ژیوار، شب روز پنجشنبه، بعد از صید همراه ناخدا به خانه نرفت. تا نزدیکیهای صبح در خیابانهای زندهی آبادان پرسه زد و تا زمانی که به هدفش نرسید، دست از جستجو برنداشت. هدفش قایق موتوری، و سوخت آن بود. به اندازهای که بتواند تا آن جزیرهی متروکه به تنهایی برود. دست آخر مجبور شد به داریوش، دستیار کشتیشان متوسل شود. شنیده بود که قایق موتوری کوچک و فرسودهای دارد که در اوقات فراغتش آن را تعمیر میکند.
به پشت در خانهی داریوش رسید و محکم در زد. چندی منتظر شد و کسی در را به روی او باز نکرد. اگر قایق را تا صبح جور نمیکرد، برنامهاش میافتاد برای جمعهی هفتهی بعد، و برخورد میکرد با مهمانی بزرگی که ناخدا قرار بود برگزار کند به مناسبت صید خوبی که در یک ماه اخیر کرده بودند. اینبار با پایش محکم به در لگد زد.
- داریوش! بیداری؟
صدای غرغری آهسته از داخل خانه بلند شد و داریوش با زیرشلواری و رکابی چرکش در را باز کرد.
- ژیوار؟ چه مرگته؟ ناخدا چیزیش شده؟ چرا عین دیوونهها در میزنی؟
- چیزه... ام... ببخشید مزاحم شدم... میشه قایق موتوریتون رو برای فردا قرض بگیرم؟
داریوش با چشمهای خوابآلودش سرتا پای ژیوار را برانداز کرد. در آن صورت خسته و درهمکشیدهاش،سوال "عقلتو توی کشتی جا گذاشتی؟" موج میزد.
- واسه چی میخوای؟ تعمیرش هنوز تموم نشده.
- من... من میدونم که تعمیرش رو تموم کردین. دستیارتون دیروز بهم گفت.
- دستیار؟ کودوم دستیار؟ مگه من دستیار دارم؟
انگار داریوش هنوز خوابش میآمد.
- منظورم اینه که میدونم تعمیرش رو به تازگی تموم کردین. خواهش میکنم بهم قرضش بدین. واقعا نیازش دارم.
- برای چی؟
ژیوار در مسیر خانهی داریوش بارها تمرین کرده بود که در جواب این سوال چه چیز باید بگوید.
- میخوام... یکم با دریا تنها باشم. واقعا بهش نیاز دارم.
دست داریوش را به سرعت گرفت.
- ازتون خواهش میکنم! میدونید که چقدر با قایق موتوری ناخدا خوب میرونم. قول میدم مراقبش باشم.
- چرا از خود ناخدا نمیخوای قایقشو بهت بده؟
ژیوار سرش را به زیر انداخت و کمی عقب کشید. شاید اشتباه کرده بود، نباید به آنجا میآمد. داریوش آهی کشید.
- اسکله محمود رو بلدی؟ اونجا به اسکله بسته شده.
داخل خانه رفت و با کلید قایق برگشت. آن را به سمت ژیوار پرتاب کرد.
- اگه بلایی سر قایقم بیاد ازت یه قایق دیگه میسازم. ملتفت شدی؟
- کاملا! قول میدم سالم نگهش دارم!
سپس ژیوار تا دم اسکله محمود، یک نفس دوید.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگر جمعه به سراغ صید بروید دریا قهر میکند: در میان برخی از جوامع صیادی جنوب ایران، جمعه روز تعطیل صیادان در فصل صید به شمار میآمد و آنان در این روز به دریا نمیرفتند. بر اساس باورهای قدیمی، برخی صیادان معتقد بودند که صید در روز جمعه میتواند موجب کاهش صید در روزها و سالهای آینده شود و از این وضعیت با تعبیر «قهر کردن دریا» یاد میکردند. در کنار این باور، استراحت پس از یک هفته فعالیت و همچنین ملاحظات مذهبی نیز از جمله عواملی دانسته شدهاند که در شکلگیری این رسم نقش داشتهاند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



افرادی که لایک کردند