شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
هلگا:ا...قربان..جسارت نباشه ها ولي من ميگم همين الان قال قزيه رو بكنيم بهتره ها وگرنه تا فردا مجبوريم 10-20 بار در رو عوض كنيم لوري:نه بابا مگه شهر هرته كه هر كاري دلشون ميخواد بكنن؟ بليز:قربان از اين افرادي كه من ميبينم هر كاري كه فكرش رو بكنين بر مياد هلگا:بليز راست ميگه قربان..انگار از علي آباد كتون پاشدن اومدن! لوري:باشه...پس ببين هلگا اينا رو يه جوري دست به سرشون كن هلگا:آخه قربان من دست تنها چه جوري كل هاگزميد و دست به سر كنم؟ لوري:مگه چند نفرن؟ بليز:كمي بيش از يك نفر! لوري:1..2..3..4..5.. يك ساعت بعد...! هلگا:قربان اين شكلي كه تا پس فردا شمردن اينا طول ميكشه كه لوري:خب مثل اينكهحق با توست بازرس..دست تنها نميشه ار پسشون براومد خيلي زيادن..بليز تو هم كمكش كن! بليز:بله قربان! لوري:خوبه..بهشون بگين الان يه 10-20 نفري تو هستن دارن فرم پر ميكنن..چند ساعت طول ميكشه هلگا و بليز: لوري:حرف نباشه اين شكلي بيشتر هيجانزده ميشن همشون ميان ثبت نام..اونوقت كارمند كه هيچي به اندازه ارتش سرخ چين هم بيشتر ميتونيم نيرو جمع كنيم!
چیزی از استخدام شدن هلگا نگذشته بود لوری پشت میز نشسته بود که در باز شد لوری که جا خورده بود به طور ناگهانی از جا پرید زابینی با نیشخند وارد اتاق شد و در را پشت سرش بست لوری گفت:صبح بخیر چه خدمتی از من بر میاد؟ زابینی گفت:سلام من با اجازه شما میخواستم استخدام بشم لوری سریعا گفت: ما تا حالا یکنفر رو استخدام کردیم به عنوان کاراگاه و فکر نکنم که..... زابینی با خنده ای حرف او رو تکرار کرد:تا حالا یکنفر رو استخدام کردین به عنوان کاراگاه؟وادامه داد:ولی من نیومدم برای کاراگاه شدن استخدام بشم لوری با تعجب گفت پس برای چی اومدی! زابینی گفت:اومدم تا به عنوان یک جاسوس استخدام بشم لوری با تعجب گفت : جاسوس !؟ زابینی گفت خب آره توی این دهکده حتما شما به یک خبرچین هم نیاز دارین دیگه ؟کسی که بین این غریبه های تازه وارد بره نفوذ کنه وببینه چی کار میکنن لوری که کمی جا خورده بود با تعجب گفت : خب آره پس من باید.... زابینی گفت بهتر از این نمیشه لوری گفت خوب در حال حاضر به گمونم حق با تو هستش بخصوص اینکه هیچ کس دیگه ای هم داوطلب نشده پس بیا این فرم ها رو پر کن .بلافصله زابینی فرم ها رو از دست لوری قاپید و شروع به پر کردن آنها کرد و بعد یکی دو دقیقه گفت:بفرمایید اینم از این حالا حقوق این کار چه قدر هست لوری پاسخ داد : خب دستمزد شما به بوجه ای ربط داره که وزارت سحر و جادو در اختیار ما قرار میده اینجا چون تازه تاسیسه فعلا روزی دو گالیون میتونم بهت بدم و اگر بتونی در اینجا به درستی آرامش و نظم رو ایجاد کنی هم از طرف من و هم از طرف وزارت دستمزد میگیری زابینی گفت از کی باید کارم رو شروع کنم لوری گفت:از همین الان و پشت میز روبه رو بدین ترتیب زابینی هم کار خودش رو آغاز کرد
كه....آي نفس كش.. ميكشمت .....خودم.. مايك:هو...دعوا اونم جلو در ژاندارمري؟چشمم روشن آهاي افسر بيا اين خانمها رو بنداز يك سال حبس! هلگا:آخه افسرت كجا بود الكي دستور ميدي؟ مايك:آخ يادم نبود..خب مگه خودم دور ازجون چلاقم؟خودم ميندازمتون آب خنك بخورين! هلگا:بابا آخه من اومدم اينجا كار دارم اين يارو الكي ... مايك:خب به من چه؟ هلگا:چي به من چه؟ مايك:اينكه تو اينجا چيكار داشتي!حرف مرد يكيه..حبس هلگا:ببينم مگه تو كاراگاه نمي خواستي؟خب من ميخوام كارآگاه بشم ديگه! مايك:ها...خو الا ايكه گفتي يعني چه؟ هلگا:يعني اينكه :بنده جز محفلم و حالا ميخوام خدمت هم بكنم و كارآگاه بشم!تازه تا حالا يه نفر هم دستگير كردم مايك:خب اين كه گرفتي چيكاره بوده؟ هلگا:تو مدرسه پاك كنم رو بدون اجازه برداشته بود مايك:هيچ ميدونستي استعدادت زياده؟ هلگا:خواهش ميكنم...استعداد از خودتونه! مايك:خب از اونجايي كه با كمبود كارآگاه مواجهيم ناچارا پذيرفته ميشي هلگا:
به ژاندارمری دهکده ی هاگزمید خوش آمدید.
------------------------------------------------
------------------------------------------------
رئیس ژاندارمری: مایک لوری
مئاون ژاندارمری: نامعلوم
افسران و کارآگاهان عضو: نامعلوم
******************************************
******************************************
یادآوری میشه تو این تاپیک ایفای نقش و رول پلیینگ صورت میگیره.
در مورد افرادی که می خواهند هم در مجمع کارآگاهان عضو بشن خودشوون رو معرفی کنند. هر طور که میل دارید معرفی کنید. می تونید از سوابق خودتون بگید. می تونید از علایق و ... بگید.
در هر صورت اگر معرفی کردید که بدون تائید عضو محسوب می شید.
مایک لوری در دفترش منتظر بود تا مردم بیان خودشون رو برای عضویت در ژاندارمری معرفی کنند که .....
ادامه داره*******