جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  63 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  137 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  246 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  327 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  231 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 26 اسفند 1383 22:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نیکلاس:من یه آواتور میخوام
آلیشیا:اینجا خبری نیس.درش تختس.
نیکلاس:دو دنگ اینجا که مال تو ا!خب پس یه کاریش بکن.ماهی 2 نات بهت میدم.
آلیشیا یکم فکر میکنه:حالا چه جورشو میخوای؟

(بگو خودت)
نیکلاس میخواد بره که آلیشیا جلوشو میگره:هی صبر کنین بینم.یه گالیون باید بذاری گرو.به علاوه ی 2 نات این ماهت میشه یک گالیون و 2 تات!
نیکلاس:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 00:02
نمایش جزئیات
آفلاین
من هم يه اواتار عالي مي خواستم پولش هم قصد ببنديد هر ماه 2 نات بدهم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2
Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: پنجشنبه 20 اسفند 1383 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
ای بابا لی لی! دیگه اعصاب مارو خورد کردی.یه دالی میکنی میری.آدم میشینه سه ساعت نمایشنامه مینویسه ولی کو جواب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: پنجشنبه 13 اسفند 1383 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین

بیرکا که زیر میز قایم شده بود. یهو میپره بیرون (!)
لیلی:
هرمی: شما ؟؟؟
بیرکا : من ... من بیرکا بورکاسن از جنگلهای جادویی ماتیس هستم .
هرمی : خوشوقتم .
بیرکا : لی لی جون راستی تو چرا این ریختی همیشه , برا پوست صورتت خوب نیست اینقدر اخم کنی .
لیلی : چه کارداری ؟
بیرکا : اوم ... اومدم تا ازت بپرسم در حق من بیچاره ی فلک زده ییتیم مادری میکنی
لیلی : الاهی
هرمی : میکنه میکنه
لیلی : آره من تورو مثل هری دوست دارم حالا میخوای برات چه کار کنم .
گل از گل بیرکا میشکفه : برام میری خواستگاری
هرمی به سرفه میافته
لیلی: کی رو خواستگاری کنم !
بیرکا : رنیا
لیلی : کی ؟ رنیا کیه؟؟!!
ناگهان سلفه کردن هرمی قطع میشه .
بیرکا آروم میگه : یه شخصیته که تو سایت نیست .
لیلی : خوب چرا از دخترای سایت انتخواب نمیکنی !
بیرکا : بابا اینا همشون ترشیدن من یه جوون خشگل میخوام که متاسفان پیدا نمیشه
هرمی یکهو از جاش پا میشه می دوه میره بیرون.
بیرکا : این چش بود ؟
لیلی : رفت ارایشگاه جادویی .
بیرکا : واسه چی ؟ ( از خودم معذرت میخوام که نوع خر بازیه هری رو تو داستان اجرا میکنم )
لیلی : برای اینکه جوون خشگل بشه .
بیرکا : مـــــــــــــــــــــــــــا
هری که تازه مشتریا رو راه انداخته بود میاد جلو : سلام پورکا .
بیرکا: سلام برادر جون .
هری : مامان این چی میگه؟؟!
لیلی : قراره من برای بیرکا جون مادری کنم و برم خواستگاری.
هری : خواستگاریه کی ؟
لیلی : هنوز معلوم نیست باید لیست دختر تهیه کنم !
بیرکا : لیست ، آخ جون
هری : برای ما از ای کارا نمیکردی !
در این حین جیمز از در میاد تو .
بیرکا میره پیشش و ....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوب من هم برگشتم حرفي هست ؟

[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]

نقل قول:


I miss you ! jadoogaran

Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: شنبه 1 اسفند 1383 16:52
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیشیا و هری در حال دعوا هستند که در همین موقع هرمیون سر میرسه
هرمیون:
هری: هی هرمی .. از من نقل قول نیار .. نحوه ی برخورد منو با آلیشسیا به عهده ی خودم بگذار .. . این کل کل منو آلیشیاست فهمیدی ؟ دخالت نکن
هرمیون : باشه خوب ..
آلیشیا : من هم کمک نمی خواهم .. خودم میتونم حال این پاتر را بگیرم ...
هرمیون : به من چه اصلا" .. من فقط اومدم یا آواتار سفارش بدم ..
لیلی : بچه ها برید یک کم اون ور تر دعواهاتون را بکنید .. مگه نمیبینید مشتری اومده ؟ .. خوب .. هرمیون جان چه جور آواتاری میخوای ؟
هرمیون : راستش کاررتونی غیر کارتونیش برام فرقی نداره ... یک چیزی باشه که تمام ابعاد شخصیتی منو در بر بگیره .. جدی مصمم .. پر تحرک .. درسخون .. باهوش .. یک چیزی تو مایه های مال نارسیسا همون که اسلحه داره .. اگه اسلحه دار بگذاری که خیلی هم خوب میشه .. خلاصه همه ازم حساب ببرند دیگه .. ناز و عشوه هم نیاد ..اگ..

لیلی: :YWAIT: خوب هرمی .. میتونی بری کنار چو واستی .. تا من یک آب نمکی چیزی پیدا کنم ..

هرمیون : وای .. میدونستم حتما" برام پیدا میکنی .. :bigkiss:

لیلی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: دیاگون جدید - آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 بهمن 1383 20:00
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیشیا از پشت طی یک حرکت ماهرانه(و لات پسندانه ) اون دو نفر رو پخش زمین میکنه بعد چوبدستیشو در میاره و با ورد احضار .......... .........سندا رو در دست میگیره.......و در حالیکه از اونا دور میشه میگه :حالا میتونم بیام اینجا...ها ها ها
لی لی رو به هری:
به خودم گفتم که تو عرضه این کاررارو نداری

و گوش هری رو میگیره و میپیچونو....همون موقع آلیشیا نمیدونم از کجا در میاد و به سرعت خودشو به اونا میرسونه
آلیشیا:نننننننننننننننننننه این کارو نکن لی لی....
و هری رو به طرفی هل میده و دست لی لی از گوش هری ول میشه....
آلیشیا (در حالی که بغض گلوشو گرفته!!! نه اشتباه نکردید این همان آلی است با همان طراوت و....):نه لی لی این کارو نکن بیا و گوش من رو بپیچون!این بچه(اشاره به هری )رنجای زیادی رو متحمل شده....فکرشو بکن بچه ای به این سن و سال......
آلیشیا دیگه نمیتونه ادامه بده و بغضش میترکه:

( )لی لی که تحت تاثیر قرار گرفته آلیشیا رو در آغوش میگیره...........
بعد به طرف هری میره............
لی لی:
هری:

در همون موقع وقتی اوندو به خودشون میان میبینن که آلیشیا داره به آرامی از اونجا دور میشه....
هری:آلیشیا!!!!من در مورد تو اشتباه میکردم.....تو دختر مهربونی هستی!

آلیشیا:( )آره هری تو پسر ابلهی هستی و اشتباه زیاد میکنی!(از اونجایی که لحن آلی خیلی آروم بود هری اینو نشنیده میگیره)خلاصه ما دیگه عادت کردیم....

لی لی:آه آلیشیا من عجب احمقی بودم(من نگفتما)آدم باید مغازشو به آدمایی مثل تو دودستی ببخشه!

آلیشیا که تا اون موقع داشت گریه میکرد:نه! ما به همون دو دنگشم قانعیم!
لی لی و هری:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: دوشنبه 26 بهمن 1383 00:17
نمایش جزئیات
آفلاین
لیلی که فوق العاده عصبی شده میره سمت آلیشیا که هری یه چشمک از پشت آلیشیا بهش میزنه
بعد رو میکنه به آلیشیا: آره راست میگی این مغازه به دستای پر توان تو احتیاج داره اصلا از اولم معلوم بود ما نمیتونیم اینجا رو بگردونیم مامان بیا بریم تا همشو به اسمش کنیم مردم هم راحتترن خیلی بهتره
آلیشیا:
لیلی رو به هری یه چشم غره میره ولی هری یه اشاره میکنه که دارمت بعد هری میره و سند رو میاره میده به آلیشیا تا امضا کنه: خب اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا: کوش کجا رو باید امضا کنم زود بده امضا کنم که کار دارم

هری: اینجا... اینجا رو امضا کنی تمومه
آلیشیا سریع امضا میکنه
هری: خب میتونی تشریف ببری
آلیشیا : کجا برم؟ این شمایید که باید برید
هری: نخیر همیشه نمیشه سرو بزندازی پایین و ... از شیوه خودت عمل کنی بعضی مواقعم باید فکر کرد مثلا باید اول بخونی چیزی رو بعد امضا کنی در ضمن اگه در این لحظه پشتتو نگاه کنی میبینی چه اتفاقی داره میافته
دو نفر میان آلیشیا رو میگیرن پرتش میکنن از مغازه بیرون در این حین و وین آواتارشم که پوسیده بود پاره میشه
هری: آره اون سند نبود آلیشیا جان اون کاغذ محتواش این بود که شما دیگه اینجا به هیچ عنوان و به هیچ صورت مزاحم نمیشی و هیچ حقی نسبت به هیچی نداری واقعا دلم به حالت میسوزه بی آواتاریم بد دردیه
الیشیا:
هری: گریه کن دلت وا میشه البته اینا که خنده برات حساب میشه گریه هات مونده حالا آدمی که از راه نادرست و لات بازی بخواد پیشرفت کنه بهتر از این نمیشه عاقبتش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: یکشنبه 18 بهمن 1383 08:20
نمایش جزئیات
آفلاین
بفرمایید اینم لی لی
در باز میشه و لی لی میاد تو مغازه یه عده جیغ میزنن یه عده دست میزنن یه عده (فقط الیشیا ) پا به فرار میزارن به هر حال جشن بازگشت لی لی از ازکابان تو مغازه بر پا میشه لی لی تا هری رو میبینه: تو بیا اینجا ..
هری :
لی لی دست میندازه گوش هری رو انچنان میکشه که هری کله اش رو کج میکنه تا کمتر درد بگیره
لی لی : ببینم تو قصد داری که نصف مغازه من رو به نام این دختره ... الیشیا کنی
هری نه بابا مامان جان جانم اگه گوشه رو ول کنی برات تو ضیح میدم
لیلی: نه همین طوری بگو هری در حالی که تمام وزنش رو روی نوک انگشتهای پاهاش نگه داشته میگه: من فقط گفتم که بیاد اینجا کار کنه کمک کنه دختره طفلی بیکاره حوصله اش سر میره دیگه اگ...
یه نفر از را ه میرسه کتی:سلام لی لی.
لی لی: سلام
کتی:راستش آلیشیا از مغازتون خیلی تعریف کرد گفتم یه سر بزنم بد نیست
لی لی:
کتی: میخواستم یه اواتار سفارش بدم لطفا بهترین و زیباترین و حسود کش ترین را بدین درضمن فلوس هم موجوده نگران نباشید
لی لی که اصلا حوصله کار رو فعلا نداره دست میندازه قاطی اواتارها یکی رو در میاره میده به کتی
کتی:
لی لی بر میگرده طرف هری (طفلی هنوز گوشش تو دستای لی لیه): من بالا خره ته و توی این قضیه رو در میارم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جیمزی بیا تا یادت کنم
کودکت را بیارم دائم سوارت کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (5.95 KB)
626_4205a308c8538.jpg 139X140 px
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: چهارشنبه 14 بهمن 1383 22:21
نمایش جزئیات
آفلاین
آلیشیا:لی لی!!!!!!!!!!!!!!!! کوشی تو؟
لی لی:جوووووووووووووووووووووونم؟
آلیشیا:هیچی!
..............
بابا لی لی زودتر بیا کار وکاسبی مارو راه بنداز!من رو این 3 دنگ مغازم کلی حساب باز کردم میخوام سرمایه گذاری کنم.
(لی لی: )بابا ما الان این همه وقته عضویم( )(چرا خالی میبندی؟)گیر دادیم به 2 تا دونه تاپیک...و تو داری اونو از من میگیری!میفهمی؟ (جذبه رو حال کردی؟)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آواتار فروشی آبجی لی لی
ارسال شده در: دوشنبه 12 بهمن 1383 07:54
نمایش جزئیات
آفلاین
کتی:سلام لی لی خانوم
لی لی: سلام
کتی:راستش آلیشیا از مغازتون خیلی تعریف کرد گفتم یه سر بزنم
لی لی:
کتی:میخواستم یه اواتار سفارش بدم لطفا بهترین و زیباترین و حسود کش ترین را بدین درضمن فلوس هم موجوده نگران نباشید
لی لی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
s_m