سلام کلاه عزیز حالت چه طوره؟ خوب من می خوام اینجوری شروع کنم:(البته شخصیتی که می خوام انتخاب کنم خیالیه)
پروفسور لانگ باتم معاون مدیر هاگوارتز نامم را فریاد زد.من با دودلی به سمت کلاه رفتم.باری ادوارد رایان کلاه را به من داد.لبخند ملیحی زد وبه سمت میز هافلپاف شتافت.پس از دقایقی مکث،پروفسور لانگ باتم مرا از خیالات بیرون کشید و من با وحشت کلاه را روی سرم گذاشتم.کلاه تا روی چشمانم می رسید.کلاه با صدای بلندی که فقط من می شنیدم گفت:هوووووووووووووم!یه مشنگ زاده.چشمانی آبی و موهایی سیاه و لخت که هر پسر و دختری را به خود جذب می کند.(من سرخ میشوم)اون بچه هایی که بیرونن خیال می کنن تو یه پریزادی.خوب دختر خانوم!از خودت بگو.
-من...من...من یه مشنگ زادم.تا قبل این که نامه ای دریافت کنم حتی نمی دونستم چنین مدرسه ای وجود داره.من در مورد گروه ها تحقیق کردم.تمام کتاب های درسیم رو خوندم.می دونی چیه؟!من نمی خوام از خودم تعریف کنم.اما خوب:من شجاعم تا حالا به یه مار کبری دست زدی یا دوازده قاشق فلفل خوردی البته اگه من بودم چنین کاری نمی کردم اما خوب مجبورم کردن،تا حالا دستت رو تو تنگ یه ماهی گوشت خوار کردی؟؟؟ای وای...معذرت می خوام حواسم نبود که یه کلاهی.آخه من وقتی گرم صحبت میشه همه چیز از یادم میره.من شاگرد اول کلاسمونم.درسم خیلی خوبه.از کلاس اول تا حالا همیشه شاگرد اول شدم.حافطه ی خیلی خوبی هم دارم.چون کلی شعر حفظم .من شعر رو خیلی دوست دارم.خوب من این دوتا گروه رو از همه بیشتر دوست دارم.گریفیندور و ریونکلاو و به نظرم بهترین گروهان. دلم نمی خواد به اسلیتیرین برم چون اونوقت بچه های اون جا مسخرم می کنن که یه مشنگ زادم. هافلپاف هم گروه خوبیه.راستی می دونستی دستور پخت غذاهای هاگوارتز برای هلگا هافلپاف بوده؟اوه این چه سوالیه که می پرسم معلومه که می دونستی.تو کلاه گروه بندی هستی و قدمتی باستانی داری.خوب سرت رو درد نمیارم اما من رو به یکی از گروه های گریفیندور یا ریونکلاو بفرست.خواهشا.اوه نمی دونم آلبوس و رز رو به کدوم گروه می فرستی.اونا دوستای منن توی قطار با هم آشنا شدیم.
وای دارم خواب می بینم؟نه بیدارم...و کنار کلاه گروهبندی... خب کلاه جون بگم که من پویا هستم 12 ساله از کرمان. کلا عاشق گریفیندورم.شجاعم هستم.خون اصیل نیستم.ماگل زاده ام(هیچ وقت ترجمه شو نمیگم!!) سال اول و دوم و سوم و پنجم هم شاگرد اول بودم.(فقط تو کلاسمون ها-چشم نخورم.:دی) کلا عاشق جادو و جادوگری هستم و معتقدم هیچ کتابی به پای سری هری پاتر نمیرسه. تو داستان نویسی هم کم و بیش بهتر از بعضیام(اشاره به فرد خاصی نیست-تعریف از خود نباشه.) کافیه
نیاز به اطلاعات در مورد خودت نبود ولی خوشحال شدم که شناختمت. درسته که شجاعت زیادی درون تو می بینم، ولی فکر می کنم اگه این شجاعت با سخت کوشی همراه بشه بیشتر کمکت می کنه! تو میری به گروههافلپاف!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/1/2 18:23:21 ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/1/2 18:34:05
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!
دوستان عزیزم، اول از همه ازتون عذر میخوام برای این تأخیری که داشتم. نمی دونم واسه چی منو گذاشته بودن سر سفره ی هفت سین؟
بعدم این که چرا شما اینجوری هستین؟ اگه توی کارگاه نمایشنامه نویسی تأیید شدید، بیاین اینجا و منو بذارید روی سرتون. خودتون هم اگه دوست داشتین می تونین از خودتون بگین. این که شجاع هستین یا اصیل زاده؟ باهوش هستید یا سخت کوش؟ اما یادتون نره که من چیزی که توی ذهن شماست رو می بینم و ازش همه چیز رو می فهمم. پس به انتخاب من ایمان داشته باشید، حتی اگه بر خلاف میلتون بود.
در ضمن raha-snape عزیز، تو باید اول بری کارگاه نمایشنامه نویسی.
منتظرتون هستم دوستان.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست در کنار هم هاگوارتز را می سازند!
خوب زندگی کن. بزرگ شو و... کچل شو! بعد از من بمیر و اگه تونستی با لبخند بمیر. توی کارات دودل نباش. ناراحتی چیز باحالی برای به دوش کشیدنه ولی تو هنوز خیلی جوونی!
اهم اهم ممنونم از خانم مدیر اوانز که منو از ته کمد خاک گرفته ی دفتر مدیر هاگوارتز بیرون کشید و مسئول کاری کرد که براش ساخته شدم، یعنی گروهبندی تازه واردا!
یادش بخیر سال هایی که پرفسور مک گونگال منو با خودش به تالار اصلی می آورد، سال اولی ها با ترس و لرز روی چهارپایه می نشستن و منو روی سرشون می ذاشتن و من بر اساس دانش و قدرت تشخیص منحصر به فردم تعیین می کردم که به کدوم گروه هاگوارتز تعلق دارن!
دوران طلایی دوباره از راه رسیده سال اولی های کوچولو موچولو! ترس رو از خودتون دور کنید و بیاین روی چهار پایه بشینید، منو روی سرتون بذارید، به حرفام اعتماد کنید، مطمئن باشید شما رو به جایی می فرستم که از رفتن بهش پشیمون نمی شید.
یادتون نره نشستن روی چهار پایه و پوشیدن کلاه به این معنیه که به دانش و آگاهی من ایمان دارید اینجا از چونه زدن و مذاکره خبری نیست. می تونید حرفها، درد دلا و خواسته هاتون رو باهام درمیون بذارید، اما فراموش نکنید که همیشه حرف آخرو کلاه می زنه! مطمئن باشید کلاه بهترین رو برای شما می خواد پس به انتخابش شک نکنید
به زودی در این مکان یک عدد کلاه جهت گروهبندی تازه واردین نصب می گردد! توضیحات تکمیلی در پست های بعد و قوانین ورود به ایفای نقش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی اوانز در 1392/12/27 2:43:39 ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 19:14:31 ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 19:15:46 ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 22:44:17 ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:39:41