همه چیز از روزی شروع شد که :
داشت گودریگ گریف خان پسری / پسر ِ بی ادب و بی هنری
اسم ِ او بود علی مردان خان (!) / کُلفت ِ خانه زِ دَستش به اَمان!
بله بچه های من!

پسر ِ گودریگ گریفندور بی هنرترین بچه ی محل بود. هیچی از جادو سرش نمیشد، طوری که همه تصور میکردن فشفشه اس. اما گودریگ امیدوار بود با کمک دوستاش بتونه پسرشو ادب کنه!
خلاصــــــه... جونم براتون بگه که گودریگ سه تا از دوستان دوران کودکیشو که حالا سه جادوگر گولاخ بودن خبر کرد و چارنفره ریختن سر علی مردان خان که آموزش بدن به این بچه! و در راستای آموزش دادن به اون بود که هاگوارتز به اون عظمتو با دست های خالی و گل و خشت ساختن، هر کدومشون یه قسمتشو ساختن... گریفندور از دفتر مدیریت شروع کرد، راونکلاو تالار ها رو ساخت، هالپاف به فضای باز مدرسه رسید و سالازار هم افتاد تو جوب ِ فاضلاب! که سال ها بعد هی سوراخ سنبه ها و حفره های اسرارش باز شدن و مار و مارمولک و باسیلیسکاش ریختن بیرون ملتو خوردن!
علی مردان خان از پدرش و سه معلم دیگه اش اجازه داشت که تا پایان ِ ساخت مدرسه ی خصوصیش استراحت داشته باشه به شرطی که بعد اون بشینه بکوب بخونه که تو کنکور کم نیاره! اما از شما چه پنهون ساخت هاگوارتز سالها طول کشید...علی مردان خان پیر شد و عمرشو داد به شما! ولی چهار بنیان گذار همچنان ساختند و ساختند و ساختند و بعد، شروع به جمع آوری علی مردان خان ها (!) از سراسر جهان کردند. :)
دو مورد از اختلاف های گریفیندور و زنش را بنویسید .
1. علی مردان خان! ( و بحث آنها سر اینکه بی عرضگی علی به کدامشان رفته! )
2. گودی در سال های آخر عمرش به شدت پرخاشگر شده و قلب همسرش را می آزرد، حتی یک شب همسرش را تهدید کرد که صبح روز بعد حتما او را خواهد کشت و همسرش که یقین داشت فردا کشته خواهد شد، شبانه به خیمه ی گودی هجوم برده و او را کشت! ( اهم..من هرگونه تقلیدی از تاریخ های مشنگی رو تکذیب میکنم. )
3 تا از مدیر های سابق هاگوارتز را نام ببرید .
از رولینگ بپرسی میگه مک گونگال، آلبوس دامبلدور، دلوروس آمبریج!
ولی من میگم نچ! کور خوندی!

اولین مدیر مدرسه ی هاگوارتز بعد از چهار بنیان گذار، آرگوس فیلچ بود. بله! همین پیرمرد فرسوده و مهربان، همین بابای مدرسه ی هری اینا. دوران مدیریت فیلچ از درخشان ترین دوره های هاگوارتز بود اما بعد چون حفره ی اسرار را باز کرد و جک و جونورای سالازار رو ریخت بیرون، خواستن اخراجش کنن که دامبلدور منصرف شد و گذاشت به عنوان سرایدار مدرسه بمونه تو هاگ!
بعد از فیلچ، دامبلدور اومد مدیر بشه افتاد و دندونشـ..چیز..دماغش! شکست.
پس صلاحیت مدیریت رو نداشت و نیک بی سر مدیریت مدرسه هاگوارتز رو به عهده گرفت.
نیک دوران خوبی نداشت. بچه ها ازش حساب نمیبردن و همیشه میزدنش و اون نمیتونس کاری بکنه چون جذبه نداشت از همون اول کلا! به هر حال بلاخره روز تقریبا بی سر شدن نیک هم رسید و وقتی تابلوش کنار تابلوی فیلچ قرار گرفت و روح شد، از مدیریت برکنار شد.
ولی مجددا دامبلدور در رسیدن به مدیریت ناموفق بود و یکی از بز های آبرفورث که آرماندو نام داشت پشت میز نشست. آرماندو بز خوبی بود، آرام و سر به زیر بود. اما مشکلات زندگی و سختی های هاگوارتز و اینکه معاونش آلبوس دامبلدور بود باعث شد جهش ژنتیکی پیدا کرده و روز به روز مرد تر شود! بلاخره روزی رسید که بز آبرفورث تکامل پیدا کرد و انسان شد، او هم دوران نسبتا موفقی داشت و باز شدن مجدد فاضلاب، به هیچ وجه خدشه ای بر دوران طلایی این مرد بزرگ وارد نکرد.
روونا ریونکلا مرد بود یا زن ؟ با دلیل!
ببینید تحقیقات من میتونه چیزای هولناکی رو روشن کنه... با نهایت تاسف میگم...ریونا ریونکلاو اصلا انسان نبود! اون هم یه بز تکامل یافته ی نر از بز های آبرفورث دامبلدور بود.
آبرفورث کلا مهره های درخشانی رو برای جامعه ی ما پرورش داده!کلاس و تکالیفش از این به بعد چطوری باشه؟
فقط در همین حد بگم که... این تنها کلاسی بود که من به شدت از نوشتن تکالیفش لذت بردم و به هیچ وجه از روی اجبار ننوشتم!
روش دادن تکالیف عالیه! خوشمان آمد خفن!

سوال تستی :
مشکل اصلی اسلایترین با زنش؟
کی زن میداد به این؟؟
گزینه ی 4 !
" کلا زن نداشت"
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

!
؟!




