در باز میشه و لی لی میاد تو مغازه یه عده جیغ میزنن یه عده دست میزنن یه عده (فقط الیشیا ) پا به فرار میزارن
به هر حال جشن بازگشت لی لی از ازکابان تو مغازه بر پا میشه
لی لی تا هری رو میبینه: تو بیا اینجا ..
هری :
لی لی دست میندازه گوش هری رو انچنان میکشه که هری کله اش رو کج میکنه تا کمتر درد بگیره
لی لی : ببینم تو قصد داری که نصف مغازه من رو به نام این دختره ... الیشیا کنی
هری نه بابا مامان جان جانم اگه گوشه رو ول کنی برات تو ضیح میدم
لیلی: نه همین طوری بگو
هری در حالی که تمام وزنش رو روی نوک انگشتهای پاهاش نگه داشته میگه:
من فقط گفتم که بیاد اینجا کار کنه کمک کنه دختره طفلی بیکاره حوصله اش سر میره دیگه اگ... یه نفر از را ه میرسه کتی:سلام لی لی.
لی لی: سلام
کتی:راستش آلیشیا از مغازتون خیلی تعریف کرد گفتم یه سر بزنم بد نیست

لی لی:
کتی: میخواستم یه اواتار سفارش بدم لطفا بهترین و زیباترین و حسود کش ترین را بدین درضمن فلوس هم موجوده نگران نباشید
لی لی که اصلا حوصله کار رو فعلا نداره دست میندازه قاطی اواتارها یکی رو در میاره میده به کتی
کتی:
لی لی بر میگرده طرف هری (طفلی هنوز گوشش تو دستای لی لیه): من بالا خره ته و توی این قضیه رو در میارم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمزی بیا تا یادت کنم
کودکت را بیارم دائم سوارت کنم
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


(5.95 KB)

معلومه