1. ولدومورت همیشه از یکی میترسید و اونم کسی جز دامبلدور نبود ...
!
فکر کنم این ترسی که در موردش گفته شده یه مقدار بد برداشت میشه. به نظر من ترسی که ولدمورت از دامبلدور داشت ترس به خاطر دوئل کردن و احیانا شکست از اون نبود چون اگر اینطور بود هیچ وقت خودش رو با دامبلدور درگیر نمیکرد که مبادا کشته بشه. ترس ولدمورت از تجربه و هوش دامبلدور بود که میترسید نذاره نقشه هاش رو انجام بده و به هدفش برسه.
نقل قول:
2. اینکه آلبوس به چشمان هری نگاه نمیکرد از هوش بالای او بود ، که همه جوانب رو در نظر میگرفت ...
اصولاً هر جادوگری تبحری خاص داشت ، مثلاً آلبوس معجون ساز و یا پیشگوی خوبی نبود ، پس میتونیم بگیم ذهن بند خوبی هم نبود ، البته نمیگم بد بود اما کامل نبود ، برای همین هم در این مورد از ذهنش استفاده کرد ...
اما کی میگه ولدومورت ذهن خوان خوبی بود ؟ اگر خوب بود که اسنیپ خیلی زودتر از اینا باید لو میرفت ... یا کلاسهای خصوصی چفت شدگی هری بی معنی بود ...
این نقطه ضعف و قوت هیچ کدوم نمیشه ...
!
کماکان رو نظرم هستم.البته میشه اینجوری هم که شما گفتی برداشت کرد اما به هر حال ضعف، ضعف است و نمیتوان به نام هوش ازش نام برد.
نقل قول:
3. اینکه ولدومورت از مرگخواراش استفاده میکنه و در پناه اونا کار میکنه هم از ضعف نیست از عقل بالای اونه ، کسی که چندین بار خودش رو بیمه عمر میکنه انقدر عقل داره که در پناه احمقهایی باشه که حاضر هستند جونشون رو برای قدرت کاذب و از ترس فدا کنن ...
!
با این حرفت کاملا موافقم
نقل قول:
4. پدید آوردن هورکراکس دلیلی بر قدرت نیست ، چون اگر بر این موضوع هست کسی که اطلاعات بسیاری در این زمینه داشت اسلاگهورن بود و بس ، تبحر او در همین زمینه بود ...
هیچ جا هم گفته نشد کسی نمیتونه چنین چیزی درست کنه ، ترجیحاً فکر میکنم حتی نویل هم میتونست درست کنه اگر میخواست و به آن درجه رقیق قلبی رسیده بود ...
!
فکر کنم مطلعتر از اسلاگهورن هم بودند. همان کسانی که در این باره کتاب نوشته بودند.
البته که مستقیما نگفته هیچ کس نمیتونه اینکار رو بکنه چون اگه اینجوری میگفت که دیگه ولدمورت هم نمیتونست بسازه ولی منظور اینه که اونقدر ساختنش سخته که هر کسی نمیتونه اینکار رو بکنه و نیاز به هوش و دانش بالایی داره. در مورد اینکه نویل بتونه اینکار رو بکنه نمیتونم نظری بدم و فقط میتونم به اون لحظه ایی که قراره این اتفاق بیافته نگاه کنم.
نقل قول:
2 ولدمورت از مرگ و تاریکی هم می ترسید (طبق گفته دامبلدور به هری )
!
در مورد ترسش از مرگ که شکی نبود ولی ترسش از تاریکی رو نمیدونم. به نظرت کسی که خودش از تاریکی بترسه میتونه اسمش ارباب تاریکی باشه؟!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


