جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  67 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  201 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  293 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 11 آبان 1384 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
هزار هزار ولدمورت...

در حاشيه هالووين اعلام شد :
يکي از سازمانهاي ماگلي اعلام کرد در شب هالووين هزاران هزار ماگل با لباس مبدل لرد در کوچه ها راه ميرفتند...دست بر قضا فاش شد يکي از نفشه هاي ماگل آزاري ولدمورت(واقعي) در شب هالووين برنامه ريزي شده بود اما نقشه بر آب شد به اين تصاوير توجه کنيد:
کليد : ولدي 1 (اصلي)

ولدي 1 : حاظرين ؟ ميريم وسط خيابون همه داد ميزنيم تا ماگلا بترسن بعد طلسما رو ميزنيم...آماده؟ بريم...
ميپرن وسط...يهو 5 نفر ولدمورت ديگه از سر راه رد ميشن...
ولدي 1 داد ميزنه...هوار ميزنه : يعععع...منم لرد ولدمورتم...يعععع
ولدمورت ماگل : خيلي باحالي ايول...
حالا ولدي هرچي داد ميزنه...هوار ميزنه...انگار نه انگار...ماگلا فقط ميخندن!
ولدي 1 : بابا من اون واقعيم...
ماگل : جون عمت...داداش منم سايز بزرگتر لباس تو رو گرفته...
ولدي 1 : (فحش)

و به اي صورت نقشه لرد نقشه بر آب شد...

کاري از گروه فرهنگي هنري جادوسيما با همکاري دوستان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امروز خودم را زخمی کردم تا ببینم آیا هنوز درد را حس میکنم یا نه....درد تنها واقعیت است...

-- جانی کش
قسمت اول
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 آبان 1384 15:59
نمایش جزئیات
آفلاین
قسمت اول از مجموعه ي او يك ويليام ادوارد بود!!!!




جنگل سرد وتاريك......صداي بلند يكي از آهنگ هاي سيستم تو ماشين سرژ پيچيده بود.

سرژ:وقتي كه تنگ غروب بارون به شيشه مي زنه .....همه غصه هاي دنيا توي سينه منه .......توي قطره هاي بارون ميشكنه بغض صدا ..... ديگه غير از يدونه پنجره هيچي نمي خام!!

"ناراحت نباش عزيزم"

سرژ:عجب توهمي درختا با آدم حرف مي زنن...

بومب

نيم ساعت بعد ؛ سنت مانگو ؛ لندن

سرژ:دكتر ، دكتر اين مريض تصادفيه چطوره؟!حالش خوبه؟نخند مرتيكه ..... بوووق!!
دكتر:ببخشيد خنده ام گرفت...آخه ريشاي شما خيلي بانمكه جييگر ، مريضت حالش خوبه فقط يه مشكلي هست اونم اينكه حافظشو از دست داده و فقط دو تا كلمه يادشه!اينترنت و وبمستر..
راستي يه چيزي اسمشم نمي دونه يه بار ميگه ويليام ادوارد يه بار ميگه وايدر يه بار ميگه اسميگل!!!
سرژ:خب بايد چيكار كنم؟
دكتر:مي بريش خونه ي خودت تا وقتي كه حافظشو بدست بياره!!
صداي كارگردان:هوووووي اين كه شد كپي يكم خلاقيت از خودتون بنماييد!!!
سرژ:عمرا...............من اينو ببرم خونه دكتر مگه خودت ناموس نداري عزيزم اشكال شرعي آسلامي داره!
دكتر:به من ربطي نداره...ميخاي ولش كن گوشه ي خيابون بميره!!!
سرژ:عجب فكر تميزي!!!
صداي ناله ي ويليام ادوارد:نه منو تنها نذار!


يه ساعت بعد ؛ هاگزميد ؛ خانه هاي هاگزميد
ويليام ادوارد:اينترنت ، جادوگران!!
سرژ:بيا مرتيكه معتاد اينم كارت اينترنت....
ويليام از خوشحالي در حال صميميت شديد با سرژه!!


دو دقيقه بعد
بووق بيق بووق.....verifying username and password

سه دقيقه بعد

جادوگران محلي براي طرفداران هري پاتر
از ورود شما متشكريم اورانوس!!!!
سرژ

پايان قسمت اول.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
بسيار مهم
ارسال شده در: شنبه 7 آبان 1384 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوستان عزيز من ميخام اينجا يه نمونه جديد از رول نويسي رو شروع كنم با نام "سريال نويسي"!(اين كار تلاش مذبوحانه اي است در جهت رشد رول پلينگ)(كپي رايت از كاخ امپراطور)!

نحوه كار:نوشتن يك عدد سريال اشتراكي توسط اعضا كه هر هفته سر ساعت معيني پستش زده ميشود!!(پنجشنبه شبها فكر ميكنم مناسب باشه)

نحوه پست زني:پست ها همانند هالي ويزارد است تنها كار كش دادن بيشتر موضوع و سريالي كردن آن است!!!

نكته مهم:زياد بودن فاصله باعث ميشه كه فردي كه قرار هفته آينده پست سريال رو بزنه وقت لازم براي فكر كردن رو داشته باشه و نياد يه چيز چرت بزنه و بره!

نكته مهم 2:لطفا ممد پاتر و قلي پاتر و اكبر گرنجر شركت نكنند (فقط اعضاي رول نويس توپ شركت كنند)!



سريال پيشنهادي :او يك ويليام ادوارد بود!!!!



هر كي خواست اعلام آمادگي كنه به من پي ام بزنه اطلاعات بيشتري بگيره!!


فعلا خداحافظ!


اميدوارم ناظر محترم لندن ما رو ساپورت كنه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
برنامه ی محبوب کیف سامسونت
ارسال شده در: جمعه 6 آبان 1384 15:14
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه ی محبوب کیف سامسونت
دکور برنامه بر روی صفحه ظاهر میشه و دوربین پس از از نظر گذروندن سر تا پای دکور که از یه کیف سامسونت گنده و چند تا نردبون شکسته تشکیل شده، سعی می کنه کلوز آپ مجری رو بگیره ولی موفق نمی شه.چونکه گلدونای پر از آب هندونه ی روی میز قدشون چهار برابر هیکل مجریه. البته ناگفته نمونه که با اون لوله پلیکای تو شون و یه برش هندونه ی شتری که در کنار چتر سیاه به لبه ی گلدون چسبیده زیبایی چشمگیری دارن. مجری بلند میشه و روی مبل کناری میشینه و بالاخره دوربین کلوزاپشو می گیره.
مجری: به قول خواجه حافظ شیرازی سلامی چو بوی خوش ناشتایی/بدان مردم خوشگل روستایی/ درودی چو نور چش نابینایان/بدان کبریت سوخته ی تنهایی
یه بار دیگه با یه کیف سامسونت دیگه قدم رو تخم چشمتون گذاشتیم تا همه تونو از سیمای مبارکمون مستفیض کنیم. حالا فعلا برید آیتم بعدی رو ببینید.
----------------------
بعد از دیدن یه گزارش دوباره ریخت نحس مجری قاب رو پر می کنه.
مجری :واسه مون کلی sms اومده. این اصغر از اون پشت داره بال بال میزنه که کلمه ی خارجکی نگو. بابا اصغر جون نور مایند(never mind ) قاه قاه قاه...
0912 گفته تو رو خدا اگه بری من می میرم. 0914 گفته فریاد خسنی* جان ننه ت یه نظری به ما بنداز. باشه عزیز اینم نظر.(نگاهی به دوربین می کنه.) قاه قاه قاه...0956 پس از مقادیری قربون چشم و ابروی من رفتن نوشته که "فریاد جون. یکی از موهای ابروت نامرتب شده عزیز.بزا بیام برات درستش کنم." منم بهش میگم درستش کردم قربون دستت.حالا هی بگید که شما فقط مسیج(massage ) های مثبت رو می خونید. دیدین؟ اینم یه انتقاد گزنده که خوندم براتون.حالا با مهمون برنامه آشنا بشید.ایشون یکی از دوستان بنده در دانشگاه خواجه حصیر قوطی هستن که با هم میکانیکت می خونیم. اسمشون آقای ویلیام ادوارد هستش که البته هنرای زیادی هم دارن به جز میکانیکت.از جمله اینترنت بازی، کیبورد بازی، طراحی صفحات دفتر نقاشی در کامپیوتر، برتامه نویسی به 8 زبان مرده ی دنیاو و و .... جواد جون مهمونو با اون دوربینت بیگیر.
(دوربین به مدت سه ثانیه ویلیام ادواردو نشون میده و بعد دوباره بر می گرده روی مجری)
مجری:قاه قاه قاه...خوب ویلی جون از خودت بگو.
ادوارد:به نام خدا هستم. دانشجوی...
مجری:بسیار خوب. چی شد رفتی تو کار اینترنت بازی؟نکنه توئم با این بیل گیتس فامیلی؟ آخه می دونی...من و بیلی با هم میرفتیم آموزشی.با همدیگه روی یه تخت دو طبقه می خوابیدیم.البته اون موقع تختا دو طبقه بود.تا اینکه زد و منو به طور افتخاری گرفتن واسه اینکه توی دانشگاه خواجه حصیر میکانیکت بخونم. از اون به بعد دیگه ازش خبر ندارم.خوب بگو.
ادوارد:راستش...
مجری:ممنونم. چرا به تو میگن وب مستر یاهو؟نکنه بلدی عکس سرچ کنی...قاه قاه قاه
ادوراد:خوب من...
مجری:چند تا شعر بلدی ویلی؟ من سه جور توپ قلقلی بلدم. دو تا شعر نو از عمو پورنگ بلدم. چهار تا هم آن مان نباران از شکسپیر حفظم. قصیده ی دکتر چه مهربونه رو هم مامی تازه بهم یاد داده. در ضمن بلدم ای بی سی دی رو هم از بر بخونم. عمو زنجیر بافو هم بلدم با ریتم راک بخونم هم با ریتم جاز. تو چی؟
ادوارد:من فقط...
مجری: شرمنده ویلی جون. وقت نداریم. بای بای تا کیف سامسونت فردا...
---------------------------------------------------------------
*دقت کنید: فریاد خسنی(خ)
*ببین این یارو دیگه چقد وراجه که به ویلی جون وقت حرف زدن نمی ده!!!!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."
Re:امپراطور پاسخ می‌دهد!
ارسال شده در: دوشنبه 2 آبان 1384 23:19
نمایش جزئیات
آفلاین
...آهنگ مارش نظامی...

تصویر:‌ رژه نیروهای امپراطوری ....

تصویر از وسط نصف میشه... و دوتا ویدر رو مقایسه می‌کنه:

گوینده:‌ لرد ویدر تقلبی را از اصل شناسایی کنید! مشخصات :
1. برچسب شماره سریال بالای کلاه لرد ویدر
2. هلوگرام(برچسب ایمنی!) با کد 8 رقمی پس گردن لرد ویدر
3. درج نام اشتباهی لرد وایدر به جای ویدر در نسخه تقلبی
4. نسخه تقلبی به جای شمشیر USB.2 شمشیر USB 1.1 دارد.
5. گارانتی ضمانت دار امپراطور گراپی روح احمد الکتریک با مهر زرکوب.
6. نسخه اصلی در 99.9 درصد موارد با چهارچوب در برخورد می‌کند.
7. استفاده از سیستم عمال رجیستر شده DomBol V.0000001 Beta 1 Not Stable در نسخه اصلی.


گوینده:‌ ویدر را اصل بشناسید! امپراطوری مطمئن! ............!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
آرزو هاي ويليام ادوارد
ارسال شده در: جمعه 29 مهر 1384 23:07
نمایش جزئیات
آفلاین
سرژ ويليام ادوارد ميشود

مجري:گري بك
سوژه:سرژ تانكيان

كارگردان:گراپ صدا درسته؟.....صدا.....دوربين.... فايررررررررر(كارگردان جو زده شد)
مجري:بوق ممتد
سرژ:يكي صداي اين مجري رو درست كنه.فكر كنم ميكروفونش ايراد داره

گراپي دوان دوان با شرت قرمز و بلوزي تنگ كه پشتش نوشته شده« system of a down» وارد صحنه ميشه.ميكروفوني كه تو دستشه ميده به گري بك.از لب و دهان گري بك خون مياد.هر چند ثانيه به چند ثانيه درو لبشو ليس ميزنه.ميكروفون رو روشن ميكنه ميتركه.
كارگردان:اه اينم قلابي بود ..گراپ از كجا خريديش؟
گراپ:ايران
كارگردان:چاره چيه...گري بك...برو جفت سرژ بشين از ميكروفون اون دو نفره استفاده كنين
گري بك جفت سرژ ميشه
گري بك(مجري):سلام به همه...
كارگردان:اقا سلام نكن.اينجا فقط بايد پيام مهم بفرستي وگر نه بلاك ميشي
گري بك:باشه...لييسسس...بينندگان عزيز همونطور كه ميبينيد امروز در خدمت....ليس....سرژ تانيكان يكي از نوادگان شير سرژ تانكيان بزرگ كه پدر متال قرن نام گرفته اند هستيم....ليسسس...امروز ميخواهيم در مورد شايعه اي كه چندي پيش در مورد ايشون شكل گرفته كه ملت خوش مزه با اون خونهاي گرم و گردن خوشگل كه جون ميدن براي گاز گرفتن..اهم اهم...كه ملت ميگن سرژ بايد شخصيتشو عوض كنه چون ربطي به دنياي هري پاتر نداره....خب..آقاي تانكيان..حيف شد كه ريشت بلنده وگر نه گردنتو مورد عنايت..اهم...خودتون رو معرفي كنيد.
سرژ با لباس سفيد كنار گري بك نشسته:به نام خدا هستم.37 سالمه.تقريبا حدود 42 ساله كه حرفه ايفاي نقش رو در پيش گرفتم...علاقه زيادي به فرياد كشيدن دارم....جا داره كه يه خاطره جالب در مورد فرياد كشيدن رو براتون تعريف كنم.يه روز در خيابان هاي قزوين داشتم قدم ميزدم كه ديدم يه سكه رو زمينه...دولا شدم ورش دارم كه يهو...
كارگردان:اقا وقت نداريم....
سرژ:زاخي، بازيه پست و مقامي بهت دادن جو گير شدي؟
گري بك:خب..خب..للييييس....بريم سر اصل مطلب....شما آخر ماه كجايين؟
كارگردان:گرررري بككك..خودتو كنترل كن...
گري بك:اوكي باب....ما شنيديم كه شما ميخوايين شخصيتتون رو عوض كنين..ايا راسته؟
سرژ:من نميخوام.من رو مجبور ميكنند.فشار هاي بهم وارد ميشه كه...جا داره يه خاطره جالب در مورد فشار براتون تعريف كنم..يه روز داشتم تو خيابوناي قزوين رد ميشدم يه اقا تو مغازش گفت جووون بيا تو...سر در مغازه نوشته بود«مغازه بچه هاي با مرام»...درش كوتاه بود..دولا شدم كه رد بشم يهو...
كارگردان:هوييي....ميگم وقت نداريم...
سرژ:اوكي باب...خب..داشتم ميگفتم.منو مجبور ميكنن...خودم دوست ندارم....
گري بك:خب...شما ميخواهيد چه شخصيتي رو ورداريد؟
سرژ:در اين مورد حدود 25 ساله كه دارم فكر ميكنم.اول ميخواستم شخصيت هري پاتر...بله درسته..همون پسر لاغر مردنيه...اره اره...چي؟..اوني كه پشته دوربينه چي گفت؟چي؟...هاهاها..ايول..اره خودشه...چي ..مادرش؟....نه بابا.....زن خوبي بود...چي؟نه بابا....چهار تا شوهر داشت؟....يكي يكي پريدن روش؟خودشهم افتاد روي هري؟...بعد طلسم باستاني اجرا شد؟..ايول..پس بگو چقدر طلسمه قوي بود...چهار تا مرد پشت طلسم بودن....چي...اسمشو نبر هم ميخواست بپره؟...جيمز نزاشت بپره؟ بعد اسمشو نبر كشتش؟...پس جريان اين بود....خب همونطوري كه داشتم ميگفتم ميخواستم شخصيت هري پاتر(پسري كه مجهول الپدر بود) رو بگيرم...ولي با خودم فكر كردم كه اين فوقش چند بار جلوي ولدمورت ايستاده...چند سايت ماگلي هم وب مستره...گفتم كه روح بينهايت طلبي منو ارضا نميكنه...با خودم فكر كردم كه من كسي ميخوام بشم كه صاحب كل شبكه اينترنت و اينترانت باشه...خيلي هم پر قدرت باشه.رول نويسيش هم توپ باشه و همچنين خودشو جديدا امپراطور معرفي كرده باشه....گشتم گشتم ديدم..ها..ايول...من يه مورد ميخواستم هزار مورد پيدا شد..اوليش يه شخصي بود به نام ويليام ادوارد..بعدش اسميگل...بعدش دوتا ديگه يادم نيست..بعدش هم وايدر كبير....ده بيست سي چل پنجا(قراره تستهاي كنكور 85 پنج گزينه اي بشه..البته هنوز شايعست) همين ويليام ادوارد افتاد...تصميم دارم شخصيت ويليام ادوارد رو بگيرم.اين جنگجوي نامي....به قول شاعر تواناي ماگلي،شهيار قنبري،جنگجو...جنگجو از آشتي بگو....،...اين شخصيت بزرگ و كبير..
گري بك:آفرين آفرين...اي كاش زود تر يادم بود خودم ميگرفتم.خب...از برنامه هاي اينده با اين شخصيت برامون بگين!
دستش خوني اش را دراز ميكند كه با صميميت به شانه سرژ بزند..سرژ خود را عقب ميكشد كه لباس سفيدن خوني نشود.
گراپي:بزار دستشو بزاره رو شونت...لباست سفيده لك نميشه
گري بك دستانش رو شونه سرژ ميگزارد و چند بار پشت و رو را ميمالد تا كاملا لباس سرژ قرمز شد.
گري بك:چرا ساكتين..از برنامه هاي اينده بگين!
سرژ:قراره فردا طي يك جلسه حظوري با وب مستر جهان خلقت و هستي ،وارد گفتكو بشم و با حرفاي كه از قبل نوشتم راضيش كنم منو شريك كنه تو وب مستري....چون الان سرش شلوغه نميتونه به همه فروم ها سر بزنه.يه چند فروم(كشور) رو قراره بده به من.
گري بك:نميدونين چرا سر وب مستر جهان شلوغه؟
سرژ:اونجوري كه sms زده بود گفته بود كه اينقدر آدم ارزشي تو جهان ثبت نام كردن و روز به روز دارن ارزشي ها بدنيا ميان...هي بايد بگرده دنبالشون يا اثرات جرموشن رو پاك كنه.يا خودشون حذف زندگي كنه.يا اينكه كاخ ها و خونه هاي رو كه بي اجازه ميسازن رو اول قفل كنه و سه روز بعد شپلخ كنه.
گري بك:مگه وب مستر نيست.اين مورد اخري و اولي وظيفه ناظراست
سرژ:اره...ولي خودش ميگه كه ناظر ها خيلي تنبلن...اصلا كار نميكنن..خب بريم سر موضوع اصلي..قراره وب مستر كمكي بشم...نقشه هاي خوبي دارم..ميخوام خودشو بعدا از وب مستري شوتش كنم.خودم بشم وب مستر و صاحب مطلق جهان...همرو بفرستم جهنم...
از پنجره ناگهان نور مهتاب ميافته تو...روي صورت گري بك اثر زيباي داشت.
گراپ:وايي...ماه كامل شده..فرار كنين..
گري بك زوزه وحشتناكي ميكشه...مممممم(زور ميزنه كه تغيير شكل بده)...بعد از يك دقيقه زور زدن(همه پشت يه چيزي سنگر گرفتن)گري بك فقط يه خورده صورتش گود رفته ولي تغيير زيادي نكرده...
همه از سنگر ميان بيرون
گراپ:چي شد؟چرا گرگ نشدي؟
گري بك:ماهش ساخت ايران بود.خوب كار نكرد
____
اوج ارزو هاي ويليام ادوارد.
اول ميخواستم با ويليام ادوارد مصاحبه بشه...بعد گفتم كه به سرژ هم يه ربطي بدم با يه تير دو نشون بزنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 21 مهر 1384 10:39
نمایش جزئیات
آفلاین
واینک اوهم ایهم ببخشید اهم اخبار
بر طبق آخرین اخبار رسیده عده ای از جادوگران حزب...(به دلایل امنیتی سانسور شد) دیروز بعدظهر در جلوی سازمان وزارت سحر و جادو جمع شده و اعتراض خود را در بخاطر بی کفایتی وزیر جدید اعلام داشتند.
جادوگران با شعار :این وزیره یا پنیره در حالیکه پلاکاردهایی را که عکس وزیر سابق بر روی آن نقش بسته بود در دست داشتند در مقابل وزارت چهار زانو نشسته بودند.آنها در صورتی حاضر به ترک آنجا شدند که...
بابایی گوشی رو بردار باباییگوشی...
ببخشین
الو بابایی بعدا زنگ بزن الان دارم اخبار میگم
بینندگان عزیز پوزش من و فرزندم را بپذیرید.
واینک ادامه اخبار
بله کجا بودیم آهان آنها در صورتی حاضر به ترک آنجا شدند که وزیر اسبق دوباره وزارت را بر عهده بگیرد

یک خبر ورزشی
هاکر اندرسون بازیکن جستجوگر منچستر دیروز اعلام کرد درصورتی در این تیم بازی خواهد کرد که ادوارد کیمور حاضر به عذرخواهی از او در جلوی دوربین تلویزیون شود.

بینندگان عزیر به خبری که هم اکنون بدستم رسید توجه کنید
در پی یک درگیری در وزارت خانه یه نفر زخمی و بقیه مجروح شدند.از وقایع ماجرا هیچ خبری بدست نیاورده ایم
دوستان اشاره میکنند که دیگه زمانی نمونده پس شمارا به ریش مرلین میسپاریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 20 مهر 1384 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
-بيا بخور ببين صدا داره! كوفت بگيري ميگم بخور!
-خانوم از ما ديگه گذشته...به حق چيزاي نشنيده!
قرچ قورچ ملچ مولچ !
-هومك!
-ديدي گفتم صدا داره!

ببك ببك ببك! هومك هومك هومك! حالا ماه شدم!

جاسم داره تو خونه گيلدي تخمه ميشكونه
-ميگم نورممد! بيا ببريم گيلدي رو تبليغ كنيم پول بگيريم! فك كـــــن! يه ساحره بياد جاي اين ماهه ببين چه باحال ميشهنفس نفس نفس...نفس نفس نفس...حالا خوشگل شدم!

- اِ ممد ببين! همينو بذاريم! جون من! همينو بذاريم!

عكس چو مياد تو تلويزيون ميخنده ميره!

شهر من آسمون صورتي داره!
روز روشن شب بي ناموسي داره
اگه روياي قشنگ بي جامه پارتياي تو
بره دست از سر ما برداره!
اينجا آسمونش خاكستريه!
قصه هاش قصه ويكي و بيگيه!
جادوگراش وقتي واسه هم ندارن
اينجا معلوم نميشه كي به كيه!

جاسم: نورممد...هوشت..پيشت...ماست..دوغ...نورممد!

تصوير نورممد و گيلدي تو تلويزيون پديدار ميشه!

-نورممد!
-گيلدي!

نورممد ميدوه طرف گيلدي ظرف آش از دستش ميفته كت شلوار سفيد گيلدي سبز ميشه!



سبزي كت شلوار گيلدي مياد همه صفحرو ميگيره باز چو مياد جلو!

_________________________
آقا خودم ميدونم چرت و پرت نوشتم...خيلي ضايع بيده...خودم ميدونم! البته اگه متهم گريختو نميبينين احتمالا هيچي از حرفاي من نفهميدين! فقط اينو نوشتم كه بگم من عشق كردم يه مدت پارازيت باشم! همين!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 شهریور 1384 21:19
نمایش جزئیات
آفلاین
ولکن این باد اعتراض ما
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 28 شهریور 1384 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
- هوشت...بينندگان عزيز ...بوم... عرض مي...every time...در خدمت شما....ديش you...با گزارشي از شورشي در... dropبوووووووووووووووووووووووق!!!

تصوير غيب ميشه!!!

چند لحظه بعد تصوير برميگرده و گزارشگر رو در حالي كه به نظر ميرسه به طبل!! كوبيده شده نشون ميده! چند فرد بسيار مودب هم پشتش واستادن!


-بله بينندگان عزيز...با گزارشي از دهكده هاگزميد! در خدمت شما هستيم! امروز دفتري در اين دهكده زده شده كه همه رو متعجب كرده...دفتري به نام حذب ليلي بيات دموکرات جادوگرياليستي...آخ!!

جايي در قزوين:
-اِ جاسم نگا كن اون پشتيه زد توسرش!
- ميگم چقدر قرمزه! سرخپوسته ها!
-آره..راس ميگيا! نه بابا! زرد پوسته! زردم داره!

-بله بينندگان عزيز...حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي ...بوووق!!



-گيلدي بايد نابود شه! مدتهاست كه گيلدي رفته...هوكراكسها! او با كدام قدرت آنها را نابود كرد! نكند خر شده و انها را قورت داده! يا شايد با دادن تنفسي انان را مدهوش ساخته! بعيد نيست با لبخند زدن دل آنها را ربوده باشد! آري! او خادم لرد سياه است! هوركراكسها را نابود نكرده، بلكه پيش خود نگاه داشته! گيلدي خيانتكار است! خيانتكار!

بوم بوم ديش ديم بوم بوم ديش ديم!

-آخ!!!

در قزوين:
- ا چقدر صداش بلند بود!
-راس ميگيا! گوشم كر شد!
-ا..گزارشگره كوش؟
-نميدونم! انگار خورد به يه چيز گنده! چي ميگن بهش! شبيه كم گراپيه ها! همون! مبل..طبل..بلط..طلب...همون ديگه! چيكار داري!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]