تو بدان، جايگاه استوارت است اندر قلبمان / پس چرا بگذاشتی ما را تو تنها اندر جادوگران؟
لبخند های دلنشينت بودن آرامِ جان / اخمهايت بودن مرهمی بر روحمان
تو در جادوگران بودی مثلِ شيری غران / ای شير غران بگذار به نمايش دندانهايت كه هستند بران
بودی نعمتی در ميان هافلپافيان / در تيم كوئيديچ هافلپاف با چماق می كوبيدی بر سرِ مردمان
دوستت داريم هميشه و در هر جا و مكان / هيچگاه رهايی نخواهی جست از يادمان
زاخارياس، مرد نكونام تو هستی در هر زمان / به همين دليل نامت هميشه در جادوگران می ماند جاودان
شعر از كينگزلی شكلبوت متخلص به كچل و ملقب به خيكی
.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



: