جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

25 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] حمام عمومی هافلپاف

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 14 آذر 1384 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
يه دفعه رز وارد حموم ميشه
رز: اه اه چه بوي گندي كي كار خرابي كرده ؟؟؟
هلگا : كار اين پسراست رفتن تو چاه فاضلاب
شاهزاده: رز مياي قايم باشك؟؟ البته بايد پول زور بازي ودي !پول بازي وده
رز : اره ميام پولشو بعدن بهت نميدم....................... خب كي چشم بذاره؟؟؟؟
هلگا:ها هر كي دير تر بياد بايد چشم بذاره
رز:ها اين كه گفتي يعني چه؟؟؟؟؟
هپزينيا : ابله يعني تو چشم بذار
رز: نه ..................... مامان من مي ترسم منو تنها نذارين خودمو خيس مي كنم
يه دفعه صداي جيغ كسي شنيده مي شود
شاهزاده: اوا خدا مرگم بده سدريك چرا عين دخترا جيغ و داد راه انداختي؟؟؟
سدريك: سسسسسس سو سوس سوسك!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دخترا : اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پسرا: اينا چقد سادن !!! اهااهاهاهاهاهاهاه
...........................................................................
ميدونم خيلي افتضاح بود

كلا مسئله سوسك تويه حموم ميتونه جالب باشه!...در كل پستت بد نبود!...يعني بازم جاي پيشرفت داره...بيا اينجا زياد نمايشنامه بنويس و به نكات منفي و مثبتي كه من اشاره ميكنم توجه بكن تا بتوني بهتر از قبل بنويسي!اينم يه نكته منفي:براي چندمين باره كه ميگم!....سعي كنيد خودتون در ادامه جريان پست قبلي يه جريان جالب و جديد بسازين.....يعني فكر كنيد و ادامه بدين پست قبلي رو...ولي نه اينكه به مسائل حاشيه اي فقط بپردازين.به كم برين تو اصل مطلب و همچنين خودتون جريان درست كنيد و سعي كنيد بيشتر توصيف صحنه حموم رو بكنيد تا نوشتن ديالوگ!

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز زلر در 1384/9/15 10:40:33
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/16 2:25:09
هافلپاف هرم نبض آتشين ماست در شرجي عشق و اشتياق
تصویر تغییر اندازه داده شده
حموم هم حموم هاي قديم
ارسال شده در: یکشنبه 13 آذر 1384 07:04
نمایش جزئیات
آفلاین
شاهزاده :‌ببخشين ها انگار من شاهزاده قايم موشك بودم يادتون رفته كم به خاطر دفاع از نامم كتك خوردم
هپزيبا :‌اه چرا منو مي گي من كه ميام
هلكا :‌پول ودين
سدريك :‌پول چي
سوزان:‌پول بازي با ما خانم هاي متشخص
دامبل:‌اه چرا شازده پول نده
هپزيبا :‌نمي دوني بدون شاهزاده حق كپي رايت داره
سدريك :‌اي كه گفتي يعني چه ؟
شازاده دست مي كنه تو جيب بر و بچ و مايه ها رو مي كشه بيرون
شاهزاده :‌اي دامبلدور اين چي بود تو جيبت ؟
دامبلدور:‌ببخشين ها تو فاضلاب بودم انگاري
سوزان :‌خوب بازي كنيم ؟
سدريك :‌كي چشم مي زاره اه چرا همه منو نگاه مي كنين
شازاده :‌سدريك بايد چشم بزاره قايم شين
همه خيلي سريع قايم مي شن
سدريك :‌اه من چيزه صبر كنين باشه خوب
بچه ها كوشين آهااااااااي من اينجا رو بلد نيستم چه خبره
هلكا:‌من اينجام
سوزان :‌اينجا كجاست
سدريك :‌اي ماماني ليز خوردم
شاهزاده :‌اللهي بري تو حموم من حال كنم بچه ها رو مي فرستي اون تو
دامبلدور:‌سد يا پيدامون مي كني؟
هپزيبا :‌يا پيدامنون مي كني
سدريك :‌اين كه دوتاش يكي شد ؟
سوزان:‌تو راه ديگه اي هم مي بيني ؟
سدريك :‌آره يه گاز اشك آور بزنم همه بياين بيرون
هلكا:‌عزيزم اونوقت اين آخرين كار عمرت خواهد بود دبگرد پيدامون كن ديگه


مي دونم مزخرف رو هم رد كرده اما الان مدرسم دير ميشه باي باي برو بچ بي وفا(الكي گفتم )ها

خب پستت بد نبود!
فقط چرا اينقدر غلط املايي داشت؟
در كل براي حموم خوب بود و همون طور كه گفتم از حموم زياد نميشه ايراد گرفت چون كه يه جاييه براي مسخره بازي!
ولي خب مسخره بازي هم حدي داره!

در كل مسخره بازي شما خوب بود!!!
من به شما از 100 ميدم 65!

ولي بهترم ميتوني بنويسي!

در ضمن اون يه تيكه كه گفتي گاز اشك آور ميزنم بياين بيرون قشنگ بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/13 23:15:55
پنهان شده ام

پشت ابر چشمهايم...

باران در اتاق من است...

خالي هاي اتاقم را

از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 11 آذر 1384 16:42
نمایش جزئیات
آفلاین
سوزان:وااي..قلبم ريخت..تو بلد نيستي اول در بزني؟!
هپزيبا:بعد از اين همه مدت هنوز آدم نشدي؟
شاهزاده:خيلي خب بابا..به جاي خوش آمدتونه ديگه نه؟
هلگا:خير سرمون اينجا مثلا حموم عموميه!
شاهزاده:ميزارم مي رما!
دامبل:اي بابا..دخترا..بس كنين ديگه..بعد از عمري شاهزاده اومده ها..شاهزاده جان بيا تو بابا..بيا جيگگگگر..
شاهزاده يهو دور خيز مي كنه و مي پره توي حموم!
دامبل:حرفم رو پس گرفتم دخترا..
سدريك:ببينم اين رسمه كه مثل تارزان وارد مي شين؟اون از طرز بالا اومدن شماها از فاضلاب اينم از اين!
سوزان و هلگا و هپزيبا:
سدريك:چيز بدي گفتم؟
دامبل:اي خل و چل ديوونه
-چه نفس كلامي!
-من به اينا نگفته بودم كه تو فاضلاب بوديم!
سدريك:چه جالب!
شاهزاده: اي بابا..بازم چاه تركيده؟خب يخورده كمتر برين مستراح ديگه اه..تازه از راه رسيدم مي خواستم برم دسوه آبا!
سوزان:تو چي ميگي اين وسط؟
سدريك:مردم از بوگند بابا بريم حموم ديگه!چقدر شماها كثيفين اه!
دامبل:خوبه حالا خودتون اصلا حموم نداشتينا!
شاهزاده:دخترا..اينا رو ول كنين..كي مياد قايم باشك؟
دخترا:
دامبل و سدريك:ماام اين وسط برگ چغندر ديگه!
شاهزاده:خب ما مي تونيم شماام بازي بديم..فقط يه كم مايه بر ميداره!
دامبل و سدريك:

خب هلگا جان!......پست حمومي يعني اين!....پر از خنده و شادي و اتفاقات باحال!...سوژه هاي جديدي كه نميشه تويه نمايشنامه هاي ديگه نوشت و حسابي خنده دارن!....ايول!
ايرادي نميتونم از نمايشنامت بگيرم به غير از اينكه يه صابون ننداختي جلو بروبچز!....حال حموم به اينه كه صابون بره زير پا با كمر بخوريم زمين!
دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/12 0:24:01
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 7 آذر 1384 11:46
نمایش جزئیات
آفلاین
بچه ها تو رو خدا بيايد بنويسيد,ببينيد الان اين پستي كه من زدم زياد جالب نيست ولي بهتر از هيچيه,در آخر بازم معذرت ميخوام اگه اين پستم جالب نيست چون به من حق بدين زياد با اين حموم آشنا نيستم .
-----------------------------------------------------------------

دامبل به حالت دويدن به طرف سدريك ميره تا خفش كنه ولي ريشش ميگيره زير پاش ميخوره زمين.
سدريك در حالي كه به سمت خروجي حموم ميره:بابا غلط كردم شما چرا حس طنز نداريد,اصلا بهتره با هم وارد مذاكره شيم چطوره؟
و برميگرده تا به بچه ها نگاه كنه كه ناگهان 5 دمپايي به طرفش پرتاب ميشه.
سدريك:باشه بابا باشه رفتم.

------------------------------------------------

زمان:نيم ساعت بعد
مكان:داخل حمام
دامبل:حقش بود با ريشام به سقف دارش ميزدم.
هلگا:حيف اون ريشات نيست جيگر
دامبل:
وجدان دامبلدور:هوي دامبل چه كار ميكني؟
دامبل:دارم از خودم خاله بازي در وكنم.
وجدان كرام(وبمستر):هوي نامردا چشم كرام رو دور ديديد داريد برره اي حرف ميزنيد.
هلگا و دامبل:
سوزان:بابا ول كنيد بيايد يه فكري به حال اين بوي گندمون بكنيم.
سدريك:آره موافقم.
همه:
هيپيزيا:تو كي اومدي؟
سدريك:اون مهم نيست مهم اينه كه من يه فكري دارم كه اگه عملي شه خيلي خوب ميشه
همه:بوگو ببينيم.
سدريك:الان هممون با هم بريم دوش بگيريم كه خيلي بو ميديم
همه:

در حالي كه به نظر خودت خوب نبود به نظر من واقعا جالب بود!....اتفاقا موقعيت رو خوب درك كردي!....اين تاپيك براي خنده و وقت پر كنيه و شما هم خوب درك كردي كه بايد چه شكلي بنويسي!....كلا جالب بود و طنزش خيلي عالي بود!....راستي يه چيز ديگه به همه بروبچز:جالبي اينجا اينه كه دامبلدور با بروبچز خودموني ميشه!....پس بياين نفع ببرين ازش!
يعني ديگه لازم نيست بگين پروفسور...ميگين دومبول جيگگگگر!
در كل پستت عالي بود سدريك!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/8 3:04:19
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 7 آذر 1384 02:19
نمایش جزئیات
آفلاین
***تذكر***
بچه هاي هافلپاف!
منظورم بيشتر با اون اعضايي هست كه جديد اومدن هافلپاف!
بياين اينجا نميشنامه نويسي كنين و بعدش من شما رو راهنمايي ميكنم كه بهتر بنويسين

بياين پست هلگا رو ادامه بدين!
بعدش من مثل پست هلگا نقد ميكنم پستاتون رو(اون پايين پستشو نگاه كنين!....نقد كردن اون شكليه!)

دامبلدور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 29 آبان 1384 20:18
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبل:حالا كي ميخواد اينا رو بهوش بياره؟!اي بابا..آهان گرفتم...موش!...
سوزان:كو؟..موش كو..كجاست؟..وااي...
هلگا:آآآآآآآآآآآآآآي...من رو بگير..موش..
هپزيبا:اييييييييييي...وا..چيه؟چرا من رو اينجوري نيگا ميكنين؟!
دامبل:تو چرا اين ريختي شدي؟!
هپزيبا:چه ريختي شدم؟!
سوزان:يه ريختي شدي!
هپزيبا:باز شروع كردينا..اه..!
هلگا:بابا چيزيش نيست...فقط از آنجلينا شده هپزيبا!مگه نه؟!
هپزيبا:ا..راست ميگينا..خودمم حواسم نبود...تقصير اين گليديه ديگه..نميگه كي ميخواد آدم رو تاييد كنه!از كي تا حالا درخواست داده بودم تازه حالا تاييدم كرده!
هلگا و دامبل و سوزان:تبريك..
هپزيبا:
هلگا:اه..اه..اه..دوباره اين بو بده اومد!
دامبل: يادم رفت بهتون بگم...ما بايد بريم پيش سدريك كارمون داره!..الانم ما توي...خب حالا ولش كن بعدا بهتون ميگم..فعلا راه بيفتين!
---------------------------يك ساعت بعد-----------------------
هلگا:واي چقدر راهه!مگه ما كجا بوديم كه تازه رسيديم به حموم...؟!
سوزان و هپزيبا:
دامبل: هيچي..هيچي...بعدا بهتون ميگم!
سدريك:هوووووووي...كجا ميرين من اينجاام!
هلگا:ا...سلام!
هپزيبا و سوزان:سلام!
سدريك:اوه..اوه..اوه..در حال حاظر شما از منم بوگندوترين بابا...اول يه دوش بگيرين بعد من ميگم كه چيكارتون داشتم!
داميل:زكي...نخيرم اول تو بگو بعد ما حموم ميكنيم!
سدريك:نه..نه..نه..نمي شه!آخه قبل از اينكه بخوام بگم خفه ميشم كه اينجوري!
سوزان:ميگي يا اينكه...
سدريك:يه نفري ميخواي چيكار كني؟!
هلگا و هپزيبا و دامبل:رياضيت ضعيفه ها نه؟ما گوشامون درازه كه نشمرديمون؟!
سدريك خيلي خب بابا..اه...ميخواستم بگم كه آب بيرنگه!
هلگا و هپزيبا و سوزان:
دامبل:


اشاره به زيبا بودن پست دردي رو دوا نميكنه ولي فقط به اين نكته اشاره ميكنم كه واقعا سوژه هاي زيبايي رو در نمايشنامت به كار بردي!

نكات منفي(اين قسمت خيلي مهم تر از بقيه قسمت هاي نقر پسته و از همتون ميخوام به جاي اينكه به روي خوبي هاي نقد پست نگاه كنيد به نكات منفيش نگاه كنيد!):

تنها نكته منفي بارزي كه در نمايشنامت وجود داشت اين بود كه موارد رو نيمه كاره به حال خود رها ميكني و كاري ميكني كه نفر بعدي پست زننده فكرش در زدن پست باز تر باشه!ولي اين به نظر من اصلا خوب نيست!درسته كه كار رو براي فرد بعضي راحتتر ميكنه ولي باعث ميشه كه به طور ناگهاني داستان تغيير بكنه!به هر حال اگر سعي بكني كاري كني كه محدوديت هايي در زدن پست بعدي توسط يك نفر ديگه ايجاد بشه خوبه!....البته نه به اندازه زياد!....بلكه بايد معتدل باشه!....نه كار رو براي نفر بعدي آسون آسون بكني نه سخت سخت!...معتدل!

در كل پست زيبا و جالبي بود و طنزش هم خوب بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/9/1 21:35:02
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
حوله پوسيده....دمپايي كهنه....آفتابه سوراخ....خريداريم!!!
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
1....2....3!
همه با هم شيرجه ميزنند و بعد صحنه در وسط شيرجه آهسته ميشه
**صحنه آهسته**
سدريك:نهههههههههههه!شيرجه نزنين!
همه سرشون رو برميگردونن به سمت سدريك.
دومبول:بسته ديگه ضدحال...زنبيلو بردار بيار!
سدريك:نه نزنين!حتما دليل دارم كه ميگم نزنين!
جرج:ديگه دليلم داشته باشه تموم شده رفته الان نصف صحنه آهسته تموم شده!
هلگا:بچه ها به نظر شما رنگ آب بيشتر به قهوه اي نميزنه تا رنگ.....**؟
دومبول در حال خواراندن خود در وسط شيرجه:چرا.....يعني چي ميتونه باشه؟
يه دفعه همه با هم:آي!!!!!!!!!!!
دومبول:چي شد؟
هلگا:بابا پشت گوشتو تخوارون!....گوشامون سوخت!
دومبول:آها...حواسم نبودا!...ميگم جرجي جون تو كه رفته بودي پس تو پست هلگا چي كار ميكني؟
جرج: نميدونم!....بهتره من برم!
پوووف!
دومبول:خب بروبچز!...سوزان جون ببينم چه خبر از خانم بونز؟
سوزان:ها؟... خبر خاصي نيست!
دومبول:بروبچز شيرجه زننده با يه نسكافه چطورين؟
همه: عاليه!
دومبول:نسكافييوس!

**نيم ساعت بعد!**
دومبول:هوووم!...پس چرا نميرسيم؟
سوزان:منم در همين فكرم!
هلگا:منم همين طور!
جرج:منم همين طور...آها نه ببخشيد من كه رفته بودم!...پوففف!
آنجلينا:ببينم بچه ها شما به نظرتون نمياد كه دور و برمون تاريكه؟
همه: چرا!
آنجلينا:اون نقطه سفيدي كه بالا سرمونه چيه؟
همه:
دومبول:ببينم بروبچز اين بوي چيه؟
همه:
هلگا:يه بوي بدي مياد!
همه:
تـــــــــالـــــــــاپ!!!!!
همه:اه اوه ايه ايش پيف خخخخ!
سوزان:اينا ديگه چين رو زمين؟
دومبول:موش!
همه دخترا:جييييييغ!....موش!...مامان!
همه دخترا غش ميكنن
دومبول:هوووم!...حالا من اينجا چي كار كنم؟
در همون لحظه جغدي به سمت دامبلدور مياد!
دامبلدور نامه رو باز ميكنه

سلام دومبول!
من سدريكم!....گفتم كه شيرجه نزنين!....من اين استخر رو داده بودم دست تعمير....كنده بودنش و به چاه فاضلاب وصلش كرده بودن!الان فكر كنم تويه چاه فاضلاب باشي و حسابي حال ميكني!
پس تا دير نشده و سر تا پاتون قهوه اي نشده بروبچز رو جمع كن بيار بالا كارت دارم!
سدريك!

دومبول:اي نامرد!...پس چرا زودتر نگفتي؟...اه اه اه...پيف پيف پيف!.....پس اون نقطه سفيدي كه بالا سرمون بود حموم بوده و ما هر لحظه داشتيم از حموم دورتر ميشديم و به پايين زمين ميرفتيم! ايول!
----------------------------------------------------------------------
**رنگ آب!...رنگ آب چه رنگيه؟ آبي؟بي رنگ؟نامرئي؟!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 17:50
نمایش جزئیات
آفلاین
مشتي:فقط از اون تيكه سنگ پات خوشم اومد
سوزان:اوه اوه اوه...ببينم واقعا شما حموم نداشتين يا تو با حموم آبت تو يه جوب نميره؟
سدريك:هر دو
هلگا:ولي اينجا ديگه كل زندگي در حموم خلاصه ميشه
آنجلينا:آقا گفته باشما...من لنگ منگ دور خودم نميپيچم...
هلگا:ببينم نكنه من گوشام دراز شده كه فكر كردين از لنگ استفاده بهينه ميكم..هان؟
سرژ:كم نه!
هلگا: كسي چيزي گفت؟
سدريك:نچ..نچ..كسي چيزي نگفت!
هلگا:خوبه!
دامبل:اه..سدريك داشتيم شيرجه ميزديما چقدر تو ضدحالي!
سوزان:چقدم كه تو شيرجه ميزدي!مث اينكه تو هاگوارتز زيادي كار ميكني نه؟
دامبل:آخ نميدوني سرويس ميدم..سرويس ميشم..سرويس ميگيرم..
آنجلينا:واي نگو كه دلم كباب شد!
سرژ:حالا بلاخره مياين شيرجمونو بزنيم؟
هلگا:
سوزان:
آنجلينا:
جرج:
دامبل:
سدريك:نچ!
بروبچز:وااا...چرا؟
دامبل:اين اصلا از عنفوان كودكيش ضد حال بود!
سرژ:بزنيم؟
همه:بزنيم....1.2.3 ......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: حمومي هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 19:23
نمایش جزئیات
آفلاین
_سلام عليكم خواهران و برادران عزيز.
همه ي اعضاي هافل به پشت برميگردن تا فرد تازه وارد رو ببينن.
دامبول:به سلام سدريك ديگوري عضو جديد هافل,عزيزم كجا رو نيگاه ميكني من و نيگاه كن.
سدريك:هان...باشه شما حرفتو بزن من كمي الان افكارم مغشوشه,آخه نيست ما جايي كه قبلا بوديم حموم نداشت,اينقدر...بيخيل از بحث منصرف نشيم.
هلگا:هوي يكي اينو برداره ببره حموم بوگند كل اينجا رو برداشت.
سدريك:به اونجاشم ميرسيم ولي قبل از هرچيز من يه چند تا نظر داشتم كه بايد ارايه بدم.
همه:بوگو
سدريك از روي ليست بلند بالايي شروع به خوندن ميكنه:

1_تدابير امنيتي براي حفظ جان,مال و ناموس خود بايد در حمام صورت بگيريد.
2_استفاده از لنگ به جاي چادر در حمام براي خواهران اجباريست.
3_آفتابه از نوع دسته دار در تمام حمام موجود باشد تا در مواقع اضطراري حمام آلوده نشود.
4_سرت رو با چي ميشوري؟با شامپو گلرنگ.

5_گذاشتن تنديس ويليام ادوارد در وسط حمام براي اينكه شوگون دارد.
6_يك عدد سنگ پا به مبلغ 2000 تومان پيدا شده,از يابنده خواهش ميشود تا به جايي مراجعه كند!?!
7_يك عدد زاخي براي خاله بازي خريداري شود.
8_از زدن هرگونه پستي كه در آن بيناموسي وجود ندارد خودداري كنيد.(پيگرد قانوني دارد)
9_داشن يك عدد برادر حميد در جيب خود موجب رستگاري شما ميشود.

سدريك: تموم شد.
همه:
دامبول:يكي اينو بندازه بيرون,عضو قطعي بود اين خل و چل رو آورديم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: حمام هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 4 آبان 1384 19:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سرژ:اين دختره چي گفت؟كافه رزي ديگه چي چيه؟
سوزان:ولش كن بابا حالا يه چيزي پروند!
هلگا:خب حالا ميخواستيم چي كار كنيم؟
نيكي:سنگ پا پيدا كنيم
جرج:بابا اينم دلش خوشه ها!
مشتي:پس اين شامپو كجاست؟
هلگا:ببينين يكي جلوي دهن اين مشتي رو بگيره من اعصاب معصاب ندارم يهو ديدي زدم شل و پلش كردما
آنجلينا:بدويين بابا الان صبح ميشه ما هنز حموم نكرديم!
زاخي:كي ساعت داره؟
سوزان و جرج:من!...ا من خودم ميگم!
جرج:نخيرم خودم ساعت رو ميگم!
سوزان:مگه از رو جنازه من رد ب...
زاخي:اه بس كنين ديگه!هر جفتتون با هم بگين
سوزان و جرج:12!
سرژ:خب دوازده چي؟
آنجلينا:ببينا اونوقت به ما ميگه IQ!خب دوازده ظهره..معلومه 12 شبه ديگه!
نيكي:اي بابا الان حموم مشتي تموم ميشه ما هنوز براش سنگ پا پيدا نكرديم!
هلگا:چقدر زمان زود ميگذره!هي.....روزگار
سرژ:كي حال داره شيرجه بزنيم؟
همه:من!
خب پس با شماره 3 شروع ميكنيم:1....
زاخي:بزار من بشمارم
1..2..
اينجا چه خبره؟
زاخي:واااااي..حاجي شمايي؟
حاجي:انتظار داشتي كي باشه؟همين الان همتون ميرين زندان بدويين
زاخي:نه حاجيووجوون بوديم..خام بوديم..غلط كرديم..حااااجي
سوزان:زخييييييييي؟زاااخي؟ !بابا اين كلهم خوابش برده
جرج:يه دقيقه بزار!و يك سطل آب خالي ميكنه رو زاخي!
زاخي:كي؟كجا؟من نميرم زندان!من كجاام؟
هلگا:بابا ديگه اين مدليش رو نديده بودبم كه يارو وسط شيرجه خوابش ببره
زاخي:حاجي كو؟
آنجلينا:حاجي كجاست بابا خوابت برده بود!
سوزان:بابا تو ديگه كي هستي زاخي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co