تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
115 کاربر(ها) آنلاین هستند (49 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
114
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
میخانه دیگ سوراخ (دوئل)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

خوناشام سراسيمه وارد كافه مي شه و به طرف سارون و ولدرمورت مي ره و مي گه : شنيد اينجا جادوگر پزون بوده ؟ درسته ؟
سارون كه داره ـخودشو ـ باد مي زنه مي گه : اره بابا داشتن منو و دارم و كنگيزلي را مي پختن
چهره ي خوناشم در هم مي ره و مي گه : چه بد سلقه ؛ اينهمه ادم از شما بد مزه تر پيدا نكردن واقعا كه اين آدم خوارها تمدن ندارن وگرنه اگه مثل ما خوناشام ها متمدن بودن مي تونستن از قيافه تشخيص بدن خون كي وشمزه است خون كي تلخه خون كي شوره كي مرض قند داره و كي خونش آلودس و غيره هر خوني كه خوردن نداره
هر گوشتي هم همين طور ؛ اگه جنون گاوي مي گرفتن چي؟!!!
واقعا كه اين بي سوادي فاج چه كارها كه نمي كنه !
ولدرمورت : باشه بابا خوناشام جوش نيار ... اصلا نمي خورنشون باشه ؟ تو چرا عصباني مي شي ؟
خوناشام : اخه معيار هاي بهداشتي را حساب نمي كنن
ببينم دارك تو كه همش تو دستشويي هستي وقتي داشتن مي پختنت قبلش دستتو شسته بودي؟ ناخونهاتو گرفته بودي ؟ مسواك زده بودي؟
دارك لرد معصومانه مي گه : نه نمي دونستم قراره بخورنم
خوناشام با نگاه سرزنش آميزي به كنگيزلي مي گه : مالاريا تو آفريقا خيلي زياده ؟ واكسن زده بودي؟
كنگيزلي : نه
خوناشام با عصبانيت به مرلين مي گه : تو كه از ريشت استفاده شده .... ريشتو با شامپو ريش شسته بودي؟
در همان لحظه خوناشام سارون را مي بيند و جيغ يزند : تو با اين كفش هاي گلي رفتي توي آب ؟ نگفتي ممكنه اون بدبختها كزاز بگيرن ؟
مودي مياد جلو يه ليوان خون دست خوناشام مي ده و مي گه : چه خبرته خوناشام مگه بازرس اداره بهداشت شدي ؟
خوناشام مي گه : نه ولي اينها با اين بي بهداشتي هاشون اخرش منو مي كشن ... اون از فتال دماغو اينم از اين ژولي پولي هاي بي بهداشت
مودي مي خنده و مي گه : بابا بي خيال حالا كه بخير گذشته و آدم خوارها نخوردنشون و مريض نشدن تو آروم باش و خون كلاستو بخور
خوناشام بي حال ليوان خون را از مودي گرفت و به طرف دهانش برد و يكدفعه داد زد : اين خون مهر استاندارد داره؟!!!
سارون كه داره ـخودشو ـ باد مي زنه مي گه : اره بابا داشتن منو و دارم و كنگيزلي را مي پختن
چهره ي خوناشم در هم مي ره و مي گه : چه بد سلقه ؛ اينهمه ادم از شما بد مزه تر پيدا نكردن واقعا كه اين آدم خوارها تمدن ندارن وگرنه اگه مثل ما خوناشام ها متمدن بودن مي تونستن از قيافه تشخيص بدن خون كي وشمزه است خون كي تلخه خون كي شوره كي مرض قند داره و كي خونش آلودس و غيره هر خوني كه خوردن نداره
هر گوشتي هم همين طور ؛ اگه جنون گاوي مي گرفتن چي؟!!!
واقعا كه اين بي سوادي فاج چه كارها كه نمي كنه !
ولدرمورت : باشه بابا خوناشام جوش نيار ... اصلا نمي خورنشون باشه ؟ تو چرا عصباني مي شي ؟
خوناشام : اخه معيار هاي بهداشتي را حساب نمي كنن
ببينم دارك تو كه همش تو دستشويي هستي وقتي داشتن مي پختنت قبلش دستتو شسته بودي؟ ناخونهاتو گرفته بودي ؟ مسواك زده بودي؟
دارك لرد معصومانه مي گه : نه نمي دونستم قراره بخورنم
خوناشام با نگاه سرزنش آميزي به كنگيزلي مي گه : مالاريا تو آفريقا خيلي زياده ؟ واكسن زده بودي؟
كنگيزلي : نه
خوناشام با عصبانيت به مرلين مي گه : تو كه از ريشت استفاده شده .... ريشتو با شامپو ريش شسته بودي؟
در همان لحظه خوناشام سارون را مي بيند و جيغ يزند : تو با اين كفش هاي گلي رفتي توي آب ؟ نگفتي ممكنه اون بدبختها كزاز بگيرن ؟
مودي مياد جلو يه ليوان خون دست خوناشام مي ده و مي گه : چه خبرته خوناشام مگه بازرس اداره بهداشت شدي ؟
خوناشام مي گه : نه ولي اينها با اين بي بهداشتي هاشون اخرش منو مي كشن ... اون از فتال دماغو اينم از اين ژولي پولي هاي بي بهداشت
مودي مي خنده و مي گه : بابا بي خيال حالا كه بخير گذشته و آدم خوارها نخوردنشون و مريض نشدن تو آروم باش و خون كلاستو بخور
خوناشام بي حال ليوان خون را از مودي گرفت و به طرف دهانش برد و يكدفعه داد زد : اين خون مهر استاندارد داره؟!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
كه آغازي شد براي ي?
جزئیات کاربر

ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
مودی میاد و یه چاقو فرو میکنه تو نامه که رو میز بوده
مودی:ههههه،تحت تعقب!تسلیم!مرتیکه آدم خور سوات نداره نامه تهدید آمیز نوشته واسم
(سائورون داره ولدمورت رو باد میزنه)
سدریک یه جا نشسته داره گریه میکنه،از ترس!
مرلین که داره به طرف دستشویی میره و میخاد در رو باز کنه که یهو پروفسور فلیت ویک که تمام این مدت تو دستشویی زندونی شده بود چون یه میز چپه شده بود و در دستشویی وا نمیشده،میافته بیرون!
فلیت ویک:خوبه دیگه حالا بدون من می رقصید؟یه میزم میزارید پشت در که من نیام بیرون؟
همه: :lol2: :grin:
مودی:ههههه،تحت تعقب!تسلیم!مرتیکه آدم خور سوات نداره نامه تهدید آمیز نوشته واسم
(سائورون داره ولدمورت رو باد میزنه)
سدریک یه جا نشسته داره گریه میکنه،از ترس!
مرلین که داره به طرف دستشویی میره و میخاد در رو باز کنه که یهو پروفسور فلیت ویک که تمام این مدت تو دستشویی زندونی شده بود چون یه میز چپه شده بود و در دستشویی وا نمیشده،میافته بیرون!
فلیت ویک:خوبه دیگه حالا بدون من می رقصید؟یه میزم میزارید پشت در که من نیام بیرون؟
همه: :lol2: :grin:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

آخ اوف وای نیم پز شدم مودی قربونت آقا ( ماچ :-D !!!) جونمو نجات دادی
سائورون: ای وای سرم دیگه پشت در وای نمی ایستم اعلیحضرت حال شما خوبه؟ ا ا ا رداتون سسی شده ( با دستمال پاکش می کنه)
مرلین: آره می خواست به دارک اضافه کنه او خدای من حالم بد شد من رفتم دستشویی
ولدمورت: از چهارچوب خارج نشین! ا ببخشید اون ماله اینجا نبود...
( در همین موقع یه جغد می یاد تو می شنه من پاش رو باز می کنم:
از: فاج رهبر قبیله آدم خوارها و وزیر سحر و جادو
به: مودی
به این وسیله به شما مودی اخطار می گردد که به علت تقلید از رقص ما که کپی رایت داشت و انجام کارهای خلاف شئونات تحت تعقیب قرار گرفته اید لطفا خودتان را تسلیم کنید.
ویا اگر بخشودگی می خواهی باید کینگزلی رو پروارش کنی تا هفته دیگه برامون بیاری هیچ شرط دیگه ای هم نداره...
من: ای بابا کینگزلی حالا چی ....؟! د پس کو کینگزلی ؟
مودی چی کار کنیم؟
ولدمورت: به نظر من باید داخل چهارچوب عمل کنیم ا راستی تام کو؟
اسنیپ: گفت میره پول در رو از فاج بگیره
من: ای بابا می کشنش من برم ببینم چی کار می تونم بکنم شاید کینگزلی رو هم پیدا کردم فعلا جیمعا خدافظ
سائورون: ای وای سرم دیگه پشت در وای نمی ایستم اعلیحضرت حال شما خوبه؟ ا ا ا رداتون سسی شده ( با دستمال پاکش می کنه)
مرلین: آره می خواست به دارک اضافه کنه او خدای من حالم بد شد من رفتم دستشویی
ولدمورت: از چهارچوب خارج نشین! ا ببخشید اون ماله اینجا نبود...
( در همین موقع یه جغد می یاد تو می شنه من پاش رو باز می کنم:
از: فاج رهبر قبیله آدم خوارها و وزیر سحر و جادو
به: مودی
به این وسیله به شما مودی اخطار می گردد که به علت تقلید از رقص ما که کپی رایت داشت و انجام کارهای خلاف شئونات تحت تعقیب قرار گرفته اید لطفا خودتان را تسلیم کنید.
ویا اگر بخشودگی می خواهی باید کینگزلی رو پروارش کنی تا هفته دیگه برامون بیاری هیچ شرط دیگه ای هم نداره...
من: ای بابا کینگزلی حالا چی ....؟! د پس کو کینگزلی ؟
مودی چی کار کنیم؟ولدمورت: به نظر من باید داخل چهارچوب عمل کنیم ا راستی تام کو؟
اسنیپ: گفت میره پول در رو از فاج بگیره
من: ای بابا می کشنش من برم ببینم چی کار می تونم بکنم شاید کینگزلی رو هم پیدا کردم فعلا جیمعا خدافظ
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
مودی که دوستاش براش خیلی مهم هستند یهو غیرتی میشه،رئیس مئیس رئ فراموش میکنه:هوووووووووووو،فاج،چته؟اینا دوستای من هستند.
(فاج با یه سری از این آدمخورا میان جلو.)
مودی: سلام آقای فاج،داشتم میگفتم هووووووووومممم اینا دوستای من هستند و خیلی هم خوشمزه ان!
فاج بر میگرده سر جاش و به دارک یه کم فلفل میزنه.
مودی به مرلین که داره زیر پیت می سوزه نیگا میکنه(دلش همش می سوزه)
همه به صحنه پخته شدن دارک و مردن مرلین و سائورون نیگا میکنن.(یه قطره اشک از چشم صاحاب میریزه رو زمین،مودی دوباره غیرتی میشه)
مودی میره پیش ولدمورت و بقیه:یچه ها ما باید پاتک بزنیم!
یادتونه داشتیم با هم می رقصیدیم؟یادتونه چه اوقات خوشی اینجا داشتیم؟یادتونه خون آشام داشت واسمون قصه می گفت!؟(ففففففیننننننننن،ولدمورت فین میکنه)
یادتونه لحظات با هم بودنمونو!ما همه باید با هم متحد بشیم!
همه دستاشونو بزارن رو دست من،تا متحد شیم!
(مودی دستشو میزاره،همه حتی سدریک هم میاد،کینگزلی هم میاد!)
مودی با صدای بلند: بچه ها من خیلی گشنمه!اون آقاهه(فاج رو نشون میده)چه قده خوشمزه به نظر میاد!
باااااااکومممممممممممببببببببببااااااااااا کومبببببببببببببباااااااااااااااااااااااااااااا حمله!
(همه با چنگال و کارد و ساتور به آدم خورها حمله میکنن.)
آدم خورها هم به مودی اینا حمله میکنند!
مودی که میبینه هوا پسه و اونها وحشین،اعلام عقب نشینی میکنه،و بعد زیر پیرن ولدمورت رو میگیره میزنه به یه ساتور میره بیرون.
فاج:چیه مودی؟پیام صلح آوردی؟
مودی: بابا الن گفتگوی تمدن ها س!یعنی چی این وحشی بازی ها!بیاید با هم مذاکره کنیم!
فاج به آدم خورها یه مشورت میکنه:باشه!
مودی و فاج سر یه میز میشینن و شروع میکنن.
خوب فاج،تو کینگزلی رو میخای،درسته؟!
فاج:بله!
مودی: کینگزلی پیش ماس،اگه به ما 1 ماه فرصت بدی اونو پروار میکنیم واست میاریم!(کینگزلی از ترس پس می افته!)
فاج :کینگزلی اینجاس؟پیش تو؟!خائن!جاسوس،بی شخصیت،بی ادب!مودی بد!
مودی خیلی بهش بر میخوره،پا میشه با یه شلنگ تخته گنده خودشوم می رسونه به دیگ،میزنه با پاش دیگو چپه میکنه:هاااااااااااااااا هاواااااااااااهووووووووووووووووووووووووووووو
دارک و مرلین و سائورون رو پرت مینه طرف ولدمورت.
با ساتوری که زیر پیرنی ولدمورت هم بهشه،میره تو شیکم آدم خورا............................. هااااااااااااهووووووووواااهوااااااااااا
آدم خورا که یکی وحشی تر از خودشون می بینن،همه از در میرن بیرون.
فاج میزنه زیر گریه
مودی:برید دم خونه خودتون بازی کنید
فاج در حالیکه از در میره بیرون:اگه دیگه تو اداره رات دادم!
(فاج با یه سری از این آدمخورا میان جلو.)
مودی: سلام آقای فاج،داشتم میگفتم هووووووووومممم اینا دوستای من هستند و خیلی هم خوشمزه ان!
فاج بر میگرده سر جاش و به دارک یه کم فلفل میزنه.
مودی به مرلین که داره زیر پیت می سوزه نیگا میکنه(دلش همش می سوزه)
همه به صحنه پخته شدن دارک و مردن مرلین و سائورون نیگا میکنن.(یه قطره اشک از چشم صاحاب میریزه رو زمین،مودی دوباره غیرتی میشه)
مودی میره پیش ولدمورت و بقیه:یچه ها ما باید پاتک بزنیم!
یادتونه داشتیم با هم می رقصیدیم؟یادتونه چه اوقات خوشی اینجا داشتیم؟یادتونه خون آشام داشت واسمون قصه می گفت!؟(ففففففیننننننننن،ولدمورت فین میکنه)
یادتونه لحظات با هم بودنمونو!ما همه باید با هم متحد بشیم!
همه دستاشونو بزارن رو دست من،تا متحد شیم!
(مودی دستشو میزاره،همه حتی سدریک هم میاد،کینگزلی هم میاد!)
مودی با صدای بلند: بچه ها من خیلی گشنمه!اون آقاهه(فاج رو نشون میده)چه قده خوشمزه به نظر میاد!
باااااااکومممممممممممببببببببببااااااااااا کومبببببببببببببباااااااااااااااااااااااااااااا حمله!
(همه با چنگال و کارد و ساتور به آدم خورها حمله میکنن.)
آدم خورها هم به مودی اینا حمله میکنند!
مودی که میبینه هوا پسه و اونها وحشین،اعلام عقب نشینی میکنه،و بعد زیر پیرن ولدمورت رو میگیره میزنه به یه ساتور میره بیرون.
فاج:چیه مودی؟پیام صلح آوردی؟
مودی: بابا الن گفتگوی تمدن ها س!یعنی چی این وحشی بازی ها!بیاید با هم مذاکره کنیم!
فاج به آدم خورها یه مشورت میکنه:باشه!
مودی و فاج سر یه میز میشینن و شروع میکنن.
خوب فاج،تو کینگزلی رو میخای،درسته؟!
فاج:بله!
مودی: کینگزلی پیش ماس،اگه به ما 1 ماه فرصت بدی اونو پروار میکنیم واست میاریم!(کینگزلی از ترس پس می افته!)
فاج :کینگزلی اینجاس؟پیش تو؟!خائن!جاسوس،بی شخصیت،بی ادب!مودی بد!
مودی خیلی بهش بر میخوره،پا میشه با یه شلنگ تخته گنده خودشوم می رسونه به دیگ،میزنه با پاش دیگو چپه میکنه:هاااااااااااااااا هاواااااااااااهووووووووووووووووووووووووووووو
دارک و مرلین و سائورون رو پرت مینه طرف ولدمورت.
با ساتوری که زیر پیرنی ولدمورت هم بهشه،میره تو شیکم آدم خورا............................. هااااااااااااهووووووووواااهوااااااااااا
آدم خورا که یکی وحشی تر از خودشون می بینن،همه از در میرن بیرون.
فاج میزنه زیر گریه
مودی:برید دم خونه خودتون بازی کنید
فاج در حالیکه از در میره بیرون:اگه دیگه تو اداره رات دادم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

من: کمک بابا من رو بیارین بیرون...
فاج: آهان کینگزلی می دونستم اونجایی! تام در اینجا رو باز کن
تام: جناب وزیر خطرناکه ها پرت میشه بیرون..
فاج: میگم بازش کن!
من: اون بیرون چه خبره؟ وای ( بوف دنگ .... می یوفتم تو بقل فاج...)
فاج: ا این که کینگزلی نیست ولی بد هم نیست خوب گوشت داره بچه ها بیایین تو!
مودی: بچه ها؟!!
در میشکنه و افراد قبیله فاج وارد می شن : بونگا بونگا بونگا فاج بونگا بونگا فاج بونگا... به به عجب غذایی
من: یعنی چه جریان چیه؟ من یه جادوگر کهن هستم نمی دونین من رو بخورین الان با یه ورد حالتو جا می یارم: ولداوستا...(اوخ! فاج با لیوان می زنه تو سرم)
فاج: مهم نیست چه بهتر گوشتش خوشمزه تره!
افراد قبیله: رئیس فاج این مرده که چشمش می چرخه رو هم بخوریم؟
فاج: نه ولش کنین اون خوشمزه نیست...
مرلین داره یواشکی میره دستشویی
در همین موقع سائورون که زیر در مونده می خواد از در بیاد بیرون که فاج پیت رو میذاره روش...
فاج: هوم آتیشش کافی نیست.. چی کار کنم؟
اون چیه داره می سوزه ؟ ریش مرلین! بیارینش اینجا!
آدم خوار ها مرلین رو می گیرن می ذارن زیر دیگ و من رو می اندازن توش!
فاج: به به عالی شد کاش کینگزلی هم بود باهاش سوپ درست می کردیم...
همه از سرعت اتفاقاتی که افتاده شوکه شدن
فاج: آهان کینگزلی می دونستم اونجایی! تام در اینجا رو باز کن
تام: جناب وزیر خطرناکه ها پرت میشه بیرون..
فاج: میگم بازش کن!
من: اون بیرون چه خبره؟ وای ( بوف دنگ .... می یوفتم تو بقل فاج...)
فاج: ا این که کینگزلی نیست ولی بد هم نیست خوب گوشت داره بچه ها بیایین تو!
مودی: بچه ها؟!!
در میشکنه و افراد قبیله فاج وارد می شن : بونگا بونگا بونگا فاج بونگا بونگا فاج بونگا... به به عجب غذایی
من: یعنی چه جریان چیه؟ من یه جادوگر کهن هستم نمی دونین من رو بخورین الان با یه ورد حالتو جا می یارم: ولداوستا...(اوخ! فاج با لیوان می زنه تو سرم)
فاج: مهم نیست چه بهتر گوشتش خوشمزه تره!
افراد قبیله: رئیس فاج این مرده که چشمش می چرخه رو هم بخوریم؟
فاج: نه ولش کنین اون خوشمزه نیست...
مرلین داره یواشکی میره دستشویی
در همین موقع سائورون که زیر در مونده می خواد از در بیاد بیرون که فاج پیت رو میذاره روش...
فاج: هوم آتیشش کافی نیست.. چی کار کنم؟
اون چیه داره می سوزه ؟ ریش مرلین! بیارینش اینجا!
آدم خوار ها مرلین رو می گیرن می ذارن زیر دیگ و من رو می اندازن توش!
فاج: به به عالی شد کاش کینگزلی هم بود باهاش سوپ درست می کردیم...
همه از سرعت اتفاقاتی که افتاده شوکه شدن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/20
تولد نقش: 1403/06/12
آخرین ورود: یکشنبه 20 مرداد 1387 16:16
از: فضا
پستها:
402

مرلین دوباره از دستشویی میاد بیرون
مرلین:سلام جناب وزیر راستی صدای کینگزلی میومد...(مودی سعی میکنه با چشم باباقوریش چشمک بزنه به مرلین نمیتونه)مثل اینکه داشتید آفریق.....آی
مودی ریش مرلینو آتیش میزنه.
مودی:خوب جناب وزیر شنیدم رفته بودید آفریقا
مرلین:سلام جناب وزیر راستی صدای کینگزلی میومد...(مودی سعی میکنه با چشم باباقوریش چشمک بزنه به مرلین نمیتونه)مثل اینکه داشتید آفریق.....آی
مودی ریش مرلینو آتیش میزنه.
مودی:خوب جناب وزیر شنیدم رفته بودید آفریقا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
مودی میره جلو(بعد میبینه ولدمورت پاشو گذاشته رو دست کینگزلی)مودی آروم به ولدمورت میگه: ولدمورت میشه لای پنجره رو باز کنی،گرمه(ولدمورت میره و پنجره رو باز میکنه)
مودی:سلام آقای فاج،ااا اینجا امکانات گرمایشی نداشت ما پیت روشن کردیم،بفرمائید،سدریک پاشو آقا بشینن!
فاج: این کینگزلی کجاس؟
مودی سعی میکنه کاری کنه که فاج به اون میز نزدیک نشه.
(هی میره جلوش)
مودی:آقای فاج راستی خانوم بچه ها خوبن؟
فاج:آره آره اصلا مگه تو ناموس نداری؟کینگزللللللللللللللی(هوار میکشه)
مودی:آقای فاج ببخشیدا!زشته!صداتو چی واسه من نبر بالا!
.....
مودی:سلام آقای فاج،ااا اینجا امکانات گرمایشی نداشت ما پیت روشن کردیم،بفرمائید،سدریک پاشو آقا بشینن!
فاج: این کینگزلی کجاس؟
مودی سعی میکنه کاری کنه که فاج به اون میز نزدیک نشه.
(هی میره جلوش)
مودی:آقای فاج راستی خانوم بچه ها خوبن؟
فاج:آره آره اصلا مگه تو ناموس نداری؟کینگزللللللللللللللی(هوار میکشه)
مودی:آقای فاج ببخشیدا!زشته!صداتو چی واسه من نبر بالا!
.....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/20
تولد نقش: 1403/06/12
آخرین ورود: یکشنبه 20 مرداد 1387 16:16
از: فضا
پستها:
402

کینگزلی با صدای بلندی ظاهر میشه،روی صورتش قطره های عرق نشسته!
همه به طرف کینگزلی برمیگردن.
مودی:تو کجا اینجا کجا (میاد با کینگزلی دست میده)حالا چی شده اینقدر ترسیدی؟
مرلین:صبر کن بزار نفس جا بیاد بیا بشین(یه صندلی عقب میکشه)تا یه نوشیدنی بیار!
تام نوشیدنی رو میاره کینگزلی نوشیدنی رو میخوره :pint:
مودی:حالا بگو چه خبر بود دیگه!
کینگزلی: آقا هیچی ما رفته بودیم واسه تحقیقات افریقا ولی مسئله این بود یه سری بومی دستگیرم کرده بودند.
آقا ما رو میخواستن بپزن!!
رئیس قبیله اومد میدونین کی بود؟
فاج!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچی دیگه به زور با وصیقه آزادمون کردند.
نمیدونم از دست کی باید شکایت کنم!
همه به طرف کینگزلی برمیگردن.
مودی:تو کجا اینجا کجا (میاد با کینگزلی دست میده)حالا چی شده اینقدر ترسیدی؟
مرلین:صبر کن بزار نفس جا بیاد بیا بشین(یه صندلی عقب میکشه)تا یه نوشیدنی بیار!
تام نوشیدنی رو میاره کینگزلی نوشیدنی رو میخوره :pint:
مودی:حالا بگو چه خبر بود دیگه!
کینگزلی: آقا هیچی ما رفته بودیم واسه تحقیقات افریقا ولی مسئله این بود یه سری بومی دستگیرم کرده بودند.
آقا ما رو میخواستن بپزن!!
رئیس قبیله اومد میدونین کی بود؟
فاج!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچی دیگه به زور با وصیقه آزادمون کردند.
نمیدونم از دست کی باید شکایت کنم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
جزئیات کاربر

من: چی؟ کسی چیزی گفت؟ هااااااا( یه خمیازه...) ببینم این صفحه چند از کتاب 10000 صفحه ای تاریخ خون آشام ها بود؟
خون آشام: دارک خیلی بی احساسی دارم داستان رمانتیک ولدمورت تعریف می کنم
ولدمورت: یاد جوونی به خیر دیگه گذشت اون زمون می شستیم با پودر و آب ... ا ا ا ببخشید یه لحظه جو گیر شدم... راستی می بینم فونتت درست شده خون آشام
من: یعنی چی؟ استفاده از وسایل مشنگی این چه وضعی... آخ سائورون چرا لگد می زنی!
سائورون در حالی که داره شنل ولدمورت رو فوت می کنه تا خاکاش بپره : آخه اعلیحضرت ناراحت می شن فدات بشم ولدمورت جون ا اهووم ( صداش رو صاف می کنه)
مرلین که تازه از دستشویی اومده : هوووو اه اه بابا من معدم ضعیفه از این حرف ها نزنین.
من: مرلین ببین ریشت دراومد اصلا ببینم تو خجالت نمی کشی ریشت رو می زنی تازه بزنی هم جادوییه فایده نداره دوباره در میاد بعدا این همه آدم به ریشت قسم می خورن اگه نباشه یه چی قسم بخورن؟ :-D
مودی: دارک این مگسو رو بگیر شاید ریتا باشه بدو
من: استالیموس اکسیاموس ( بوم میز بقلی منفجر میشه)
سائورون: باز طلسم باستانی زدی!؟ گفت مگسو رو بگیر نه اینکه میز رو منفجر کنی بابا یه کم ظرافت داشته باش
تام: پولش رو همین الان بده
من : پولم کجا بود تازه مگه می خوایی چی کار کنی؟
تام ( درحالی که یه دسته مخفی رو می کشه) هیچی فقط یه چند روز دیگه اون تو بمون!
من: نه کمک...اوخ آخ......
خون آشام: دارک خیلی بی احساسی دارم داستان رمانتیک ولدمورت تعریف می کنم
ولدمورت: یاد جوونی به خیر دیگه گذشت اون زمون می شستیم با پودر و آب ... ا ا ا ببخشید یه لحظه جو گیر شدم... راستی می بینم فونتت درست شده خون آشام
من: یعنی چی؟ استفاده از وسایل مشنگی این چه وضعی... آخ سائورون چرا لگد می زنی!
سائورون در حالی که داره شنل ولدمورت رو فوت می کنه تا خاکاش بپره : آخه اعلیحضرت ناراحت می شن فدات بشم ولدمورت جون ا اهووم ( صداش رو صاف می کنه)
مرلین که تازه از دستشویی اومده : هوووو اه اه بابا من معدم ضعیفه از این حرف ها نزنین.
من: مرلین ببین ریشت دراومد اصلا ببینم تو خجالت نمی کشی ریشت رو می زنی تازه بزنی هم جادوییه فایده نداره دوباره در میاد بعدا این همه آدم به ریشت قسم می خورن اگه نباشه یه چی قسم بخورن؟ :-D
مودی: دارک این مگسو رو بگیر شاید ریتا باشه بدو
من: استالیموس اکسیاموس ( بوم میز بقلی منفجر میشه)
سائورون: باز طلسم باستانی زدی!؟ گفت مگسو رو بگیر نه اینکه میز رو منفجر کنی بابا یه کم ظرافت داشته باش
تام: پولش رو همین الان بده
من : پولم کجا بود تازه مگه می خوایی چی کار کنی؟
تام ( درحالی که یه دسته مخفی رو می کشه) هیچی فقط یه چند روز دیگه اون تو بمون!
من: نه کمک...اوخ آخ......
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج