- شاهد بعدی بیاد تو، عاااااا!
در با صدای بوم و انواع افکت های انفجار منفجر شد و تراورز به همراه دمنتور های همراهش وارد شد.
کارگردان: حاجی دمنتور چرا آوردی!؟
تراورز دستی در ریش، سیبیل و دیگر موهای بدنش برد و پس از چند ثانیه تفکّر در حرف کارگردان جواب داد:
- مگه نباید ببرمش زندان؟
- این بنده خدا هنوز از خودش دفاع هم نکرده میخوای ببریش زندان؟!
تراورز که متوجّه اشتباهش شده بود از کادر خارج شد و عوامل پشت صحنه، برای فیلم برداری مجدد آماده شدند.
در با صدای بوم و انواع افکت های انفجار منفجر شد و تراورز بدون هیچ گونه دمنتوری وارد شد. در حالی که سرش را پایین گرفته بود تا بیحاجابی ها او را آزار ندهد به سمت جایگاه شهادت دادن رفت.
- من، تراورز، شاهد بودم که گیبن میخواست آرسینوس جیگر رو به قتل برسونه!
دادگاه در سکوتی سنگین فرو رفت امّا پس از تنها چند ثانیه صدای خفیفی که شبیه به "زارت" بود سکوت را شکست. بادی سبز رنگ فضای دادگاه را رنگین کرد و چند نفر از حاضران در دادگاه به کما فرو رفتند و عدّهای دیگر جان به جان آفرین تسلیم شدند. البتّه به کمک تکنولوژی بوی 3D عدّهای از بینندگان که در دادگاه حضور نداشتند هم دچار این بلایای غیرطبیعی شدند.
تراورز چفیهای از جیبش در آورد و دماغش را پوشاند تا مبادا مورد عصابت گاز های گلخانهای موجود در دادگاه شود. سپس عکسی را از جیبش در آورد و به همه نشان داد. پس از اینکه حاضرین دادگاه- البتّه کسانی که سالم مانده بودند- مدرک او را دیدند گفت:
- این یعنی سوءقصد به جان وزیر مملکت با کیک!
ملّت:
در با صدای بوم و انواع افکت های انفجار منفجر شد و تراورز به همراه دمنتور های همراهش وارد شد.
کارگردان: حاجی دمنتور چرا آوردی!؟
تراورز دستی در ریش، سیبیل و دیگر موهای بدنش برد و پس از چند ثانیه تفکّر در حرف کارگردان جواب داد:
- مگه نباید ببرمش زندان؟
- این بنده خدا هنوز از خودش دفاع هم نکرده میخوای ببریش زندان؟!
تراورز که متوجّه اشتباهش شده بود از کادر خارج شد و عوامل پشت صحنه، برای فیلم برداری مجدد آماده شدند.
***
در با صدای بوم و انواع افکت های انفجار منفجر شد و تراورز بدون هیچ گونه دمنتوری وارد شد. در حالی که سرش را پایین گرفته بود تا بیحاجابی ها او را آزار ندهد به سمت جایگاه شهادت دادن رفت.
- من، تراورز، شاهد بودم که گیبن میخواست آرسینوس جیگر رو به قتل برسونه!
دادگاه در سکوتی سنگین فرو رفت امّا پس از تنها چند ثانیه صدای خفیفی که شبیه به "زارت" بود سکوت را شکست. بادی سبز رنگ فضای دادگاه را رنگین کرد و چند نفر از حاضران در دادگاه به کما فرو رفتند و عدّهای دیگر جان به جان آفرین تسلیم شدند. البتّه به کمک تکنولوژی بوی 3D عدّهای از بینندگان که در دادگاه حضور نداشتند هم دچار این بلایای غیرطبیعی شدند.
تراورز چفیهای از جیبش در آورد و دماغش را پوشاند تا مبادا مورد عصابت گاز های گلخانهای موجود در دادگاه شود. سپس عکسی را از جیبش در آورد و به همه نشان داد. پس از اینکه حاضرین دادگاه- البتّه کسانی که سالم مانده بودند- مدرک او را دیدند گفت:
- این یعنی سوءقصد به جان وزیر مملکت با کیک!
ملّت:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


این می خواهد من را به زندان بیندازد. همه تان بروید به جهنم! من را بگو که خواستم دو کلامی بنویسم و دلتان را شاد کنم. بروید ببینم. بروید!



پ این متهم چی شد؟! من کار دارم! درس و مشق دارم! عاااااااااااا! 








