جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

22 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 4 مرداد 1388 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید.

همه چیز از روزی شروع شد که :

داشت گودریگ گریف خان پسری / پسر ِ بی ادب و بی هنری
اسم ِ او بود علی مردان خان (!) / کُلفت ِ خانه زِ دَستش به اَمان!


بله بچه های من!

پسر ِ گودریگ گریفندور بی هنرترین بچه ی محل بود. هیچی از جادو سرش نمیشد، طوری که همه تصور میکردن فشفشه اس. اما گودریگ امیدوار بود با کمک دوستاش بتونه پسرشو ادب کنه!

خلاصــــــه... جونم براتون بگه که گودریگ سه تا از دوستان دوران کودکیشو که حالا سه جادوگر گولاخ بودن خبر کرد و چارنفره ریختن سر علی مردان خان که آموزش بدن به این بچه! و در راستای آموزش دادن به اون بود که هاگوارتز به اون عظمتو با دست های خالی و گل و خشت ساختن، هر کدومشون یه قسمتشو ساختن... گریفندور از دفتر مدیریت شروع کرد، راونکلاو تالار ها رو ساخت، هالپاف به فضای باز مدرسه رسید و سالازار هم افتاد تو جوب ِ فاضلاب! که سال ها بعد هی سوراخ سنبه ها و حفره های اسرارش باز شدن و مار و مارمولک و باسیلیسکاش ریختن بیرون ملتو خوردن!

علی مردان خان از پدرش و سه معلم دیگه اش اجازه داشت که تا پایان ِ ساخت مدرسه ی خصوصیش استراحت داشته باشه به شرطی که بعد اون بشینه بکوب بخونه که تو کنکور کم نیاره! اما از شما چه پنهون ساخت هاگوارتز سالها طول کشید...علی مردان خان پیر شد و عمرشو داد به شما! ولی چهار بنیان گذار همچنان ساختند و ساختند و ساختند و بعد، شروع به جمع آوری علی مردان خان ها (!) از سراسر جهان کردند. :)

دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید .


1. علی مردان خان! ( و بحث آنها سر اینکه بی عرضگی علی به کدامشان رفته! )
2. گودی در سال های آخر عمرش به شدت پرخاشگر شده و قلب همسرش را می آزرد، حتی یک شب همسرش را تهدید کرد که صبح روز بعد حتما او را خواهد کشت و همسرش که یقین داشت فردا کشته خواهد شد، شبانه به خیمه ی گودی هجوم برده و او را کشت! ( اهم..من هرگونه تقلیدی از تاریخ های مشنگی رو تکذیب میکنم. )

3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید .

از رولینگ بپرسی میگه مک گونگال، آلبوس دامبلدور، دلوروس آمبریج!
ولی من میگم نچ! کور خوندی!

اولین مدیر مدرسه ی هاگوارتز بعد از چهار بنیان گذار، آرگوس فیلچ بود. بله! همین پیرمرد فرسوده و مهربان، همین بابای مدرسه ی هری اینا. دوران مدیریت فیلچ از درخشان ترین دوره های هاگوارتز بود اما بعد چون حفره ی اسرار را باز کرد و جک و جونورای سالازار رو ریخت بیرون، خواستن اخراجش کنن که دامبلدور منصرف شد و گذاشت به عنوان سرایدار مدرسه بمونه تو هاگ!

بعد از فیلچ، دامبلدور اومد مدیر بشه افتاد و دندونشـ..چیز..دماغش! شکست.
پس صلاحیت مدیریت رو نداشت و نیک بی سر مدیریت مدرسه هاگوارتز رو به عهده گرفت.
نیک دوران خوبی نداشت. بچه ها ازش حساب نمیبردن و همیشه میزدنش و اون نمیتونس کاری بکنه چون جذبه نداشت از همون اول کلا! به هر حال بلاخره روز تقریبا بی سر شدن نیک هم رسید و وقتی تابلوش کنار تابلوی فیلچ قرار گرفت و روح شد، از مدیریت برکنار شد.

ولی مجددا دامبلدور در رسیدن به مدیریت ناموفق بود و یکی از بز های آبرفورث که آرماندو نام داشت پشت میز نشست. آرماندو بز خوبی بود، آرام و سر به زیر بود. اما مشکلات زندگی و سختی های هاگوارتز و اینکه معاونش آلبوس دامبلدور بود باعث شد جهش ژنتیکی پیدا کرده و روز به روز مرد تر شود! بلاخره روزی رسید که بز آبرفورث تکامل پیدا کرد و انسان شد، او هم دوران نسبتا موفقی داشت و باز شدن مجدد فاضلاب، به هیچ وجه خدشه ای بر دوران طلایی این مرد بزرگ وارد نکرد.

روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل!

ببینید تحقیقات من میتونه چیزای هولناکی رو روشن کنه... با نهایت تاسف میگم...ریونا ریونکلاو اصلا انسان نبود! اون هم یه بز تکامل یافته ی نر از بز های آبرفورث دامبلدور بود. آبرفورث کلا مهره های درخشانی رو برای جامعه ی ما پرورش داده!

کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه؟

فقط در همین حد بگم که... این تنها کلاسی بود که من به شدت از نوشتن تکالیفش لذت بردم و به هیچ وجه از روی اجبار ننوشتم!
روش دادن تکالیف عالیه! خوشمان آمد خفن!

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش؟


کی زن میداد به این؟؟
گزینه ی 4 !
" کلا زن نداشت"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 4 مرداد 1388 01:20
نمایش جزئیات
آفلاین
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .

در شب مهمانی عظیمی که توسط روونا منعقد شده بود ، سالازار ، گودریک ، روونا و هلگا تصمیم گرفتند که یادبودی از دوستیشان داشته باشند که تا نسل ها باقی بماند . گودریک پیشنهاد کرد که باغ وحشی بسازند و هلگا معتقد بود که بهتر است رستورانی برای یادبود ساخته شود . اما سالازار ایده ی دیگری داشت . او معتقد بود که بنا باید ارزشی بیش داشته باشد و در خدمت جادوگران باشد در نتیجه مدرسه را پیشنهادکرد و تمام ایده های خود مربوط به گروه و غیره رو مطرح کرد . روونا هم محل مدرسه واقع در زمینی بکر و دست نخورده با جاذبه های فراوان را اعلام کرد و هاگوارتز نام منتخب هر 4 نفر بود .


2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید .

1. دلیل عمده ی اختلاف ، به این جهت بود که گودریک علی رغم علاقه ی زیادی که به همسرش داشت ، از داشتن قدرت ابراز احساسات آگاهانه بی بهره بود به همین دلیل روابطشان دچار خدشه شده بود . در واقع گودریک نمی توانست علاقه اش را ابراز کند و با شوخی های بیجا و کارهای مضحک ، همسرش را عصبی و سرد می کرد و روز به روز از یکدیگر فاصله می گرفتند .

2. گودریک از همسرش دلخور بود چون خانومش شنبه ها کلاس ایروبیک بود و یک شنبه ها یوگا . دوشنبه ها به تمرین تنیس می پرداخت و سه شنبه ها دوره بود . چهارشنبه ها هم میک آپ بود و پنج شنبه ها رستوران بود . در نتیجه گودریک دچار سوهاضمه شده بود چون هیچ وقت ناهار نداشتند . شام هم نداشتند چون همسر گودریک از عصر ساعت 6 تا فردا صبح به خانه ی پدریش مراجعت می کرد !

3. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید .

در ابتدا انریکه(انریکو یا هر لهجه ی دیگری که می خوانید) ایگلسیاس بود اما بعدها آمیتا باچان جایگزین او شد و این اواخر هم که رابستن لسترنج بود .


4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل

روونا زن بوده و دلایل عبارتند از :

1) سالازار و گودریک مرد بودند و هلگا زن و حتما روونا هم زن بوده تا تاسیس کنندگان مدرسه ، از هر دو جنسیت بوده باشند و تبعیض جنسیتی نباشد .

2) روونا مونث است (اسم روونا ) و "آ" در آخر اسامی لاتین برای مونث سازی هم استفاده می شود و البته نمی توان تصور کرد جادوگر قدرتمندی "روونا " بوده اما ساحره چرا .
3) با توجه به مشخصه های گروه ریونکلا ، می توان دریافت که این همه لطف و مهربانی و پذیرش آزادانه باید کار زنی مهربان و قدرتمند بوده باشد .

5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه؟

به نظر من کلاس خوبی بود اما عاری از هرگونه توصیف و فضاسازی بود اما تکالیف به دلیل غیر رول بودن مورد استقبال بیشتری قرار گرفت و نکته ی دیگر تکالیف تنوع آنها بود اما به نظر من مقداری تعداد سوالات زیاد بود . در کل خوب بود .

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش

1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت.
4. کلا زن نداشت.


پ .ن : دوست دختر داشت فقط .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گیلبرتو تصویری عالی از رفتار ما می دهد . به گفته ی او ، آدم ها مثل هندی ها بر روی زمین راه می روند . با یک سبد در جلو ، و یک سبد در پشت . در ?
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: شنبه 3 مرداد 1388 23:34
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف :
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
( 10 نمره )

در هزاران سال قبل چهار تا از بهترین های جامعه جادوگری جمع شده بودند و میخواستند که از خودشون و مهارتاشون افرادی رو پروش بدن که نسلشون موندگار بمونه و بتونن خدمت بزرگی به جامعه جادوگری بکنن . البته شنیده ها حاکی از آن هست که هیچ کدام از این 4 نفر هیچ بچه ای نداشتند و برای اینکه بتوونن برای خودشون وراثی پیدا کنن رفتند و بهترین بچه های تپل و مپل و سفیت رو انتخاب کردن و آوردن توی یک جایی به اسم مدرسه جمع کردند تا خوباشو سوا کنن
البته این مدرسه بعدها توسط افراد دیگری که منتسب به این افراد بودند رونق پیدا کرده و از آن مرکز بــــــــــوق جایی برای تعلیم و تریبیت افراد شد .
از تاریخ این مدرسه میتوان به 4 حیوانی اشاره کرد که نماد این مدرسه شده اند غ این موارد در حقیقت حکایت از کارهایی دارد که بنیانگزاران این مدرسه با آن بچه های اولیه میکردن ( چرا فکر منحرف میکنی ؟ منظورم وردها و نوع رفتاری که برای مبارزه یاد میدادن بود )



2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . 6نمره )

1. یکی از موراد اختلافشون این بود که زنش اسلیترین بود اما خونش قرمز بود ، البته از همون اول گریفندور بهش اشاره کرده بود که چون گروهش قرمزه باید توی این گروه باشه اما وقتی کلاه گروهبندی آن رو توی گروه اسلی انداخت و باعث خوشحالی خودشم شد ، رنجش زیادی بینشون پیش اومد . میگن اخر سر گریفدور زنش رو کشت تا بهش ثابت کنه خونش که قرمزه خودشم باید قرمز باشه ، فقط پرسپولیس

2. یکی دیگه از مواردی که باعث اختلاق بین این دو زن و شوهر عاشق و شیفته بود این بود که زن معنقد بود که بایستی تخم مرغ را از ته آن شکست ولی مرد معتقد بود که بایستی آن را از سر آن شکست البته این مورد به خاطر خصوصیت و جنسیت آنها بود که باعث شد خیلی به سر و ته تخم مرغ دقت کنن وگرنه میشه از بقا هم وارد عمل شد

3.. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )

پروفسور سوروس اسنیپ :
این مدیر در وقتی که دقیقا قحطی مدیران بود به سمت مدیریت رسیده بود و استکبار زیادی وجود داشت که نمیگذاشت کسی غیر از آن بتونه به این سمت برسه .

پروفسور دامبلدور :
این فرد وقتی به سمت مدیریت نایل شد که تعداد پسران مدرسه زیاد شد و کلا مدرسه به سمت روشهایی برای کم کردن پسران بود ، برای همین روزی یکی به اتاق این مدیر میرفت و برنمیگشت

پروفسور هنگدان فلچر :
این استاد زمانی که قدرت فشفشه ها در مدرسه زیاد شد به مدت تقریبا نیم ثانیه تونست خودش رو به میز مدیریت برسونه و آنجا رو متبرک کنه البته این خرابکاری سه سال طل کشید تا پاک شد

4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )

زن بود ، برای اینکه منیروا مک گونگال معرف ایشون برای ورود به مدرسه هاگوارتز بود ، ایشون که بعدها مرد بودنشون مشخص شد ، در یک اعتراف نامه اقرار کردند که معشوق ایشون شدن ، منتهی وقتی که روون بود نمیشد بهش زسید و اوردنش مدرسه که غلیظ بشه و بشه ازش استفاده کرد




5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )

کلاس باید یک مقداری در مورد درس هم باشه مثلا من ترجیح میدم برای بعضیا از تاریخچه همین جادوگران خودمون صحبت بشه و کارهایی که میکردیم و میکنیم ، مثلا خیلی از گروههای که وجود داشت یا داره !

بعد من دوست دارم که در هر کلاس یک چیزی به افرادی که کلاستون رو میخونن آموزش بدین چون برای فراد تازه وارد هاگ ساخته شده ، مثلا از فضا سازی و .. توصیفات گرفته تا نوشتن دیالوگ و ...

تکالیف خوبه منتهی اگر تعداد سوالا کمتر باشه بهتره چون پیرم در اومد راستی قید کنین که طنز بنویسیم یا نه چون من تمام مدت فکر میکردم اینا نکنه جواب واقعی داشته باشه

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت
4. کلا زن نداشت


گزینه 4 ، هی به زنش میگفت تو زن من نیستی ما فقط صیغه بودیم اما باورش نمیشد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 1 مرداد 1388 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
( 10 نمره )

یه دوخطیش رو میدم بهتون حالّشو ببرید !
گودری ، سالی ، هلگا و روونا دور هم جمع شدن و تصمیم گرفتن مدرسه بزنن . یه زمین لم یزرع گنده ورداشتن و هاگوارتز رو تاسیس کردن ( بخندین ضایع نشه !)
آخه چار پنج خط که به جایی نمی رسه ! عجالتا این هشت خط رو بپذیرید .

زمانی بود که دانش جادویی تنها از مادر به دختر و از پدر به پسر ، به صورت سینه به سینه منتقل می شد و چون این طریق_ تعلیم نقص داشت نیاز به مدرسه ای بود برای تعلیم و تعلم سحر و جادو . این اندیشه نیکو نخستین بار به ذهن گریفیندور شیر دل رسید و او دوستان خبر کرد و راز دل با ایشان در میان گذاشت. سالازار ، هلگا و روونا با او هم عقیده بودند و خود نیز چنین فکری در سر داشتند . پس اندیشه ها روی هم ریختند و فرمان دادند تا خشت و مصالح به حد غایت فراهم کردند و آنها را بر هم سوار کردند تا قلعه ای پدید آید استوار ، چنان که هیچ بیگانه ای را توان ورود به آن نبوَد . سپس هر کس تا حد توان بر امنیت قلعه افزود چنان که امن ترین نقطه در دنیا شد. پس در آن جادو آموزش دادند و جادوگرانی توانا تربیت کردند و این کار ، تا بدین روز ادامه دارد.

2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . 6نمره )

همسر جناب گودی بانویی بسیار پروانه ای ، لطیف ، حساس ، پاکیزه و به دور از هرگونه خشانتی بودن. ایشون اصولا در ده دوازده مورد جزیی با همسرشون مشکل داشتن از جمله :
- گودریک در خانه حق به کمر بستن شمشیرش( که به جانش وابسته بود ) رو نداشت چون منزل دچار رعشه و ضعف می شدن. طبعا گریف بیچاره فشار زیادی رو متحمل می شده و باعث می شده یه نات عصبی بشه.
- گودریک باید هر روز راس ساعت هشت از هاگوارتز خارج می شد و نیم ساعت پیاده روی رو به جون می خرید تا بتونه به یه منطقه قابل آپارات برسه و تا قبل از نه خونه باشه تا منزل بهش شک نکنه . آدم وقتی شوهرش با دو تا خانم صمیمی میشه و مدرسه می زنه این نگرانی ها رو هم داره دیگه !
-گودی اصرار داشت که باید ده تا بچه داشته باشن و یه روز اعلام کرد اسم دو تای اولی باید هلگا و روونا باشه ! شما باشی بهت بر نمیخوره ؟! شهود میگن اون روز گودریک به همراه تعدادی وسیله از جمله یه ماهیتابه ، یه بشقاب شکسته و یه چارپایه از پنجره به بیرون پرتاب شده و تا چند روز اون ورا ندیدنش!

3.. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )

اسنیپ ، آرماندو دیپت ، دامبلدور ، فینیاس نایجلوس و....

4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )

یَک:روون : اسم مذکر--> +آ نشانه تانیث= اسم مونث
دو:هلنا از روونا به عنوان ننجونش یادمیکنه نه آقا جونش .
سه : شما یه نیگا به آواتار های جادوگران بنداز. این خرمن گیسوی آبی و مژه ریمل زده و اینا مسلما مال مرد نیست . هان؟

5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )

راست میگه سیسی . سری بعد در زندگی سالی ، هلگا و رونی به کنکاش بپردازیم ( ایول ادبیات!)
شرح امتیازات رو بزنید ؛اینکه چرا فلانی خوب نمره آورد و چرا فلانی نمره کم گرفت میتونه تو اصلاح اشتباهات به ما کمک کنه. تدریس هم فقط دایلوگ( بله ، دایلوگ!) نباشه. یه نمک فضا سازی ، طنز ، جمله ! دیگه هم در قالب گربه نیاید سر کلاس چون کلاغه خبر آورده جلسه بعد سیریوس میخواد تو کلاس شرکت کنه!

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت
4. کلا زن نداشت

مشنگ؟ سالازار و مشنگ ؟!
احتمالا علف درسته . چون سالی ریش داره پس زن نیست ، و ولدی توهم نیست پس زن داشته !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 1 مرداد 1388 02:58
نمایش جزئیات
آفلاین

1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
( 10 نمره )


پیشنهاد ساختن قلعه ی هاگوارتز برای اولین بار توسط گودریگ گریفیندور صورت گرفت و با استقبال سه جادوگر توانای دیگر به نام های روونا ریونکلاو , سالازار اسلیترین و هلگا هافلپاف روبرو شد.
این چهار بنیانگذار نهایت دقت و ظرافت را در ساخت قلعه انجام دادند و جادوهای زیادی را در مکان های مختلف آن به اجرا گذاشتند تا به این ترتیب قلعه را برای آموزش دانش آموزان آماده کنند.
پس ازساختن قلعه, در نهایت صمیمیت شروع به آموزش دانش آموزان کردند و پایه های جدیدی از علم جادوگری را به نمایش گذاشتند.اما رابطه ی صمیمی آنها دوام زیادی نیاورد و چند سال بعد سالازار اسلیترین کبیر از آنها جدا شد و بنابر روایات مختلف تالاری مخفی و بسیار خطرناکی به نام تالار اسرار را در قلعه ساخت.*

*به کتاب تریخچه ی هاگوارتز مراجعه شود.

2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . (6نمره )



خب راستشو بخواین ما زنا با بی سیم های مختلفی که داریم خیلی زود از شرایط زندگی همدیگه با خبر می شیم.
دیروز که با آبجی بلاتریکسم صحبت می کردم بهم گفت که یکی از بیسیم هاش بهش خبر داده که گریفیندور و همسرش با هم اختلاف دارند.اون می گفت اختلافشون بر سر اینه که چرا آخرین باری که خواهر گودریگ اومد خونشون موقع رفتن صورت عروسشون یعنی زن گودریگ رو نبوسیده!البته مسئله به همین جا ختم نمی شه!اونجور که بلا می گفت یکی دیگه از مشکلاتشون که خیلی مهم هم هست اینه که چرا روزی که گودریگ از همسرش خواستگاری می کرده به جای شونزده تا گل سرخ, پونزده تا گل مریم آورده!
البته این موضوع آخری خیلی خیلی مهمه تا جایی که منو مجبور کرد به این فکر بیفتم که چرا لوسیوس هم به جای گل سرخ گل نرگس آورده بود!و سر همین موضوع هم سه هفته باهاش قهر کردم!

3. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )


اولین مدیرش که ریکاردو کاکا بود ولی بعد اون مورنیو و دیوید دی کاپریو سر کار اومدند!آخریش هم که سوروس اسنیپ بود!

4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )

تا اونجایی که من اطلاع دارم مرد هستش!چون من هر چه قدر تاریخ رو زیر و رو می کنم می بینم اسم محمد مختص مرد هاست ولی اگه بخوایم به اسم مجازی یا همون دوستانش توجه کنیم می تونیم بگیم که زن بوده!
البته شاید هم هردوشون باشه چون هیچی از اون بعید نیست!

5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )


هرچه قدر که بیشتر وارد زندگی خصوصی افراد بشین همونقدر هم جالب تر می شه!ولی خواهش می کنم دفعه ی بعد مدل لباس های هلگا هافلپاف رو شرح بدید آخه راستش رو بخواید دیروز تو خونه ی پارکینسون ها شنیدم که باز مدل لباس های اون دوره ها مد شده!
و یه چیز دیگه هم این که لطفا شرح بدید چرا هلگا هافلپاف با همسرش هر سه ماه یکبار قهر می کرد؟!خواهش می کنم,این موضوع حیاتیه!

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت
4. کلا زن نداشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 20:54
نمایش جزئیات
آفلاین
تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .

ما دريكي از رول هايمان نيز عرض كرده بوديم كه ابتكار و فكر ساخت مدرسه ي علوم و فنون جادويي هاگوارتز نامي در يكي از سفرهايمان همراه با شرك براي نجات جان شاهزاده فيونا به ذهنمان خطور كرد .

بعد از آن عمليات خطرناك وقتي انگلستان برگشتم ، در زمين و ملك پدريم شروع به ساخت قلعه كردم كه در يكي از روزها سالي ، هلي و رووي كه از آنجا رد مي شدند اين منظره را ديدند و به من كمك كردند تا قلعه را بسازيم .

قلعه در ابتدا به شكل امروزيش نبود ، ما در قلعه استخر مختلط، سرويس هاي بهداشتي مختلط و چيزهاي مختلط ديگري گذاشتيم كه پس از مرگ ما چهار نفر مديران بعدي مدرسه اين مختلط بازي ها را خراب كردند و قلعه اندكي كوچك شد .


دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید .


شما چكار به زندگي و اختلافات من و همسرم داريد؟ مگه من ميام بپرسم كه تو و البوس شبا با هم كجا ميريد و چكار مي كنيد؟ خوبه كه منم بگم .

من و همسرم با هم مشكل نداشتيم ، فقط يه سري اختلاف نظر داشتيم .
مثلا من مي گفتم جاي شير نازنيم توي خونه اس و بايد شبا كنار من بخوابه ، اون مي گفت جاي شيرت تو اسطبله .

يا من مي گفتم شمشيرم بايد بالاي تختم آويزون باشه تا فاميلات ببينن و چشماشون كور شه ، اون مي گفت تو غلط يا قلت مي كني .
مبحث كلوم ، ما باهم اختلاف نداشتيم .


3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید .

اولين مدير هاگوارتز من بودم ، بعد از مرگ من هلي شد و پس از مرگ هلي ، آيزن هار گريفيندور پسر خلف بنده شدند .

از مديراي ديگه هم مي شه جان اف كندي ، محمود محمد نژاد و براد تام پيت اشاره كرد .


روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل


روونا من ببخش كه ميگم .

ايشون مرد زن نما بودن ، خودتون ديگه منظورم رو فهميديد . منم اول نمي دونستم ولي يه روز كه بهش پيشنهاد ازدواج دادم فهميدم .
بعني خودش بهم گفت . پس از اين موضوع منم درخواستم رو پس گرفتم .

اي باب بوق بر تو اي استاد تاريخ ، اين چه سوالهايي كه مي پسري ، تو چكار به مرد يا زن بودن روونا داري؟


کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ؟

به نظر من اندكي به مسائل فضا سازي و توصيف دانش آموزان بپردازيد . بعد ر مورد درس اندكي هم توضيح دهيد .
تكاليف هم به نظرم بهتره غير رول بمونه .
اينجوري خيلي بهتره .
با تشكر
استاد درس معجون سازي

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت*
4. کلا زن نداشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفيندور در 1388/5/1 7:52:39
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس کلاس تاریخ جادوگری

کلاس تاریخ جادوگری

آبر : وای استرجس دیدی مورگانا برگشته ؟
استرجس : وا ترو خدا راست میگی ؟
پیوز : وا نه وارنا موش بخوره تو رو اره بابا من خودمم دیدم .
هگر : وای سبزیها تموم شد مونتمگری رو بفرستین دو کیلو سبزی بخره .

گابر سارا و جسی :
گابر : مردم مردای قدیم .
جسی : باب اینیگو کلی مرد تره .
سارا : بذارید که کروشیو نوش جونشون کنم .

پیوز : وای خواهر چرا خشونت ! جون !
استرجس : راستی شنیدین بیدل همون بادراد بوده معجون مرکب پیچیده میخورده ریشاش پخ می شده ؟!
مورگان : جونه من راست میگی یعنی یکی بودن ؟
هاگر : اره بابا منم شنیدم میگن پرسی بردتش تو دفتر خدا به دادش برسه
پیوز : وای خدا به دادش برسه . تازه میگن jghool هم ممکنه خودشون باشه .

مری : یعنی الان استاد تاریخ جادوگری نداریم ؟!
و به گربه ای که تمام مدت به آن ها خیره شده است می نگرد .
پخ ... !
و گربه به مگی تبدیل می شود .

تره ور : وای خدا مرگم بده ترسوندی
استر : وای قلبم ؟!
ائتلاف ساحره ها :

مگی : خب هووووم یعنی سلام .
بچه ها : سلام
مگی : خوبید ؟
بچه ها : بـــــــــــــــــله !
مگی : سلامتید ؟
بچه ها : بــــــــــــــــله !
مگی : خاله رو دوست دارید ؟
بچه ها : بــــــــــــــــــــــــــــــله !
مگی : واسه خودتون دست بزنید .
کــــــــــف .... !

استر : وای عجب خاله ی مهربونیه .
ابر : وای یه اپسیلون تعصب شخصیتی نداره .
مری : وای حالا چه تکلیفی میخواد بده ؟!

دینگ دینگ ! زنگ خورد .

سارا : ایول یادش رفت تکلیف بده .
پرفسور مگی : تکلیفا رو تخته نوشته شده !
بچه ها :

تکالیف :
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
( 10 نمره )
2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . 6نمره )
3.. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )
4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )
5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت
4. کلا زن نداشت

__________________________________________________
امتیازات هم زده شد در دو پست قبل .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 28 تیر 1388 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
اینو برای جلسه بعد در نظر بگیر پلیز
-------
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
چهار جادوگر بزرگ، با قدرت های جادویی زیاد، در چند نسل پس از مرلین درحالی که جادو تقریبا رو به فراموشی بود در شورایی گرد هم آمدند. سرانجام تصمیم به ساخت مدرسه ای گرفته شد تا جادوگران آموزش یابند و نسل جادوگران ادامه یابد چرا که هم اکنون چندین میلیون جادوگر حتی نمیدانستند جادوگرند. حدود 20 سال بعد این ساختمان تکمیل شد. گفته شده هر یک از این چهارجادوگر، یک حیوان برای خود انتخاب و به قلعه آورده و سپس با او به سخن گفتن پرداخته است. آنها قدرت جادویی حیوان را با رضایت خود او بلعیده و در تار و پود هاگوارتز حبس کردند تا برای همیشه جاودان بماند و آنگاه حدود 500 سال بعد از وفات مرلین کبیر هاگوارتز آغاز به کار کرد!
2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . 6نمره )
1- زن او نیز عقیده اسلیترین(خون اصیل بودن جادوگران) را داشت. آنها برسر این قضیه به شدت مشاجره کرده و سرانجام زن گودریک او را ترک کرد و با اسلیترین ازدواج کرد
2- زن او برخلاف عقیده اش درباره خون اصیل بودن، به شیردال علاقه بسیار زیادی داشت. زمانی که گودریک شیردالی را به عنوان حیوان خود انتخاب کرد مشاجره بسیار شدیدی درگرفت وگفته میشود صدای آنها ناخواسته طوری توسط جادو بلند شده بود که گوش همسایه ها تا 3 روز هیچ نمیشنید! همچنین گفته میشود این دعوا مقدمه دعوای او بر سر عقیده خون اصیل بودن جادوگران بود!
3.. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )
مرلین کبیر
استرجس پادمور
ایگور کارکاروف

4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )
زن، چون توی کتاب هفتم روح راونکلاو از اون به عنوان مادرش یاد میکنه!
5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )
هوووم، یه جوری باشه که به جلسه ربط داشته باشه. مثلا این سؤالات خداییش بی ربط بود. آدم میموند از کجا اومده ولی غیررول باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 25 تیر 1388 00:46
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان تا هفته ی دیگه فرصت دارید توی کلاس هفته ی قبل شرکت کنید .
بنده به علت تغییر استاد این درس حواستم اعلام کنم که روند امتیاز دهی تغییر کرده حواستون باشه . از هفته ی بعد میتونید تو کلاس این هتفه شرکت کنید که زدم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 24 تیر 1388 15:13
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس کلاس تاریخ جادوگری

کلاس تاریخ جادوگری

آبر : وای استرجس دیدی مورگانا برگشته ؟
استرجس : وا ترو خدا راست میگی ؟
پیوز : وا نه وارنا موش بخوره تو رو اره بابا من خودمم دیدم .
هگر : وای سبزیها تموم شد مونتمگری رو بفرستین دو کیلو سبزی بخره .

گابر سارا و جسی :
گابر : مردم مردای قدیم .
جسی : باب اینیگو کلی مرد تره .
سارا : بذارید که کروشیو نوش جونشون کنم .

پیوز : وای خواهر چرا خشونت ! جون !
استرجس : راستی شنیدین بیدل همون بادراد بوده معجون مرکب پیچیده میخورده ریشاش پخ می شده ؟!
مورگان : جونه من راست میگی یعنی یکی بودن ؟
هاگر : اره بابا منم شنیدم میگن پرسی بردتش تو دفتر خدا به دادش برسه
پیوز : وای خدا به دادش برسه . تازه میگن jghool هم ممکنه خودشون باشه .

مری : یعنی الان استاد تاریخ جادوگری نداریم ؟!
و به گربه ای که تمام مدت به آن ها خیره شده است می نگرد .
پخ ... !
و گربه به مگی تبدیل می شود .

تره ور : وای خدا مرگم بده ترسوندی
استر : وای قلبم ؟!
ائتلاف ساحره ها :

مگی : خب هووووم یعنی سلام .
بچه ها : سلام
مگی : خوبید ؟
بچه ها : بـــــــــــــــــله !
مگی : سلامتید ؟
بچه ها : بــــــــــــــــله !
مگی : خاله رو دوست دارید ؟
بچه ها : بــــــــــــــــــــــــــــــله !
مگی : واسه خودتون دست بزنید .
کــــــــــف .... !

استر : وای عجب خاله ی مهربونیه .
ابر : وای یه اپسیلون تعصب شخصیتی نداره .
مری : وای حالا چه تکلیفی میخواد بده ؟!

دینگ دینگ ! زنگ خورد .

سارا : ایول یادش رفت تکلیف بده .
پرفسور مگی : تکلیفا رو تخته نوشته شده !
بچه ها :

تکالیف :
1. تاریخچه ی ساخت هاگوارتز را در 4 الی 5 خط بر روی کاغذ پوستی بنویسید .
( 10 نمره )
2. دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید . 6نمره )
3.. 3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید . ( 4 نمره )
4 . روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل ( 3 نمره )
5 . کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه ( 6 نمره )

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش
1. بچه نمیخواست
2. زنش مشنگ بود
3. زن نداشت شوهر داشت
4. کلا زن نداشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!