تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

کلمات جدید
دهکده - بید کتک زن - فشفشه - قرقاول -طناب - هاگوارتز - پرسی - پیام امروز - جادوگر - سیب زمینی
تمام دانش آموزان در هاگوارتز مشغول خوردن نهار بودند.پرسی در حالی که یه تکه قرقاول بزرگ رو در دهانش میگزاشت به روزنامه پیام امروز اشاره کرد و گفت:اینو خوندین
جینی روزنامه رو برداشت و شروع به خواندن کرد:جادوگر فشفشه ای دیروز تصمیم داشت خود را با طناب از بید کتک زن حلق آویز کند.دیروز حوالی بعداظهر عده ای از مردم دهکده هاگزمید زنی را که میخواست خود را بکشد نجات دادند این جادوگر علت اصلی اینکار را رفتار مردم با خودش اعلام کرد.
جینی چنتا سیب زمینی در دهانش گزاشت و گفت:ایکاش فلیچ هم یه همچی کاری بکنه.
دهکده - بید کتک زن - فشفشه - قرقاول -طناب - هاگوارتز - پرسی - پیام امروز - جادوگر - سیب زمینی
تمام دانش آموزان در هاگوارتز مشغول خوردن نهار بودند.پرسی در حالی که یه تکه قرقاول بزرگ رو در دهانش میگزاشت به روزنامه پیام امروز اشاره کرد و گفت:اینو خوندین
جینی روزنامه رو برداشت و شروع به خواندن کرد:جادوگر فشفشه ای دیروز تصمیم داشت خود را با طناب از بید کتک زن حلق آویز کند.دیروز حوالی بعداظهر عده ای از مردم دهکده هاگزمید زنی را که میخواست خود را بکشد نجات دادند این جادوگر علت اصلی اینکار را رفتار مردم با خودش اعلام کرد.
جینی چنتا سیب زمینی در دهانش گزاشت و گفت:ایکاش فلیچ هم یه همچی کاری بکنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نیمه های شبه .
تنهایی میره جنگل ممنوع چند تا لوبیای سبز سحرآمیزمی کاره .رو زمین دراز میکشه و در حالیکه نسیم خنک شبانگاهی موهای طلاییش رو نوازش می ده از فرط خستگی به خواب میره
.در جستجوی آمال و آرزوهای خودشه که...
فایرنز:بیدار شو پیگویجن!!
بیدار شو !! اینجا خطرناکه حرکت ستارگان وضع خوبی رو برای آینده ترسیم نمی کنه
پیگویجن:من کجام؟
چته دیوونه!این چه طرز بیدار کردنه ؟!
فایرنز :مطمئن باش که درزمان آینده نیستی .پیشگویی سانتورهای غار نشین اینه که در این جنگل چیز خاصی رو دنبال نکنی.
پیگویجن:what?
فایرنز:
پیگویجن:میدونی ستاره من تو آسمون کدومه فایرنز؟
فایرنز:
اونی که گردو زرده... بزرگم هست و گاهی وقتها شبیه موزه؟
پیگویجن:چی داری می گی؟
مگه چشات نمیبینه؟اون که ماهه !دفعه بعد حتما عینکتو بزن چرا به ستاره من بی احترامی می کنی؟
فایرنز :چطور می تونم این عمل نا پسندمو جبران کنم؟
پیگویجن:خب من زیاده خواه نیستم
.چیز خاصی هم ازت نمی خوام به خصوص که الانم دیر وقته .امشبرو منو به خونه برسون فردا هم تو هاگوارتز رو پشتت سوار می کنی تو محوطه اطراف زمین کوییدیچ میگردونی آخه من به بچه ها نگفتم که حیوون خانگیم سانتوره از دیدنت خوشحال میشن ...
تنهایی میره جنگل ممنوع چند تا لوبیای سبز سحرآمیزمی کاره .رو زمین دراز میکشه و در حالیکه نسیم خنک شبانگاهی موهای طلاییش رو نوازش می ده از فرط خستگی به خواب میره
.در جستجوی آمال و آرزوهای خودشه که...فایرنز:بیدار شو پیگویجن!!
بیدار شو !! اینجا خطرناکه حرکت ستارگان وضع خوبی رو برای آینده ترسیم نمی کنه پیگویجن:من کجام؟
چته دیوونه!این چه طرز بیدار کردنه ؟!
فایرنز :مطمئن باش که درزمان آینده نیستی .پیشگویی سانتورهای غار نشین اینه که در این جنگل چیز خاصی رو دنبال نکنی.
پیگویجن:what?
فایرنز:
پیگویجن:میدونی ستاره من تو آسمون کدومه فایرنز؟
فایرنز:
اونی که گردو زرده... بزرگم هست و گاهی وقتها شبیه موزه؟پیگویجن:چی داری می گی؟
مگه چشات نمیبینه؟اون که ماهه !دفعه بعد حتما عینکتو بزن چرا به ستاره من بی احترامی می کنی؟
فایرنز :چطور می تونم این عمل نا پسندمو جبران کنم؟
پیگویجن:خب من زیاده خواه نیستم
.چیز خاصی هم ازت نمی خوام به خصوص که الانم دیر وقته .امشبرو منو به خونه برسون فردا هم تو هاگوارتز رو پشتت سوار می کنی تو محوطه اطراف زمین کوییدیچ میگردونی آخه من به بچه ها نگفتم که حیوون خانگیم سانتوره از دیدنت خوشحال میشن ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

شبی به جستجوی یکلوبیا سبز از غار بیرون آمدم. نسیم خنکی وزیدن گرفت. جنگل ممنوع نوید آینده ای را میداد که سانتور ها توسط ستارگان آن را پیشگویی کرده بودند. زمان مشخص خواهد کرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

جزئیات کاربر

سانتور پیر که از جنگل ممنوعه به غار پناه آورده بود برای فرزندانش تعریف میکرد.
_زمانی اجداد ما با جستجو در میان ستارگان آینده را پیشگویی میکردند.
در همین لحظه نسیمی وزید و لوبیا سبز خشکیده ای را به داخل غار آورد.
_زمانی اجداد ما با جستجو در میان ستارگان آینده را پیشگویی میکردند.
در همین لحظه نسیمی وزید و لوبیا سبز خشکیده ای را به داخل غار آورد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :
ابتدا به لين
ابتدا به لين
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

کلمات جدید
پیشگویی - جنگل ممنوع - ستارگان - لوبیا سبز - زمان - غار - نسیم - سانتور - آینده - جستجو
نسیمخنک شبانه از بالای درختان جنگل ممنوع در حرکت بود.بر طبق پیشگویی که زمانی سانتورها از روی حرکت ستارگان تشخیص داده بودند پسری در آیندهبرای جستجوی لرد سیاه در حالی که با یک لوبیا سبز نشان گزاری شده به سمت غار ی که محل زندگی اوست حرکت میکند.
پیشگویی - جنگل ممنوع - ستارگان - لوبیا سبز - زمان - غار - نسیم - سانتور - آینده - جستجو
نسیمخنک شبانه از بالای درختان جنگل ممنوع در حرکت بود.بر طبق پیشگویی که زمانی سانتورها از روی حرکت ستارگان تشخیص داده بودند پسری در آیندهبرای جستجوی لرد سیاه در حالی که با یک لوبیا سبز نشان گزاری شده به سمت غار ی که محل زندگی اوست حرکت میکند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

پروفسور اسنیپ در حالیکه یک کدو حلوایی گنده و چند تا ماهی مرکب رو توی یک بقچه شطرنجی می بست که برای هگرید تعارف ببره، داشت از پنجره قلعه جغدی رو که نامه انتخابات رو به طرف کلبه می برد نگاه می کرد و با خودش فکر می کرد که آیا هگرید سگ سه سرش رو برای شرکت در امتحان دوئل به اون قرض می ده یا نه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

شب هالووین بود و همه جای قلعه با کدوهای بزرگ تزیین شده بود
هری ورون داشتند شطرنج بازی می کردند که هرماینی با عجله امد
و به هری گفت: عجله کن اسنیپ نزدیک کلبه هاگرید منتظره.
هری باتعجب پرسید: چرا؟
هرماینی گفت: مگه یادت رفته تو قراره که با اون دوئل کنی
رون گفت: خوبه هری منم جانشین تو می شم
هرماینی گفت: نه رون جانشین ها انتخاب شدن جانشین هری فنگ
سگ هاگریده و جانشین اون ماهی مرکب دریاچست
رون و هرماینی طوری به هری نگاه کردند که انگار دیگر او را
نمی دیدند ناگهان هری با صدای رون که میگفت پاشو نیم ساعت
دیگه امتحان شروع میشه از خواب بیدار شد
هری ورون داشتند شطرنج بازی می کردند که هرماینی با عجله امد
و به هری گفت: عجله کن اسنیپ نزدیک کلبه هاگرید منتظره.
هری باتعجب پرسید: چرا؟
هرماینی گفت: مگه یادت رفته تو قراره که با اون دوئل کنی
رون گفت: خوبه هری منم جانشین تو می شم
هرماینی گفت: نه رون جانشین ها انتخاب شدن جانشین هری فنگ
سگ هاگریده و جانشین اون ماهی مرکب دریاچست
رون و هرماینی طوری به هری نگاه کردند که انگار دیگر او را
نمی دیدند ناگهان هری با صدای رون که میگفت پاشو نیم ساعت
دیگه امتحان شروع میشه از خواب بیدار شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: شنبه 21 شهریور 1405 14:55
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

پروفسور کوییرل در حالی که با اسنیپ در حال بازی شطرنج بود به کدو هایی که در اطراف کلبه هاگرید روییده بود نگاه میکرد در این هنگام متوجه یه سگ شد که در حال دوئل با یک ماهی مرکب در آن طرف قلعه بود.با خودش گفت:نزدیکه انتخابات که میشه سگ هام دوست دارن خودشونو امتحان کنن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هری داشت به انتخابات فکر میکرد جوری فکرش مشغول بود که نمیتونست درسته به امتحاناتش برسه آخه این اسنیپ کله کدو
دیگه چی از جون انتخابات میخواست؟ همه جا ی قلعه رو از پوستراش پر کرده بود فقط کم مونده بود رویماهی های مرکب پوستر بچسبونه بدجوری دلش میخواست یک حال اساسی ازش بگیره..یه دفه صدای پارس فنگ سگ هگرید رو شنید و تصمیم گرفت بره به کلبه ی هگرید تا با هم شطرنج بازی کننن این جوری لااقل از فکر دوئل با اسنیپ بیرون میومد
دیگه چی از جون انتخابات میخواست؟ همه جا ی قلعه رو از پوستراش پر کرده بود فقط کم مونده بود رویماهی های مرکب پوستر بچسبونه بدجوری دلش میخواست یک حال اساسی ازش بگیره..یه دفه صدای پارس فنگ سگ هگرید رو شنید و تصمیم گرفت بره به کلبه ی هگرید تا با هم شطرنج بازی کننن این جوری لااقل از فکر دوئل با اسنیپ بیرون میومد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[i][size=medium]
جزئیات کاربر

هری با رون در حال بازی شطرنج بودند كه هری از رون پرسید :رون تو حاضری تو انتخابات به اسنیپ رای بدی؟
رون:اگه به ماهی مركب توی دریاچه رای بدم به اسنیپ رای نمیدم؟
هری كه بهش بر خورده بود به رون گفت كه با هم دوئل كنن.
اما رون داشت به امتحان فرداش كه مراقبت از کدو حلوایی بود كه خارج از قلعه و داخل كلبه ی هاگرید برگزار میشد فكر میكردو مثل سگ درس میخوند.
رون:اگه به ماهی مركب توی دریاچه رای بدم به اسنیپ رای نمیدم؟
هری كه بهش بر خورده بود به رون گفت كه با هم دوئل كنن.
اما رون داشت به امتحان فرداش كه مراقبت از کدو حلوایی بود كه خارج از قلعه و داخل كلبه ی هاگرید برگزار میشد فكر میكردو مثل سگ درس میخوند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
