جادوی سفید در عمل بی معنیه...جادوی سفید یعنی محدود کردن خود،محدود کردن قدرت و قدرت اون چیزیه که نباید محدود شه بلکه باید بهش پروبال داده بشه جادوی سیاه پر و بال قدرته و جادوی سفید پاپیچ اون... کسی که با فراست و زیرکی عمل کنه جادوی سیاه رو انتخاب میکنه... و کسی که ترسو باشه و از بروز و استفاده از قدرت هاش بترسه سمت جادوی سفید میره که نمونش آلبوس دامبلدوره که صرفا به خاطر ترس از خودش راه ضعف رو پیش گرفت... اما لرد سیاه ،پدر قدرتمندم نترسید...اون قدرتمند بود اون نواده سالازار اسلیترین هست و ضعف درش جا نداره...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
چون دلش خواست . ما که نباید تو زندگی دیگران دخالت کنیم. شاید هم اصلاً از رنگ سیاه خوشش میومده . به ما چه ؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر ! میجنگیم تا آخرین نفس !! میجنگیم برای پیروزی !!! برای عـشـــق !!!! برای گـریـفـیندور !!!!!
پاسخ به: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
از قديم گفتن: مشكي رنگه عشقه. شايد لردسياه هم عاشق بوده. درنتيجه رنگ سياه رو انتخاب كرده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر ! میجنگیم تا آخرین نفس !! میجنگیم برای پیروزی !!! برای عـشـــق !!!! برای گـریـفـیندور. هیچ وخ یه ویزلی رو دست کم نگیر. مخصوصا اگه از نوع تک دختر خاندان باشه
پاسخ به: چرا ولدمورت جادوگر سیاه شد با اینکه می تونست یک جادوگر سفید خوب باشد
به نظر من ولدرمورت ازهمون بچگی هم که هنوز تام ریدل بود خباثت توش موج میزد! حتی اگه جادوگر هم نبود تو همون دنیای ماگل ها یه دزد یا قاتل میشد ولی وقتی جاگر شد و نواده اسلایترین دیگه وا ویلا!! تلنگرش هم همین بود و همین باعث شد به دنبال جاودانگی و جان پیچ ها بره.
به دو دلیل: 1.لرد ولدمورت قدرت رو تمام و کمال میخواست و دوراه پیش رو داشت:1.راه درست و سخت(جادوی سفید)،2.راه تاریک و اسون و البته با پیامدی موثر تر ولی سیاه و تاریک(جادوی سیاه) اگه اون از راه جادوی سفید میرفت در واقع باید خیلی تلاش میکرد و خیلی قانونمندانه عمل میکرد تا بتونه یک همچین قدرتی بدست بیاره. و قطعا شخصی مثل تام ماروولو ریدل (نواده اسلیترین)کدوم راه رو انتخاب میکنه؟ مشخصه که جادوی سیاه! چون اولا راه اسون تریه و موثر تر و دوما با توجه به سرشت ولدمورت که با جادوی سیاه امیخته بود،این راه بهترین راهی بود که میتونست انتخاب کنه.(البته از نظر من). 2.در جادوی سفید راهی برای جاودانه شدن وجود نداره یحتمل.البته به جز یک راه که توی افسانه ها ازش به عنوان (اکسیر جاودانگی)یاد کردن.که البته اون هم حتی تو دنیای جادوگری وجود نداره و کسی تا حالا موفق به ساخت چنین معجونی نشده.(حتی در داستان چشمه خوشبختی از افسانه های بیدل قصه گو هم به این موضوع اشاره شده که چشمه خوشبختی که میتونه همون اب حیاط هم باشه وجود نداره و گفته شده که در اخر 4 جادوگر در مسیر راه رمز خوشبختی رو پیدا میکنن) بنا براین شخصی مثل لرد که تااین حد تشنه جاودانگی بود هیچ چاره ای نداشت به جز اینکه به سمت جادوی سیاه بره. چرا که راز جاودانه شدن رو در ساخت هورکراکس پیدا کرده بود که سیاه ترین جادو هاست. شاید اگه راز جاودانگی در جادوی سفید بود، لردولدمورت به سمت ساخت هورکراکس نمیرفت...
آسایش دوگیتی،تفسیر این دو حرف است: بادوستان مروت،با دشمنان مدارا.
باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!
And if we should die tonight Then we should all die together Raise a glass of wine ... for the last time
Now I see fire Inside the mountain I see fire Burning the trees And I see fire Hollowing souls I see fire Blood in the breeze ...And I hope that you remember me