جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  71 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  184 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  206 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  296 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  202 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1387 16:10
نمایش جزئیات
آفلاین
پاراگراف بندی عالی و مناسب با سبک رول ، ظاهر پست خوب بود. کوچکترین مشکلی ندیدم توی پستت ، یکمی فضاسازیت رو بیشتر میکردی باید، پستت تلفیقی از جد و طنز بود، بیشتر جدی اما شکلک لازم داشت توی بعضی از قسمت هاش مثل :

نقل قول:
-هـــوف...آخیش چه قدر اکسیژن کم بود.


نقل قول:
با خود میگفت: یعنی میشود روزی منم دامبلدور بشوم؟


بعد از جمله ی بالا باید یه اینتر میزدی و در ضمن آخر جمله ی بعدی یه علامت تعجب ضروری بود.

به نکته های ریز توجه میکنم چون مشکلی که بشه ذکر کرد نمی بینم واقعا.

و در ضمن باید اشاره کنم که هنرمندانه فضای حاکم بر محفل و گریمالد رو بعد از اومدن دامبلدور جدیدمون ، نشون دادی و از این بابت ازت ممنونم.

تو که اینقدر خوب مینویسی چرا اینقد کم پیدایی آبجی!

امتیاز پست : 10 از 10 !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1387 14:15
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام:

می خواستم پستم توی همانند یک سفید اصیل بنویسید پست 195 رو نقد کنید ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1387 13:42
نمایش جزئیات
آفلاین
گرابلی عزیز ،
پست نسبتا کوتاه و خوبی بود.

نکته ها :

توی پاراگراف اول شما نوشتید جیمز ( دامبلدور) از خوشحالی سعی میکنه یویو رو دوباره پرتاب کنه ، در حالیکه دیالوگ های بعدی نشون میده اون خوابیده، یه جورایی مبهمه... شاید میخواستی چند دقیقه ی بعد رو نشون بدی که دامبلدور خواب بوده ولی در این صورت باید اعلام میکردی، نه اینکه خیلی سریع بپری تو یه قسمت دیگه.

پاراگراف بندیت، استفاده از شکلک هات ، علائم نگارشیت... همشون بدون اشکال و مناسب، طنز به جا و ملایم، فقط یه دو سه نمونه غلط تایپی داشتی فک کنم، که اگه قبل از فرستادن پست یه دور حتما از روش بخونی دیگه این مشکلات پیش نمیاد.

آخرای پستت رو خیلی سریع پیش بردی، خیلی سریع از قطار پیاده شده و خیلی سریع سوار کالسکه شدو ... ( البته یه نکته ای که فراموش کردی این بود که سال اولی ها با کالسکه به هاگوارتز نمیرن) ( بعد ویرایش : پرانتز قبلی رو شدیدا تکذیب میکنم! :دی) ، اما با اینکه روند داستان رو سریع کردی بازم به نظرم این روند سریع لازم بوده ، قسمت های هیجان انگیز داستان توی هاگوارتز اتفاق میفته و خیلی حیفه بیشتر اوقاتمون رو تو قطار بگذرونیم.

پیشرفت خیلی خوبی داشتی فرزند روشنایی!
9 از 10 !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1387/11/4 17:20:31
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 4 بهمن 1387 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
جیغولک سلام
خوفی؟
میخواستم بی زحمت ماجراهای دامبل و خانواده پست 253 رو نقد کنی.

ممنون
بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=FF0000][b]پس قدم قدم تا روشنايي از شمعي در تاريكي تا نوري پر ابهت و فراگير!
ميجنگيم تا آخ?
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 28 دی 1387 09:59
نمایش جزئیات
آفلاین
ریموس عزیز، پست خیلی خوبی بود.
سوژه رو به خوبی پیش برده بودید! نکته ها :

نقل قول:
پس این صدای چی بود . البوس در حالی که داشت این جمله رو بیان می کرد با یک دستگاه بسی چند خفن وارد سالن شد .


اینجا باید یه خط تیره قبل از دیالوگ دامبلدور میذاشتی. درسته که در مورد اینکه اون دیالوگ مال دامبلدور بود توضیح داده بودی ولی اینکار باعث میشه هم پستت چهره ی بهتری پیدا کنه هم این حالت ابهام رو از بین ببره:

نقل قول:
- پس این صدای چی بود؟
البوس در حالی که داشت این جمله رو بیان می کرد با یک دستگاه بسی چند خفن وارد سالن شد .


ورود لرد به خونه رو خیلی ناگهانی عنوان کردی، الان زیاد از این روش استفاده نمیشه ولی تونستی خیلی خوب شوکه شدن آلبوس دامبلدور و ولدمورت رو نشون بدی، همینطور ترس تامی کوچولو از آلبوس دامبلدور رو!
این پاراگراف بهم چسبید:

نقل قول:

البوس دستگاه رو درون دستهای استاد کروشاوا جای داد و در حالی که دنبال چوب دستی خود می گشت رو به لرد کرد و گفت :
- تو اینجا چی کار می کنی تام ؟
لرد که از دیدن این همه محفلی و دامبلدور در خانه استاد کروشاوا شوکه شده بود ترجیح داد سریع آپارات کنه و با یک دسته مرگ خوار برگرده .


یه نکته ی منفی دیگه این بود :

نقل قول:
استاد کروشاوا : چرا البوس من خونه خودمو دوست دارم.


یه جورایی جمله عجیبه، کروشاوا کلمه ی "چرا" رو به صورت پرسشی میگه پس گذاشتن یه علامت سوال لازمه و البته یه علامت تعجب برای نشون دادن شوکه شدن کروشاوا از این اتفاق و این حرف:

نقل قول:
استاد کروشاوا: چرا؟ آلبوس من خونه ی خودمو دوست دارم!


پست سفیدی بود فرزند روشنایی!
امتیاز شما : 7 از 10
موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 27 دی 1387 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به بلندای جـــــــــــــــــــــــــــیغ جیمز .
ممنون می شم این پست رو نقد کنید .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 30 آذر 1387 16:33
نمایش جزئیات
آفلاین
سلامی به سفیدی اسب رستم !
ممنون می شم این پست من هم نقد کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 25 آذر 1387 11:52
نمایش جزئیات
آفلاین
سلامی به بلندای ریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش دامبلدور .
لطفا این پست منو نقد کنید .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 22 آذر 1387 03:05
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام!

اگر ممکنه این پست همانند یک سفید اصیل بنویسید منرو بررسی کنید.

با تشکر.

به زودی نقد خواهد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/9/22 11:11:31
من فکر می کنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ:
احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
[b]چندین هزار چشمه خ
Re: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 17 آبان 1387 21:58
نمایش جزئیات
آفلاین
پست 239-ماجراهای دامبل و خانواده زده شده توسط پروفسور گرابلی پلنک :

اولین مشکلی که داری و تو اکثر پستات به چشم میخوره مشکلات قواعدیه :

نقل قول:
دامبل که با شنیدن این حرف از جیمز نا امید شد سرش رو به سمت اون برگردوند


این جمله ات مشکل قواعدی داره! یک بار اسم جیمز رو گفتی و یک بار دیگه توسط "اون" بهش اشاره کرده بودی! ظاهر جملت در اول پست خوب نبود.
این رو هم بگم که جمله اول هر پست یک موضوع حیاتی هستش در جلب توجه خواننده ! اگر پست اولت بدون مشکل و خوندنی باشه خواننده ترغیب میشه تا همه پستت رو بخونه .

نقل قول:
دامبل ابتدا وارد شد و پس از ده دقیقه با یک دسته گل بسی بزرگ بیرون اومد، کنار گلفروشی هم یک سوپر بزرگ بود.جیمز نیز پرید و با تعداد متعددی کمپوت برگشت.


بیشتر شبیه توصیف داستان های کتاب کودکانه هست تا یک رول! یکم باید توصیفاتت رو جدی تر بنویسی و یکم لعاب بدی بهشون.

نقل قول:
در همین حین لرد رو آوردن بیرون و او واقعا فلج شده بود

مثل تیکه اول نقدم! چند بار از ضمیر "او" استفاده می کنی؟ این چهره پستت رو زشت و ناپسند میکنه.

در اینجا :

نقل قول:
جیمز که باشنیدن این حرف کمی دپرس شد، سرش رو زیر انداخت و کنار دامبل راهی شد و همین طور که قدم می زد به حرف دامبل می اندیشید


به نظرم به جای اینکه دو بار از کلمه دامبل استفاده می کردی ، از یک ضمیر مناسب کمک می گرفتی.

بیشتر مشکلاتت در توصیفات و قواعد گرامریه ... از لحاظ های دیگه مشکل نداری .

راستی " تز " چیه ؟

------------------------

4 - زندگی و نیرنگ های آلبوس دامبلدور زده شده توسط آرنولد :

ببین پستت از یک سری جهات آغاز و پایان خاصی نداشت ... اصلاً در ادامه پست من نبود ، بلکه همون پست من بود ، فقط با یکسری تغییرات جزئی(در سیر داستانی پست).

اول پستت معلوم نبود از زبان چه شخصی نقل قول شده ، و این درحالی هست که ما در حال باز سازی یک کتاب هستیم در قالب رول و باید بعضی نکات مهم رول در پست به کار گرفته باشه که صد البته نقل قول از افراد یکی از این نکات مهم هست.

توصیفاتت فوق العاده کم بود! همه شکل داستان ، سیر داستانی و ... در هاله ای از ابهام قرار داشت!

و همچنین در آخر پستت :
نقل قول:
من کتابو بستمو از روی میز پایین پریدم،دیروقت بود باید می رفتم خوابگاهو می خوابیدم،قیافه کتابدار وقتی می فهمید من دوباره سراغ کتابهای ممنوع رفتم دیدنی بود


1.این " من " به کار رفته چه کسی بود ؟ هری بود خواننده کتاب بود یا ...؟( این یعنی در هاله ای از ابهام! )
2. این تیکه از پستت هم باید بگم به پست قبلی و پست قبلیش هیچ گونه ارتباطی نداره!هری کتاب رو در اتاق نشیمن باتیلدا بگشات پیدا کرده بود ولی حالا در این قسمت از پست تو ، این کتاب در کتاب خانه هاگوارتز ، آنهم در قسمت کتاب های ممنوعه قرار داشت!

به این نکات از پستت توجه کن و سعی نکن با مطالب بی محتوا پست هایی طولانی بزنی! این پستت هم بیش از حد کوتاه بود ... سعی کن طول پستت مناسب باشه و در چهارچوب :
"توصیفات مناسب ، شخصیت پردازی مطلوب ، دیالوگ های به موقع ، طنز پردازی در چهارچوب داستان و مرتبط به پست قبلی "

باشه .

با احترام.
آلبوس دامبلدور

--------------------------------------
پ.ن : معذرت بابت تاخیر در نقد پست ها! این چند روزه به شدت درگیر بودم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/8/17 22:02:23