ ساحره کوچک و ظریفی بود که تجربه تلخی از تماشای محاکمه و فرستاده شدن پسرش به آزکابان توسط همسرش داشت. او در آن زمان مریض و در حال مرگ بود. به همین دلیل همسرش را راضی کرد که اجازه دهد او جایش را با پسرش در زندان جادوگران عوض کند. مادر و پسر برای عوض کردن ظاهرشان معجون مرکب پیچیده خوردند. خانم کراوچ کمی بعد در آزکابان مرد و بوسیله دیوانه سازها در بیرون دیوارهای قلعه با نام پسرش به خاک سپرده شد .
پدر: بارتیموس کراوچ (پدر) ,مقام رسمی وزارتخانه که به تحت تعقیب قرار دادن خشونت آمیز جادوگران سیاه در روزهای اوج قدرت ولدمورت مشهور بود. این اشتیاق شدید او را به تصویب روش هایی به بدی روش های مرگ خوارهای تحت تعقیب کشاند؛ او به کاراگاهان اجازه داد که از نفرین های نابخشودنی استفاده کنند و افرادی مانند سیریوس بلک را بدون محاکمه در آزکابان زندانی کرد ... کراوچ در آن زمان بیشتر از هر زمان دیگری مورد تحسین بود ولی حدود سال 1982، بعد از اینکه پسر خودش به جرم مرگ خوار بودن و نقش داشتن در شکنجه لانگ باتم ها به آزکابان فرستاده شد، از اوج افتخار سقوط کرد. کراوچ در عوض وزیر سحرو جادو شدن، از جلوی چشم عموم دور شد و به سازمان همکاری های بین المللی جادویی، جایی که مهارت های زبانی شگفت انگیزش به کار می آمد فرستاده شد . پرسی ویزلی که کراوچ به اشتباه او را «ودربی» می نامید، در سال 1994 دستیار او شد ... کراوچ راز وحشتناکی داشت؛ او بخاطر همسر در حال مرگش، پسرش را از آزکابان بیرون آورده بود ولی بعد مجبور شده بود او را مهار و مخفی کند . سرانجام، بارتی کراوچ پسر به وسیله ولدمورت آزاد و بارتی کراوچ پدر اسیر شد. او بعداً فرار کرد و سعی کرد دامبلدور را از نقشه ای که برای گرفتن هری کشیده شده بود آگاه کند، ولی پسرش او را گرفت و کشت (ژوئن 1995) ... شکل ظاهری: بارتی کراوچ پدر ظاهر عصا قورت داده ای داشت، موی سیاه (بعداً خاکستری) خود را درست از وسط باز می کرد و سبیل مسواکی هیتلری و به دقت کوتاه شده ای می گذاشت.
خواهر یا برادر: هیچ خواهر یا برادری ندارد , تک فرزند
پدر بزرگ :بارتیموس کراوچ پدر، پدربزرگی داشت که صاحب یک قالی پرنده دوازده نفره آکسمینستر بود که تمام خانواده روی آن جا می شدند. البته این موضوع مربوط به قبل از ممنوع شدن قالی های پرنده در بریتانیاست.


توضیحات :

توضیح کامل: بارتی کراوچ پسر، تنها فرزند مقام رسمی وزارتخانه بارتی کراوچ پدر و از مرگ خوارانی بود که لانگ باتم ها را شکنجه کردند و در زمستان 82-1981 وقتی او تقریباً 19 ساله بود به جرم جنایت دستگیر و به آزکابان فرستاده شدند . کمتر از یکسال بعد، بارتی کراوچ پسر بوسیله مادرش که پدرش را راضی کرده بود اجازه دهد او جایش را با پسرش عوض کند نجات پیدا کرد. بارتی پدر فوراً وسعت وفاداری بارتی به ولدمورت را دریافت و با زحمات فراوانی پسرش را در خانه زندانی کرد. اینکار برای بیشتر از ده سال موثر بود، ولی بارتی کراوچ پدر قدرت مقابله با لرد سیاه را نداشت. وقتی ولدمورت دوباره قدرت هایش را به دست آورد، به سراغ خادم وفادارش رفت.
ولدمورت اطلاعات زیادی را از شکنجه دادن برتا جورکینز بدست آورده بود و از آنها در کشیدن یک نقشه استادانه برای دور زدن اقدامات امنیتی قویی که دامبلدور برای هری پاتر ترتیب داده بود استفاده کرد. بارتی کراوچ پسر جزیی از نقشه او بود که باید معجون مرکب پیچیده را می خورد و نقش مودی چشم باباقوری (کارگاه و معلم جدید دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز) را بازی می کرد. در مسابقه سه جادوگر دخل و تصرف می کرد تا هری به آن وارد و در آن برنده شود و بعد جام مسابقه را به یک رمز تاز تبدیل می کرد تا هری را نزد ولدمورت ببرد.
نقشه موفقیت آمیز بود و ولدمورت توانست با استفاده از خون هری بدن خودش را دوباره بسازد، ولی هری از دست ولدمورت فرار کرد و به هاگوارتز برگشت. خیلی زود تغییر شکل کراوچ آشکار، و مودی چشم باباقوری اصلی آزاد شد. بارتی کراوچ پسر بعد از خوردن مقداری معجون حقیقت، تمام داستان را تعریف کرد. کرنلیوس فاج یکی از اشتباهات بزرگش را مرتکب شد و اجازه داد یک دیوانه ساز کراوچ را ببوسد و او را در وضعیتی بدتر از مرگ قرار دهد. (24 ژوئن 1995)
معنی اسم: crouch از ریشه فرانسوی crochir به معنی خم شدن است. خم شدن به منظور مخفی و پنهان شدن.
بازیگر نقش در فیلم : بارتی کراوچ پسر توسط دیوید تنانت ایفا شد.


گفته ها :

سیریوس بلک: باید مدت بیشتری رو به خانواده ش اختصاص می داد و بیشتر پیش اونا می موند. درسته؟ باید هر چند وقت یه بار زودتر دفترش رو ترک می کرد... اون طوری بهتر می تونست پسرش رو بشناسه.


شکل ظاهری :

رنگ چشم: نامعلوم
رنگ مو: به رنگ کاه
خصوصیات بارز: پسر نوجوان رنگ پریده ای با صورت کک مکی, خیلی باهوش و کاملا پیچیده.

تغییر کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/15 14:23:33
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/15 14:29:02
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 فروردین 1387 12:16
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:اوتو

نام خانوادگی: بگمن

پدرومادر:- و-

قیافه واندام:سبیل عزتی،موی فروبلند،همیشه زیر پیرهنی مشکی وشلوارکردی ودستمال یزدی یه آدامس موزی وگیوه جز ظاهرشه.همیشه سینه کفتری وسرش بالا راه میره.

توضیحات:چهارشونه قدبلند، کسی ادعاش بشه خفتش میکنه. (برادر لودوبگمن مدافع اسبق تيم ويمبورن وسپز-رئيس اداره ورزش و تفريحات جادويی توی کتاب)

سن:16به بالا

تحصیلات: زمان بوق تموم کرده.

گروه:هافلپاف

چوب جادو:رگ اژدها وقابل انعطاف به صورت دایره ای

جارو:نوک تیز پرعقاب طلایی فقط وفقط برای من ساختنش

توجه:من شناسه ها آبوت را داشتم ولی خواستار تعویض اون بااین شناسه هستم ((ترو خدا موافقت کنید حرفمو گوش کن والا))آره قربونش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=0000FF][font=Arial]واقعا کی جوابگوی تصمی�
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 15 فروردین 1387 02:06
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفي شخصيت:

نام کامل: آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
تاریخ تولد: 1881
تاریخ مرگ: ژوئن 1997

تبار: دورگه (مادرش کندرا مشنگ زاده بود.)
مادر: کندرا دامبلدور، در سال 1899 در یک حادثه توسط دختر 14 ساله اش آریانا، که از نظر روحی بی ثبات بود، کشته شد.
پدر: پرسیوال دامبلدور، در سال 1890 وقتی آلبوس تقریبا 10 ساله بود به جرم حمله به چند مشنگ در آزکابان زندانی شد.
خواهر یا برادر: یک برادر کوچکتر آبرفورث (متولد 1883 یا 1884) و یک خواهر آریانا (تولد 1884 یا 1885، مرگ 1899)؛ هر دو برادر از مرگ تصادفی خواهرشان در عذاب بودند.
روابط: وقتی 17 ساله بود عاشق گلرت گریندل والد شد، ولی وقتی فهمید گلرت قادر به چه کارهایی ست «به شدت از او ناامید شد»
حیوان دست آموز: فاوکس، یک ققنوس


خصوصيات ظاهري:

رنگ چشم: آبی
رنگ مو: سفید (در جوانی طلایی)
خصوصیات بارز: جای زخمی به شکل نقشه مترو لندن روی زانو . از تابستان 1996، دست راستش (دست چوبدستی) چروکیده و سیاه شد.

مرد بلند قامت و لاغراندامی بود. از مو و ریش نقره فامش معلوم بود که خیلی پیر است. ریش و مویش چنان بلند بود که می توانست آن را در کمربندش جا دهد. ردای بلندی به تن داشت و شنل ارغوانیش روی زمین کشیده می شد. پوتین های پاشنه بلند و سگک داری به پا داشت. چشم های آبی روشن او از پشت شیشه های نیم دایره ای عینکش شفاف و درخشان بود. بینی اش آنچنان کشیده و کج بود که بنظر می رسید دست کم سه بار شکسته باشد.
شیشه های عینکش نیم دایره ای بود، بینی کج و کشیده ای داشت و مو، ریش و سبیلش نقره ای بود.»


دامبلدور در هاگوارتز:

تاریخ حضور: 1892-1899

گروه: گریفیندور

امتیازات در مدرسه: «من خودم در درس های تغییر شکل و وردهای جادویی ازش امتحان گرفتم... کارهایی با چوبدستیش کرد که قبلا هرگز ندیده بودم...» گریسلدا مارچ بنکز .
«سرپرست دانش آموزان، دانش آموز ارشد، برنده جایزه بارناباس فینکی برای طلسم اندازی استثنائی، نماینده جوانان بریتانیایی در ویزنگاموت، برنده مدال طلای مقاله ابتکارآمیز همایش بین المللی کیمیاگری در قاهره.»

شغل: در سال 1938 استاد درس تغییر شکل هاگوارتز بود ؛ مدیر هاگوارتز از سال 1955 تا زمان مرگ.

چوبدستی: ابر چوبدستی یاس کبود، یکی از یادگاران مرگ

------------
ايگور كاركاروف(شناسه قبليم)

دسترسي ها اضافه:

1-پاتر و پديا
2-ناظران انجمن
3-محفل ققنوس

و رنك جادوگر سال!

تأیید شد.
با توجه به صحبتی که با ناظر محفل داشتم دسترسی محفل رو بهت دادم.پاتروپدیا هم جزو گروهات هست ولی بهتره توی انجمن مخصوص فرهنگنامه تغییر شناسه ت رو به اطلاع مدیر فرهنگنامه برسونی. رنک با تغییر شناسه منتقل نمی شه مگر در شرایط خاص و اتفاق نظر مدیران. در این مورد اگه اصرار داری درخواستت رو با بلیت مطرح کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبِلدور در 1387/1/15 2:35:19
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/15 14:00:14
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 16:16
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :گلگومات
گروه:گريفندور

جنسيت:مذكر
سن:هوووووووم شما يه هزار سالي رو در نظر بگير تا مشتري شيم.

معرفي كوتاه شخصيت:اينجانب بالغ بر دو تن وزن دارم و سراسر بدنم را پشمهاي كلفتي مورد پوشش قرار داده است ، قيافه اي بسيار زشت دارم كه به هيچ وجه قابل توصيف نميباشد .

البته رئيس غولها نيز ميباشم و در كتاب پنجم هري پاتر از من به نيكي ياد شده است و بنده جلوي ديگر رفقا پُز ميدهم كه جي كي رولينگ اسم من رو توي كتابش اورده.البته غول بسيار خنگي ميباشم و اينكه چگونه سر دسته غوليان شدم همچنان در راز و رمز فرو رفته است.


علاقه مندي ها:دامبل و خانواده:
چوبدستي:تو الان فحش دادي؟! با اين زور بازو ديگه چه احتياجي به چوب دستي هست.

توانمندي ها:مشترك گرامي توانمندي اصي در دسترس نميباشد لطفا بعدا مزاحم شويد.
جاروي پرواز:شوخي ميكني؟! من دو تنم كدوم جارويي دو تنو بلند ميكنه؟

تحصيلات:ببخشيد مگه بنده با شما شوخي دارم من اصلا نميدونم تحصيلات رو با چه «ح»اي مينويسن.

خصوصيات اخلاقي:بسيار بد اخلاقم و اگه كوچكتين چيزي باعث ناراحتيم بشه در عرض چند ثانيه منحدمش ميكنم.
شكل و شمايل ظاهري:موهاي ژوليده پوليده و كثيف به طوري كه همينجور شپش داره ازش بالا ميره و ظاهري بسيار زشت.

___________

ليلي اوانز عزيز من كه گفتم (در پي نوشت) اگه قسمت توضيحات اضافي تر مورد قبول نيست خودتون حذفش كنيد حالا لازم ميبود حتما من دوباره بيام اينجا پست بزنم () باب اشك من در اومد از بس معرفي شخصيت نوشتم اين سر انگشتام منحدم شد ()

خدايي اين دفعه تاييد نشم ميرم خودكشي و از اين صحبتا()
------------------
به جز قسمت توضیحات اضافه تر! قسمت توانمندی ها هم ایراد داشت که خوشبختانه متوجه شدی و حذفش کردی وگرنه مجبور بودی یا خودکشی کنی یا یه پست دیگه بزنی!
تأیید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 16:23:46
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/12 16:52:03
اگه كسي يه بار زد توي گوش تو ، تو دو بار با چماغ بزن تو سرش.

يكي از ضرب المثلهاي غول ها

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 11:16
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:گراتلدا
گروه:اسلایترین
نوع چوبدستی:لازم نیست..نه که من از هر انگشتم هنر می باره،یکی از اونه جادو هست:D
علاقه مندي :خر کردن،کش رفتن،قتل و غارت ..
توانمندی ها:اوووه ه ه تا دلت بخواد!
سن:نمیدونم..مامانم میگه 26 خرداد میرم تو 2 سالگی!
تحصیلات: بی خیال بابا..باشه چون اصرار میکنی میگم:ا...الف .ت .خ.ه...اا..نمیشه کسی کمکم کنه!!!؟؟؟؟
ارزوها: همه به من میگن (خر) آخه بابا من که بزرگ نشدم که میگن (خر) آرزو به دلم موند یکی بهم بگه (کره خر)!!


شما مراحل قبلي براي ورود به ايفاي نقش رو هنوز طي نکرديد
بعلاوه‌ي اينکه اين شخصيتتون رو من پيدا نکردم! بايد شخصيتي هري پاتري معرفي کنيد

تاييد نشد!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]راجر دیویس[/fa][en]Roger Davies[/en] در 1387/1/12 13:43:16
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 09:59
نمایش جزئیات
آفلاین
]نام:کجمنقار
گروه:گیریفیندور
نوع حیوان:هیپوگیریف
نوع چوبدستی:نیازبه چوبدستی ندارد
علاقه مندي ها:دویدن،اهترامگذهشتن به من،نوک زدن
توانمندي ها:پرواز
جاروي پرواز:شوخي ميكني؟! من که خودم بال دارم

بر اساس قوانین ایفای نقش شما باید ابتدا در تاپیک های بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی پست بزنید و در صورت تأیید پستتان توسط ناظرین شخصیت خود را در این تاپیک معرفی نمایید.
تأیید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/12 15:13:22
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 12 فروردین 1387 01:09
نمایش جزئیات
آفلاین
نام :گلگومات
گروه:گريفندور

جنسيت:مذكر
سن:هوووووووم شما يه هزار سالي رو در نظر بگير تا مشتري شيم.

معرفي كوتاه شخصيت:اينجانب بالغ بر دو تن وزن دارم و سراسر بدنم را پشمهاي كلفتي مورد پوشش قرار داده است ، قيافه اي بسيار زشت دارم كه به هيچ وجه قابل توصيف نميباشد .

البته رئيس غولها نيز ميباشم و در كتاب پنجم هري پاتر از من به نيكي ياد شده است و بنده جلوي ديگر رفقا پُز ميدهم كه جي كي رولينگ اسم من رو توي كتابش اورده.البته غول بسيار خنگي ميباشم و اينكه چگونه سر دسته غوليان شدم همچنان در راز و رمز فرو رفته است.


علاقه مندي ها:دامبل و خانواده:
چوبدستي:تو الان فحش دادي؟! با اين زور بازو ديگه چه احتياجي به چوب دستي هست.

توانمندي ها:استاد فن قزويني و اموزش ديده زير نظر شخص شخيص دامبلدور .
جاروي پرواز:شوخي ميكني؟! من دو تنم كدوم جارويي دو تنو بلند ميكنه؟

تحصيلات:ببخشيد مگه بنده با شما شوخي دارم من اصلا نميدونم تحصيلات رو با چه «ح»اي مينويسن.

خصوصيات اخلاقي:بسيار بد اخلاقم و اگه كوچكتين چيزي باعث ناراحتيم بشه در عرض چند ثانيه منحدمش ميكنم.
شكل و شمايل ظاهري:موهاي ژوليده پوليده و كثيف به طوري كه همينجور شپش داره ازش بالا ميره و ظاهري بسيار زشت.


توضيحات خيلي اضافه تر:وقتي گريندل والد و دامبلدور به دور از چشم همه با هم در قزوين خلوت كردند بنده رو به عنوان پسر خوانده تحت پوشش گرفتند(بنده خيلي غول زشتي بودم و اين زشت بودنم تنها سلاح در برابر اين دو قزويني بود)دامبلدور به من خيلي لطف داشت و فنون قزويني رو به من اموزش داد ، اما متاسفانه بعد از فرو پاشي زندگي مشترك ان دو بنده هم بي سرپرست شدم و به دار و دسته غوليان پناه بردم و سر دستشون شدم و همين ديگه.

__________________

در مورد اين شخصيت خيلي توضيح كمي در كتابهاي هري پاتري داده شده اگه اجازه بديد بعدا توضيحات هري پاتريشو كامل تر ميكنم ، چون گفته بودين توضيح هري پاتري باشه من اين قسمت رو بالا رو اضافه كردم اگه صلاح ديدين قسمت توضيحات اضافه ترم توي فيلد معرفي شخصيتم بذاريد اگرم صلاح نديد كه هيچي

در ضمن بنده همون دابي هستم.

معرفی شخصیتت بهتر از قبل بود اما من توی کتابای هری پاتر چیزی راجع به قزوین پیدا نکردم
چون فیلد معرفی شخصیت توی پروفایل قرار می گیره و همه ی اعضا بهش دسترسی دارن و ملاک تأیید شخصیته نمی تونم همچین چیزی رو تأیید کنم.
بخش های اضافی رو حذف کن و دوباره معرفی شخصیتت رو بزن.
تأیید نشد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 1:13:18
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 10:50:38
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 10:57:24
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 11:06:33
ویرایش شده توسط گلگــومات در 1387/1/12 11:10:43
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/12 15:51:21
اگه كسي يه بار زد توي گوش تو ، تو دو بار با چماغ بزن تو سرش.

يكي از ضرب المثلهاي غول ها

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
من هاگریدم


نام کامل : رونالد بیلیوس ویزلی
نام : رون Ron
معنی نام : رونالد: لغت قدیمی اسکنادیناویایی به معنی ((داشتن قدرت خدا))
نام خانوادگی : ویزلی Weasley
معنی نام خانوادگی : مانند یک راسو ( طبق گفته ی رولینگ)
نام های دیگر : دابی او را «خرخر کننده» صدا می زند، لونا او را به جای رون رونالد صدا می زند و لاوندر او را «وان وان» صدا می زند . وقتی که قلم پر رون بد عمل می کرد روی کتاب معجون سازی پیشرفته اش نام او را رونیل وازلیب نوشت .اسلاگهورن او را به اشتباه «رالف» یا «روپرت» صدا می زند .
جنسیت : مذکر
تاریخ تولد : اول مارس 1980
اصالت : خون خالص
نام پدر : آرتور ویزلی
نام مادر : مالی پریوت ویزلی
شغل پدر : رییس اداره سواستفاده از اشیا مشنگی، وزارت سحر و جادو
شغل مادر: خانه دار
محل زندگی : پناه گاه (بارو)
نام کامل همسر : هرماینی جین گرنجر
حیوان خانگی : دم باریکscabbers یک موش چاق و خاکستری رنگی است که انگشت پنجه ی چپش کنده و گوش راستش نیز پاره شده است (تا سال 1994) و خرچال pigwidgeon ، یک جغد قهوه ای رنگ است که سیریوس بلک به او هدیه کرده است . خرچال به معنی مرغابی بزرگ ، غاز و هوبره است
رنگ چشم : آبی
دوستان صمیمی : هری پاتر – هرماینی گرنجر
رنگ مو : قرمز
ویژگی ظاهری : لاغر و بلندتر از حد معمول، با کک و مک، دستها و پاهای بزرگ و یک دماغ دراز
محل تحصیل : مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز
تحصیلات : فارق تحصیل از هاگوارتز
سال ورود به هاگوارتز : 1991
گروه : گریفیندور
پست در کوییدیچ : دروازه بان
وضعیت امتحان مقدماتی جادوگران :
قبولی : ستاره شناسی، مراقبت از موجودات جادویی، افسون ها، دفاع در برابر جادوی سیاه، گیاه شناسی، مجعونها و تغییر شکل
ردی : پیشگویی و تاریخچه جادو
افتخارات : ارشد
عضویت ها : ارتش دامبلدور و ت.ه.و.ع
چوب دستی : سابقا چوب دستی کهنه چارلی را استفاده می کرد با مشخصات : یک چوب دستی 14 اینچی از چوب درخت بید با موی دم تکشاخ است، و چوب دستی دومش با مشخصات : چوب درخت بلوط با رگ قلب اژدها، 9.25 اینچ، شکننده
جارو : یک جاروی قدیمی شوتینگ استار تا اواخر 1995 و سپس یک پاک جاروی 11 در سال 1995
شغل : می خواهد یک اورور باشد
مهارت ها : شطرنج، تحلیل و نقشه کشیدن. مایل است وقتی که شوخی می کند به اشتباه جدی به نظر برسد.
رویاها (آینه ی نفاق انگیز) : رون خودش را یک ارشد می بیند، در حالی که کاپ مدرسه و کاپ کوییدیچ را در دست گرفته. او همچنین یک کاپیتان کوییدیچ است
سپر مدافع : یک سگ شکاری جک راسل
ترس ( لو لو خرخره) : عنکبوت
دست خط : خرچنگ غورباقه

معرفی شخصیت :

رونالد بیلیوس ویزلی ششمین پسر مالی و آرتور است . او در حال حاضر در هاگوارتز به سر می برد که در آنجا بهترین دوست هری پاتر است. رون یک دورنمای عمومی مثبت از زندگی دارد ولی با احساس زندگی کردن مثل پنج برادر دیگرش که در هاگوارتز نمره هایشان را به طرق مختلف گرفتند مبارزه می کند.
همچنین رون به دلیل فقر ناامید است.
اولین بار رون هری را در ایستگاه راه آهن کینگ وقتی ملاقات می کند که هر دوی آنها به دنبال ایستگاه نه و سه چهارم هستند و بعد هم در قطار مخصوص هاگوارتز با هم هم کوپه می شوند و همان جاست که رون موش دست آموز خود یعنی اسکابرز را به هری نشان می دهد و هری هم شیرنی هایش را با او تقسیم می کند.
درطول کتاب ها رون و هری گاهی اوقات دچار اختلاف می شوند و حتی در مواردی هفته ها با همدیگر حرف نزده اند، ولی رون وقف این دوستی شده و بعضی وقتها به هری کمک کرده است. مهارت رون در شطرنج به هری کمک کرد تا از ست شطرنج جادو شده مک گونگال که برای محافظت از سنگ جادو طراحی شده بود بگذرد. او وقتی که اسنیپ هری را با مدارکی مبنی بر رفتن غیر قانونی به هاگزمید در سال سومشان گرفته بود، به خاطر هری دروغ گفت، گفت که وسایل شوخی زونکو را در دیدار قبلی از هاگزمید برای هری آورده است. وقتی که هاگرید قفس کج منقار را گم کرد، رون مسئولیت این قضیه را در پرس جو های هرمیون _که به خاطر فشار کلاسهایش به مرز انفجار رسیده بود_ قبول کرد و او به خاطر قضاوت ناعادلانه كميته در دادرسي نهايي بسيار ناراحت شده بود .او هري را تشويق كرد تا به سرپرست گروه يا مدير مدرسه نسبت به بازداشت هاي ديوانه وار آمبريج اعتراض كند.
رون هنگامي كه هري به دليل ارتباط ذهني اش با ولدمورت به سطوح آمده بود بسيار پشتيبان او بود. سوالهای او بعد از کابوسی که هری در مورد کوییدیچ دید به به هر دوی آنها کمک کرد تا تحلیل کنند چه مقدار اطلاعات دارند، و او به هری پیشنهادی هوشمندانه داد، اگر چه هری آن را قبول نکرد . او سعی کرده هری را از از دست کابوسهای غیرقابل تحمل شبانه خلاص کند، و از هری مراقبت کرد تا مشکلاتش در میان پسرهای دیگر خوابگاه موضوع مشترک بحث نشود . او به خاطر حضور هرمیون همراه کرام در یول بال بسیار رنجید،‌ ولی خودش هیچ وقت برای درخواست همراهی با هرمیون پا پیش نگذاشت. او سرانجام به همراه پادما پتیل به یول بال رفت،‌ ولی تمام مدت مشغول خیره نگاه کردن هرمیون و کرام بود، در نتیجه پادما او را ترک کرد تا با چند تا از بچه های بوباتون برقصد. رون کوچکترین اهمیتی به این قضیه نداد.
رون یک طرفدار مشتاق کوییدیچ است. تیم محبوب او چادلی کنونز است و اتاقش در پناهگاه – یک اتاق زیر شیروانی در بالای راه پله ها – با پوستر های این تیم پر شده. گرچه جاروی رون، مانند هر چیز دیگری که او دارد، یک شوتینگ استار است که «با بیرون دادن پروانه، از بقیه عقب میفتد. در آگوست 1995، رون یک حرفه ای شد و مادرش به او یک پاک جاروی 11 جایزه داد. همان پاییز او برای عضویت در تیم کوییدیچ گریفیندور تلاش کرد و دروازه بان شد .
برادرهای بزرگتر رون بسیار سر به سر او می گذارند، خصوصا فرد و جرج. در سال آخر حضور دوقلوها در مدرسه که رون ارشد شده بود، آنها به عادت قدیمیشان یعنی صدا زدن رون با نامهای کودکانه برگشتند، کاری که از سال اول آن را انجام نداده بودند. آنها مدتی به رون در این مورد که آیا باید آنها را توبیخ کند یا نه، به او طعنه و کنایه می زدند،‌ ولی هرمیون غیرمستقیم جلوی بدتر شدن این قضیه را گرفت .
وقتی رون سه ساله بود، چوب جاروی عروسکی فرد را شکست، و فرد با تبدیل کردن خرس عروسکی رون به یک عنکبوت بزرگ وقتی که عروسک در بغل رون بود، تلافی کرد. از همان موقع رون از عنکبوت ها می ترسد، اگرچه می تواند کار کردن با مرده های آنها را در کلاس معجون ها تحمل کند . بعد از روبرو شدن با آراگوگ در جنگل، هر وقت به مزرعه کدوی هاگرید می رفت نگران بود.
رون به هرمیون و گروهی از بچه ها ملحق شد تا گروهی تشکیل دهند و دفاع در برابر جادوی سیاه را از هری یاد بگیرند. به عنوان یک عضو ارتش دامبلدور، نامی که آنها به خودشان داده بودند، رون در نبرد سازمان اسرار مبارزه کرد.در آن مبارزه رون زخمی شد و چند روزی در بیمارستان برای بهبودی استراحت می کرد .

ناظر محترم من بازم اعلام می کنم که من نباید در آن دو تاپیک پست میزدم ولی چون من به این شناسه زیاد از حد عشق میورزم گفتم اگه دست دست کنم احتمال داره دوباره شخصیتم بپره برای همین به اجبار دوباره در اون جاها پستیدم .
توجه : پست من در بازی کلمات با شناسه ی ron weasley زده شد چون کلماتش عوض شده بود ولی پستم در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی با شناسه ی سیریوس بلک زده شده بود و تایید شده بود چون عکسش تغییر نکرده دیگه فکر نکنم نیاز باشه نمایش نامم رو عوض کنم . ( سیریوس بلک شناسه ی من قبل از هاگرید بود)

از توجه ی سارای عزیز متشکرم


لازم بود توی پست قبلتون اعلام می کردید که هاگرید هستید. ناظر علم غیب نداره که بتونه تشخیص بده شناسه های تازه ساخته شده به کدوم عضو تعلق دارن.
به هر حال بعد از مشورت با سایر مسئولین تأیید، قرار بر این شد که شناسه به شما تعلق بگیره.
امیدوارم نهایت سعیتون رو در ارائه ی ایفای نقش صحیح از این شخصیت مهم کتاب به خرج بدید چون همونطور که می دونید متقاضی های دیگه ای هم برای گرفتن این شخصیت وجود داشته.

تأیید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/9 1:43:01
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.میدونم که یک نفر دیگه هم برای این شخصیت تلاش کرده و میدونم به نسبت توضیحات ایشون شانس من کمتر هست ولی منم تلاشمو میکنم.مرسی از ایگور کارکاروف و لیلی اوانز عزیز که خیلی مزاحمشون شدم و منو راهنمایی کردند
با اجازه :

نام :رونالد بیلیوس ویزلی
تلفظ نام به انگلیسی :Ronald Bilius Weasley
جنسیت: مذکر
رنگ مو: قرمز آتشین
رنگ چشم: آبی
محل اقامت: پناهگاه
گروه: گریفیندور
مدرسه: هاگوارتز
محل زندگی :بارو
نژاد: اصیل‌زاده
علاقه مندی ها : کوییدیچ – شطرنج جادویی
قدرت‌های ویژه: توانایی بی‌نظیر در شطرنج جادویی- دروازه‌بانی کوییدیچ
عضویت در: ارتش دامبلدور
شغل:در آینده کاراگاه


ویژگی های کلی:
رون ویزلی، ارشد موقرمز گریفیندوری، بهترین دوست هری در مجموعه‌ داستان‌های هری پاتر به شمار می‌آید. شاید توانایی‌های جادویی او تعریف چندانی نداشته‌باشد، اما همیشه می‌توان به عنوان دوستی باوفا روی او حساب کرد. او ششمین فرزند خانواده پرجمعیتشان به شمار می‌آید و به همین دلیل، اغلب از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برد. در مقایسه با هری که اغلب به دلایل مختلف در مرکز توجه است، به رون معمولاً توجه چندانی نمی‌شود و به همین دلیل گاهی اوقات مشاجراتی بین دو دوست رخ می‌دهد ولی همیشه، این رون است که برای معذرت‌خواهی پیش هری بازمی‌گردد. قد رون از حد معمول بلندتر و صورت او پر از کک‌مک است. او شخصیتی طنز دارد .
او در مدرسه دانش‌آموزی متوسط به شمار می‌رود ولی در انجام تکالیفش تا حدی تنبل است و بدون کمک هرمیون نمی‌تواند از پس آنها برآید. او هوشی تقریباً در حد هری دارد، ولی با این وجود، حتی هرمیون نیز نمی‌تواند او را در بازی شطرنج جادویی (نوعی بازی با قوانین شطرنج معمولی ولی با مهره‌هایی کاملاً زنده) شکست دهد. رون در کوییدیچ بازیکن نسبتاً خوبی در پست دروازه‌بان به شمار می‌آید، ولی اعتماد‌به‌نفسش را با مشاهده تماشاچیان به سرعت از دست می‌دهد. چوبدستی قدیمی او در کتاب اول و دوم (که از برادرش چارلی به او به ارث رسیده) از چوب زبان گنجشک ساخته شده‌است و تار موی تک‌شاخی از یکی از دو انتهای آن بیرون زده‌است، ولی این چوبدستی می‌شکند و بنابراین والدین رون برای او چوبدستی جدیدی می‌خرند. این چوبدستی 36 سانتیمتر طول دارد و از چوب درخت بید و موی تک‌شاخ ساخته‌شده‌است ولی از هنگامی که رون آن را از دست می‌دهد، از چوبدستی پیتر پتی‌گرو استفاده می‌کند. از دیگر دارایی‌های رون می‌توان به پاک‌جارویش اشاره‌کرد، جارویی که مادرش آن را به مناسبت ارشد شدنش برایش خرید.

خانواده ی رونالد ویزلی :
رون ویزلی در تاریخ 1 مارس 1980 از آرتور و مالی ویزلی متولد شده ‌است. وی ششمین فرزند از هفت فرزند این خانواده می‌باشد، و نام وسطش، «بیلیوس»، نام عموی مرحومش است.او پنج برادر بزرگ‌تر به نام‌های بیل، چارلی، پرسی، فرد و جرج و همچنین یک خاهر کوچک‌تر به نام جینی دارد. رون نسبت دوری با سیریوس بلک دارد و بخشی از خاندان بلک محسوب می‌شود، ولی با این وجود او و سایر خانواده‌اش به عنوان «سنت شکن» محسوب و از این خاندان سلب نسبت شده‌اند. در فرشینه‌ی شجره‌نامه خاندان بلک مشاهده می‌شود که «چارلوس پاتر» با «دوریا بلک» (نوه فینیاس نایجلوس بلک) ازدواج کرده و بنابراین رون نسبت دوری هم با هری پاتر پیدا می‌کند. رون بعدها با هرمیون گرنجر ازدواج کرده و صاحب دو فرزند می‌شود: پسری به نام هوگو و دختری به نام رز.

کارهای مهم او در کتاب های هری پاتر :

در هری پاتر و سنگ جادو هری برای نخستین بار خانواده ویزلی را ملاقات می‌کند و خانم ویزلی برای او روش رسیدن به قطار سریع‌السیر هاگوارتز را تشریح می‌کند. هری و رون از همان درون قطار به دوستانی صمیمی تبدیل می‌شوند و رون در طول سال مسایل زیادی از دنیای جادویی را برای هری بازگو می‌کند. او نیز در انتهای سال برای نجات سنگ جادو از دست کوییرل به کمک هری می‌شتابد و موفق می‌شود با قربانی کردن خودش معمای پروفسور مک‌گونگال (مهره‌های غول‌آسای شطرنج) را حل کند. پس از آن رون در جشن پایان سال برای «بهترین بازی شطرنج انجام شده در هاگوارتز» پنجاه امتیاز نصیب گریفیندور می‌کند.

در هری پاتر و تالار اسرار رون و هری پس از قفل شدن سکوی نه و سه چهارم به روی آنها به‌ وسیله اتومبیل فورد آنجلینای پرنده پدر رون به سمت هاگوارتز پرواز می‌کنند ولی از بدشانسی با درخت بید کتک‌زن تصادف می‌کنند و این امر باعث شکسته‌شدن چوبدستی رون می‌شود. در انتهای داستان رون برای نجات جان خواهر خود به همراه هری و لاکهارت به تالار اسرار می‌رود ولی هنگامی‌ که لاکهارت می‌خواهد با چوبدستی رون حافظه آن دو را اصلاح کند شکسته ‌بودن این چوبدستی باعث می‌شود که طلسم لاکهارت به سمت خودش بازگردد و هری و رون نجات یابند، اما سقف ریزش می‌کند و رون نمی‌تواند به هری برای نجات جینی از دست تام ریدل کمک کند.

در هری پاتر و زندانی آزکابان خال‌خالی، موش رون، دردسر بسیاری می‌افریند. در طول مدتی از داستان که به نظر می‌رسد کج ‌پا، گربه هرمیون، موش رون را خورده‌است رون میانه‌اش را با هرمیون برای مدتی به هم می‌زند ولی سرانجام به توصیه هاگرید دوباره با هرمیون دوست می‌شود. در انتها معلوم می‌شود که موش رون در واقع موش نیست، بلکه یک جانورنما به نام پیتر پتی‌گروست که برای رهایی خود از چنگال عدالت، صحنه مرگ خود را بازسازی و خود را به شکل موش درآورده‌است. در انتها با تبدیل پروفسور لوپین به گرگینه پتی‌گرو فرار می‌کند و رون، که پایش شکسته‌است، نمی‌تواند هری و هرمیون را در راه نجات سیریوس بلک یاری کند.

در هری پاتر و جام آتش رون و خانواده‌اش هری و هرمیون را به جام جهانی کوییدیچ دعوت می‌کنند و در آنجا رون، علاقه خود را به ویکتور کرام، بازیکن کوییدیچ بلغاری ابراز می‌کند. پس از بیرون آمدن نام هری از جام آتش، رون که به او حسودیش شده برای مدتی با او قهر می‌کند ولی با مشاهده مرحله اول و اینکه هری چه کار سختی برای پیروزی در این مسابقه در پیش روی دارد دوباره با وی آشتی می‌کند. مدتی بعد در جشن کریسمس با هرمیون سر این‌که ویکتور کرام او را به رقص دعوت کرده‌است با او مشاجره شدیدی می‌کند و کرام را «دشمن» می‌خواند، هرچند در انتهای کتاب سرانجام از کرام درخواست امضا می‌نماید.

در هری پاتر و محفل ققنوس رون با کمال تعجب ارشد می‌شود و به همین خاطر والدینش برای او یک جاروی پرنده خریداری می‌کنند. وی با تلاش خود موفق می‌شود دروازه‌بان تیم کوییدیچ گریفیندور شود، و با اینکه به دلیل کمبود اعتماد به نفس دو بازی را خراب می‌کند ولی با درخشش خود در بازی آخر، جام قهرمانی کوییدیچ را نصیب گریفیندور می‌کند. او با عضویت در ارتش دامبلدور پیشرفت زیادی در زمینه دفاع در برابر جادوی سیاه از خود نشان می‌‌دهد، و در انتها نیز سایر اعضای ارتش دامبلدور را نبرد درون وزارتخانه مقابل مرگ‌خوارها همراهی می‌کند.

در هری پاتر و شاهزاده دورگه رون به روابط عشقی عجیبی گرفتار می‌شود. او مدتی با لاوندر براون رابطه عشقی بسیار عجیبی برقرار می‌کند و به همین دلیل مورد نفرت هرمیون واقع می‌شود ولی سرانجام عشق او به هرمیون که در طول شش سال اوج گرفته نمودار می‌شود و این‌دو به هم علاقه‌مند می‌گردند. او در دوئل پایانی با مرگ‌خواران در هاگوارتز با خوردن فلیکس فلیسیس (معجون خوش‌شانسی) شرکت می‌جوید و خوشبختانه آسیبی نمی‌بیند. پس از مرگ دامبلدور او نیز مانند هرمیون اعلام می‌دارد که هری را در یافتن جان‌پیچ‌ها همراهی خواهد کرد.


در هری پاتر و یادگاران مرگ رون برای همراهی با هری غول بی‌بخار زیرشیروانی را به شکل خود در‌می‌اورد و هری را در سفر خود برای یافتن جان‌پیچ‌ها به همراه هرمیون همراهی می‌کند. هرچند او در اواسط سفر شکیبایی خود را از دست می‌دهد و پس از دعوایی با هری از آن دو جدا می‌شود، ولی پس از بازگشت، جان هری را از دریاچه‌ای نجات می‌دهد، قاب‌آویز اسلایترین (یکی از جان‌پیچ‌ها) را با شمشیر گریفیندور نابود می‌کند، با تقلید زبان مارها موفق می‌شود به همراه هرمیون به درون تالار اسرار راه یابد و با نیش باسیلیسک فنجان هافلپاف (یکی دیگر از جان‌پیچ‌ها)‌را نابود کند، و سرانجام شجاعانه در نبرد مقابل مرگ‌خواران در هاگوارتز، سایرین را همراهی می‌نماید.

_______________________________

با وجود معرفی کاملی که داشتید به این دلیل که نفر قبل زود تر از شما شخصیت رو معرفی کرده بود متأسفانه تأیید نشدید.
امیدوارم بتونید با شناسه ی دیگه ای در رول موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارنی ویزلی در 1387/1/8 19:11:23
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/9 1:34:08
ویرایش شده توسط بارنی ویزلی در 1387/1/9 14:32:34
im back... again!
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 8 فروردین 1387 12:13
نمایش جزئیات
آفلاین
این شخصیت در لیست شخصیت های گرفته شده و نشده با رنگ مشکی نشان داده شده که نشان دهنده ی گرفته نشدن این شخصیت است .
--------------------------------------

نام کامل : رونالد بیلیوس ویزلی
نام : رون Ron
نام خانوادگی : ویزلی Weasley
جنسیت : مذکر
تاریخ تولد : اول مارچ 1980
نام پدر : آرتور ویزلی
نام مادر : مالی(مولی) وزلی
نام کامل همسر : هرماینی جین گرنجر
محل زندگی :بارو
محل تحصیل : هاگوارتز
گروه : گریفیندور
میزان تحصیلات : فارق تحصیل از مدرسه ی جادوگری هاگوارتز
دوست های صمیمی : هری پاتر و هرماینی گرنجر
چوب دستی : چوب دستی اول ( شکسته شد ) : چوب بلوط و موی تک شاخ ، سازنده الیوندر – چوب دستی دوم ( کنونی) : چوب زبان گنجشک با ریسه ی قلب اژدهــا ، سازنده الیوندر
رنگ مو : قرمز
رنگ چشم : آبی
اصالت : ژن ضعیف
علاقه مندی ها : کوییدیچ – شطرنج جادویی
پست در کوییدیچ : دروازه بان
حیوان خانگی : دم باریکscabbers یک موش چاق و خاکستری رنگی است که انگشت پنجه ی چپش کنده و گوش راستش نیز پاره شده است و خرچال pigwidgeon ، یک جغد قهوه ای رنگ است که سیریوس بلک به او هدیه کرده است . خرچال به معنی مرغابی بزرگ ، غاز و هوبره است .
استعداد : در شطرنج جادویی استعداد فوق العاده ای دارد
ویژگی ظاهری : پسری قد بلند و لاغر با دست و پای بزرگ و بینی کشیده و صورتش پر از کک مک است .

توان مندی های جادویی :
انیماگوس ................................. این توانایی را ندارد
پارسل مات .............................. این توانایی را ندارد
لجیلیمنس ................................ این توانایی را ندارد
آکلومنس ................................. این توانایی را ندارد
متامورفماگوس......................... این توانایی را ندارد
غیب و ظاهر شدن .................... این توانایی را دارد
افسون ویلا ............................. این توانایی را ندارد
مقاومت جادویی ....................... این توانایی را ندارد

معرفی خلاصه ی شخصیت رون ویزلی :

رونالد ((رون)) بیلیوس ویزلی در اول مارچ 1980 در خانواده ای 8 نفری به دنیا آمد پدر او ارتور ویزلی کارمند اداره ی سحر و جادو است و مادرش مالی ویزلی یک زن خانه دار است ، برادران و خواهر رون به ترتیب بیل ویزلی ، چارلی ویزلی ، پرسی ویزلی ، فرد ویزلی ، جرج ویزلی و جینی ویزلی است .
بیل ویزلی که بزرگترین فرزند خانواده است قامتی بلند دارد ، او معمولا موهای بلندش را می بندد و در یکی از گوشهایش گوش واره ای آویزان می کند . او یک طلسم باطل کن است و در مصر برای گرینگوتز کار می کند . چارلی ویزلی که دومین برادر بزرگ رون است قدی کوتاه تر از رون دارد و از او چاق تر است . صورتی پهن و مهربان دارد و پر از کک و مک است که برنزه به نظر می رسد .هیکلش عضلانی است و روی یکی از بازو هایش اثر سوختگی وسیعی به چشم می خورد همچنین او در رومانی با اژدها کار می کند . برادر سوم رون پرسی ویزلی است او بسیار جاه طلب و خود خواه است و فقط به منافع خود اهمیت می دهد او هم مانند دیگر اعضای خانواده مویی قرمز رنگ دارد ، او پس از اتمام درسش در وزارت سحر و جادو و زیر نظر آقای کراوچ مشغول کار است .
فرد و جرج دو برادر دو قلوی رون هستند که بسیار شیطان و بازی گوش هستند و عاشق وسایل جادویی و شوخی هستند ، آنها اکنون در مغازه ی لوازم شوخی خود کار می کنند .
جینی ویزلی تنها خواهر رون که مانند دیگر اعضای خانواده ی ویزلی موی قرمز دارد ، جینی در کتاب هفتم با هری پاتر ازدواج می کند .

اولین بار رون هری را در ایستگاه راه آهن کینگ وقتی ملاقات می کند که هر دوی آنها به دنبال ایستگاه نه و سه چهارم هستند و بعد هم در قطار مخصوص هاگوارتز با هم هم کوپه می شوند و همان جاست که رون موش دست آموز خود یعنی اسکابرز را به هری نشان می دهد و هری هم شیرنی هایش را با او تقسیم می کند . رون به خاطر در آمد کم پدرش مجبور است از بعضی وسایل دست دوم استفاده کند که این موضوع او را بسیار رنج می دهد . رون عاشق شطرنج جادویی است و از عنکبوت به شدت می ترسد چون برادرش فرد در کودکی رون خرس عروسکی او را به یک عنکبوت تبدیل کرده بود . او در هاگوارتز با هری پاتر ، نویل لانگ باتم ، سیموس فینیگان و دین توماس هم خوابگاهی است . او در کتاب هفتم با هرماینی گرنجر که یکی از دوستان صمیمی او در دوران تحصیل در هاگوارتز بود عروسی می کند و صاحب چند فرزند می شود .

دوست عزیز بر اساس قوانین ایفای نقش شما باید ابتدا در تاپیک های بازی با کلمات و کارگاه نمایشنامه نویسی پست بزنید و در صورت تأیید پستتان توسط ناظرین شخصیت خود را در ایت تاپیک معرفی نمایید.
موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Ron Weasley در 1387/1/8 15:40:41
ویرایش شده توسط Ron Weasley در 1387/1/8 15:45:04
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1387/1/8 18:44:08
من همون روبیوس هاگریدم !!!
عضو اوباش هاگزمید