جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
9
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  251 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  205 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: 㭎Ǥ堏퐠ӦчΧ /></td></tr><tr><td class=
ارسال شده در: چهارشنبه 19 فروردین 1383 17:01
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
اين از عواقب قاطي كردن رول پلينگ با ديگر جاهاست.
من فقط اون تيكه حرفت كه از ديدنم خوشحالي رو براي نمايشنامه برداشتم. بقيشو كاري ندارم.
مرسي از خوشامد گويي شما جناب كينگزلي.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: 㭎Ǥ堏퐠ӦчΧ /></td></tr><tr><td class=
ارسال شده در: چهارشنبه 19 فروردین 1383 16:44
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
مرلين: اما من از ديدنت خوشحال نشدم. از خائنها بدم مياد. زود باش گورتو از اين ميخونه گم كن!!!
كينگزلي: من وزيرم هر جا بخوام ميتونم برم به كسي ربطي نداره...
مرلين: هر ..بوق ...بوق... ميخواي باش به من ربطي نداره. خوشم نمياد از ريختت.
كينگزلي:نيروها حمله كنيد
نيروها:گوبا گوبا گوباگو. .. مرلين كجاست گوباگو.
كينگزلي: جلو چجشتونه بزنيدش
نيرو.ها: كجا كجا؟ گوباگو درست بگو گوباگو....
مرلين: پوف..
همه نيروها دود شدن از دودكش رفتن بيرون.
خوشت اومد؟ اگه ميخواي به سرنوشت اينا دچار شي همينجا بمون.
سوروس: كو كو غذا؟
دارك: مگه بهت نگفتم زنگ ميزنم چرا الان اومدي؟؟؟؟
سوروس: اوووووه. باي
كينگزلي: هي صبر كن ببينم.
با دو فرار ميكنه ميره بيرون.
مرلين: خوشتون اومد ...آآآخ...
صندلي مرلين پايه نداشت.
اي مودي نامرد. صد بار بهت گفتم اين پايه هاي صندلي رو بجاي پاهات استفاده نكن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
مودی در رو میکوبه میاد تو
همه جا سکوته و همه برگشتن اونو نیگا میکنن.
(صدای جیرجیرک!جیررررررر جیییییر!)
مودی در رو دوباره وا میکنه و میکوبه ولی آقای صاحاب بدون هیچ عکس العملی نیگاش میکنه!
مودی:هی!آقای صاحاب،چی شده؟!بچه ها چی شده؟!
آقای صاحاب:پروفسور شما مگه با پروفسور دامبلدور نرفتید واسه یه ماموریت؟!
مودی میاد یه صندلی می کشه میشنینه.همه دورش جمع میشن.
مودی:آهان؛من و پروفسور دامبلدور داشتیم می رفتیم؛که این سوروس
سوروس میدوه تو؛همه رو درو میکنه
سوروس:کو کو غذا
مرلین از جیبش یه شیشه نوشابه در میاره میکوبه تو سر سوروس
سدریک:ااا؛آقا بر طبق بند 2 از تعرفه نمایشنامه نویسی این کار مجاز نیست!
مرلین:درسته!
مک گونگال:آقا زمان رو بر میگردونیم!
سوروس از در میاد و همه رو درو می کنه!
سوروس:کو کو غذا
مرلین :آقای سوروس خان؛می شه لطفا بنشینید و به جمع آدم های مودب بپیوندید؟!
سوروس مثه بچه های خوب میشینه.ولی دستمال سفره ای که به گردنش بسته رو وا نمیکنه
دارکی:خوب مودی داشتی می گفتی!
مودی:آهان؛این سوروس بهمون گفت که..
سوروس پا برهنه میپره وسط حرف مودی
سوروس:بزار خودم تعریف کنم
سوروس: آره؛من گفتم که طرح امداد نوروزی رو پر کردید؟زنجیر جارو دارید؟غذا ،غذاهای بهداشتی با خودتون بردید؟ اصلانشم کمربند ایمنی دارید؟
مودی:آره؛بعد ما از رفتن با جارو و کالسکه منصرف شدیم و رفتیم که با هواپیما(جارو عمومی)بریم.
من بقچه مو ور داشته بودم و با آلبوس داشتیم می رفتیم که یه آقاهه جلومونو گرفت.گفت" مگه طویله اس سرتون و انداختید پایین میرید؟"
مودی به البوس: طویله!؟اسم اینجا این نبود که!
آلبوس:نه آقا ما میخاستیم بریم جاروگاه
آقاهه:جاروگاه؟
مودی تو جیبشو نیگا میکنه واز رو یه ورق میخونه:نه ببخشید،فرودگاه.مگه اینجا نیست؟
آقاهه:چرا،هست ولی کارت سوار شدن به هواپیما دارید؟
مودی و آلبوس به هم یه نیگا میکنن!
مودی:حالا نمیشه با هم کنار بیایم؟
آقاهه:یعنی چی؟
مودی:مثلا با یه دست ردا چه طوری؟
آقاهه:رشوه؟
مودی:ردا؛رشوه چیه؛البوس این مشنگ ها چرا هی اسم های عجیب غریب میزارن رو وسایل ما؟

..........صحنه بعدی
آلبوس و مودی با بقچه هاشون دارن پیاده تو خیابون حرکت میکنند......

مودی:اره؛خلاصه وسیله نقلیه گیرمون نیومد؛ماموریت کنسل شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی :متشکرم دارک
مودی میاد و روی میز وای میسته ولی از دور صحاب رو می بینه که براش خط و نشون می کشه و میاد پایین.
بعد به چ.ب دستیش یه صندلی بلند درست میکنه و میره روش.
مودی:دوستان من؛جادوگران سفید؛جادوگران سیاه و همه ی کسانی که من دوستشان دارم..
همه:سووووووووتتتتتتت کفففففففففففففف
(یه عده هم گوجه فرنگی پرت می کنن)
مودی:امروز،امروز،من بدینجا اومدم تا برای شما عزیزان چند کلمه رو بیان کنم.
همه:سووووووووتتتتتتت
مودی:من دکتر؛کارآگاه؛پروفسور الستور مودی هستم،همتون کما بیش با من آشنا هستید!
همه:سکوت
مودی:من خواستم امروز در مورد صفا و صمیمت و دوستی حرف بزنم....در مورد عشق
همه:سوووووووووووووتتتتتتتتتتتتت
مودی:بله،عشق،عشق به همنوع
عشق به کمک کردن
اینکه بقیه بفهمن که ما به فکر اون ها هستیم.
بنی آدم اعضای یکدیگرندددددددددد
دارک:مودی چه ربطی داره!؟
مودی:شما همه برای ابراز دوستی حاضرید؟
همه:بلههههههههه
مودی:برای نشون دادن اینکه احساس دارید؟
همه:بلهههههههههه
مودی:پس همه با هم در جشن نیکوکاری شرکت میکنیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: یکشنبه 17 اسفند 1382 01:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ای جونم! پیژامه پارتی!(من اومدم تو)
مودی: به به دارک کم پیدا! کجا بودی؟
من: چی ا راستش رفته بودم فلور رو برسونم!
مودی: چرا اینقدر طول کشید پس؟
من: آخه نیروهای ارزشی کینگزلی ماشین رو ا ببخشید منظورم جارو رو نگه داشتن گفتن نوار غیر مجاز گوش می دادین! خلاصه اینکه یه مدت نبودم!
مودی: اشکالی نداره بیا تو بیشین ! من می خوام سخنرانی کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی در رو میکوبه میاد تو.چند دقیقه وایمیسته تا شاید کسی بیاد دعواش کنه!ولی کسی نمیاد.چند بار در رو وا می کنه و میکوبه و لی خبری نیست.
مودی:بچه ها این ها آگهی های تبلیغاتی منه!
بگیرید و از من حمایت کنید!
بین بچه ها پخش میکنه.

واسه اونایی که سوات ندارن می خونم!

به من بپیوندید!
من هر شب برنامه زنده پیژامه پارتی می زارم.
اجازه ی رقص در تمامی محل ها رو میدم.
به همه نوشابه مجانی می دم.
سوروس:کو کو غذا
به همه پیرهای جامعه کمک هزینه خرید موبایل میدم.
در هر 500 متری 2 دستگاه دستشویی با تمامی تجهیزات از جمله دست خشک کن برقی(یه نوع وسیله مشنگی!) تلویزیون؛آتیش برای ایجاد ارتباط با خارج،روزنامه و ......میزارم
شما می تونید یک روز در هفته خود شخص وزیر رو ببینید.
قانونی وضع می کنم که دست کردن در دماغ برای همه امکان پذیر بشه.
یک روز در هفته روز دماغ نام گزاری میشه.
یک روز در هفته روز نقاب،برای دوست داران نقاب!




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 اسفند 1382 03:11
نمایش جزئیات
آفلاین
من: جمش کنین ببینم این چه وضیه!
سارون: موافقم
همه بد نگاه می کنن
من: ا خوب منظورم این بود که اینجا اینطوری سوت و کور شده یه کار دیگه بکنیم... مثلا خونی بیا قصه بگه ا راستی مرلین کجاست؟
مرلین: اهو اهو ا آقا نیا تو نمی بینی آدم هست! تو دستشویی هم آدم رو راحت نمی ذارن مگه من چه قدر وقت دارم در روز که دستشویی برم که اونم منو اذیت می کنین!
مودی: دارک سوژه بده ادامه بدیم
سارون: موافقم
من: آخه چیزی به فکرم نمی رسه چطوره که....
ا ببخشید مزاحم می شم می تونم بیام تو
مودی: بیا جلوتر ببینم کی هستی؟ در گوش من : دارک چه صدای قشنگی داره
سارون: موافقم
من: فلور! خدای من! اینجا چی کار می کنی؟
فلور: بابا شما زنگ زدی ها گفتی کمبود سوژه داری منم پاشودم اومدم!
مرلین از توی دستشویی اومده: اینجا چه خبره؟ وای این کیه؟ ا ببخشید خانم می شه به شما شماره بدم؟
من: ا پس جینی چی میشه؟
مودی داره مرلین رو هول می ده: شماره من روندتره تازه من خوشتیپ ترم!
مرلین ریشش رو آتیش میزنه: ببین فولی جون من این کارم بلدم :-D :-D
من: یعنی چه من زنگ زدم! ا سوروس چرا هول می دی!
سوروس: آخ جون غذا
تام با یه دسته گل: خانم من از شما خواستگاری می کنم!
سارون: موافقم
فیلیت ویک از بین جمعیت: ا منم تو صفم سبد گذاشتم یعنی چی؟
همه: اه مودی برو کنار... 4636436 شمارم اینه 323457 .. 356346 .... 36346346 ...3463463... آخ پام !مرلین ریشت دستم رو سوزند! اخ اوخ چی؟ چطور جرات کردی! کروشیو!... آواداکداورا!.... وینگاردیوم لویوسا.... لوموس!... اه دارک لوموس چه ربطی داشت؟...
بنگ! بومب! اخ! شپلخ! بادامب!

اینجا چه خبره؟!!!!
همه بر می گردن به سمت خونآشم و تانکس و جینی که سه تایی وارد شدن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دارک به سبک آدم های افسرده از در داره خارج میشه،هی با صدای بلند میگه:من دیگه میرم از اینجا.
مودی:بچه ها بیاین با هم اسم فامیل بازی کنیم.
دارک:من دارم میرم.
خون آشام با شوق:آره،خیلی حال میده.
سدریک:منم میتونم بازی کنم؟
مودی:آره،همه می تونن.
دارک:من دیگه دارم میرم.
مودی:خوب بچه ها تکی تکی یازی کنیم؛کیفش بیشتره.
یکی میره خودشو می چسبونه به ولدمورت و با صدایی که از زیر نقابش میاد میگه:اینجانب آدم نقاب دار(به نقابش اشاره میکنه)در کمال صحت عقلی که در زیر این نقاب دارم(به نقاب اشاره میکنه)می خام با ولدمورت برادر عزیزم،سرورم،که نفس من بید،در یک گروه قرار بگیرم.
مودی:خوب بابا،اا نه ببخشید!بابایی با نقاب
دارک:من دارم از در خارج میشم.
مودی: خوب همه حاضرید؟همه سر جاشون نشستن؟
همه بچه ها نشستن و آماده اند.
اسنیپ:ااا قبول نیست،تو چشمت جادویی همه جا رو باهاش میبینی!
آدمی با نقاب:راس میگه،بی شرافت و وجدان بازی!
مودی:خوب دیگه!من شوکولات قورباغه ای میگیرم به همتون می رسونم!
اسنیپ:قبوله.
دارک:من دارم پامو از در میزارم بیرون.
مودی:با یه حرکت سریع میره دم در و یقه دارک رو میگیره میاردش تو.
مودی:دارک،کجا!؟حالا که صحبت بازی شد،می ترسی ببازی داری در میری؟بیا(بعد کشون کشون میبردش می شونتش پهلو خودش)
دارک:یعنی منم باید بازی کنم؟زوره؟(در حالیکه تو دلش داره کارخونه قند آب میشه!)

مودی:بله زوره.خوب همه حاضرن؟(بعد یه کتاب رو وا میکنه)
اولین حرف صفحه ی اولش!
حرففف واو!
همه شروع میکنن.
صدایی از زیر نقاب:استپ!
اسنیپ:بی جنبه!بزار یه کم بگزره بعد.خوب همه به صورت ساعتگرد بخونن.اسم رو!
مودی:والری.خون آشام:ورونیکا. سدریک:وسپا (همه با تعجب نیگاش می کنن)
اسنیپ:ورم فلوبر. مرلین: وجینی(بازم چشما گرد میشه!)
کینگزلی:ویسکوزیته. دارک: ورمتیل. مردی با نقاب: ولدمورت
ولدمورت: وندام. فلیوس: ویکتور. هرمایونی: ویکتور (ااا تکراری شد!) فیتال: ویس
مودی: خوب بچه ها بزارید اول بابایی با نقاب ماله خودشو بخونه بعد ماها بخونیم.
همه:باشه.
صدایی از زیر نقاب:اسم:ولد مورت
فامیل:ولدمورتیان
میوه: ولدمورت درختی
غذا:ولدمورت سرخ کرده
رنگ:ولدمورت سوخته
شغل:ولدمورت رو همراهی کردن
نام جارو: ولدمورت شهاب
حیوان: ولدمورت پرنده
نام شهر: ولدمورت هر جا هست
کشور:ولدمورت ماوا و مامن من
نام کتاب: ولدمورت جادوگری بس قدرتمند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی که به زور داشت به خارج برده میشد تا گریه ی خون آشام رو میبینه با یه حرکت از دست همشون آزاد میشه.
(فقط به خاطر خون آشام جون زیر قول خودم زدم از 1 خط
بیشتر نوشتم!)
مودی میاد یه دونه می کوبه پس کله دارک،دارک با صورت می خوره زمین!بعد میپره میشینه روش و میگه!
مودی:دفعه آآخرت باشه می زنی تو ذوق خون آشاما!
بعد دوباره همه میریزن سرش و با خودشون میبرنش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 02:31
نمایش جزئیات
آفلاین
من از خواب بیدار می شم: عجیبه خواب یه جنگ وحشتناک رو دیدم خیلی جالب بود افکت هاش شبیه فیلم ارباب حلقه ها بود همونی که توش سائورون پودر میشه
ولدمورت چپ چپ نگاه می کنه: ا دارک بی انصاف چرا به سائورون توهین می کنی؟
سائورون: قربونت برم ولدی جون من تورو نداشتم دیگه کی هوای من رو داشت؟!
مودی و مرلین: هووووووووووووو ما هم رفتیم دستشویی فعلا خدافظ!
(در همین موقع بنگ!! کینگزلی ظاهر میشه) ای وای کمکم کنین زنم رو ا یعنی نامزد رو گروگان گرفتن عجله کنین!
من: ( یه خمیازه) بابا حوصله داری ولش کن تازه شانس آوردی ببینم حالا کی این لطفو در حقت کرده؟ فاج؟
نه تام
همه با هم : چی؟
کینگزلی: آره ای دارک نامرد تفصیر توئه همش گفتی میری ولی نرفتی وسط عروسی ما فاج و قبیلش حمله کردن داشتم با فاج مبارزه می کردم که یهو تام وارد شد! عجب زوری داره لامصب هر کاری کردیم هممون رو نفله کرد فاج فرار کرد الان هم زن من رو گروگان گرفته باید برم فاج رو پیدا کنم!
مودی: اه اه انقدر رفتم از دست این سائورون دستشویی حالم بد شد! کینگزلی جون من پایم! بیا ( بوم بنگ! مامورای وزارت خونه ظاهر می شن!)
: الستر مودی بنا به دستور فاج کبیر ...
ولدمورت: از کی تا حالا کبیر شد
:پارازیت ندین می گفتم بنا به دستور فاج کبیر شما به علت اینکه رقص در محافل عمومی انجام دادین دستگیر می شین
مودی: امرا بذارم من رو بگیرین! :-D
مطمئنی؟
مودی: این رو گفت؟
اسنیپ در حالی که از پشت مودی اومده و وندش رو گذشته رو شقیقه مودی ( البته از پشت !!!)
من : ای خیانتکار! می دونستم!
مامورا مودی رو کشون کشون دارن می برن

=========
بابا یکی کمک کنه کمبود سوژه داریم می دونم اینم بی مزه شد ! ولی این میخونه داره خودش یه داستان اشتراکی توپ میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!