
(با غرور و اباهت به سمت صندلی گروه بندی میرود.صحنه آهسته اتفاق میفتد و دوربین موهایش را نشان میدهد که در باد میرقصد.همه در کف او میمانند که ناگهان پایش به پله گیر میکند و صورت با وقارش ناگهان بی وقار میشود.دهانش باز میشود و چشمهایش از گشادی جر میخورد.صحنه آهسته ی گشادی چشم های مابقی دانش آموزان دیده میشود.اما در نهایت خودش را نزدیک به برخورد به زمین میگیرد و دماغش را نجات میدهد.خودش را جمع کرده و روی صندلی زیر کلاه گروهبندی مینشیند)
خب من دختر دلرحمی هستم.شکار کردن رو دوس دارم و قبل از خوردنش،یه کم باهاش بازی میکنم،نازش میکنم و بعد سرش رو قطع میکنم.
ضمنا ترجیه میدم با هیچکس تو مدرسه درگیر نشم،دعوا نکنم و دردسر ایجاد نکنم.فقط اگه دیدید یه روز صبح بیدار شدید و یه دست یا پاتون غیبش زده،من خبر ندارم.
معجون سازی و جادوی سیاه..اهم...عذر میخوام دفاع در برابر جادوی سیاه رو خیلی دوست دارم.ببخشید یه تیکه گوشت تو دندونم گیر کرده.بگذریم
معجون سازی،تغییر شکل و همچنین عشق ورزیدن رو دوست دارم
ضمنا من یه کلکسیونر هستم.از اونجایی که عاشق همه هستم دلم میخواد همه رو داشته باشم پیش خودم تو شیشه.تر تمیز و مرتب و هر روز هم با شیشه پاک کن قوطیشونو پاک میکنم.
عاشق روشنایی هستم.دوست دارم فضا روشن باشه موقع قتل...ببخشید درس خوندن..اه نمیدونم چرا این تیکه گوشتی که گیر کرده تو دندونم در نمیاد
بیخیال اصن
هرجور خودت صلاح میدونی کلاه جون.
دوستت دارم
با عشق
اسلیترین!
مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







