او صدای خارج شدن سالازار اسلایترین رو از در شنید ولی ناگهان متوجه نورهایی عجیب ولی آشنا در مغازه اش روشن و خاموش می شوند,کوییرل سرش رو بلند می کند و صورت آرتیکوس دامبلدور رو می بیند که از فاصله کمی به او نگاه می کرد(اگه توجه کرده باشید آرتیکوس قبل از اینکه دری که سالازار باز کرده بود بسته بشه با سرعت نور وارد مغازه شده).
کوییرل یه فدم به عقب می پره و میگه:ها!شما من رو ترسوندید.
آرتیکوس:سلام کوییرل عزیز,آیا چوبدستی من رو حاضره؟
کوییرل به یاد قراری که با آرتیکوس گذاشته بود افتاد و گفت:آه بله همه ترکهای این چوبدستی رو مطابق میل شما تعمیر کردم.
و چوبدستی آرتیکوس رو که یه واکس حسابی هم بهش زده بود رو به آرتیکوس داد.
آرتیکوس:هوم.قیافش که خوب و نو شده,حالا ببینم که خوب کار می کنه یا نه؟
و بدون هشدار چوبدستی رو به طرف کوییرل گرفت و ورد(آنتاکلاستوم)رو گفت و کوییرل تبدیل به یه غول پشمالو کوچولو در شنلی سیاه شد.
آرتیکوس با خوشحالی:عالیه واقعا معرکه شده قبلا برای آدمهایی که تبدیل به غول کردم(خدا میدونه چند نفر!)اینقدر پشم خوب و بلندی نداشتند,مرسی.
کوییرل:خورخورخپرخار(الان که کوییرل تبدیل به غول شده فقط می تونه به زبان غولی حرف بزنه و معنی این خواهش می کنم مشکلی نبود)
و یهو جلوی دهنشو می گیره و با تعجب به طرف آینه می ره و می بینه که غول شده و به آرتیکوس میگه:خرا خروو خول خردی خرتولوخو(چرا منو غول کردی ^*&%^&%(این علامت ها یعنی یه فحشی داد که از معنی کردنش معذورم))
آتیکوس با نارحتی:چرا اینجوی حرف میزنی نکنه سرما خوردی,شنیدم که اینجاها یه مغازه دارویی به نام شوخی های ویزلی هست (زکی!ویزلی و دارو؟)برو اونجا بهت یه قرصی چیزی بده تا خوب بشی.
کوییرل :خدر خو خندر ختی ختت خروو خناخ خن(من چیزیم نیست فقط منو انسان کن)
آرتیکوس:چی؟نفهمیدم؟
کوییرل با گریه
:خد خرو....(گفتم منو ....)آرتیکوس حرف کوییرل رو قطع می کنه و میگه:انرژی خودتو الکی مصرف نکن چون من زبون تو رو حالیم نمی شه بعدا که حالت خوب شد بهت سر میزنم خداحافظ.
و آرتیکوس بدون دادن حق الزحمه تعمیر چوبدستی به کوییرل غیب شد(آرتیکوس به خاطر سخاوتش 2033 سال عمر نکرده!)
کوییرل با صدای بلند:خبرخردخرخرت خول خم خی خی خولم خم خدد خو خرت(پیرمرد خرفت!غولم که کرد هیچی,پولم هم نداد و رفت).
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


:نننننننننننه!!!
که این چوبدستی از نیروی دفاعی زیادی برخورداره که فقط من می تونم لمسش کنم.

