جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  50 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  162 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  174 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  279 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  193 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: پنجشنبه 19 آبان 1384 18:40
نمایش جزئیات
آفلاین
فردا صبح:


لوری وارد ژاندارمری میشه و داد میزنه:

گرفتید خوابیدید اونم تو ژاندارمری.

هلگا و بلیز از خواب پریدند و با احترام جلو لوری ادای خدمت کردن.

لوری: قصد توهین نداشتم.. حالا برید کوچه ی دیاگون .. مغازه ی هوکی. از ارنی مک میلان مجوز بازرسی دوم رو از مغازش دارم
مجوز رو بهشون داد و رفت.

بعد از اینکه هلگا بلیز رفتند، لوری پشت میزش رفت تو فکر که یکدفعه درب اتاقش باز شد.

ویکتور کرام جلو در اتاق ایستاده بود.

لوری: اصولا اینجا در داره کرام جون.. ولی چون تویی خیالی نیس.. بگو چیکار داری دوت و رقیب قدیمیه من..!؟

کرام: اومدم بهت بگم که جلو در اصلی ژاندارمری دعوا شده..

لوری با عجله خودشه به درب اصلی رساند و ................


ادامه دارد==================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: چهارشنبه 18 آبان 1384 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا:ا...قربان..جسارت نباشه ها ولي من ميگم همين الان قال قزيه رو بكنيم بهتره ها وگرنه تا فردا مجبوريم 10-20 بار در رو عوض كنيم
لوري:نه بابا مگه شهر هرته كه هر كاري دلشون ميخواد بكنن؟
بليز:قربان از اين افرادي كه من ميبينم هر كاري كه فكرش رو بكنين بر مياد
هلگا:بليز راست ميگه قربان..انگار از علي آباد كتون پاشدن اومدن!
لوري:باشه...پس ببين هلگا اينا رو يه جوري دست به سرشون كن
هلگا:آخه قربان من دست تنها چه جوري كل هاگزميد و دست به سر كنم؟
لوري:مگه چند نفرن؟
بليز:كمي بيش از يك نفر!
لوري:1..2..3..4..5..
يك ساعت بعد...!
هلگا:قربان اين شكلي كه تا پس فردا شمردن اينا طول ميكشه كه
لوري:خب مثل اينكهحق با توست بازرس..دست تنها نميشه ار پسشون براومد خيلي زيادن..بليز تو هم كمكش كن!
بليز:بله قربان!
لوري:خوبه..بهشون بگين الان يه 10-20 نفري تو هستن دارن فرم پر ميكنن..چند ساعت طول ميكشه
هلگا و بليز:
لوري:حرف نباشه اين شكلي بيشتر هيجانزده ميشن همشون ميان ثبت نام..اونوقت كارمند كه هيچي به اندازه ارتش سرخ چين هم بيشتر ميتونيم نيرو جمع كنيم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 آبان 1384 07:39
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج از مبحث ایفای نقش:

رئیس ژاندارمری: فرمانده مایک لوری

مئاون: بازرس کارآگاه هلگا هافلپاف

گروه اجرایی:

بلیز زابینی


در ایفای نقش:

لوری از اینکه تونسته بود دو نفر استخدام کنه خوشحال بود. ولی بازم نیرو می خواست برای همین اعلامیه ای رو رو درب ژاندارمری زد.

یک ساعت بعد

جلو در ژاندارمری:

تقریبا 30 نفر برای اسخدام می خواستند وارد بشن داشتند در رو از جا می کندند.

هلگا: بلیز من نمی تونم جلو درب رو بگیرم. برو لوری رو صدا کن.

بلیز: بله قربان. الان میگم بیاد.

بعد از دو دقیقه:

لوری جلو درب ژاندارمری حاضر شد.

لوری: گوش کنید ببینید چی میگم. همتون فردا بیان.

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
چیزی از استخدام شدن هلگا نگذشته بود لوری پشت میز نشسته بود که در باز شد لوری که جا خورده بود به طور ناگهانی از جا پرید زابینی با نیشخند وارد اتاق شد و در را پشت سرش بست لوری گفت:صبح بخیر چه خدمتی از من بر میاد؟
زابینی گفت:سلام من با اجازه شما میخواستم استخدام بشم
لوری سریعا گفت: ما تا حالا یکنفر رو استخدام کردیم به عنوان کاراگاه و فکر نکنم که.....
زابینی با خنده ای حرف او رو تکرار کرد:تا حالا یکنفر رو استخدام کردین به عنوان کاراگاه؟وادامه داد:ولی من نیومدم برای کاراگاه شدن استخدام بشم
لوری با تعجب گفت پس برای چی اومدی!
زابینی گفت:اومدم تا به عنوان یک جاسوس استخدام بشم
لوری با تعجب گفت : جاسوس !؟
زابینی گفت خب آره توی این دهکده حتما شما به یک خبرچین هم نیاز دارین دیگه ؟کسی که بین این غریبه های تازه وارد بره نفوذ کنه وببینه چی کار میکنن
لوری که کمی جا خورده بود با تعجب گفت : خب آره پس من باید....
زابینی گفت بهتر از این نمیشه
لوری گفت خوب در حال حاضر به گمونم حق با تو هستش بخصوص اینکه هیچ کس دیگه ای هم داوطلب نشده پس بیا این فرم ها رو پر کن .بلافصله زابینی فرم ها رو از دست لوری قاپید و شروع به پر کردن آنها کرد و بعد یکی دو دقیقه گفت:بفرمایید اینم از این حالا حقوق این کار چه قدر هست
لوری پاسخ داد : خب دستمزد شما به بوجه ای ربط داره که وزارت سحر و جادو در اختیار ما قرار میده اینجا چون تازه تاسیسه فعلا روزی دو گالیون میتونم بهت بدم و اگر بتونی در اینجا به درستی آرامش و نظم رو ایجاد کنی هم از طرف من و هم از طرف وزارت دستمزد میگیری
زابینی گفت از کی باید کارم رو شروع کنم
لوری گفت:از همین الان و پشت میز روبه رو
بدین ترتیب زابینی هم کار خودش رو آغاز کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: دوشنبه 16 آبان 1384 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
كه....آي نفس كش..
ميكشمت .....خودم..
مايك:هو...دعوا اونم جلو در ژاندارمري؟چشمم روشن آهاي افسر بيا اين خانمها رو بنداز يك سال حبس!
هلگا:آخه افسرت كجا بود الكي دستور ميدي؟
مايك:آخ يادم نبود..خب مگه خودم دور ازجون چلاقم؟خودم ميندازمتون آب خنك بخورين!
هلگا:بابا آخه من اومدم اينجا كار دارم اين يارو الكي ...
مايك:خب به من چه؟
هلگا:چي به من چه؟
مايك:اينكه تو اينجا چيكار داشتي!حرف مرد يكيه..حبس
هلگا:ببينم مگه تو كاراگاه نمي خواستي؟خب من ميخوام كارآگاه بشم ديگه!
مايك:ها...خو الا ايكه گفتي يعني چه؟
هلگا:يعني اينكه :بنده جز محفلم و حالا ميخوام خدمت هم بكنم و كارآگاه بشم!تازه تا حالا يه نفر هم دستگير كردم
مايك:خب اين كه گرفتي چيكاره بوده؟
هلگا:تو مدرسه پاك كنم رو بدون اجازه برداشته بود
مايك:هيچ ميدونستي استعدادت زياده؟
هلگا:خواهش ميكنم...استعداد از خودتونه!
مايك:خب از اونجايي كه با كمبود كارآگاه مواجهيم ناچارا پذيرفته ميشي
هلگا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
ژاندارمری هاگزمید
ارسال شده در: یکشنبه 15 آبان 1384 18:28
نمایش جزئیات
آفلاین
به ژاندارمری دهکده ی هاگزمید خوش آمدید. ------------------------------------------------ ------------------------------------------------ رئیس ژاندارمری: مایک لوری مئاون ژاندارمری: نامعلوم افسران و کارآگاهان عضو: نامعلوم ****************************************** ****************************************** یادآوری میشه تو این تاپیک ایفای نقش و رول پلیینگ صورت میگیره. در مورد افرادی که می خواهند هم در مجمع کارآگاهان عضو بشن خودشوون رو معرفی کنند. هر طور که میل دارید معرفی کنید. می تونید از سوابق خودتون بگید. می تونید از علایق و ... بگید. در هر صورت اگر معرفی کردید که بدون تائید عضو محسوب می شید. مایک لوری در دفترش منتظر بود تا مردم بیان خودشون رو برای عضویت در ژاندارمری معرفی کنند که ..... ادامه داره*******

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/2/20 20:38:18
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im