شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
1- نام : ریگولوس بلک 2- سن: کوچیک تر از سیریوس:دی 3- تاریخ تولد: به پاسخ بالا مراجعه شود 4- جنس: مرد 5- رنگ چشم: مشکی 6- گروه : اسلیترین 7- مو : کوتاه مشکی 8- ظاهر کلی : خوشتیب، یکم قدبلند، نه زیاد لاغر، علامت مرگ خوار ها هم روی بازوش 9- نام کامل: ریگولوس بلک دیگه 10- کویدیچ : جست و جوگر 11- چوب جادو : 24 سانت با یه رشته از پرققنوس و یه رشته هم از دم یه بچه تک شاخ چوب درخت رایکا
12- علاقه ها: کوییدیچ 13- توانمندیها: تمام توانایی های یک مرگ خوار خوب
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط notrika در 1390/4/25 15:47:14 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1390/4/25 17:59:59 ویرایش شده توسط Notrika در 1390/4/25 19:18:03 ویرایش شده توسط ریگولوس.بلک در 1390/4/25 19:27:14
نام . مروپ نام خانوادگی. گانت سن. تقریبا 17 سا ل گروه:اسلايترين محل زندگی. خانه ای قدیمی در نزدیکی دهکده لیتل هانگلتون توانایی های اختصاصی. مارزبان بودن توضیحات. من وارث خون اصیل سالازار اسلایترین بودم وبا پدر وبرادرم در خانه ای مخروبه زندگی می کردم هنگامی که16 ساله بودم بزرگترین اتفاق زندگی ام رخ داد یک روز که از پنجره بیرون را تماشا می کردم چشمم به مشنگ جوان و خوش قیافه ای افتاد که سوار بر اسب ازآن جا رد میشد و به شدت عاشق او شدم بالاخره نقشه کشیدم و درشرایطی که پدر وبرادرم در آزکابان بودند معجون عشق را درست کردم و یک روز که هوا گرم بود آن را به تام ریدل که سوار بر اسب از آنجا رد میشد دادم به این ترتیب او به من دل بست واز نامزدش جدا شد ما مدتی با هم زندگی کردیم وبعد از گذشت 6 ماه من حامله شدم درآن زمان بود که متوجه شدم دیگر تحمل این وضع را ندارم ونباید از معجون عشق استفاده کنم فکر میکردم تام در این مدت عاشق من شده است واگر نه... به خاطر بچه می ماند ... اما فرضیات من اشتباه ازآب درآمد و به محض آنکه تاثیر معجون عشق متوقف شد تام مرا ترک کرد ...من از فرط ناامیدی توانایی های جادویی ام رااز دست دادم ومجبور شدم برای تهیه پول تنها وارزشمندترین مایملک ام یعنی قاب آویزی که از میراث گنجینه خانوادگی پدرم مارولو در اختیار داشتم را باقیمت 10 گالیون بفروشم بعد از آن به نوانخانه ای رفتم پسرم را به دنیا آوردم وبه خاطر سختی هایی که در زندگی متحمل شده بودم از دنیا رفتم
نام : مرلين تاريخ تولد : قرن سيزدهم جنسيت : مرد ظاهر : قد بلند ، داراي ريش سفيد انبوه ، كمي لاغر مو : سفيد رنگ و منظم چوبدستي : يا از دست خود استفاده ميكند يا از عصاي خود علاقه : نويسندگي توانمندي : كليه ي امور جادوگري گروه انتخابي : گريفندور بيشتر بدانيم : مرلین یكی از مدبر ترین و خردمند ترین جادوگران تمام اعصار محسوب می شود.او جادوگری بسیار ماهر است و گفته می شود مشاور وورتیگرن اوتر پندارگون و آرتور بوده است كه همگی آنان شاهان بریتانیای كبیر بوده اند.عده ای معتقدند سنگهای بزرگی كه در استون هینج وجود دارند را مرلین به آن ترتیب در آن مكان چیده است.عده ای دیگر معتقدند او از توانایی پیشگویی بر خوردار بوده است زیرا به سوی گذشته می زیسته است و به همین دلیل آینده را می دانست. مرلین بیش از هر چیز دیگر به این دلیل مشهور است كه معلم شاه آرتور بوده است.او آرتور را در دوران نوزادی مخفی نمود. شاعری به نام آلفرد تنیسون در شعری به نام چكامه پادشاه آن بخش از داستان را به این ترتیب حكایت می كند:
آرتور متولد شد و به محض ورود به این جهان/در نزدیكی دری مخفی شد/به مرلین سپرده شد تا او را در مكانی دور دست نگه دارد/تا زمان مناسب آن برسد/زیرا فرمانروایان آن روز گاران سبع و وحشی/چونان فرمانروایان این دوران/خشن بودند و ددمنش و به یقین آن كودك را هم می دریدند/اگر كودك را می دیدند مثله اش می كردند/هر یك از فرمانروایان حكومت خود را می طلبید/بسیاری از آنان از اوتر نفرت داشتند/پس مرلین كودك را با خود برد/او را به سر آنتون كه شوالیه ای پیر بود سپرد/سر آنتون دوست قدیمی اوتر و همسرش/در كنار فرزند خود آرتور را پرورش دادند/احدی از این موضوع مطلع نشد و از آن پس/فرمانروایان همچون حیوانات وحشی با هم جنگیده اند / جنگهایی كه ویرانی این سرزمین را سبب گشته است
سپس مرلین خود معلم و مشاور آرتور شد. او از هوش سرشار و نیز جادو های بیشمار خود استفاده كرد تا به پادشاه جوان در جنگ با دشمنان بریتانیا كمك كند.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1390/4/20 14:17:30 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1390/4/20 14:20:28
خب بابا لینی زودتر میگفتی قربونت برم تا یه معرفی جدید بنویسم اینقدر زحمت نکشی بابا! منت سر بابابزرگ بذار این یکی رو قرار بده ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرسیوال دامبلدور ملقب به ارباب بزرگ و پنجه طلایی متولد 1732 در اسکاتلند دارنده ی مدال مرلین درجه ی یک – درجه ی جادوکار اعظم ویزنگاموت در سال 1794بدلیل فعالیت های بشردوستانه و ضد جنگ طلبی از طرف ملکه ویکتوریای سوم مفتخر به دریافت لقب "سر"گشت سوابق فعالیت های اجرایی: دبیرکل سازمان ملل متحد جادوگری در دو دوره ی هفت ساله ریاست ویزنگاموت کل بریتانیا از سال 1790 تا1837 معاونت هاگوارتز و استاد دروس طلسم های باستانی-مبارزه با جادوی سیاه و ورد های جادویی به مدت شصت سال مدرس سازمان ویژه ی جذب کارآگاهان وزارت سحر و جادو نویسنده ی کتاب پرفروش بررسی نفرین های باستانی در حوزه ی آسیا وزیر سحر و جادوی انگلستان از سان1838تا1841 بنیانگذار زندان آزکابان از سهامداران بزرگ بانک گرینگوتز و.... او در سال 1845بدلیل حمله ی هولناک به سه پسر مشنگ به زندانی که خود موسس آن بود تبعید شد. از ویژگی های ظاهری وی میتوان به قد بسیار بلند در حدود 197سانتیمتر،چهره ای ترسناک اما مصمم و جای بریدگی با چاقو بر روی گونه ی چپ اشاره کرد. در صورتی که با وی کاری دارید هرچند کوچک،مراقب باشید او را عصبانی نکنید
جایگزین شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1390/4/19 23:52:35
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند.... تو روح هرکی بد برداشت کنه
دامبلدور یک دامبلدور یک دامبلدور دیگر من یک دامبلدور دیگر هستم پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب
ويكتور در مدرسه دورمشترانگ تحصيل ميكرد و در سال چهارم هري به مدرسه هاگوارتز آمد و در مسابقه ی جام آتش شركت كرد.در مسابقه ی جام سه جادوگر ( جام آتش ) ویکتور کرام نماینده ی مدرسه ی جادوگری دورمشترانگ بود.همانطور که در تاریخ ثبت شده ویکتور کرام جزو یکی از بهترین جستجوگران کوییدیچ است.اطلاعات چندان زیادی از این شخصیت در کتاب و فیلم نیامده است اما در آخرین مرحله مسابقه ی جام آتش،بارتی کراوچ او را تحته فرمان خود قرار داد و باعث شد ویکتور دست به کار های سیاهی بزند اما در کل ویکتور کرام شخصیتی سفید دارد و از سفیدان است .
انجام شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویـکتـور کــرام در 1390/4/19 18:36:35 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1390/4/19 18:36:52
نام : مرلين تاريخ تولد : قرن سيزدهم جنسيت : مرد ظاهر : قد بلند ، داراي ريش سفيد انبوه ، كمي لاغر مو : سفيد رنگ و منظم چوبدستي : يا از دست خود استفاده ميكند يا از عصاي خود علاقه : نويسندگي توانمندي : كليه ي امور جادوگري بيشتر بدانيم : مرلین یكی از مدبر ترین و خردمند ترین جادوگران تمام اعصار محسوب می شود.او جادوگری بسیار ماهر است و گفته می شود مشاور وورتیگرن اوتر پندارگون و آرتور بوده است كه همگی آنان شاهان بریتانیای كبیر بوده اند.عده ای معتقدند سنگهای بزرگی كه در استون هینج وجود دارند را مرلین به آن ترتیب در آن مكان چیده است.عده ای دیگر معتقدند او از توانایی پیشگویی بر خوردار بوده است زیرا به سوی گذشته می زیسته است و به همین دلیل آینده را می دانست. مرلین بیش از هر چیز دیگر به این دلیل مشهور است كه معلم شاه آرتور بوده است.او آرتور را در دوران نوزادی مخفی نمود. شاعری به نام آلفرد تنیسون در شعری به نام چكامه پادشاه آن بخش از داستان را به این ترتیب حكایت می كند:
آرتور متولد شد و به محض ورود به این جهان/در نزدیكی دری مخفی شد/به مرلین سپرده شد تا او را در مكانی دور دست نگه دارد/تا زمان مناسب آن برسد/زیرا فرمانروایان آن روز گاران سبع و وحشی/چونان فرمانروایان این دوران/خشن بودند و ددمنش و به یقین آن كودك را هم می دریدند/اگر كودك را می دیدند مثله اش می كردند/هر یك از فرمانروایان حكومت خود را می طلبید/بسیاری از آنان از اوتر نفرت داشتند/پس مرلین كودك را با خود برد/او را به سر آنتون كه شوالیه ای پیر بود سپرد/سر آنتون دوست قدیمی اوتر و همسرش/در كنار فرزند خود آرتور را پرورش دادند/احدی از این موضوع مطلع نشد و از آن پس/فرمانروایان همچون حیوانات وحشی با هم جنگیده اند / جنگهایی كه ویرانی این سرزمین را سبب گشته است
سپس مرلین خود معلم و مشاور آرتور شد. او از هوش سرشار و نیز جادو های بیشمار خود استفاده كرد تا به پادشاه جوان در جنگ با دشمنان بریتانیا كمك كند.
شما گروه انتخابیتون در هاگوارتز رو مشخص نکردین. لطفا این مورد رو بیان کنید.
نام: ابوالهول جنسیت: نامشخص گروه هاگوارتز: اسلیترین
معرفی کوتاه: ابوالهول موجودی است با سر انسان، بدن شیر و بالهای عقاب. از طرح معماهای بی جواب لذت می برد و هرکس که نتواند به سوالهایش جواب درست بدهد را از هم میدرد! معماهای ابوالهول نشان میدهند سادهترین مفاهیمی كه فكر میكنید به آنها آگاهی دارید، در واقع تاریكترین نقاط فكر هستند. در كتابهای باستانی مصر، واژه ابوالهول به معنای «سرور» آمده است. (server)
مردمان قدیم معتقد بودند كه «سرور» هوش و چابكی و نیروی انواع حیوانات را دارد.
بیشتر بدانید:
معماهای بیجواب ابوالهولها به sorties مشهور هستند. كلمه soros در زبان یونانی به معنای ((خرمن)) هست چرا كه معمای خرمن، لاینحل ترین سوال ابوالهولها به حساب میآید: ابوالهول: ایا یك دانه گندم میتواند به تنهایی خرمنی بسازد؟! دو دانه گندم چطور؟! سه دانه گندم؟ ابوالهول این سوالهای سلسله وار رو از تو میپرسد و پاسخ تو به هر کدام از آنها یك نه قاطع خواهد بود. احتمالا یك شبانه روز میگذرد و تو وقتی به خود میآیی كه او میپرسد: آیا ده هزار دانه گندم خرمنی تشكیل میدهد؟! آن وقت هست كه تو بازی را باختی بی آن كه مرز تبدیل دانه به خرمن را دانسته باشی. فرض كنید كه در آخرین لحظه جرات میکنید و به ابوالهول میگویید بله، ده هزار گندم یك خرمن است. در این صورت ابوالهول سوالاتش را اینگونه پی میگیرد: اگر ده هزار دانه گندم خرمنی بسازد، پس نه هزار و نهصد و نود و نه گندم هم خرمنی میسازد . . . آن اعداد را یكی یكی پایین میآید تا به صفر برسد و آن وقت هست كه میتوانید آن اعداد را شمارش معكوس زندگیتان به حساب بیاورید! معماهای ابوالهول نشان میدهند سادهترین مفاهیمی كه فكر میكنید به آنها آگاهی داری، در واقع تاریكترین نقاط فكر هستند. همه ما ادعا میكنیم تفاوت یك دانه گندم و خرمن را میدانیم اما ابوالهولها به ما ثابت میكنند كه ما هیچ نمیدانیم.
نام: ابوالهول جنسیت: نامشخص گروه هاگوارتز: اسلیترین
معرفی کوتاه: ابوالهول موجودی است با سر انسان، بدن شیر و بالهای عقاب. از طرح معماهای بی جواب لذت می برد و هرکس که نتواند به سوالهایش جواب درست بدهد را از هم میدرد! معماهای ابوالهول نشان میدهند سادهترین مفاهیمی كه فكر میكنید به آنها آگاهی دارید، در واقع تاریكترین نقاط فكر هستند. در كتابهای باستانی مصر، واژه ابوالهول به معنای «سرور» آمده است. (server) مردمان قدیم معتقد بودند كه «سرور» هوش و چابكی و نیروی انواع حیوانات را دارد.
بیشتر بدانید:
معماهای بیجواب ابوالهولها به sorties مشهور هستند. كلمه soros در زبان یونانی به معنای ((خرمن)) هست چرا كه معمای خرمن، لاینحل ترین سوال ابوالهولها به حساب میآید: ابوالهول: ایا یك دانه گندم میتواند به تنهایی خرمنی بسازد؟! دو دانه گندم چطور؟! سه دانه گندم؟ ابوالهول این سوالهای سلسله وار رو از تو میپرسد و پاسخ تو به هر کدام از آنها یك نه قاطع خواهد بود. احتمالا یك شبانه روز میگذرد و تو وقتی به خود میآیی كه او میپرسد: آیا ده هزار دانه گندم خرمنی تشكیل میدهد؟! آن وقت هست كه تو بازی را باختی بی آن كه مرز تبدیل دانه به خرمن را دانسته باشی. فرض كنید كه در آخرین لحظه جرات میکنید و به ابوالهول میگویید بله، ده هزار گندم یك خرمن است. در این صورت ابوالهول سوالاتش را اینگونه پی میگیرد: اگر ده هزار دانه گندم خرمنی بسازد، پس نه هزار و نهصد و نود و نه گندم هم خرمنی میسازد . . . آن اعداد را یكی یكی پایین میآید تا به صفر برسد و آن وقت هست كه میتوانید آن اعداد را شمارش معكوس زندگیتان به حساب بیاورید! معماهای ابوالهول نشان میدهند سادهترین مفاهیمی كه فكر میكنید به آنها آگاهی داری، در واقع تاریكترین نقاط فكر هستند. همه ما ادعا میكنیم تفاوت یك دانه گندم و خرمن را میدانیم اما ابوالهولها به ما ثابت میكنند كه ما هیچ نمیدانیم.
نجینی جان برای گرفتن شخصیت جدید باید شناسه جدید بسازی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1390/4/19 3:21:12
نام: مونتاگ تاریخ تولد: امروز جنسیت: نامشخص گروه در مدرسه هاگوارتز: اسلیترین عضویت در: گروه مرگخواران
مونتاگ یا آنی مونی به عنوان آشپز خانه ریدل مدت مدیدی به خدمت لرد سیاه مشغول می بوده است . قصد دارد مجدد به عنوان آشپز در یکی از رستوران های لندن یا هر جای دیگه ای اسخدام شده به مسموم کردن افراد بیگناه ادامه دهد