جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  55 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  195 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
امیشاف و ونوس کنار هم نشستن.
امیشاف داره کیک عروسی رو می خوره!
در همین موقع دامبلدور از کنار امیشاف رد میشه.می خوره به پیش دستی امیشاف و کیک ها سرازیر می شه رو لباس ونوس.
ونوس سرش گرمه و متوجه نمی شه!
آمیشاف هم آروم میاد با دستمال پاک کنه لباس ونوس.
نهگهان ونوس متوجه امیشاف می شه که داره با لباسش ور می ره. عصبانی خیره می شه بهش.
آمیشاف میاد دوروبر رو نگاه کنه نگاهش میوفته به چشمای
ونوس که به اون خیره شده!... خشگش می زنه!
آمیشاف: ممممم ن . من من من ...
ونوس : بی مزه.. شوخی زشتی بود.
ونوس کیک خودش رو رو لباس و سر و صورت آمیشاف می ماله و میره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 18:58
نمایش جزئیات
آفلاین

در سالن آريشگاه

من رو صندلي نشستم و دو تا پوست خيار روي چشمامه
ساحره:ديگه چيزي نمونده مينروا!

من:انتظار نداشتم اين قدر طول بكشه!

ساحره:من يه مدل كاملا جديد را براي شما گذاشتم.مطمئنا كه پشيمون نمي شي.
بانوي سايه ها روي يه صندلي ديگه نشسته و داره موهاشو رنگ ارغواني روشن مي زنه.

من:بانو قيافه من چه طوري شده؟
بانوي سايه:خودت بعدا مي بيني!

من:اي بانو داري اذيت مي كني ها!
ساحره:خوب ديگه همه چيز درست شد.آماده تا سه ميشمارم چشماتو باز كن مينروا جان!يك...دو...سه!

من چشمامو باز مي كنم و ذوق شكه ميشم!

من:واااااااي خدااا جون....

موهام كه معمولا به پشت مي بستم حالا خيلي زيبا به صورت آبشاري روي شونه هام هست و ديگه رنگ خاكستري موهام كاملا رفته به جاش موهام به رنگ طلايي درخشان در اومده.صورتم هم انگار 60 سال جوانتر شده.

بانو سايه ها:ديدي بهت گفتم خوشكل شدي!
من:آره.........هيچ توقع نداشتم!!!

بانوي سايه ها:پاشو بريم لباس توي اون اتاق بپوش و بيا.الانه كه الستور بياد و شما رو ببره.

من: باشه.صبر كن

بعد از چند دقيقه من با لباس سفيد بلند و زيبايي كه روش فرشته ها دارن چنگ ميزنن ميام بيرون.روي سرم يه تاج پر از الماس گذاشتم كه نورش همه جا منعكس شده

بانوي سايه ها و ساحره با دهان باز دارن به من نگاه مي كنن.يه ساحره ديگه كه داشت موي يه دخترو ميبريد يه دفعه با قيچي زد نصف موهاي دختره رو پروند.

دختره: آهااااااااي...چي كار داري مي كني؟

بانوي سايه ها:عجب خوشكل شدي ها!!!

من:ممنون.لطف داريد

تق تق صداي در مي ياد.بانوي سايه ها ميره دم در و بر مي گرده ميگه:

يالا مودي اومد اون تورو بنداز سرت.زود باش دير شد.

من هم تورو ميندازم سرم و ميرم بيرون

مودي اون جا از تعجب خشكش زده

:-D :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
من با ردای سرخ آلبالوییم وبا مو های شونه زده میام تو و کنار ونوس میشینم.
ونوس:وای امیشاف کجا بودی؟ چقدر از دیدنت خوشحال شدم.
من: رفته بودم لباس بخرم... خوشگله .نه؟
ونوس:واقعاً بهت میاد
مرلین:خب حالا همه اومدن،عقدو بخونم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید که این جهان، جهنم جهان دیگری باشد ... آلدوس هاکسلی
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 20 فروردین 1383 17:37
نمایش جزئیات
آفلاین
ونوس با یک لباس بلند نازک به رنگ مهتاب در حالی که موهای خرمایی روشنشو در بالای سر جمع کرده با حالتی خجالت زده به تنهایی وارد می شه و بعد از سلام کردن روی اولین صندلی خالی می شینه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: چهارشنبه 19 فروردین 1383 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
خوناشام يك پيراهن سرخ و بلند شوشيده كه ادامه اش يه 5 متري مي شه و شنلي خزدار و سفيد رنگ وارد مي شه در كنارش لرد ولدرمورت با يك رداي ساتن مشكي و شنلي بلند و سياه راه مي ره و حسابي تو حسه
:-D :-D :-D
خوناشام به همه مي گه :خوب همه بخوريد و كيف كنيد جشن شروع شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
Re: جشن بالماسکه با جادوگران
ارسال شده در: چهارشنبه 19 فروردین 1383 12:41
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
من لباس البالويي خودمو پويشدم و دست در دست جيني وارد تالار پذيرايي ميشم. جيني با قشنگترين لباس دنيا كه من براش خريدم در كنار من قدم ميزنه.
مرلين: سلام بر دوستان عزيز مودي و دارك كجا هستن؟
خوناشام: اي اييي اين كيه؟ ملكه بهشته؟؟؟؟!!!!
مرلين: نه. عروس منه. همسر عزيزم يعني همسر ايندم. در ضمن دوست ندارم كسي در مورد ايشون حرفي بزنه. واگر نه با يه ورد كوچيك كارش ساختس.
سالازار: به به به مرلين. چه عجب از اين ورا؟
مرلين:‌ من بايد بگم چه عجب. من توي سفرم زياد با تو برخورد ميكردم. سالازار: من برم دستشويي.
(اينم سوژه دستشويي براي مودي و بروبچ.)
:-D
مرلين: خوني چي به خورد اين دادين چرا هي ميره دستشويي.
خوني: فكر كنم از تو بهش سرايت كرده .
ولدمورت: به سلام. ببينم شما سالازار رو اين اطراف نديدين؟
مرلين: من ديدمش. فكر كنم امشب سرقفلي دستشويي رو خريده باشه. جيني عزيز بيا بريم جاهاي ديدني اين اطرافو نشونت بدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جشن بالماسکه با جادوگران
ارسال شده در: چهارشنبه 19 فروردین 1383 12:36
نمایش جزئیات
آفلاین

درهاي سالن باز ميشه و من و مودي ميام تو

من:چه خبره اينجا!؟!
ولدومورت و دامبلدور دارن اون گوشه ي سالن دعوا مي كنن.خون آشام ولدمورت رو گرفته.بانوي سايه ها هم دامبلدورو.
مودي مي ره طرفشون ميگه:آآآآآآآآآآآآهاي!بسه ديگه.شورشو در اوورديد.
ولدمورت:به اون بگو.اون اول شروع كرد!
دامبلدور:دروق ميگح!اجب بچح برويي اين طام.
مودي:من كاري ندارم كي شروع كرد.تمومش كنيد.فعلا خيلي كار داريم.
دامبلدور و ولدمورت هر كدوم يه طرف مي رن.
من مودي صدا مي كنم.
مودي:چيه عزيزم!
من:همه چي حله؟واسه فردا همه چي رو به راهه؟
مودي:آره عزيزم.من خودم الان درستش مي كنم.
مودي داد مي زنه:آهاااااااي داركي!
هووووووشت داركي ظاهر ميشه.
دارك لرد:چي بابا!چرا داد مي زني؟
مودي:چيه و زهر مار.فردا جشنه اينجا!چي كار كردي تا حالا؟

دارك لرد:نگران نباش الستور.سدريك رو فرستادم همه چيزا رو بخره و آماده كنه.شيريني،ميوه،شربت و غيره...
مودي:شام چي؟
دارك لرد:مگه شامم قراره بدين؟
من:حالا،براي آشنايان و دوستان نزديك كه بعد از مراسم مي مونن خلاصه يه چيزي بايد داشته باشيم.
دارك لرد:آهان باشه.من برم به سدريك بگم.

من:آهاي!ونوس، پاتر اون جا داريد چي كار مي كنيد!
دوتايشون هل مي شن :oops:
ونوس:ا.....هيچي!
من:مگه قرار نبود شما موزيك ها رو آماده و مكان را تزيين كنيد؟
ونوس:آره...آره.شما خياتون راحت.من الان شروع مي كنم.
مودي:پاتر برو همه رو آماده كن واسه فردا.اون حلقه هاي سفارشي هم برو از دفترم ور دار بيار.
من:مي گم الستور جونم .عقد رو كي مي خوني؟
مودي:مينروا جون نگران نباش مرلين گفتم بياد اينجا واسه اين كار.
بانوي سايه ها مي ياد طرف ما.
بانوي سايه ها:اوا...مينروا جان شما كه هنوز اينجايي كه...زود باش بريم كه هم لباسو حاضر كنيم هم تاجو...از اونجا هم مي ريم آرايشگاه.
من:زود نيست الان؟
بانو:زود چيه!كلي طول مي كشه اينا رو آماده كنيم!
من:باشه...پس الستور جونم تو هم برو خودتو آماده كن.تا فردا نبايد همديگرو ببينيم ها!
مودي:باشه خيالت راحت.من اينجا رو يه كم مرتب مي كنم بعد مي رم.
من گونه ي مودي رو مي بوسم و با بانوي سايه ها ميرم.
مودي همون جا سرخ شده وايساد....


------------------------------------------
دوستان خيلي ببخشيد اگه تو نمايشنامه اي به كسي توهين مي شه.جدي نگيريد اين فقط براي خنده ست و شما نبايد ناراحت بشيد.حالا به خاطر اين حرف پا نشيد هر چي ديالوگ بي خود بديد به من :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: جشن بالماسکه با جادوگران
ارسال شده در: دوشنبه 17 فروردین 1383 13:08
نمایش جزئیات
آفلاین

بانوي سايه هاي عزيز
خيلي متشكرم...طرح جالبي هست من از لباس خوشم اومد

ولي راجع به تاج زياد مطمئن نيستم.همون تاج پر از الماس درخشنده به نظرت جالب نيست؟
اونم نور رو ديوارها منعكس خواهد كرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
ارسال شده در: یکشنبه 16 فروردین 1383 07:38
نمایش جزئیات
آفلاین


غيبت طولاني الستور داره كم كم منو نگران مي كنه

تا جشن چيزي نمونده و ايشون هنوز نيومده...مي ترسم مثل اون دفعه اين سياه ها يه كاري كرده باشن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
ارسال شده در: یکشنبه 16 فروردین 1383 04:10
نمایش جزئیات
آفلاین
یعنی چه؟ کی پول اینا رو میده؟ من ممد بوقی رو دعوت کرده بودم الان جوابش رو چی بدم؟آی عروس بدو که دامادت رو بلند کردن

در ضمن جریان چیه؟ این مودی Remark بوده؟ بابا پس هولوگرام داشت که! تازه ضمانت نامه فارسی هم داشت.... هوووم هووووم هووووووووووووووووووووووووووم جریان مشکوکه....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!