تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
132 کاربر(ها) آنلاین هستند (58 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
129
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
دور دوم انتخاب بهترینها
دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترینهای سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.
مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
سازمان بینالمللی حمایت از ساحرهها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

نام : آدریان پیوسی
نظر شما راجع به گشت های آرشاد: ترجیح میدم نظرم رو جایی تایپ نکنم.
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟ سوال غلطه. شما باید بیاین بگین این سازمان دقیقا برای چی تاسیس شده و وظیفه اش چیه نه اینکه از کسی که داره میاد توش عضو میشه بپرسین. اعلامیه ی درخواست کار که ندادیم!!
منتها به نظرم چنین انجمنی تو چنین سایتی نمیتونه واقعا وجهه ی اجتماعی خاصی داشته باشه و صرفا باید یه جور گروه گردهمایی بانوان باشه. بد نیست اگه اتحاد هم بین اعضا باشه و فارق از گروه بندی ها و جبهه ی کاری، از همدیگه توی رول ها یا جاهای دیگه در برابر خیلی مسائل دفاع کنیم.
نظر شما راجع به گشت های آرشاد: ترجیح میدم نظرم رو جایی تایپ نکنم.
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟ سوال غلطه. شما باید بیاین بگین این سازمان دقیقا برای چی تاسیس شده و وظیفه اش چیه نه اینکه از کسی که داره میاد توش عضو میشه بپرسین. اعلامیه ی درخواست کار که ندادیم!!
منتها به نظرم چنین انجمنی تو چنین سایتی نمیتونه واقعا وجهه ی اجتماعی خاصی داشته باشه و صرفا باید یه جور گروه گردهمایی بانوان باشه. بد نیست اگه اتحاد هم بین اعضا باشه و فارق از گروه بندی ها و جبهه ی کاری، از همدیگه توی رول ها یا جاهای دیگه در برابر خیلی مسائل دفاع کنیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تفاوت را احساس کنید:
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.
جزئیات کاربر

نام : مینروا مک گونگال
نظر شما راجع به گشت های آرشاد:در مواقعی خوب ودر مواقعی بد
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟نگزارد کسی به کسی ظلم یا تهدید کند
نظر شما راجع به گشت های آرشاد:در مواقعی خوب ودر مواقعی بد
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟نگزارد کسی به کسی ظلم یا تهدید کند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
نشان سازمان حمایت از ساحره ها
=
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!
نشان سازمان حمایت از ساحره ها
=
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/12/18
تولد نقش: 1391/12/23
آخرین ورود: چهارشنبه 21 تیر 1396 08:08
از: برج گریفیندور
پستها:
49

جزئیات کاربر

هوگو که یک دوره ی کامل درمانگری گذرانده بود با ژست درمانگرا به فلور خیره شد و پرسید: فلور حالت خوبه؟
تری آهی کشید و جواب داد:اگه حالش خوب بود که این جوی نمی کرد!
فلور با عصبانیت فریاد کشید: می دونستم این جوری می شه! شمامیخواین منو از بین ببرین!
جینی با تعجب گفت: مث که حالش از اون چیزی که فکر می کردیم بد تره.
فلور جیغی کشید و به طرف در دوید اما دافنه که منتظر چنین لحظه ای بود ورد سریعی خواند و فلور را بی هوش کرد و در جواب چشم غره های اطرافیانش گفت:
-چیه،احتیاج به استراحت داشت!
چند دقیقه بعد (میز گرد اعضای انجمن)
لیسا با جدیت تمام گفت: بر اساس تشخیص هوگو رئیس دچار بیماری جادوزدگی شده! یعنی باید یه مدت نه خودش و نه اطرافیانش از جادو استفاده بکنند!
تری آهی کشید و جواب داد:اگه حالش خوب بود که این جوی نمی کرد!
فلور با عصبانیت فریاد کشید: می دونستم این جوری می شه! شمامیخواین منو از بین ببرین!
جینی با تعجب گفت: مث که حالش از اون چیزی که فکر می کردیم بد تره.
فلور جیغی کشید و به طرف در دوید اما دافنه که منتظر چنین لحظه ای بود ورد سریعی خواند و فلور را بی هوش کرد و در جواب چشم غره های اطرافیانش گفت:
-چیه،احتیاج به استراحت داشت!
چند دقیقه بعد (میز گرد اعضای انجمن)
لیسا با جدیت تمام گفت: بر اساس تشخیص هوگو رئیس دچار بیماری جادوزدگی شده! یعنی باید یه مدت نه خودش و نه اطرافیانش از جادو استفاده بکنند!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1391/12/11 14:07:32
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر

سلام فلور من یه زمانی اینجا عضو بودم چرا اسم منو نمیزنی؟
عزیزم کجا اسمتو بزنم؟!
تو عضو بودی و هستی! بیا یه رول بزن اعلام وجود کن!
عزیزم کجا اسمتو بزنم؟!
تو عضو بودی و هستی! بیا یه رول بزن اعلام وجود کن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1391/10/24 20:37:09
not only wizards,witches are here too
قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!
برای عشق !!!!
برای گریفیندور.
http://upload.tehran98.com/img1/5atum4n9ui53pjad2p3k.jpg
قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!
برای عشق !!!!
برای گریفیندور.
http://upload.tehran98.com/img1/5atum4n9ui53pjad2p3k.jpg
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

-خب،این جا سازمان بین المللیه حمایت از ساحره های مظلوم بدبخت فلک زدهست و من خودمو کشتم تا تونستم مجوز اینجا رو از بگمن بگیرم.این جا...
فلور نگاهی به صورت مشتاق پنه لوپه انداخت و گفت:از کجا بدونم تو واقعا پنه لوپه ای تا تمام نقشه هامو برات توضیح بدم؟از کجا بدونم که بهمون خیانت نمیکنی؟از کجا بدونم...
پنه لوپه اخمی کرد و گفت:ببین،خودت منو تایید کردی.
فلور جیغی کشید و گفت:نمیتونی مجبورم کنی.میفهمی؟من بهت اعتماد ندارم.
فلور با دستپاچگی چوبدستی اش را بلند کرد و آن را به طرف پنه لوپه نشانه گرفت و در همین حال فریاد کشید:برو بیرون.
پنه لوپه اخمی کرد و پس از مکثی کوتاه با نگاهی خاموش به ورقه ای که اسم اعضای گروه روی آن نوشته شده بود غیب شد.فلور روی زمین نشست و در فکر فرو رفت.
10 دقیقه بعد:
فلور هنوز از فکر در نیومده بود که کل اعضای سازمان رو در مقابل خودش دید.تری بوت(شکلات در دهان)،هوگو(مو هویجی)،دافنه(آبزیر کاه و زیرک)،ویریدی(مجازی)،لیسا(و ویلنش) و پنه لوپه(عاشق پرسی).
فلور با دیدن همگروهی های قدیمیش لبخندی زد و گفت:شما همه با هم..این اینقدر خوبه که نمیتونه واقعی باشه.
هوگو سرش را خاراند و گفت:راستش این پنی بود که ما رو جمع کرد.
فلور با دیدن پنه لوپه فریاد کشید:ازش دور شین.اون یه شیطانه.
فلور نگاهی به صورت مشتاق پنه لوپه انداخت و گفت:از کجا بدونم تو واقعا پنه لوپه ای تا تمام نقشه هامو برات توضیح بدم؟از کجا بدونم که بهمون خیانت نمیکنی؟از کجا بدونم...
پنه لوپه اخمی کرد و گفت:ببین،خودت منو تایید کردی.
فلور جیغی کشید و گفت:نمیتونی مجبورم کنی.میفهمی؟من بهت اعتماد ندارم.
فلور با دستپاچگی چوبدستی اش را بلند کرد و آن را به طرف پنه لوپه نشانه گرفت و در همین حال فریاد کشید:برو بیرون.
پنه لوپه اخمی کرد و پس از مکثی کوتاه با نگاهی خاموش به ورقه ای که اسم اعضای گروه روی آن نوشته شده بود غیب شد.فلور روی زمین نشست و در فکر فرو رفت.
10 دقیقه بعد:
فلور هنوز از فکر در نیومده بود که کل اعضای سازمان رو در مقابل خودش دید.تری بوت(شکلات در دهان)،هوگو(مو هویجی)،دافنه(آبزیر کاه و زیرک)،ویریدی(مجازی)،لیسا(و ویلنش) و پنه لوپه(عاشق پرسی).
فلور با دیدن همگروهی های قدیمیش لبخندی زد و گفت:شما همه با هم..این اینقدر خوبه که نمیتونه واقعی باشه.
هوگو سرش را خاراند و گفت:راستش این پنی بود که ما رو جمع کرد.
فلور با دیدن پنه لوپه فریاد کشید:ازش دور شین.اون یه شیطانه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر

در فکر بود که این بار چه کسانی می خواهند در سازمان فعالیت کنند، به یاد دوستانش افتاد و خنده ای بر لبش نشست. از جا بلند شد و به اتاقش نگاهی انداخت، خیلی زیباتر از اتاق قبلی اش بود. در فکر بود که صدای تق تق کفشی توجهش را جلب کرد. بدون معطلی لبخند زد و دوباره سر جایش نشست و منتظر ماند تا اولین نفر وارد اتاق شود.
چند ثانیه گذشت و در به صدا درآمد. فلور گلویش را صاف کرد و باصدای ملایمی گفت: بفرمایید.
در باز شد و پنه لوپه وارد اتاق شد. فلور کمی تعجب کرد ولی سریعا به پنه خوش آمد گفت و دعوتش کرد تا بنشیند.
پنه روی صندلی نشست و روبه فلور گفت: فکر نمیکردی من به اینجا بیام؟
- آره راستش خیلی تعجب کردم؛ فکر نمی کردم پرسی...
پنه لوپه حرف فلور را قطع کرد و گفت: پرسی نمیدونه که من میخوام اینجا فعالیت کنم، حتی اگه بفهمه کاری هم از دستش برنمی آد.
فلور دستپاچه گفت: ولی اگه
پنه بار دیگر حرف فلور رو قطع کرد و با لبخندی گفت: نگران نباش و بعد ادامه داد: کیا اینجا عضون؟ چه نقشه ای برای اینجا داری؟
فلور سکوتکرد و بعد از کمی تامل شروع به توضیح داد.
چند ثانیه گذشت و در به صدا درآمد. فلور گلویش را صاف کرد و باصدای ملایمی گفت: بفرمایید.
در باز شد و پنه لوپه وارد اتاق شد. فلور کمی تعجب کرد ولی سریعا به پنه خوش آمد گفت و دعوتش کرد تا بنشیند.
پنه روی صندلی نشست و روبه فلور گفت: فکر نمیکردی من به اینجا بیام؟
- آره راستش خیلی تعجب کردم؛ فکر نمی کردم پرسی...
پنه لوپه حرف فلور را قطع کرد و گفت: پرسی نمیدونه که من میخوام اینجا فعالیت کنم، حتی اگه بفهمه کاری هم از دستش برنمی آد.
فلور دستپاچه گفت: ولی اگه
پنه بار دیگر حرف فلور رو قطع کرد و با لبخندی گفت: نگران نباش و بعد ادامه داد: کیا اینجا عضون؟ چه نقشه ای برای اینجا داری؟
فلور سکوتکرد و بعد از کمی تامل شروع به توضیح داد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت
جزئیات کاربر

نام : پنه لوپه کلیر واتر
نظر شما راجع به گشت های آرشاد: بسی ضدحال زننده ولی ما حال میکنیم باهاشون.
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟ دفاع از حقوق مادی و معنوی ساحرگان.
تایید شد!
چرا تایید نشه؟ همین الآن می تونین اولین رولتونو بزنین.
نظر شما راجع به گشت های آرشاد: بسی ضدحال زننده ولی ما حال میکنیم باهاشون.
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟ دفاع از حقوق مادی و معنوی ساحرگان.
تایید شد!
چرا تایید نشه؟ همین الآن می تونین اولین رولتونو بزنین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاکور در 1391/10/20 15:59:34
ما تشنگان قدرتیم نه شیفتگان خدمت
جزئیات کاربر

نیو سوژه
فلور دلاکور با چمدانی سنگین مقابل ساختمانی زیبا ایستاد، نگاهی به پلاک کرد و وارد شد ساختمان جدید سازمان حمایت از ساحره ها بسیار زیباتر و آشکار تر از ساختمان قبلی بود.
فلور خندید همان ساختمانی که به دست لیسا پودر شد.
درون ساختمان دست کمی از جلوه ی بیرونی اش نداشت با وسایل عجیب غریبش جلوه ای اسرار آمیز و در عین حال راحت به ساختمان می دادند. فلور پس از گشت کوتاهی در ساختمان، با شور و شوق وارد دفتری شد که نامش بر آن حک شده بود و روی صندلی نشست.
کمی با خودش فکر کرد، این ساختمان مشکلی داشت پس از چند ثانیه به نتیجه رسید؛ساختمان بیسار سوت و کور بود.
فلور دلش برای تری و شکلات هایش،دافنه و موذی بازیهایش،لیسا و دست و پاچلفتگی هایش،هوگوی آبدارچی و تمام اعضای انجمن تنگ شده بود.
فلور برای اعضای سازمان ماموریتی جالب داشت البته اگر کسی بر می گشت. پس منتظر شد تا اولین نفر وارد سازمان شود.
_____
سازمان دوباره فعاله البته اگه شما هم بیاین.
عضو هم می پذیریم،اینم فرم عضویت:
نقل قول:
فلور دلاکور با چمدانی سنگین مقابل ساختمانی زیبا ایستاد، نگاهی به پلاک کرد و وارد شد ساختمان جدید سازمان حمایت از ساحره ها بسیار زیباتر و آشکار تر از ساختمان قبلی بود.
فلور خندید همان ساختمانی که به دست لیسا پودر شد.

درون ساختمان دست کمی از جلوه ی بیرونی اش نداشت با وسایل عجیب غریبش جلوه ای اسرار آمیز و در عین حال راحت به ساختمان می دادند. فلور پس از گشت کوتاهی در ساختمان، با شور و شوق وارد دفتری شد که نامش بر آن حک شده بود و روی صندلی نشست.
کمی با خودش فکر کرد، این ساختمان مشکلی داشت پس از چند ثانیه به نتیجه رسید؛ساختمان بیسار سوت و کور بود.
فلور دلش برای تری و شکلات هایش،دافنه و موذی بازیهایش،لیسا و دست و پاچلفتگی هایش،هوگوی آبدارچی و تمام اعضای انجمن تنگ شده بود.
فلور برای اعضای سازمان ماموریتی جالب داشت البته اگر کسی بر می گشت. پس منتظر شد تا اولین نفر وارد سازمان شود.
_____
سازمان دوباره فعاله البته اگه شما هم بیاین.
عضو هم می پذیریم،اینم فرم عضویت:
نقل قول:
نام :
نظر شما راجع به گشت های آرشاد:
به نظر شما وظیفه ی اصلی این سازمان چیست؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر

_ الفیاس از اون جایی که بانو تاییدت می کنه و من عشق بی اندازتو به بانو درک می کنم . با این که توی آنتی ساحریال عضو بودیو خیلی رو اعصابم رژه رفتی ولی تایید می شه .
الفیاس با عشق به بانو نگاه کرد باورش نمی شد این اتفاق افتاد سپس به تلاش مفتضحانه ی آنتیا برای رو به راه کردن سازمان نگاه کرد و به فلور که با عصبانیت به آن طرف می دوید .
فلور فریاد زنان گفت : چی کاز می کنین احمقا ؟! تری بیا خودمون باید درسش کنیم .
تری شکلاتی را در دهانش چپوند و به سمت فلور دوید .
لیسا با چهره ی مضلومی کنار نشسته بود تا خراب کاری نکند . هوگو و ویریدی هم مشغول در اوردن وسایل بانوان از زیر آوار بودن .
دو ساعت بعد
فلور با چهره ای خسته به سمت جمع آمد و گفت : متاسفانه این جا قابل تعمیر نیست . کل ساختمون پودر شده ، باید فعلا دنبال یه مکان موقت برای موندن باشیم ، بعد باید بریم یه جایی برای خودمون بسازیم .
سپس با نگاهی پر التماس به هوگو خیره شد .
هوگو پرسید : چیه ؟!
فلور جواب داد : ما روت حساب می کنیم که قرارگاهمون آبدار خونت باشه .
هوگو جواب داد : حتما پس شما هم بیاین کمکم .
فلو رلبخندی زد و اعلام کرد :
نقل قول:
پایان سوژه
* این سوژه آزمایشی بود. فقط برای آشنایی .
الفیاس با عشق به بانو نگاه کرد باورش نمی شد این اتفاق افتاد سپس به تلاش مفتضحانه ی آنتیا برای رو به راه کردن سازمان نگاه کرد و به فلور که با عصبانیت به آن طرف می دوید .
فلور فریاد زنان گفت : چی کاز می کنین احمقا ؟! تری بیا خودمون باید درسش کنیم .
تری شکلاتی را در دهانش چپوند و به سمت فلور دوید .
لیسا با چهره ی مضلومی کنار نشسته بود تا خراب کاری نکند . هوگو و ویریدی هم مشغول در اوردن وسایل بانوان از زیر آوار بودن .
دو ساعت بعد
فلور با چهره ای خسته به سمت جمع آمد و گفت : متاسفانه این جا قابل تعمیر نیست . کل ساختمون پودر شده ، باید فعلا دنبال یه مکان موقت برای موندن باشیم ، بعد باید بریم یه جایی برای خودمون بسازیم .
سپس با نگاهی پر التماس به هوگو خیره شد .
هوگو پرسید : چیه ؟!
فلور جواب داد : ما روت حساب می کنیم که قرارگاهمون آبدار خونت باشه .
هوگو جواب داد : حتما پس شما هم بیاین کمکم .
فلو رلبخندی زد و اعلام کرد :
نقل قول:
ملت جادوگر و ساحره
می خوام بریم کمک هوگو تو تاپیک آبدارخانه ی وزارت سحر و جادو زود فوری نمی خوایم هوگوی عاشق ، اون جا تنها بمونه .
* سوژرو عوض نمی کنیم همونو ادامه بدین .
پایان سوژه
* این سوژه آزمایشی بود. فقط برای آشنایی .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج