جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
9
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  251 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  205 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
ارسال شده در: چهارشنبه 6 اسفند 1382 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب تا اونچا گفتم كه هيبري ها به انورژان ها حمله كردن و علارقم دفاع هاي شبانه روزي انورژان ها ... انها شكست سختي از هيبري ها خوردند و هيبري ها وارد شهر شدند
ساگولا كه ديد ممكنه قلعه سقوط كنه و تنها وارث انورژان ها كه تانيا بود اين وسط كشته بشه به وقادارترين يارش
تاكرون دستور داد از راه مخفي تانيا را از قلعه خارج كنه
.......

تانيا در وسط هاي راه دچار شوك شد چون با نيرويي كه داشت فهميده بود آخرين انورچان كه پدرش بود هم به دست هيبري ها كشته شد ..... و علارقم پيمان ها همكاري كه عمويش و بقيه جادووگر ها با آنها بسته بودند
هيچ كس به كمك انها نيامد

قبل از اينكه انها بتوانند از ان سرزمين خارج شوند در محاصره ي هيبريها و يارانشان در آمدند
در انجا بود كه تاكرون به تانيا گفت كه در جنگل پنهان شود تا تاكرون به تنهايي با انها مبارزه كند و...

كمتر از بيشت دقيقه بعد تاكرون هم زير ضربات هزاران شمشير كه با او مي جنگيدند به زمين افتاد
و فقط تانيا ماند وخشم و نفرت يه انورژن .....و ستاره سرخ كه حالا بالاي سر او مي درخشيد و گروه عظيمي از هيبري ها كه كه دور تا دورش با شمشير ها خونالود ايستاده بودند
.......................

تانيا به انها خيره شد بسيار خشم گين و نفرتبار
زمين لرزيد موجي از گرد و غبار دور تا دور او را گرفت و اين موج قوي تر و فوي تر شد و به رنگ قرمز در آمد و بعد مانند يه موج عظيم به طرف هيبري ها رفت ........... موجي كه همه انها را در آتش نفرت و خشم آخرين بازمانده انورژان ها خاكستر كرد .......



: سرورم اينجا هيچكس زنده نيست همه مردن در اصل با شمشير تكه تكه شدن
صدايي با لحن كشيده ايي گفت : عاليجناب فقط مشتي خاكستر از هيبري ها باقي مانده
صداي سرد و بي روحي گفت : هيچ كس زنده نيست ... جز ما كسي به ياريشون نيامده پس چطور اينهمه سپاه از بين رفته اند ؟

: سرورم سرورم ... كناره جنگل يكي از انورژان ها را پيدا كرديم ... يه دختر جوون ولي بيهوشه ... هر كاري كرديم نتونستيم بهوش بياريمش .... يه الف هم چند متر دورتر از اون افتاده داره نفس هاي آخرشو مي كشه ..زخماش خيلي عميقه


: خيل خوب لوسيوس ترتيبي بده دختره و الفه به قرارگاه منتقل شن .... خيلي دلم مي خواد بدونم كي اين هيبري ها را خاكستر كرده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 اسفند 1382 20:00
نمایش جزئیات
آفلاین
خوناشام سراسيمه وارد كافه مي شه و به طرف سارون و ولدرمورت مي ره و مي گه : شنيد اينجا جادوگر پزون بوده ؟ درسته ؟
سارون كه داره ـخودشو ـ باد مي زنه مي گه : اره بابا داشتن منو و دارم و كنگيزلي را مي پختن
چهره ي خوناشم در هم مي ره و مي گه : چه بد سلقه ؛ اينهمه ادم از شما بد مزه تر پيدا نكردن واقعا كه اين آدم خوارها تمدن ندارن وگرنه اگه مثل ما خوناشام ها متمدن بودن مي تونستن از قيافه تشخيص بدن خون كي وشمزه است خون كي تلخه خون كي شوره كي مرض قند داره و كي خونش آلودس و غيره هر خوني كه خوردن نداره
هر گوشتي هم همين طور ؛ اگه جنون گاوي مي گرفتن چي؟!!!
واقعا كه اين بي سوادي فاج چه كارها كه نمي كنه !
ولدرمورت : باشه بابا خوناشام جوش نيار ... اصلا نمي خورنشون باشه ؟ تو چرا عصباني مي شي ؟
خوناشام : اخه معيار هاي بهداشتي را حساب نمي كنن
ببينم دارك تو كه همش تو دستشويي هستي وقتي داشتن مي پختنت قبلش دستتو شسته بودي؟ ناخونهاتو گرفته بودي ؟ مسواك زده بودي؟
دارك لرد معصومانه مي گه : نه نمي دونستم قراره بخورنم
خوناشام با نگاه سرزنش آميزي به كنگيزلي مي گه : مالاريا تو آفريقا خيلي زياده ؟ واكسن زده بودي؟
كنگيزلي : نه
خوناشام با عصبانيت به مرلين مي گه : تو كه از ريشت استفاده شده .... ريشتو با شامپو ريش شسته بودي؟
در همان لحظه خوناشام سارون را مي بيند و جيغ يزند : تو با اين كفش هاي گلي رفتي توي آب ؟ نگفتي ممكنه اون بدبختها كزاز بگيرن ؟
مودي مياد جلو يه ليوان خون دست خوناشام مي ده و مي گه : چه خبرته خوناشام مگه بازرس اداره بهداشت شدي ؟
خوناشام مي گه : نه ولي اينها با اين بي بهداشتي هاشون اخرش منو مي كشن ... اون از فتال دماغو اينم از اين ژولي پولي هاي بي بهداشت
مودي مي خنده و مي گه : بابا بي خيال حالا كه بخير گذشته و آدم خوارها نخوردنشون و مريض نشدن تو آروم باش و خون كلاستو بخور
خوناشام بي حال ليوان خون را از مودي گرفت و به طرف دهانش برد و يكدفعه داد زد : اين خون مهر استاندارد داره؟!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 اسفند 1382 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
من هیج وقت ولدمورتو باد نمیزنم اونم منو چون که حتّی اگه یکیمون بخایم اون یکی راضی نمیشه.
در ضمن ما از شیوه های مشنگی برای خنک شدن استفاده نمیکنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدایا شکرت که از ننگ تهمت دوستی با لرد خلاص شدم.
ـــ�
مودی میاد و یه چاقو فرو میکنه تو نامه که رو میز بوده
مودی:ههههه،تحت تعقب!تسلیم!مرتیکه آدم خور سوات نداره نامه تهدید آمیز نوشته واسم
(سائورون داره ولدمورت رو باد میزنه)
سدریک یه جا نشسته داره گریه میکنه،از ترس!
مرلین که داره به طرف دستشویی میره و میخاد در رو باز کنه که یهو پروفسور فلیت ویک که تمام این مدت تو دستشویی زندونی شده بود چون یه میز چپه شده بود و در دستشویی وا نمیشده،میافته بیرون!
فلیت ویک:خوبه دیگه حالا بدون من می رقصید؟یه میزم میزارید پشت در که من نیام بیرون؟
همه: :lol2: :grin:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: دوشنبه 4 اسفند 1382 01:32
نمایش جزئیات
آفلاین
آخ اوف وای نیم پز شدم مودی قربونت آقا ( ماچ :-D !!!) جونمو نجات دادی
سائورون: ای وای سرم دیگه پشت در وای نمی ایستم اعلیحضرت حال شما خوبه؟ ا ا ا رداتون سسی شده ( با دستمال پاکش می کنه)
مرلین: آره می خواست به دارک اضافه کنه او خدای من حالم بد شد من رفتم دستشویی
ولدمورت: از چهارچوب خارج نشین! ا ببخشید اون ماله اینجا نبود...
( در همین موقع یه جغد می یاد تو می شنه من پاش رو باز می کنم:
از: فاج رهبر قبیله آدم خوارها و وزیر سحر و جادو
به: مودی

به این وسیله به شما مودی اخطار می گردد که به علت تقلید از رقص ما که کپی رایت داشت و انجام کارهای خلاف شئونات تحت تعقیب قرار گرفته اید لطفا خودتان را تسلیم کنید.
ویا اگر بخشودگی می خواهی باید کینگزلی رو پروارش کنی تا هفته دیگه برامون بیاری هیچ شرط دیگه ای هم نداره...

من: ای بابا کینگزلی حالا چی ....؟! د پس کو کینگزلی ؟ مودی چی کار کنیم؟
ولدمورت: به نظر من باید داخل چهارچوب عمل کنیم ا راستی تام کو؟
اسنیپ: گفت میره پول در رو از فاج بگیره
من: ای بابا می کشنش من برم ببینم چی کار می تونم بکنم شاید کینگزلی رو هم پیدا کردم فعلا جیمعا خدافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی که دوستاش براش خیلی مهم هستند یهو غیرتی میشه،رئیس مئیس رئ فراموش میکنه:هوووووووووووو،فاج،چته؟اینا دوستای من هستند.
(فاج با یه سری از این آدمخورا میان جلو.)
مودی: سلام آقای فاج،داشتم میگفتم هووووووووومممم اینا دوستای من هستند و خیلی هم خوشمزه ان!
فاج بر میگرده سر جاش و به دارک یه کم فلفل میزنه.
مودی به مرلین که داره زیر پیت می سوزه نیگا میکنه(دلش همش می سوزه)
همه به صحنه پخته شدن دارک و مردن مرلین و سائورون نیگا میکنن.(یه قطره اشک از چشم صاحاب میریزه رو زمین،مودی دوباره غیرتی میشه)
مودی میره پیش ولدمورت و بقیه:یچه ها ما باید پاتک بزنیم!
یادتونه داشتیم با هم می رقصیدیم؟یادتونه چه اوقات خوشی اینجا داشتیم؟یادتونه خون آشام داشت واسمون قصه می گفت!؟(ففففففیننننننننن،ولدمورت فین میکنه)
یادتونه لحظات با هم بودنمونو!ما همه باید با هم متحد بشیم!
همه دستاشونو بزارن رو دست من،تا متحد شیم!
(مودی دستشو میزاره،همه حتی سدریک هم میاد،کینگزلی هم میاد!)
مودی با صدای بلند: بچه ها من خیلی گشنمه!اون آقاهه(فاج رو نشون میده)چه قده خوشمزه به نظر میاد!
باااااااکومممممممممممببببببببببااااااااااا کومبببببببببببببباااااااااااااااااااااااااااااا حمله!
(همه با چنگال و کارد و ساتور به آدم خورها حمله میکنن.)
آدم خورها هم به مودی اینا حمله میکنند!
مودی که میبینه هوا پسه و اونها وحشین،اعلام عقب نشینی میکنه،و بعد زیر پیرن ولدمورت رو میگیره میزنه به یه ساتور میره بیرون.
فاج:چیه مودی؟پیام صلح آوردی؟
مودی: بابا الن گفتگوی تمدن ها س!یعنی چی این وحشی بازی ها!بیاید با هم مذاکره کنیم!
فاج به آدم خورها یه مشورت میکنه:باشه!
مودی و فاج سر یه میز میشینن و شروع میکنن.
خوب فاج،تو کینگزلی رو میخای،درسته؟!
فاج:بله!
مودی: کینگزلی پیش ماس،اگه به ما 1 ماه فرصت بدی اونو پروار میکنیم واست میاریم!(کینگزلی از ترس پس می افته!)
فاج :کینگزلی اینجاس؟پیش تو؟!خائن!جاسوس،بی شخصیت،بی ادب!مودی بد!
مودی خیلی بهش بر میخوره،پا میشه با یه شلنگ تخته گنده خودشوم می رسونه به دیگ،میزنه با پاش دیگو چپه میکنه:هاااااااااااااااا هاواااااااااااهووووووووووووووووووووووووووووو
دارک و مرلین و سائورون رو پرت مینه طرف ولدمورت.
با ساتوری که زیر پیرنی ولدمورت هم بهشه،میره تو شیکم آدم خورا............................. هااااااااااااهووووووووواااهوااااااااااا
آدم خورا که یکی وحشی تر از خودشون می بینن،همه از در میرن بیرون.
فاج میزنه زیر گریه

مودی:برید دم خونه خودتون بازی کنید
فاج در حالیکه از در میره بیرون:اگه دیگه تو اداره رات دادم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: یکشنبه 3 اسفند 1382 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
من: کمک بابا من رو بیارین بیرون...
فاج: آهان کینگزلی می دونستم اونجایی! تام در اینجا رو باز کن
تام: جناب وزیر خطرناکه ها پرت میشه بیرون..
فاج: میگم بازش کن!
من: اون بیرون چه خبره؟ وای ( بوف دنگ .... می یوفتم تو بقل فاج...)
فاج: ا این که کینگزلی نیست ولی بد هم نیست خوب گوشت داره بچه ها بیایین تو!
مودی: بچه ها؟!!
در میشکنه و افراد قبیله فاج وارد می شن : بونگا بونگا بونگا فاج بونگا بونگا فاج بونگا... به به عجب غذایی
من: یعنی چه جریان چیه؟ من یه جادوگر کهن هستم نمی دونین من رو بخورین الان با یه ورد حالتو جا می یارم: ولداوستا...(اوخ! فاج با لیوان می زنه تو سرم)
فاج: مهم نیست چه بهتر گوشتش خوشمزه تره!
افراد قبیله: رئیس فاج این مرده که چشمش می چرخه رو هم بخوریم؟
فاج: نه ولش کنین اون خوشمزه نیست...
مرلین داره یواشکی میره دستشویی
در همین موقع سائورون که زیر در مونده می خواد از در بیاد بیرون که فاج پیت رو میذاره روش...
فاج: هوم آتیشش کافی نیست.. چی کار کنم؟
اون چیه داره می سوزه ؟ ریش مرلین! بیارینش اینجا!
آدم خوار ها مرلین رو می گیرن می ذارن زیر دیگ و من رو می اندازن توش!
فاج: به به عالی شد کاش کینگزلی هم بود باهاش سوپ درست می کردیم...
همه از سرعت اتفاقاتی که افتاده شوکه شدن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: شنبه 2 اسفند 1382 20:53
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلین دوباره از دستشویی میاد بیرون
مرلین:سلام جناب وزیر راستی صدای کینگزلی میومد...(مودی سعی میکنه با چشم باباقوریش چشمک بزنه به مرلین نمیتونه)مثل اینکه داشتید آفریق.....آی
مودی ریش مرلینو آتیش میزنه.
مودی:خوب جناب وزیر شنیدم رفته بودید آفریقا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
مودی میره جلو(بعد میبینه ولدمورت پاشو گذاشته رو دست کینگزلی)مودی آروم به ولدمورت میگه: ولدمورت میشه لای پنجره رو باز کنی،گرمه(ولدمورت میره و پنجره رو باز میکنه)
مودی:سلام آقای فاج،ااا اینجا امکانات گرمایشی نداشت ما پیت روشن کردیم،بفرمائید،سدریک پاشو آقا بشینن!
فاج: این کینگزلی کجاس؟
مودی سعی میکنه کاری کنه که فاج به اون میز نزدیک نشه.
(هی میره جلوش)
مودی:آقای فاج راستی خانوم بچه ها خوبن؟
فاج:آره آره اصلا مگه تو ناموس نداری؟کینگزللللللللللللللی(هوار میکشه)
مودی:آقای فاج ببخشیدا!زشته!صداتو چی واسه من نبر بالا!
.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: شنبه 2 اسفند 1382 07:54
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی با صدای بلندی ظاهر میشه،روی صورتش قطره های عرق نشسته!
همه به طرف کینگزلی برمیگردن.
مودی:تو کجا اینجا کجا (میاد با کینگزلی دست میده)حالا چی شده اینقدر ترسیدی؟
مرلین:صبر کن بزار نفس جا بیاد بیا بشین(یه صندلی عقب میکشه)تا یه نوشیدنی بیار!
تام نوشیدنی رو میاره کینگزلی نوشیدنی رو میخوره :pint:
مودی:حالا بگو چه خبر بود دیگه!
کینگزلی: آقا هیچی ما رفته بودیم واسه تحقیقات افریقا ولی مسئله این بود یه سری بومی دستگیرم کرده بودند.
آقا ما رو میخواستن بپزن!!
رئیس قبیله اومد میدونین کی بود؟
فاج!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچی دیگه به زور با وصیقه آزادمون کردند.
نمیدونم از دست کی باید شکایت کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.