جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

106 کاربر(ها) آنلاین هستند (48 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
106 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها

نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 اسفند 1389 13:39
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 2 در تاپیک خیابون گریمولد
پدید آورنده: گودریک گریفیندور



سلام. دو تا پست قبلیت رو یکی دیگه باید نقد کنه. ولی خب اگه فرصت کنم تا چند روز آینده اونا رو هم نقد میکنم خودم برات.


مورد اولی که بهش اشاره می کنم بحث سوژه و سوژه سازی هست که خودت به عنوان اولین نویسنده ی پست اونو پدید آوردی. همانطور که قبلا هم اشاره کردم، درگیری سنتی محفل و مرگخواران و سوژه های درگیری و جنگ بین اونها یه جورایی سنتی و تکراری شده و الان جاذبه به اینه که این درگیری سنتی حالت حاشیه ای پیدا کنه و سوژه های مختلف که پیش تر در حاشیه بودند، حالا اصل ماجرا شوند. در واقع پیرامون محیط و شخصیت ها و درون آنها ما سوژه رو پیش ببریم تا اینکه مثل گذشته پیرامون یک جمع و عملکرد اون (مثل درگیری محفل و مرگخواران) رول بنویسیم. پس بهتره سوژه ها رو جور دیگه پیش برد. این تاپیک و رول شما هم همینطور. درگیری محفل و مرگخواران باید در حاشیه قرار بگیره و بیشتر اتفاقاتی که در خیابون گریمولد میوفته اصل قضیه بشه. شما در رول خودتون به این نکته به شکل نسبی پرداختین و پای لرد ولدمورت و یک نقشه زیرکانه اون رو در انتهای رول وسط کشیدین. خب حقیقت هم اینه که خوبه. به عنوان رول آغازین حضور مرگخواران و لرد سیاه رو به عنوان یک مورد فرعی در مسیر سوژه وارد کردید. این به نفرات بعدی شما بستگی داره که چطور ادامه میدن و این که تا چه حد و تا چه زمانی چهره ی مرگخواران را در حاشیه قرار میدن و چطور به شکل زیبا اون رو هم سان با اون سوژه ی جاری اصلی نمایش میدن.


بهره گیری از موارد خارجی برای افزدون به سوژه هم نکته خوب و مثبتی بود. در واقع هر چیزی که در عالم جادویی هری پاتر نیست و در عالم ما هست و شکل طنز آمیز داره رو میشه با کمی دستکاری آوردش توی سوژه ی رول های جادویی. این مورد رو به خوبی ازتون دیدم. حرکت فیلیپینی از جانب آلیس نمونه ی طنز آمیز این مورد بود که دامبلدور با اون همه ابهت و قدرت جادوییش یکی از این ضربات بخوره و نقش بر زمین بشه. جالب و خنده دار بود. نمونه ی دوم هم لرد سیاه بود و قضیه غذای نجینی. این رو از چت باکس الهام گرفتید و ماهیت جادویی نداره دقیقا. اما در قصه های هری پاتر نجینی این کارو میکرد اما نه به شکل طنز آمیزی که لرد بین مرگخواراش دنبال داوطلب باشه برای اینکه ناهار یا شام نجینی بشن. اینم مورد جالب و با مزه ای بود. جا داشت که این مورد رو بیشتر هم وارد رول تون کنید. نمونه ی ضعیف تر چهره و حالت موی سر جیمز بود که به وضعیت مشنگی تغییر کرده بود. می شد پیرامون چهره و سر و وضعش هم توصیفات خنده داری رو نوشت که در عالم مشنگ می بینیم.


از نظر موضوع سوژه هم نگاهی داشته باشیم. رول شما به عنوان رول نخست موضوع نسبتا خوبی را نمایش میداد اما برخی موارد آن کمی نامناسب و نا مفهوم به نظر می آمد. اشاره من کاملا آشکار است. خط سوم و چهارم رو میگم:

نقل قول:

خیابان بسیار شلوغ بود. دامبلدور در حالی که قیافه ی مشنگی به خود گرفته بود و سبیل هایش را قایم کرده بود به طرف دکه روزنامه فروشی می رفت.


خب دامبلدور طبق اشاره خودتون داره به دکه روزنامه فروشی میره. هدف خاصی چه در ذهن شخصیت و چه در توصیف بر مبنای حالت راوی مطرح نمیشه. میدونیم دامبلدور هراسی از نشان دادن خودش در برابر ماگل ها نداره که قیافه اش رو تغییر بده. تغییر لباس معمولش به لباس مشنگی و پنهان کردن ریش و سبیل هایش باید علتی داشته باشد. این علت می تونست در پست شما شکل های مختلفی داشته باشه. صرفا حرکتش به سمت دکه روزنامه فروشی توجیه نمیکنه این موضوع رو. جا داشت با نیم خط توصیف بیشتر پیرامون یک رفتاری از جانب دامبلدور بشه علت تغییر لباس معمولش به لباس مشنگی و پنهان کرد سبیل هایش را توضیح داد یه جورایی. عدم توجه به این موضوع یک جورایی یک توصیف خام و بی دلیل رو پدید میاره که در پست شما دیده شد. نمی توان مدعی شده که یک آسیب جدی به رول و جاذبه ی سوژه میزنه این موضوع اما خواننده ای که رول شما رو میخونه خط به خط دوست داره علت یک توصیف پیرامون شخصیت یا حتی محیط یا دیالوگ یک شخصیت رو در خطوط بعدی پست شما جستجو کنه یا حداقل با اشاره و نشانه ای کوچک بتونه اونو یه جورایی حدس بزنه. یه حدس معمول که برای خیلی ها یکسان باشه.


طنزی که پیرامون رویارویی جیمز و دامبلدور پدید آوردین جالب و خوب بود اما می شد که بهتر باشه. دیالوگ ها و توصیف ها پیرامون سه شخصیت در خیابان گریمولد خوب و طنز آمیز بود اما کامل و عالی نبود. مثلا فیلیپینی زدن خوب بود ! یا تقاضای لرد جهت خورده شدن دالاهوف توسط نجینی !


شکلک های مناسب و خوبی ازتون برای توصیف چهره ی شخصیت ها دیدم. جالب بود. برای شخصیت دامبلدور با توجه به کتک خوردنش و افتادنش بر زمین هم می شد توصیف کوتاهی پیرامون هیکل و شکلکی پیرامون چهره اش پدید آورد. یه کمی اینجا رو عجولانه پیش بردین. البته موردی سلیقه ای است هم می تونست کمی به طنز و جذابیت رول شما اضافه کنه. توصیف هاتون نسبت به قبل پیشرفت زیادی داشته اما هنوز جای کار داره. هدف اینه که در کنار یک دیالوگ طنز و یک شکلک طنز، بشه یک توصیف طنز پیرامون رفتار و حالت روحی طنز آمیز یک شخصیت نوشت و تصور بر این باشه که این مورد نه تنها در یک جا تکرار بشه توی رول، بلکه چند بار نقش بگیره توی رول. اون وقت میشه انتظار ترکیدن از خنده رو داشت ! . خب البته اینو هم خاطر نشان کنم که جالب نیست پشت سر هم سه پارامتر یاد شده رو هی تکرار کنیم. خوبه که فاصله کوتاهی با چند توصیف که حالت جدی تر دارن رو بین نقاط قرمز (نقاط خنده) بذاریم تا یک دفعه خواننده رول شما از حالت جدی به طنز برسه و غالفگیر بشه و دوباره به حالت جدی و دوباره غافلگیری. این پتانسیل هست برای رول توی این سایت که این مورد تا سه – چهار بار توی یه رول تکرار بشه. شما آرایش و ظاهر خوبی رو براش دارین از نظر رول نویسی (مخصوصا همین رول). فقط باید بیشتر به همسان سازی سه پارامتری که گفتم توجه داشته باشین و روش کار کنین.


در مجموع رول خوبی بود. می شد که خیلی خوب هم باشه. به نکاتی که پیرامون همسان سازی سه پارامتر گفتم توجه کنید. همینطور به نکته ی که بالاتر در مورد بهره گیری از موضوعات خارجی و ماگلی و دستکاری اونها برای ورود به رول های جادویی توجه کافی داشته باشین. هر چیز خنده داری در زندگی روزانه خودمون که خنده اش میتونه حالت عام داشته باشه (یعنی خیلی ها باهاش بخندن) مثل یک کنایه، دیالوگ یا توصیف میشه جایی در رول جادویی براش باز کرد. به محض رویارویی با اونها و تجربه طنز اونها، قلم بردارین و یادداشتش کنید. سپس فکر کنید که چطور با اندکی دستکاری میشه توی رول های جادویی این سایت ازش بهره برد. تا وقتی که میان سایت و زمان تفریح رول شما میشه. اون وقت توی رولها با توجه به موقعیت های مختلف شخصیت ها در مسیر سوژه، از اونها استفاده کنید. راستی اظهار تاسف خیلی بهتره. احضار تاسف خیلی خوب و باحال نیس ! موفق باشی !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Severus...please..."
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 اسفند 1389 12:09
نمایش جزئیات
آفلاین
اینم بنقد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 اسفند 1389 14:28
نمایش جزئیات
آفلاین
اینم بنقد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 28 بهمن 1389 21:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سیلام

لطفا این را بنقدین.

ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامـبـلدور در 1389/12/4 15:05:16
نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 11 بهمن 1389 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 313 در تاپیک کلبه ی سپید
پدید آورنده: گودریک گریفیندور


سلام

در مورد پیش بردن سوژه و وفاداری نسبی به اون بحث کنم. خوشبختانه بر خلاف دو پست قبلی که دائما شما و دو دوست عزیز از گروه مرگخواران سایت، جریان رو به نفع محفل و سپس به نفع لرد سیاه دائما تغییر می دادین و انحراف از سوژه اصلی پدید اومدن دائما و پیش روی درست و خلاقانه ای دیده نمی شد، این بار پست خوبی ازتون دیدیم. هر چند من این نکته رو یاد آوری کنم که پست شما کوتاه بود و سوژه رو چندان که باید به جلو پیش نبرد اما مهم ترین و با ارزش ترین ویژگی پست شما کنترل و حفظ سوژه جاری بود و اینکه از مسیر که به تازگی برقرار شده بود، منحرف و گمراه نشد. همانطور که دقت می کنید طی پست های اخیر دائما مسیر برای لحظه ای به سمت موفقیت کوچک دامبلدور و جیمز عوض می شد اما دوباره خیلی زود برتری به لرد می رسید.

من قبلا هم در نقد پست شما و بقیه در همین تاپیک اشاره کردم که این جهت دهی به سوژه که یه لحظه این گروه برتر بشه و لحظه ی بعد اون گروه، یک جهت دهی سنتی و قدیمیه و یه جورایی خیلی خیلی تکراری شده. میشه که باز هم تکرارش کرد اما به شرطی که کمتر رنگ تکرار بگیره و به اصطلاح "زیر سوژه" های طنز و جدیدی رو پذیرا باشه که حتی این مورد میتونه با نگاه شخصی شما به دنیای امروز و ماگلی و ترکیبش با عالم جادوگرا باشه و این موارد. میشه از خیلی موارد اطراف سوژه ساخت و اونو جادویی کرد. البته موردی که ماگلی مطلق نباشه و پتانسیل جادویی شدن و پذیرش طنز رو داشته باشه و به این شکل اونو به عنوان "زیر سوژه" و شاخه ای فرعی در مسیر سوژه اصلی وارد نمود و از تکراری بودن جدا شد.

به هر جهت ندیدیم چندان این مورد رو و جهت دهی به مسیر سوژه همون داستان قدیمی شد. اما خب طوری سوژه پیش رفت که بلاخره بعد از دو سه بار شکست، دامبلدور و جیمز موفق شدن آخر سر که با تاسیس موسسه ققنوس و اون وعده هاش، حتی مرگخواران رو جذب کنند و لرد سیاه تنها بمونه. تقریبا میشه گفت در اواسط سوژه به سر می بریم و این لازم بود که بلاخره محفل پس از اون تلاش ها بلاخره تا حدودی موفق باشه. (از دید پیش روی سوژه به دست شما اعضا) . به هر جهت الان سوژه در مسیر مناسبی قرار داره و انتظار میره این مسیر تا حدود ۵ – ۶ رول دیگه هم حفظ بشه و در نهایت به اون جایی که باید برسه. یعنی جایی که الان خودتون هم بی شک بهش رسیدین. یعنی "محفل، محفل واقعی باشه و خانواده دامبلدور جمع بشه دوباره" و "لرد هم پشت دستشو داغ کنه عضو جذب کنه و به همون مرگخوارهاش (که الان جذب دامبل شدن) قانع باشه". کار که شما کردی یک کنترل سوژه بود و باید بگم که خیلی خوب بود اما بازم میگم میتونستی بیشتر ادامه بدی. این اندازه اصلا اهمیت نداره و به میل شخصی شما بستگی داره اما اینکه یه کمی بیشتر در مسیر سوژه اصلی و بدون انحراف از اون پیش می رفتینف پست شما از ارزش و زیبایی بیشتری میتونست برخوردار باشه. مثلا رول شما ترسیم گر یکی دو سکانس بیشتر نبود در حقیقت. اینکه جیمز وارد حیاط خانه ریدل میشه و افکاری هم توی خودش داره و دیگه اینکه لرد با عصبانیت میخواد خانه ریدل رو ترک کنه. بازم میگم به میل خودتون بود اما این پتانسیل در شما و رولتون بود که کمی بیشتر سوژه رو ادامه بدین. اینو ببین:

نقل قول:


صدای پر از عصبانیت لرد توجه جیمز را به خود جلب کرد. ولدمورت قبل از اینکه از خانه ریدل خارج شود، چشمش به جیمز افتاد. یکی از اصلی ترین محفلیون در مقر مرگخواران چه می کرد.

-تو اینجا چه کار می کنی؟




این دیالوگ آخر از جیمز خطاب به ولدمورت، کاملا میتونست یک پایان نباشه. بازم میگم یک میل شخصی از جانب شماست و به تمایل شما بستگی داره که این رول شما با این دیالوگ خاتمه پیدا نکنه. اما یه علت دارم که میگم این موضوع رو. اونم اینه که نفرات بعد از شما که بخوان رول شما رو ادامه بدن، این دیالوگ رو یه نقطه پایان تصور میکنن و ممکنه اول رول خودشون یک دیالوگ مثبت و موافق از جانب لرد رو خطاب به جیمز مطرح کنند و سریعا از عزیمت لرد و جیمز به گریمولد برای بازگرداندن اوضاع بنویسند. در این صورت باید بگم انحرافی در سوژه پدید نمی آید اما بی مزه شدن در این سوژه خودش رو پدیدار میکنه یه جورایی و سرعت بسیار بالا در پیش روی سوژه خودشو نشون میده و باعث میشه سوژه خیلی کمتر با شاخه های فرعی طنز ارتباط برقرار کنه که نیاز هم هست تا حدودی باشن. یه جورایی خیلی خلاصه و کم بازی میشه با شخصیت ها و محیط ها در مسیر سوژه. اما بازم میگم این حدسه و ممکنه نفر بعد از شما که رول پدید میاره، خیلی خوب و به اندازه کافی قضیه رو کش بده و اول از مخالفت لرد برای همکاری و این مسائل بنویسه. بی شک میدونیم لرد شخصیتی نیست که به راحتی کمک کسی رو قبول کنه و خود مختاره تا حدودی. این موضوع رو در قسمت شخصیت شناسی باید بیشتر بررسی کرد. اینه که من میگم این توانایی رو داشتید تا به جذاب تر شدن و الکی و سریع پیش نرفتن رول های بعدی کمک کنید. چرا که ممکنه نفرات بعدی چندان به خلاقیت و بازی با عالم جادویی اعتقادی نداشته باشن و یا حتی بخوان بازم مسیر سوژه رو به نقطه ی دیگه ای منحرف کنن که باید بگم دیگه جاش نیست در این موقعیت از قضیه.

این که شما چطور اینکارو میکردین به میل شما بستگی داشت. می شد یکی دو تا دیالوگ اضافه تر بنویسید که لرد تمایل نشون نمیداد به همکاری و بحث به جایی میرسه که هر دو میرن داخل خونه ی ریدل و اونجا میشینن مذاکره میکنن با عصبانیت. من در مقامی نیستم که اصلا در مورد شیوه نگارش علاقه شما بنویسم. چرا که رول تماما تفریحه و هدفی جز لذت بردن خود شما و بقیه از طنز یا سایر موارد اون وجود نداره. اما من نمونه ای مینویسم در زیر از طرف خودم که شاید بد نباشه خیلی و بتونی برداشت بهتری از مظور من داشته باشی. من اگه باشم به این شکل می نویسم:

نقل قول:


ولدمورت چوش را به طرف جیمز گرفت اما جیمز هیچ عکس العملی نشان داد فقط گفت: بیا این وضع را تغییر بدیم.

لرد سیاه قرمزی چشمش دو چندان شده بود. نگاهش با نگاه میخکوب جیمز گره خورده بود. در اوج عصبانیت نیشخندهایی زد و دیری نگذشت که از نیشخندش، قهقهه ای روی فک و لبش رقصید و جون گرفت. گره ی نگاهش رو از نگاه جیمز پاره کرد و گوشه ای از باغچه ی خشکیده خانه ریدل نگاه کرد و یه بار دیگه لب به اصوات خشونت آمیز جنبوند:

« لرد سیاه به آخر جهان نرسیده که از عروسکی مثه تو کمک بگیره، پسره ی جیغ جیغو ! »

جیمز که به حرکت چوبدستی لرد نگاه می کرد، به وادی ویبره ی ترس قدم نهاد و با صدایی لرزان گفت:

« اووم. ولدک ! خب من خسته شدم. اینجوری بی مزه است. ما میتونیم فردا شما رو بکشیم. همه مرگخوارای شما در اختیار ما هستن. من از طرف عمو دامبل نیومدم. من به نفع دو طرف میخوام کار کنم. ام؟ چیز بدی گفتم؟! »

لرد: « که میتونید منو فردا بکشید؟ هان؟ »

در این حین آنی مونی از درب خانه ی ریدل بیرون می پره و قبل از چوبدستی بلند کردن لرد سیاه، با دو به میان "جیمز جیغ جیغو" و "لرد لبوو فِیس" میاد.

آنی: « نه نه. اینطوری نمیشه. باید مذاکره کنید. سلاح رو غلاف کنید. من تازه توی رودخونه رو پر از آواداکاداورا کردم ، کلی ماهی گرفتم.بریم سر میز ناهار مذاکره می کنیم. بفرمایید داخل ! »

لرد با نفرت نگاهی به جیمز انداخت و به همراه آنی مونی به سمت داخل خانه ی ریدل گام برداشت و جیمز نیز با رعایت فاصله ی قانونی پشت آنها راه افتاد...



در مورد بعدی به موضوع توصیف پیرامون شخصیت و بحث فضاسازی محیط می پردازم. معمولا برای یک رول با محتوا و سبک طنز توصیف طنز پیرامون شخصیت برقرار می کنند اما در رابطه با فضاسازی محیطی که شخصیت توی اون سیر میکنه نمیشه اصولا خیلی به این اصل تکیه کرد؛ چرا که به خلاقیت نسبتا خوبی نیاز داره تا از یک محیط و مکان بی جان، زیر سوژه های طنز خلق کرد. میشه. نه که نشه. اما معمولا دشواره برای محیط و مکان. اینه که خیلی ها توی رول های طنزشون حتی جایی که نیازه که توصیف و فضاسازی پیرامون محیط داشته باشن، ازش میگذرن. چون معتقدن که نمی تونن چیز طنزی ازش خلق کنن و ماهیت طنز اصلی رولشون رو خراب میکنه. اما جوری نیست که اصلا نشه. در مورد رول شما من فضاسازی های خوبی درباره ی محیط دیدم. ورود جیمز به حیاط خانه ی ریدل و ترسیم ریخت و قیافه ی خونه ریدل در حقیقت کافی، مناسب و نسبتا خوب بود. انتظار ندارم از هبچکسی که بتونه فضاسازی رو طنز جلوه بده در رول طنز. ساده نیست. اما در مورد توصیف پیرامون ظاهر، کردار و رفتار و افکار درونی شخصیت باید بگم انتظار هست که در رول طنز، طنز کار بشه روشون. ممکنه شما الان بگی که نویسنده ی قبلی (یعنی من) جیمز رو با حالت غم و خستگی و اینا فرستاده به سمت خانه ی ریدل و شما هم همونطور ادامه اش دادی. قبوله. اما شما به عنوان کسی که ادامه میدین طنز رو، این قابلیت رو دارین که از عمق چهره ای ناراحت و غمگین یک شخصیت شوخ و با مزه مثل جیمز، طنز بزرگی بسازید. سوال اینه که چطور؟

جواب واضحه. این مورد در حقیقت غافل گیر کردن خواننده است. کسی که پست منو میخونه و بعدش به ابتدای پست شما میرسه همون حالت غمگین و خسته جیمز رو درک میکنه که رهسپار لیتل هنگتون و خانه ریدل ها میشه اما فوق العاده غافل گیر میشه وقتی از میان افکار غمگین وخسته ی جیمز، یک زیر سوژه ی طنز و با مزه رو بخونه در میان ترسیم و توصیف شما. یه جورایی به واسطه ی آشنایی زدایی از جانب شما خنده اش میگیره خواننده. چرا که در انتهای پست من و ابتدای پست شما جیمز رو با حالتی غمگین می بینه. این حالت آشنا و ثابت میشه برای خواننده ی رول شما. اما به محض اینکه با ترسیم و توصیف افکار ناراحت جیمز با موجی از طنز مواجه بشه، خنده اش میگیره و آشنایی براش میره کنار. غافل گیر میشه اونم از نوع خنده دار. مثلا:

نقل قول:

قدم های جمیز همانند قدم های یک مرد شکست خورده بود. او نوجوانی بیش نبود اما به خوبی تفاوت محفل واقعی را با این محفل می دانست. به یاد روز هایی بود که محفل پر از آدم های سفید واقعی بود. کسانی که برای وام و اینطور مزخرفات به محفل نیامده بودند.


این نقل قول از پست شما باید یکی دو خط بیشتر می داشت تا اون نوع از آشنایی زدایی که گفتم برای خواننده به وجود بیاد. اما چطور؟ واضحه. افکار جیمز رو شما ترسیم میکنی در مورد محفلی که قبلا وجود داشت. مرور خاطرات جیمز تا جایی که قدم هایش به اونو به داخل خانه ی ریدل ها میبره. همین ترسیم و مرور خاطرات اصل کاره. این که شما با خلاقیت، خاطرات کودکانه و طنز خنده داری رو پیرامون محیط و شخصیت های محفل قدیمی که با جیمز در ارتباط بودن رو توصیف و ترسیم کنی به عنوان بخشی از خاطرات جیمز. اینه که خواننده ی رول شما وقتی اون حالت غمگین و خسته ی جیمز رو تصور میکنه که به خانه ی ریدل میره اول همون حس رو میگیره از شخصیت اما به محض مرور خاطرات جیمز، اگه مورد طنز ببینه غافلگیر میشه و خنده اش میگیره. به شرط اینکه طنز بامزه و خوبی از میان خاطرات جیمز به گذشته اش در محل پرورش بدین. بیشتر منظور افراد قدیمی محفل هست تا خود خانه گریمولد.

خب نکته ی قابل توجه دیگه ای نمیمونه در مورد رول شما. باید بگم نسبت به قبلی ها خیلی بهتر بود. در مجموع رول خوبی بود. موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Severus...please..."
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 10 بهمن 1389 21:25
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام

لطفا این را بنقد.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 9 بهمن 1389 00:08
نمایش جزئیات
آفلاین
نه باو این حرفا چیه من که چیزی نگفتم!
متشکرم بابت روشنگری ولی با این حال گربه ی بدکاره و زاد و ولد و شب کاریش خیلی به دوربین و این هام مربوط نبود! الان نیای دوباره صد صفحه راجع به گربه بدکاره توضیح بدیا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بوق بر مدیران
نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 8 بهمن 1389 23:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نخیر. شما دیدی من ادعایی کنم چه در نقد و چه در رول که من رو با لرد مقایسه کنی؟ وجود اینو داری که لرد رو با کسی مقایسه کنی؟ نخیر. ما همون الدنگیم که میفرمایید. خاطر نشان هم کنم که من از بدترین نویسنده ها هستم و چیزی بارم نی. تراوشات مغزه دیگه. شوما جدی نگیر.

اما در مورد نقل قول !

اولا که اون توصیف نیست. عنوان رو ببین. "سوژه جدید" ! اون مقدمه است. توصیف پیرامون یک شخصیت و محیط خاص نیست. یک فضاسازی کلی هست. این فضا، میدان گریمولد در شهر لندن هستش. به واسطه ی این فضاسازی میخوایم برسیم به خانه شماره 12 گریمولد. بازم روشن تر کنم شمارو. رول چیه؟ رول دقیقا همون نمایشنامه هستش که بازیگران تئاتر روی سن اونو اجرا میکنن. نمایشنامه فضایی داره که با توجه به طراحی صحنه روی سن، اون فضا در دیدگان مبارک شما نمایان میشه. آما به قدم جلوتر تشریف بیارین شما. فیلمنامه رو در نظر داشته باشید که بیشترین فرقش تنوع فضا و وجود دوربین هست با نمایشنامه ! دقیق مسیر حرکت و چرخش دوربین رو از ماه، به خورشید، از خورشید به دو گربه در میدان گریمولد لندن و از گربه ها به یه درخت، از درخت با نیمچه چرخی به یک کلاغ و از کلاغ همگام با پروازش به سمت شیشه ی خانه گریمولد. این مسیر حرکت دوربینه و یه بهانه ای برای نمایان کرد داخل پذیرایی خانه 12 گریمولد.

نقل قول:
خورشیدی با لهجه ی گیلکی از خطه ی گیلان در تلاش بود تا طلوع کند ! با زمزمه هایی رکیک حاوی خار و مار چند تنه به ماه بابلی زد و او را در عمق زمین دفن نمود و نیمی از جهان را در حرارت سوزناک بدنش فرو برد.


یک دعوا قدیمی و ریشه دار هست که در جامعه خودمون وجود داره و این دعوا خیلی وقت ها در حاشیه اش به قدری مسخره و طنز می شده که عوامل طبیعی رو هم به عنوان حاشیه در بر می گرفته. شکافتن گوشه و کنار فرهنگ مون جالبه. زیاد ننازیم به پلاک فروهر و عشق وطن این حرفا. الانو بچسبیم ببینیم چی شدیم !

نقل قول:
گربه ماده بدکاره ای در میدان گریمولد لندن فهمید که صبح است و بس است خود فروشی ! گربه نر دیگر هم فهمید که صبح است و بس است افزایش نسل !


بیا با من گشتی بزنیم. می فهمی خودت !

نقل قول:
کلاغی از روی درختی با پارچه های سبز پر و بالی گشود و نیمچه بالی به سمت خانه مخفی 12 گریمولد کشید.


زیاد شاید در جریان نابودی درختان نباشی. نه نه. منظورم سوختن جنگل های شمال کشور نیست. حتی درختان همیشه سبز و بلوطیان و انواع دیگه در محدوده زاگرس هم به لطف گاز گاز رخشای امروزی که ماشالله ملی و فراگیر شده همه جا، سولاخی واسه نفس کشیدن ندارن. دیری نمیگذره که جای برگ، پارچه سبز می بندیم به درخت !

بله. همانطور که می بینی، فضاسازی بر اساس موقعیت دوربینه یه جورایی و از میان آتاشغالایی که ما پس میدیم و کلاغ اونو رو میخوره و میپاشه به هیکل ماها، تصویر دامبلدور از لابلای اون دیده میشه. از میان اون شیشه ! رویارویی و قیاس دو عالم ماگل و جادوگر از پس یک شیشه بود و بس !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"Severus...please..."
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 8 بهمن 1389 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
مثل این که تو هم یه چیزایی بلدی پیری ولی مونده تا به ارباب برسی.
ممنون به خاطر نقد ولی میخواستم بپرسم اگر این مواردی که گفتین لازمه چرا خودتون رعایت نمیکنید؟ الان فقط یه نمونش تو ذهنم بود:

دمبل در کلبه ی سفید نوشته:
نقل قول:
خورشیدی با لهجه ی گیلکی از خطه ی گیلان در تلاش بود تا طلوع کند ! با زمزمه هایی رکیک حاوی خار و مار چند تنه به ماه بابلی زد و او را در عمق زمین دفن نمود و نیمی از جهان را در حرارت سوزناک بدنش فرو برد. گربه ماده بدکاره ای در میدان گریمولد لندن فهمید که صبح است و بس است خود فروشی ! گربه نر دیگر هم فهمید که صبح است و بس است افزایش نسل ! . کلاغی از روی درختی با پارچه های سبز پر و بالی گشود و نیمچه بالی به سمت خانه مخفی 12 گریمولد کشید. در حین نزدیک شدن به خانه مخفی به یاد آورد که دیشب زیاد آتاشغال انسان خورده و آتاشغالی سفید را روی پنجره ی خانه 12 گریمولد ریخت و خود در آسمان محو گشت.



خوب الان این توصیف دقیقا هدفش چی بود؟ مگه توصیف نباس هدف دار باشه؟
مرسی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بوق بر مدیران
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 8 بهمن 1389 21:36
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام آلبوس جان

لطفا این پست کوتاه منو نقد کن

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.