فکر کنم من کتاب چهار رو از اشراق خوندم اصلا خوشم نیمد اولا زیادی عامیانه بود بعدشم راست راست تو زویه هم فحش می دانن! یه جاشم خیلی افتضاح ترجمه کرده بود البته من یک ترجمه دیگه هم خوندم ولی اسم نویسنده هاش یادم نیست به هر حال اصلا از طرز نوشتم اشراق خوشم نیمد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
طبق بررسی که من راجع به این ناشر کردم یکی از بدترین و غلط ترین ترجمه ها مربوط به همین ناشر هست که بیرون داده در زیر تعدادی رو از فصل 31 مینویسم:
- در ابتدا شاهکار مترجم در عنوان فصل: The Third Task ترجمه شده به آخرین مرحله ( بدون شرح )
- « هری آنچه در اتاق دامبلدور ... » معادل Everything Harry had seen in the Pensieve که یکی باید اینجا بگه از کی پنسیو ( قدح اندیشه ) معادل اتاق دامبلدور شده
- « همه ترسیدند و فرار کردند ، هری مار را برداشت و زیر لباسش پنهان کرد ...» معادل : It was all hushed up, though. که جمله دوم اختراعی بدیع از مترجم میباشد که به لباس هری علاقه زیادی داشته
- « به نظر من کسانی که با مارها صحبت میکنند بسیار خطرناکند و باید اینها را گرفت و تحت بازجویی قرار داد.» معادل: he would regard any wizard who could speak Parseltongue "as worthy of investigation. که منظور از این جمله اینه که طرف میخواد بگه هر کسی مارزبان باشه بدون تحقیق و امتحان به عضویت کلوب در میاد. فقط در کف ترجمه باشید
تصور نکنید که موضوع فقط محدود به جای خاصی میشه من فقط از فصل 31 اونم اوایلش تعدادی مثال آوردم و مشت نمونه خروار توصیه من به شما که این ترجمه رو دارید اینه که فورا این کتاب رو در حیاط منزل مبدل به خاکستر کنید و آرزو دارم مترجم این کتاب به تعداد ترجمه هایش یا بهتر تعداد کلماتی که ترجمه کرده به دار زده شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
هاگرید نوشته: هوم معانی Order دسته ، طبقه آئین و مراسم فرقه یا جماعت مذهبی گروه خاصی انجمن دسته اجتماعی سامان نظم انتظام آرایش رسم مقام و مرتبه سبک نوع دستور ! میشه بگی محفل کدوم یک از اینها بود ! این کلمه Order معنی خاصی را که ما مد نظرمون هست ( سازمان ، تشکیلات ، محفل ) را فقط در عنوان کتاب میده ! اون هم با توجه به متن کتاب ! این نیست که کسی تا عنوان کتاب را دید بفهمه منظور رولینگ چی بوده ! افتاد حالا ؟
توی لغت نامه ی حییم در معنی order toنوشته: 1-دستور دادن 2-فرقه 3-محفل و ....
و طبق لغت نامه ی دهخدا فرقه معنیه سازمان مذهبی و محفل معنیه سازمان جاسوسی مخفی میده
البته من دیگه تمایلی به ادامه دادن این بحثو ندارم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
تو اینهمه میگی که باید مو به مو ترجمه کنه و جای خواننده فکر نکنه حالا خودت میگی کاش یه چیزی که اصلا مطابق ترجمه ی اصلی نیست انتخاب میکرد؟؟؟؟؟
من میتونم بهت قول بدم اگه اینو ترجمه کرده بود اونوقت هری یا تو میگفتبن اصلا سواد نداره که ORDERرو سازمان نوشته
هوم معانی Order دسته ، طبقه آئین و مراسم فرقه یا جماعت مذهبی گروه خاصی انجمن دسته اجتماعی سامان نظم انتظام آرایش رسم مقام و مرتبه سبک نوع دستور ! میشه بگی محفل کدوم یک از اینها بود ! این کلمه Order معنی خاصی را که ما مد نظرمون هست ( سازمان ، تشکیلات ، محفل ) را فقط در عنوان کتاب میده ! اون هم با توجه به متن کتاب ! این نیست که کسی تا عنوان کتاب را دید بفهمه منظور رولینگ چی بوده ! افتاد حالا ؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
یه نکته ای هم همین جا بگم ! عنوان محفل را من زیاد نمی پسندم . چون آدم بیشتر یاد یه محفل خانوادگی میفته تا یه تشکیلات مخفی و سری . به نظر من سازمان یا تشکیلات از محفل بهتر بود . چون خیلی بهتر میتونه بار معنایی را برسونه . درسته که سازمان معنی کلمه ( order) نیست ولی بار معنایی همونه که رولینگ مد نظرش بوده .
تو اینهمه میگی که باید مو به مو ترجمه کنه و جای خواننده فکر نکنه حالا خودت میگی کاش یه چیزی که اصلا مطابق ترجمه ی اصلی نیست انتخاب میکرد؟؟؟؟؟
من میتونم بهت قول بدم اگه اینو ترجمه کرده بود اونوقت هری یا تو میگفتبن اصلا سواد نداره که ORDERرو سازمان نوشته
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
من هیچ ترجمه ای ندیدم که مثل ویدا فضای کتاب را عوض کرده باشه ! حالا از معادلهای عجیبی که گذاشته اگه بگذریم ! ویدا به طور کلی فضای داستان را عوض کرده . اصلا کتاب 4و 5 فضای تیره و تاری دارن ولی توی ترجمه های ویدا آدم احساس میکنه که فضا نه تنها تیره و تار نیست بلکه شاد هم هست !
یه نکته ای هم همین جا بگم ! عنوان محفل را من زیاد نمی پسندم . چون آدم بیشتر یاد یه محفل خانوادگی میفته تا یه تشکیلات مخفی و سری . به نظر من سازمان یا تشکیلات از محفل بهتر بود . چون خیلی بهتر میتونه بار معنایی را برسونه . درسته که سازمان معنی کلمه ( order) نیست ولی بار معنایی همونه که رولینگ مد نظرش بوده .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
یه چیزی که هیچ کس بهش توجه نداره اینه که حالا سانسورم داشته باشه {البته من موافق سانسور نیستم } که داشته باشه من که میفهمم صمیمی شدن یعنی تنفس مصنوعی حالا مترجم هر جور حال میکنه بنویسه یا مثلا توی مجلس رقص یا تو کافه ی هاگزمید این چیزا دلیل نمیشه که مترجم بده یا خوبه همه اینه که منظورشو بتونه برسونه در مورد ترجمه ی وردها هم که توی کتاب 4 ترجمه کرده خودش هم فهمیده ضایع بازی کرده و توی کتای 5 اصلاحش کرده
من مال پرتو اشراقم خریدم و تا فصل 5 خوندم یه کم بد ترجمه کرده مثلا مسابقه ی "تری ویزارد" به جای " سه جادوگر"
حالا بقیه کتابو که خوندم نظر قطعیم رو میگم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
درباره رقص بايد بگم طوبي يكتايي هم قسمت رقص رو حذف كرده....يا يه سانسور بي مورد...
وقتي مودي قلابي به هري ميگه كه چه كارايي كرده كلي سانسور شده مثلا اصلا ننوشته كه كرامو با طلسم فرمان جادوكرده بوده يا دابي رو احضار كرده و بلند بلند درباره خواص ژل ابشش زا باهاش حرف زده....
خي اينا نمونه هاي از سانسورهاي طوبي يكتايي بود كه من وقتي مال ويدا رو خوندم تازه متوجه داستان شدم راستي يه حذف هم از جلد 2 طوبي:
وقتي جيني ميگه كه پرسي دوست دختر داره كلا حذف شده هم اون قسمت بوسيدن و هم قسمت دوست دختر من ميخواستم اينجا يه تاپيك باز كنم كه جيني پرسي رو در حال انجام چه كاري ديده كه مال ويدارو خوندم و متوجه شدم بازم داره پيدا ميكنم مي نويسم
به نظر من تو داری یه کتاب دیگه رو میگی. در کتاب 4 ترجمه طوبی یکتایی که من دارم ( یک جلدی - نشر ثالث - چاپ 1379) هیچ کدوم از این موارد وجود نداره و همشون هست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
چو چانگ نوشت طوبي يكتايي جاهايي كه بايد سانسور ميشد رو سانسور كرده ولي طوبي يكتايي سانسورهاي بيخودي كرده الان يادم نيست كجا ولي ميام ميگم
حتما منظورت از طوبي يكتايي اول اسلاميه بوده خب من ميگم اصلا طوبي يكتايي سانسور نداره ضمنا ايني كه ميگي اسلاميه اونجاهايي رو كه بايد سانسور كرده رو متوجه نميشم يعني بايد رقص هاي يول بال رو بنويسه حرف زدن؟؟؟
هووم....
درباره رقص بايد بگم طوبي يكتايي هم قسمت رقص رو حذف كرده....يا يه سانسور بي مورد...
وقتي مودي قلابي به هري ميگه كه چه كارايي كرده كلي سانسور شده مثلا اصلا ننوشته كه كرامو با طلسم فرمان جادوكرده بوده يا دابي رو احضار كرده و بلند بلند درباره خواص ژل ابشش زا باهاش حرف زده....
خي اينا نمونه هاي از سانسورهاي طوبي يكتايي بود كه من وقتي مال ويدا رو خوندم تازه متوجه داستان شدم راستي يه حذف هم از جلد 2 طوبي:
وقتي جيني ميگه كه پرسي دوست دختر داره كلا حذف شده هم اون قسمت بوسيدن و هم قسمت دوست دختر من ميخواستم اينجا يه تاپيك باز كنم كه جيني پرسي رو در حال انجام چه كاري ديده كه مال ويدارو خوندم و متوجه شدم بازم داره پيدا ميكنم مي نويسم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
يه چيزي كه ميتونم در مورد ترجمهي اشراق بگم(چون به تازگي كتاب دوي هري پاتر رو به ترجمهي ويدا اسلاميه خوندم) اينه كه جملههاي خوبي ميسازه، يعني خود مترجم قلمش قويه... منتهاش ناقص مينويسه و لفظ قلم... اگر اين مترجم يه مقداري بيشتر حوصله به خرج ميداد حتما با اسلاميه مساوي ميشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!