جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

62 کاربر(ها) آنلاین هستند (35 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
62 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: یکشنبه 18 بهمن 1383 08:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بفرمایید اینم لی لی
در باز میشه و لی لی میاد تو مغازه یه عده جیغ میزنن یه عده دست میزنن یه عده (فقط الیشیا ) پا به فرار میزارن به هر حال جشن بازگشت لی لی از ازکابان تو مغازه بر پا میشه لی لی تا هری رو میبینه: تو بیا اینجا ..
هری :
لی لی دست میندازه گوش هری رو انچنان میکشه که هری کله اش رو کج میکنه تا کمتر درد بگیره
لی لی : ببینم تو قصد داری که نصف مغازه من رو به نام این دختره ... الیشیا کنی
هری نه بابا مامان جان جانم اگه گوشه رو ول کنی برات تو ضیح میدم
لیلی: نه همین طوری بگو هری در حالی که تمام وزنش رو روی نوک انگشتهای پاهاش نگه داشته میگه: من فقط گفتم که بیاد اینجا کار کنه کمک کنه دختره طفلی بیکاره حوصله اش سر میره دیگه اگ...
یه نفر از را ه میرسه کتی:سلام لی لی.
لی لی: سلام
کتی:راستش آلیشیا از مغازتون خیلی تعریف کرد گفتم یه سر بزنم بد نیست
لی لی:
کتی: میخواستم یه اواتار سفارش بدم لطفا بهترین و زیباترین و حسود کش ترین را بدین درضمن فلوس هم موجوده نگران نباشید
لی لی که اصلا حوصله کار رو فعلا نداره دست میندازه قاطی اواتارها یکی رو در میاره میده به کتی
کتی:
لی لی بر میگرده طرف هری (طفلی هنوز گوشش تو دستای لی لیه): من بالا خره ته و توی این قضیه رو در میارم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمزی بیا تا یادت کنم
کودکت را بیارم دائم سوارت کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (5.95 KB)
626_4205a308c8538.jpg 139X140 px
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 22:21
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیشیا:لی لی!!!!!!!!!!!!!!!! کوشی تو؟
لی لی:جوووووووووووووووووووووونم؟
آلیشیا:هیچی!
..............
بابا لی لی زودتر بیا کار وکاسبی مارو راه بنداز!من رو این 3 دنگ مغازم کلی حساب باز کردم میخوام سرمایه گذاری کنم.
(لی لی: )بابا ما الان این همه وقته عضویم( )(چرا خالی میبندی؟)گیر دادیم به 2 تا دونه تاپیک...و تو داری اونو از من میگیری!میفهمی؟ (جذبه رو حال کردی؟)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: دوشنبه 12 بهمن 1383 07:54
نمایش جزئیات
آفلاین
کتی:سلام لی لی خانوم
لی لی: سلام
کتی:راستش آلیشیا از مغازتون خیلی تعریف کرد گفتم یه سر بزنم
لی لی:
کتی:میخواستم یه اواتار سفارش بدم لطفا بهترین و زیباترین و حسود کش ترین را بدین درضمن فلوس هم موجوده نگران نباشید
لی لی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
s_m
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: جمعه 25 دی 1383 20:52
نمایش جزئیات
آفلاین
که در همین لحظه هری از درو پیداش میشه
لیلی: بیا اینجا ذلیل شده باز رفتی دنبال یللی تللی با تریپ مظلوم دختر تور کنی نمیبینی من اینجا دست تنها با این گرگا چی کار کنم
هری: بابا مامان چرا عصبانی میشی مگه پسرت مرده
همشو بزار به عهده من متاسفانه وقتی میری مسافرت در مغازه رو خوب طلسم نمیکنی همین میشه دیگه این پورکای فرصت طلبم میاد جلو اینجام که کلی بیا برو داره همه چشمشون دنبال آواتارای تو
لیلی: مثلا کی
هری یه نگاهی به دور و برش میندازه که یهو الیشیا رو میبینه: چیزه آها مثلا همین آلیشیا که اینجا وایستاده یه ساله همین آواتار تنشه وقتی میخواد بشورتش الکی به همه میگه بی جامه پارتی بودم اونم با این آواتار من میدونم که دیگه با هیچ طلسمی نمیشه وصلش زد.
آلیشیا به هری اشاره میکنه: هری یه دقیقه بیا اینجا
و زیر گوشش میگه: ببین میدونی که تو تیم کویدیچ بابات از من خیلی حساب میبره کاری نکن که کاری کنم توپ جمع کن که هیچی تماشاچیم نشی
لیلی: اونجا چه خبره . هری تو بالاخره اینجا کمکی به من میکنی یا نه
هری: اوه.. مامان آره الان آلیشیا داشت از سختی های زندگیش برام میگفت خیلی دختر کاری و خوبیه من میگم بیا و استخدامش کن این شاگردای تنبل و تن پرور و بنداز بیرون
لیلی: که اولیش تویی ...و پورکا؟
هری: اونو بزار به عهده خودم شب میرم دم محلشون جاسم و گراپم با خودم میبرم همون جا پول داد داد نداد گالیونش میکنیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: جمعه 25 دی 1383 18:51
نمایش جزئیات
آفلاین
لی لی در حالی که از مغازش خارج شده در خیابان فریاد میزنه :من برگشتم!من بر گشتم
اما صدای اون میون سرو صدای جمعیت گم میشه
لی لی به هر کسی که رد میشه نگاهی امیدوار میکنه اما هیچ کس به اون توجهی نمیکنه
لی لی با ناراحتی و نا امیدی میاد دوباره به مغازش برگرده
که همون موقع صدای آشنایی رو از دور میشنوه :هههههههی لی لی!!!!!!
بر میگرده و آلیشیا رو میبینه که داره بهش نزدیک میشه(لبخند روی لبای لی لی میشینه)
آلیشیا:چطوری لی لی؟فکر کنم مجبور شی آواتوراتو خیرات کنی! پس یکیشم واسه من نگه دار!!
لی لی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 2 دی 1383 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بیرکا جان ناراحت شدی؟ببخشید منظوری نداشتم
این لی لی که نیستش ببینم تو میتونی یه آواتار خوب برام پیدا کنی؟
این آواتار من عکس جنیفر لوپز هست فکر میکنم ربطی به سایت نداشته باشه
اگه زحمت بکشی برام پیدا کنی ممنون میشم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 2 دی 1383 18:31
نمایش جزئیات
آفلاین
اگر هستی یه آواتار قشنگ سر نیکلاس بده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
GENERAL OBIWAN KENOBY
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 2 دی 1383 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
من اين شكلي باشم؟عمرا صبر كن يه اواتار بسازم بموني تو كفش




نقل قول:
بابا لی لی پس کوشی تو؟چطور دلت اومد این همه آدم بی آواتورو تنها بذاری!


من که هستم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوب من هم برگشتم حرفي هست ؟

[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]

نقل قول:


I miss you ! jadoogaran

Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: دوشنبه 30 آذر 1383 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بابا لی لی پس کوشی تو؟چطور دلت اومد این همه آدم بی آواتورو تنها بذاری!!(آواتار فروووووش!دست تو رو شده ....)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: جمعه 20 آذر 1383 23:44
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

بيركا بوركاسن نوشته:
size=large]بیرکا: لی لی ... لی لی ... لی لی ... لی لی
لیلی: شما ؟؟
بیرکا: ما ! معلومه بیرکا بورکاسن سیاه
لیلی: ( از ترس میزنه الفرار )
بیرکا :
جیمز که از پشت بیرکا نظاره گر بوده : : بیـــــــــــــرکا
بیرکا : ج ...جیــــــــــــــــــــــــــمز ... اوه مای گاد
در همین حال یکدفعه چو بیرکا رو میبینه میاد جلو و میگه : شما ؟
بیرکا : بیرکا بورکاسن
چو : :bigkiss:
آلیشیا :
حالا بیرکا الیشیا رو میبینه :
فوقع ما وقع
بوم ..... بام.....تاق.....توق.....ترق......تیریق
ودر آخر شتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرق
بیرکا : اخر باید اینطوری حالیت میکردم دختر ؟
چو :
بیرکا : اوه .... گریه نکن ..... منم گریه ام میگیره ها چی شد نفست گرفت بذار این تنفس مصنوعی خوبت میکنه :bigkiss:
شتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرق
آلیشیا :
در همین حال لی لی داره پاورچین پاورچین میاد تو که یکدفعه چشمش به مغازه ی درب و داغون شده اش میفته . جیغ میکشه و غش میکنه
بیرکا که موقعیت رو مناسب میبینه میخواد بزنه به چاک که جیمز یقه اش رو میگیره : مغازه چی میشه
بیرکا : اینا منو اغفال کرده بیدن من الان بی پولم بیا این آواتارا رو بگیر تا بعدن
بیرکا یه بسته آواتار میچپونه تو دست جیمز و جیم [میشه .... ! [/size]
من اين شكلي باشم؟عمرا صبر كن يه اواتار بسازم بموني تو كفش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.