آندریا کگورت
از کوچه دیاگون پلاک شیش
- تولد نقش
- 1397/05/08
- آخرین ورود
- سهشنبه 21 مرداد 1399 20:51
- عضویت
- 1396/12/28
- پستها
- 144
قالب شعر:مثنوی
شاعر:حضرت مولانا جلال الدین محمد(با اندکی تغییر ...شایدم یکم بیشتر از اندکی
)
(خسته شدم دیگه بسه ... بقیش واسه بعد
)
شاعر:حضرت مولانا جلال الدین محمد(با اندکی تغییر ...شایدم یکم بیشتر از اندکی
) بشنو از هری چون حکایت می کند / از دروسلی ها شکایت می کند
کز پریوت درایو تا مرا برده اند / از ولدرمورت مرد و زن نالیده اند
دفتر خاطرات تام ریدل خواهم صفحه صفحه از فراق / تا بگویم شرح درد این زخم بی صحاب(
)
)مالفوی کو دور ماند از رفاقت با هری / بازجوید روزگار دشمنی با ویزلی
من به جمعیت گریفیندور شرف یاب شدم / جفت رون ویزلی و هرماینی شدم
هرکسی از بحر خود شد خواستار من / از پیشانی من جست زخم مصیبت بار من
چشم من از رنگ سبز دور نیست / لیک دیگر اسنیپی از بحر دیدن نیست
تن ز عشق و عشق ز تن مستور نیست / لیک کس را خواستن عشق دستور نیست
آتش است این محفل و هست بادی مخلاف / هرکه مرگخوار است، با آتش عشق شود تلف
(خسته شدم دیگه بسه ... بقیش واسه بعد
)افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

خب من میرم تا شعر بعدی.این یه خورده بد شد
