دارک به سبک آدم های افسرده از در داره خارج میشه،هی با صدای بلند میگه:من دیگه میرم از اینجا.
مودی:بچه ها بیاین با هم اسم فامیل بازی کنیم.
دارک:من دارم میرم.
خون آشام با شوق:آره،خیلی حال میده.
سدریک:منم میتونم بازی کنم؟
مودی:آره،همه می تونن.
دارک:من دیگه دارم میرم.
مودی:خوب بچه ها تکی تکی یازی کنیم؛کیفش بیشتره.
یکی میره خودشو می چسبونه به ولدمورت و با صدایی که از زیر نقابش میاد میگه:اینجانب آدم نقاب دار(به نقابش اشاره میکنه)در کمال صحت عقلی که در زیر این نقاب دارم(به نقاب اشاره میکنه)می خام با ولدمورت برادر عزیزم،سرورم،که نفس من بید،در یک گروه قرار بگیرم.
مودی:خوب بابا،اا نه ببخشید!بابایی با نقاب
دارک:من دارم از در خارج میشم.
مودی: خوب همه حاضرید؟همه سر جاشون نشستن؟
همه بچه ها نشستن و آماده اند.
اسنیپ:ااا قبول نیست،تو چشمت جادویی همه جا رو باهاش میبینی!
آدمی با نقاب:راس میگه،بی شرافت و وجدان بازی!
مودی:خوب دیگه!من شوکولات قورباغه ای میگیرم به همتون می رسونم!
اسنیپ:قبوله.
دارک:من دارم پامو از در میزارم بیرون.
مودی:با یه حرکت سریع میره دم در و یقه دارک رو میگیره میاردش تو.
مودی:دارک،کجا!؟حالا که صحبت بازی شد،می ترسی ببازی داری در میری؟بیا(بعد کشون کشون میبردش می شونتش پهلو خودش)
دارک:یعنی منم باید بازی کنم؟زوره؟(در حالیکه تو دلش داره کارخونه قند آب میشه!)
مودی:بله زوره.خوب همه حاضرن؟(بعد یه کتاب رو وا میکنه)
اولین حرف صفحه ی اولش!
حرففف واو!
همه شروع میکنن.
صدایی از زیر نقاب:استپ!
اسنیپ:بی جنبه!بزار یه کم بگزره بعد.خوب همه به صورت ساعتگرد بخونن.اسم رو!
مودی:والری.خون آشام:ورونیکا. سدریک:وسپا (همه با تعجب نیگاش می کنن)
اسنیپ:ورم فلوبر. مرلین: وجینی(بازم چشما گرد میشه!)
کینگزلی:ویسکوزیته. دارک: ورمتیل. مردی با نقاب: ولدمورت
ولدمورت: وندام. فلیوس: ویکتور. هرمایونی: ویکتور (ااا تکراری شد!) فیتال: ویس
مودی: خوب بچه ها بزارید اول بابایی با نقاب ماله خودشو بخونه بعد ماها بخونیم.
همه:باشه.
صدایی از زیر نقاب:اسم:ولد مورت
فامیل:ولدمورتیان
میوه: ولدمورت درختی
غذا:ولدمورت سرخ کرده
رنگ:ولدمورت سوخته
شغل:ولدمورت رو همراهی کردن
نام جارو: ولدمورت شهاب
حیوان: ولدمورت پرنده
نام شهر: ولدمورت هر جا هست
کشور:ولدمورت ماوا و مامن من
نام کتاب: ولدمورت جادوگری بس قدرتمند