جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

56 کاربر(ها) آنلاین هستند (36 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
54 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] میخانه دیگ سوراخ (دوئل)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
مودی :متشکرم دارک
مودی میاد و روی میز وای میسته ولی از دور صحاب رو می بینه که براش خط و نشون می کشه و میاد پایین.
بعد به چ.ب دستیش یه صندلی بلند درست میکنه و میره روش.
مودی:دوستان من؛جادوگران سفید؛جادوگران سیاه و همه ی کسانی که من دوستشان دارم..
همه:سووووووووتتتتتتت کفففففففففففففف
(یه عده هم گوجه فرنگی پرت می کنن)
مودی:امروز،امروز،من بدینجا اومدم تا برای شما عزیزان چند کلمه رو بیان کنم.
همه:سووووووووتتتتتتت
مودی:من دکتر؛کارآگاه؛پروفسور الستور مودی هستم،همتون کما بیش با من آشنا هستید!
همه:سکوت
مودی:من خواستم امروز در مورد صفا و صمیمت و دوستی حرف بزنم....در مورد عشق
همه:سوووووووووووووتتتتتتتتتتتتت
مودی:بله،عشق،عشق به همنوع
عشق به کمک کردن
اینکه بقیه بفهمن که ما به فکر اون ها هستیم.
بنی آدم اعضای یکدیگرندددددددددد
دارک:مودی چه ربطی داره!؟
مودی:شما همه برای ابراز دوستی حاضرید؟
همه:بلههههههههه
مودی:برای نشون دادن اینکه احساس دارید؟
همه:بلهههههههههه
مودی:پس همه با هم در جشن نیکوکاری شرکت میکنیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: یکشنبه 17 اسفند 1382 01:46
نمایش جزئیات
آفلاین
ای جونم! پیژامه پارتی!(من اومدم تو)
مودی: به به دارک کم پیدا! کجا بودی؟
من: چی ا راستش رفته بودم فلور رو برسونم!
مودی: چرا اینقدر طول کشید پس؟
من: آخه نیروهای ارزشی کینگزلی ماشین رو ا ببخشید منظورم جارو رو نگه داشتن گفتن نوار غیر مجاز گوش می دادین! خلاصه اینکه یه مدت نبودم!
مودی: اشکالی نداره بیا تو بیشین ! من می خوام سخنرانی کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی در رو میکوبه میاد تو.چند دقیقه وایمیسته تا شاید کسی بیاد دعواش کنه!ولی کسی نمیاد.چند بار در رو وا می کنه و میکوبه و لی خبری نیست.
مودی:بچه ها این ها آگهی های تبلیغاتی منه!
بگیرید و از من حمایت کنید!
بین بچه ها پخش میکنه.

واسه اونایی که سوات ندارن می خونم!

به من بپیوندید!
من هر شب برنامه زنده پیژامه پارتی می زارم.
اجازه ی رقص در تمامی محل ها رو میدم.
به همه نوشابه مجانی می دم.
سوروس:کو کو غذا
به همه پیرهای جامعه کمک هزینه خرید موبایل میدم.
در هر 500 متری 2 دستگاه دستشویی با تمامی تجهیزات از جمله دست خشک کن برقی(یه نوع وسیله مشنگی!) تلویزیون؛آتیش برای ایجاد ارتباط با خارج،روزنامه و ......میزارم
شما می تونید یک روز در هفته خود شخص وزیر رو ببینید.
قانونی وضع می کنم که دست کردن در دماغ برای همه امکان پذیر بشه.
یک روز در هفته روز دماغ نام گزاری میشه.
یک روز در هفته روز نقاب،برای دوست داران نقاب!




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 اسفند 1382 03:11
نمایش جزئیات
آفلاین
من: جمش کنین ببینم این چه وضیه!
سارون: موافقم
همه بد نگاه می کنن
من: ا خوب منظورم این بود که اینجا اینطوری سوت و کور شده یه کار دیگه بکنیم... مثلا خونی بیا قصه بگه ا راستی مرلین کجاست؟
مرلین: اهو اهو ا آقا نیا تو نمی بینی آدم هست! تو دستشویی هم آدم رو راحت نمی ذارن مگه من چه قدر وقت دارم در روز که دستشویی برم که اونم منو اذیت می کنین!
مودی: دارک سوژه بده ادامه بدیم
سارون: موافقم
من: آخه چیزی به فکرم نمی رسه چطوره که....
ا ببخشید مزاحم می شم می تونم بیام تو
مودی: بیا جلوتر ببینم کی هستی؟ در گوش من : دارک چه صدای قشنگی داره
سارون: موافقم
من: فلور! خدای من! اینجا چی کار می کنی؟
فلور: بابا شما زنگ زدی ها گفتی کمبود سوژه داری منم پاشودم اومدم!
مرلین از توی دستشویی اومده: اینجا چه خبره؟ وای این کیه؟ ا ببخشید خانم می شه به شما شماره بدم؟
من: ا پس جینی چی میشه؟
مودی داره مرلین رو هول می ده: شماره من روندتره تازه من خوشتیپ ترم!
مرلین ریشش رو آتیش میزنه: ببین فولی جون من این کارم بلدم :-D :-D
من: یعنی چه من زنگ زدم! ا سوروس چرا هول می دی!
سوروس: آخ جون غذا
تام با یه دسته گل: خانم من از شما خواستگاری می کنم!
سارون: موافقم
فیلیت ویک از بین جمعیت: ا منم تو صفم سبد گذاشتم یعنی چی؟
همه: اه مودی برو کنار... 4636436 شمارم اینه 323457 .. 356346 .... 36346346 ...3463463... آخ پام !مرلین ریشت دستم رو سوزند! اخ اوخ چی؟ چطور جرات کردی! کروشیو!... آواداکداورا!.... وینگاردیوم لویوسا.... لوموس!... اه دارک لوموس چه ربطی داشت؟...
بنگ! بومب! اخ! شپلخ! بادامب!

اینجا چه خبره؟!!!!
همه بر می گردن به سمت خونآشم و تانکس و جینی که سه تایی وارد شدن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دارک به سبک آدم های افسرده از در داره خارج میشه،هی با صدای بلند میگه:من دیگه میرم از اینجا.
مودی:بچه ها بیاین با هم اسم فامیل بازی کنیم.
دارک:من دارم میرم.
خون آشام با شوق:آره،خیلی حال میده.
سدریک:منم میتونم بازی کنم؟
مودی:آره،همه می تونن.
دارک:من دیگه دارم میرم.
مودی:خوب بچه ها تکی تکی یازی کنیم؛کیفش بیشتره.
یکی میره خودشو می چسبونه به ولدمورت و با صدایی که از زیر نقابش میاد میگه:اینجانب آدم نقاب دار(به نقابش اشاره میکنه)در کمال صحت عقلی که در زیر این نقاب دارم(به نقاب اشاره میکنه)می خام با ولدمورت برادر عزیزم،سرورم،که نفس من بید،در یک گروه قرار بگیرم.
مودی:خوب بابا،اا نه ببخشید!بابایی با نقاب
دارک:من دارم از در خارج میشم.
مودی: خوب همه حاضرید؟همه سر جاشون نشستن؟
همه بچه ها نشستن و آماده اند.
اسنیپ:ااا قبول نیست،تو چشمت جادویی همه جا رو باهاش میبینی!
آدمی با نقاب:راس میگه،بی شرافت و وجدان بازی!
مودی:خوب دیگه!من شوکولات قورباغه ای میگیرم به همتون می رسونم!
اسنیپ:قبوله.
دارک:من دارم پامو از در میزارم بیرون.
مودی:با یه حرکت سریع میره دم در و یقه دارک رو میگیره میاردش تو.
مودی:دارک،کجا!؟حالا که صحبت بازی شد،می ترسی ببازی داری در میری؟بیا(بعد کشون کشون میبردش می شونتش پهلو خودش)
دارک:یعنی منم باید بازی کنم؟زوره؟(در حالیکه تو دلش داره کارخونه قند آب میشه!)

مودی:بله زوره.خوب همه حاضرن؟(بعد یه کتاب رو وا میکنه)
اولین حرف صفحه ی اولش!
حرففف واو!
همه شروع میکنن.
صدایی از زیر نقاب:استپ!
اسنیپ:بی جنبه!بزار یه کم بگزره بعد.خوب همه به صورت ساعتگرد بخونن.اسم رو!
مودی:والری.خون آشام:ورونیکا. سدریک:وسپا (همه با تعجب نیگاش می کنن)
اسنیپ:ورم فلوبر. مرلین: وجینی(بازم چشما گرد میشه!)
کینگزلی:ویسکوزیته. دارک: ورمتیل. مردی با نقاب: ولدمورت
ولدمورت: وندام. فلیوس: ویکتور. هرمایونی: ویکتور (ااا تکراری شد!) فیتال: ویس
مودی: خوب بچه ها بزارید اول بابایی با نقاب ماله خودشو بخونه بعد ماها بخونیم.
همه:باشه.
صدایی از زیر نقاب:اسم:ولد مورت
فامیل:ولدمورتیان
میوه: ولدمورت درختی
غذا:ولدمورت سرخ کرده
رنگ:ولدمورت سوخته
شغل:ولدمورت رو همراهی کردن
نام جارو: ولدمورت شهاب
حیوان: ولدمورت پرنده
نام شهر: ولدمورت هر جا هست
کشور:ولدمورت ماوا و مامن من
نام کتاب: ولدمورت جادوگری بس قدرتمند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مودی که به زور داشت به خارج برده میشد تا گریه ی خون آشام رو میبینه با یه حرکت از دست همشون آزاد میشه.
(فقط به خاطر خون آشام جون زیر قول خودم زدم از 1 خط
بیشتر نوشتم!)
مودی میاد یه دونه می کوبه پس کله دارک،دارک با صورت می خوره زمین!بعد میپره میشینه روش و میگه!
مودی:دفعه آآخرت باشه می زنی تو ذوق خون آشاما!
بعد دوباره همه میریزن سرش و با خودشون میبرنش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 اسفند 1382 02:31
نمایش جزئیات
آفلاین
من از خواب بیدار می شم: عجیبه خواب یه جنگ وحشتناک رو دیدم خیلی جالب بود افکت هاش شبیه فیلم ارباب حلقه ها بود همونی که توش سائورون پودر میشه
ولدمورت چپ چپ نگاه می کنه: ا دارک بی انصاف چرا به سائورون توهین می کنی؟
سائورون: قربونت برم ولدی جون من تورو نداشتم دیگه کی هوای من رو داشت؟!
مودی و مرلین: هووووووووووووو ما هم رفتیم دستشویی فعلا خدافظ!
(در همین موقع بنگ!! کینگزلی ظاهر میشه) ای وای کمکم کنین زنم رو ا یعنی نامزد رو گروگان گرفتن عجله کنین!
من: ( یه خمیازه) بابا حوصله داری ولش کن تازه شانس آوردی ببینم حالا کی این لطفو در حقت کرده؟ فاج؟
نه تام
همه با هم : چی؟
کینگزلی: آره ای دارک نامرد تفصیر توئه همش گفتی میری ولی نرفتی وسط عروسی ما فاج و قبیلش حمله کردن داشتم با فاج مبارزه می کردم که یهو تام وارد شد! عجب زوری داره لامصب هر کاری کردیم هممون رو نفله کرد فاج فرار کرد الان هم زن من رو گروگان گرفته باید برم فاج رو پیدا کنم!
مودی: اه اه انقدر رفتم از دست این سائورون دستشویی حالم بد شد! کینگزلی جون من پایم! بیا ( بوم بنگ! مامورای وزارت خونه ظاهر می شن!)
: الستر مودی بنا به دستور فاج کبیر ...
ولدمورت: از کی تا حالا کبیر شد
:پارازیت ندین می گفتم بنا به دستور فاج کبیر شما به علت اینکه رقص در محافل عمومی انجام دادین دستگیر می شین
مودی: امرا بذارم من رو بگیرین! :-D
مطمئنی؟
مودی: این رو گفت؟
اسنیپ در حالی که از پشت مودی اومده و وندش رو گذشته رو شقیقه مودی ( البته از پشت !!!)
من : ای خیانتکار! می دونستم!
مامورا مودی رو کشون کشون دارن می برن

=========
بابا یکی کمک کنه کمبود سوژه داریم می دونم اینم بی مزه شد ! ولی این میخونه داره خودش یه داستان اشتراکی توپ میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارسال شده در: چهارشنبه 6 اسفند 1382 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب تا اونچا گفتم كه هيبري ها به انورژان ها حمله كردن و علارقم دفاع هاي شبانه روزي انورژان ها ... انها شكست سختي از هيبري ها خوردند و هيبري ها وارد شهر شدند
ساگولا كه ديد ممكنه قلعه سقوط كنه و تنها وارث انورژان ها كه تانيا بود اين وسط كشته بشه به وقادارترين يارش
تاكرون دستور داد از راه مخفي تانيا را از قلعه خارج كنه
.......

تانيا در وسط هاي راه دچار شوك شد چون با نيرويي كه داشت فهميده بود آخرين انورچان كه پدرش بود هم به دست هيبري ها كشته شد ..... و علارقم پيمان ها همكاري كه عمويش و بقيه جادووگر ها با آنها بسته بودند
هيچ كس به كمك انها نيامد

قبل از اينكه انها بتوانند از ان سرزمين خارج شوند در محاصره ي هيبريها و يارانشان در آمدند
در انجا بود كه تاكرون به تانيا گفت كه در جنگل پنهان شود تا تاكرون به تنهايي با انها مبارزه كند و...

كمتر از بيشت دقيقه بعد تاكرون هم زير ضربات هزاران شمشير كه با او مي جنگيدند به زمين افتاد
و فقط تانيا ماند وخشم و نفرت يه انورژن .....و ستاره سرخ كه حالا بالاي سر او مي درخشيد و گروه عظيمي از هيبري ها كه كه دور تا دورش با شمشير ها خونالود ايستاده بودند
.......................

تانيا به انها خيره شد بسيار خشم گين و نفرتبار
زمين لرزيد موجي از گرد و غبار دور تا دور او را گرفت و اين موج قوي تر و فوي تر شد و به رنگ قرمز در آمد و بعد مانند يه موج عظيم به طرف هيبري ها رفت ........... موجي كه همه انها را در آتش نفرت و خشم آخرين بازمانده انورژان ها خاكستر كرد .......



: سرورم اينجا هيچكس زنده نيست همه مردن در اصل با شمشير تكه تكه شدن
صدايي با لحن كشيده ايي گفت : عاليجناب فقط مشتي خاكستر از هيبري ها باقي مانده
صداي سرد و بي روحي گفت : هيچ كس زنده نيست ... جز ما كسي به ياريشون نيامده پس چطور اينهمه سپاه از بين رفته اند ؟

: سرورم سرورم ... كناره جنگل يكي از انورژان ها را پيدا كرديم ... يه دختر جوون ولي بيهوشه ... هر كاري كرديم نتونستيم بهوش بياريمش .... يه الف هم چند متر دورتر از اون افتاده داره نفس هاي آخرشو مي كشه ..زخماش خيلي عميقه


: خيل خوب لوسيوس ترتيبي بده دختره و الفه به قرارگاه منتقل شن .... خيلي دلم مي خواد بدونم كي اين هيبري ها را خاكستر كرده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 اسفند 1382 20:00
نمایش جزئیات
آفلاین
خوناشام سراسيمه وارد كافه مي شه و به طرف سارون و ولدرمورت مي ره و مي گه : شنيد اينجا جادوگر پزون بوده ؟ درسته ؟
سارون كه داره ـخودشو ـ باد مي زنه مي گه : اره بابا داشتن منو و دارم و كنگيزلي را مي پختن
چهره ي خوناشم در هم مي ره و مي گه : چه بد سلقه ؛ اينهمه ادم از شما بد مزه تر پيدا نكردن واقعا كه اين آدم خوارها تمدن ندارن وگرنه اگه مثل ما خوناشام ها متمدن بودن مي تونستن از قيافه تشخيص بدن خون كي وشمزه است خون كي تلخه خون كي شوره كي مرض قند داره و كي خونش آلودس و غيره هر خوني كه خوردن نداره
هر گوشتي هم همين طور ؛ اگه جنون گاوي مي گرفتن چي؟!!!
واقعا كه اين بي سوادي فاج چه كارها كه نمي كنه !
ولدرمورت : باشه بابا خوناشام جوش نيار ... اصلا نمي خورنشون باشه ؟ تو چرا عصباني مي شي ؟
خوناشام : اخه معيار هاي بهداشتي را حساب نمي كنن
ببينم دارك تو كه همش تو دستشويي هستي وقتي داشتن مي پختنت قبلش دستتو شسته بودي؟ ناخونهاتو گرفته بودي ؟ مسواك زده بودي؟
دارك لرد معصومانه مي گه : نه نمي دونستم قراره بخورنم
خوناشام با نگاه سرزنش آميزي به كنگيزلي مي گه : مالاريا تو آفريقا خيلي زياده ؟ واكسن زده بودي؟
كنگيزلي : نه
خوناشام با عصبانيت به مرلين مي گه : تو كه از ريشت استفاده شده .... ريشتو با شامپو ريش شسته بودي؟
در همان لحظه خوناشام سارون را مي بيند و جيغ يزند : تو با اين كفش هاي گلي رفتي توي آب ؟ نگفتي ممكنه اون بدبختها كزاز بگيرن ؟
مودي مياد جلو يه ليوان خون دست خوناشام مي ده و مي گه : چه خبرته خوناشام مگه بازرس اداره بهداشت شدي ؟
خوناشام مي گه : نه ولي اينها با اين بي بهداشتي هاشون اخرش منو مي كشن ... اون از فتال دماغو اينم از اين ژولي پولي هاي بي بهداشت
مودي مي خنده و مي گه : بابا بي خيال حالا كه بخير گذشته و آدم خوارها نخوردنشون و مريض نشدن تو آروم باش و خون كلاستو بخور
خوناشام بي حال ليوان خون را از مودي گرفت و به طرف دهانش برد و يكدفعه داد زد : اين خون مهر استاندارد داره؟!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 اسفند 1382 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
من هیج وقت ولدمورتو باد نمیزنم اونم منو چون که حتّی اگه یکیمون بخایم اون یکی راضی نمیشه.
در ضمن ما از شیوه های مشنگی برای خنک شدن استفاده نمیکنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدایا شکرت که از ننگ تهمت دوستی با لرد خلاص شدم.
ـــ�