جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

46 کاربر(ها) آنلاین هستند (35 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
42 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: کارگاه هنر راونکلاو
ارسال شده در: شنبه 24 اسفند 1392 23:28
نمایش جزئیات
آفلاین
لــــودر رفت به جــــنگ/
سرش خورد به ســـنگ/
گفت آخ! همه چیز شد گـــــنگ/
تبدیل شدم به نهنـــگ/

لینی جواب داد/
برو باو! دیگه نزن داد/
بذار بــِــوزه بـــاد/
وگرنه می کنم خودمو شــاد/
با پارتی گرفتن ِ جشن ِ میلــاد/
______________

پادما همیشه دنبال ِ دردسر بود/
کاراش شبیه ِ یک پسر بود/
نه آبی، نه صندلی، نه چایی/
فقط یک نون ِ خالی/
می خورد اونو صبح تا شب/
تا این که یک روز کرد تــب/
به دنبال ِ طبیـــب اون/
رفت که بفروشه نون
اما پولش جور نشد/
مریضی خوب نشد/
بعد مرد/
The End/

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 14 بهمن 1392 20:01
نمایش جزئیات
آفلاین
25!
آلسـو، تا پیروزی نمانده چیــزی!

رز ویزلی ِ طاغوتی ِ آمریکایی
حالا تو دگر آلسوی ِ ما میپایی؟
ملت بروید و ناظران را بدرید!
پرتاب اگر کنید یک دمپایی!

ای ناظر صیهونیست! ای طاغوتی!
یکراست هدایتت کنم در قوتی!
ما نور ِ قیام ملتی آگاهیم!
با راهبری آسپ ِ سیرت لوطی!

رگبار ِ مسلسل و من و آلسو و زجر!
پیدا شده نور رحمت و عزت و فجر!
ای یار جلو برو! پناهت مرلین!
پیروز تویی رفیق! ای صاحب ِ اجر!

ای آسپ بیا تا بزنم رویت لیس!
لب های تو را با لب خود سازم خیس!
این جنبش ما پوزه ی طاغوت شکست
با همت و یاری ِ حضور ِ ساندیس!

همراهی ِ سعدی با جنبش ِ 25:

یکی بر تربتی فریاد می‌خواند
که اینان* پادشاهان جهانند
بگفتم تخته‌ای بر کن ز گوری
ببین تا پادشه یا پاسبانند
بگفتا تخته بر کندن چه حاجت
که می‌دانم که مشتی استخوانند

*: مقصود همانا رز و هلگاست.


* آلســو! مجبور شدم پلن ِ B رو قبل از پلن ِ A اجرایی کنم، اومدی پلن ِ A یــادت نره!

دوش از جناب ِ آصف پیک ِ بشارت آمد:
پستی که پاک گشته ظاهر شود دوباره!


25!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1392 20:46
نمایش جزئیات
آفلاین
دیدم تو تالار ول و معطلم، گفتم مقادیری شعر بگم لااقل د:، حافظ رو هم همراه خودم آوردم که یه چن تا کار مشترک باهاش بزنم د:...


در پنجره ای گنده مجازی گشتیم*
ناموس رها کرده و راضی گشتیم
از بس که رخ ساحره ها هات شده
هر چند که مایع، بعد گازی گشتیم

*: اشاره به پنجره مجازی که رو به سرزمین بیناموسی باز میشه.

***
هاچ درک که در شور و صفا محدودی
بُردست رخ خوشگلکان در دودی
در هاله ای از نور خودش گفت به من
این جا همه نوع حال و صفا مسدودی!

***
بی هیچ کلام و حرف و زور و لافی
تالار همیشه بوده بر من کافی
تا بوده طلایی و درخشان بوده
هرم ِ غزل ِ طلعت ِ هافلپافی

***

مشترک با حافظ:
مروپی را سوژه کردیــم با همکاری هم، چون قشنگ توی وزن مینشست لامصــبـــ .

*ویرایش: فکر میکردیــم Mervepi است، نگو Merope بود،در نتیجه تمام ابیات از وزن ساقط است... حالا شما بخوانید Mevepi د: !

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد
تقصیر مروپی شد، باید که کشت او را!

***

چمن خوش است و هوا دلکش است و می بیغش
بپا رفیق! مبادا که درک سر برسـد!


***

نفس برآمد و کام از تو برنمی آید
چه کرده بگو مروپی دگر باره؟

***

ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
مروپی بر تو برد رشک به هنگام سماع

***

جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی که مروپی شده عازم به قندهار!

***

بارها گفته ام و بار دگر میگویم
مروپی آمده تا پست مرا نقد کند!

***

خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
اینکه از مروپی و آسپ بگیری باجی!

***

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
مروپی نقد کند پست ِ تو را مثل هلو

***

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
مروپی این قَدَرَت زور و کفایت باشد؟

***

عاشق و رندم و می خواره به آواز ِ بلند
مروپی کَر نشوی گر بزنم جیغ چنین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور تافتی در 1392/11/2 15:34:33
پاسخ به: کارگاه هنر راونکلاو
ارسال شده در: جمعه 12 مهر 1392 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
اين هم از هنر نمايى من..





http://8pic.ir/images/80601148483348481884.jpg

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

به ياد قديما
پاسخ به: کارگاه هنر راونکلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 شهریور 1392 02:07
نمایش جزئیات
آفلاین
خب خب! آماندا دستور داده بود که نقشه ریون رو بکشیم. من هم کشیدم و می گم که کل ِ حقوق ِ مندی محفوض است و این ایده، کپی رایت بای مندی ـه!

ملت! طبقه دوم و ریزه کاری بقیه تاپیکا مونده ها! بکشین باو...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: کارگاه هنر راونکلاو
ارسال شده در: دوشنبه 25 شهریور 1392 18:28
نمایش جزئیات
آفلاین
تعریف از ریون نباشه/

بهترین ِ گروه ِ یــــــــــــه دایـــــــــره/

با عقاب ِ توی تــــــــالـــــار ـش/

حال می ده به کسایی که توشه/

اگه عقاب نبودش/

پیش ماها نبودش/

برای جابجایی/

باث (باید) می رفتیم با گاری/

چقدره قشنگ و نازه/

منقارشم درازهـــــــــــ/



آه! ای ریون ِ نـــــــــــــاز/

با دلـــــ ِ من بساز/

کین غــــــــــم ِ جادویی/

برود ز ِ دست ـم./

جان ِ ریون منو نیگاه کن/

منو صدا کن/

آه... جان ِ ریون/

من و تو/

من و تو/

زیباییم مثل ِ عقاب های توی آسمون (هم وزن الماس های توی آسمون :دی)

درخشنده و نورانی/

مثل ِ برق ِ نوک ِ منقار ِ عقاب ِ جادویی/

درخشنده و نورانی/

مثل ِ برق ِ نوک ِ منقار ِ عقاب ِ جادویی/

درخشنده و نورانی/

مثل ِ برق ِ نوک ِ منقار ِ عقاب ِ جادویی/



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: کارگاه هنر راونکلاو
ارسال شده در: یکشنبه 3 شهریور 1392 17:50
نمایش جزئیات
آفلاین
و اما... طرز کار تاپیک اندکی تغییر کرد!!

از این به بعد می تونین هر اثر هنری ای که درمورد ریونکلا خلق کردین اینجا بذارین؛ که می تونه شامل شعر، فن فیکشن، نقاشی و طراحی و فتوشاپ کاری(!)، پادکست حتی و ... باشه!!



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دیوان راونکلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 8 آذر 1391 17:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ای بانوووووووو!

تو کجایی تا شوم من چاکرت/چارقت دوزم کنم شانه سرت.

دستکت بوسم بمالم پایکت/وقت خواب آید بروبم جایکت!

ای فدای تو همه شناسه های من/ ای به یادت بلاک ها و حذف کاربری های من!

اون بدبخته میاد و میگه: های خیره سر شدی/ خود فامیل نشده، پسر خاله شدی؟

این چه ژاژ است و چه کفر است و فشار/ پنبه ای اندر شناسه ی خود فشار!

چارق و پاتابه لایق مر تراست/ ستاره ای به این خوشگلی را چنین ها کی رواست؟

گر نبندی زین سخن تو حلق را/آتشی آید بسوزد سایت را!

منم بر میگردم بهش میگم:ای بدبخت تو اعصابم خرد کردی/وز این همه چرت و پرت،داغونم کردی!

جامه را بدرید الفیاس و آهی کرد تفت/ سر نهاد اندر نت و برفت

ندا آمد سوی بدبخت از ستاره/عشق من را کردی تو از من جدا

تو برای تفریح و مسافرت آمدی/ نی برای اعصاب خرد کردن آمدی

هرکسی را سیرتی بنهاده ام/هرکسی را اصطلاحی داده ام

چونکه بد بخت این عتاب از استار شنید/ در نت در پی الفیاس دوید

عاقبت دریافت او را بدید/گفت مژده ده که دستوری رسید.

هیچ ترتیبی و آدابی مجو/ این نشانی خودش، بگیر و برو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: دیوان راونکلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 آذر 1391 23:16
نمایش جزئیات
آفلاین
داشتم فراموشت می کردم اما باز دوباره دیدمت تو غم ها غوطه ور شدم چرا؟

داشتی میرفتی از خیال من خزونی بود بهار من، دیدم تو رو خزونم جون گرفت.

این قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و عاشق تو جون گرفت.

چرا دوباره اومدی صدامو جون دادی گل بهار و زخم دل دوباره تازه شد؟

شوق نگاه خستمو دوباره دوختی آخره ترانه حسرتم بی اندازه شد.

یا راحتم کن و واسه همیشه این دلو بکن ز ریشه از خیال سرد من برو.

یا باغبون شو و بهار و باز نشون بده گلارو...

با کمک یکی از دوستان به یاد کسی افتادیم، گفتیم شعری سروده باشیم، البته اهنگ بود.

هی روزگار...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت
پاسخ به: دیوان راونکلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 24 آبان 1391 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
بازآمدم بازآمدم، از پیش هافل آمدم در من نِگر در من نِگر، بهرریون باز آمدم

شاد آمدم شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم چندین هزاران سال شد، تا من به تالار آمدم

آن جا روم، آن جا روم، بالا بدم، بالا روم بازم رَهان بازم رَهان، کاین جا به زِنهار آمدم

من فرد اسپمر بُدم، دیدی که ناسوتی شدم هافل بدیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم

من نور پاکم ای فلور ، نه مشت خاکم مختصر آخر صدف من نیستم، من درّ شَهوار آمدم

ما را به چشم سَر مَبین، ما را به چشم سِر ببین آن جا بیا ما را ببین، کان جا سبکبار آمدم

از چار مادر برترم، وز هفت آبا نیز هم من گوهر کانی بُدَم، کاین جا به دیدار آمدم

ای وزیر دیگر ! نظر در کل عالم کی کنی؟ کاندرجزایر بلاک ا جان و دل افگار آمدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خیلی دلم می‌خواست برگردم ایران ولی متاسفانه همین الانشم ایرانم

很舒適,幸福的 生活,紫色寶石 和鑽石的眼淚和血。
哦,天哪腳的 袖扣盛開櫻 花鼻,舌痛, 流淚的月亮

哦,天哪腳的袖扣盛開櫻 花鼻,舌痛,流淚的月亮
我有一個類我,我耳語

老師來到我用尺子量,說

底線騙你,是一個延伸......

我教授你是什麼意思
不知道這是什麼


فمینیست بزرگ

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.