سیریوس و دامبلدور : آیا باز میگردند؟
مشخصات تاپیک : رون ویزلی جمعه 6 آبان 1384
تعداد پست : 47
جمع بندی :
در رابطه با دامبلدور گزینه هایی است که به فرضیه هایی در رباطه با نمرده وی اشاره میکنیم : 1-وقتی دامبلی به بالای برج رسید به هری گفت که باید اسنیپ رو خبر کنه بعد که کمی هری از دامبلی دور میشه مالفوی می یاد بالا و می گه اکسپلیار موس
و دامبلی هری رو خشک می کنه به نظر شما اون نمی تونست مالفوی رو هم خشک کنه؟
2-در جلد 5 همین شرایط برای دامبلی بوجود آمد و توی دفترش بدون اینکه به چوب دستیش دسترسی داشته باشه توسط آمبریج و فاج و... گیر افتاد ولی فرار کرد حالا به نظر شما تو جلد 6 نمی تونست این کار رو بکنه؟
3-دامبلدور تو جلد 5 گفته که من وقتی از هاگوارتز می رم که حتی یه نفر هم نخواد من اینجا بمونم
4-یادتونه هاگرید می گفت که صحبت های دامبلی با اسنیپ رو شنیدم و اسنیپ می گفت من دیگه می تونم ادامه بدم ؟ من فکر می کنم اونجا دامبلی خواسته تا اسنیپ اون رو بکشه و اسنیپ هم خوداری می کرده
5-حالا فکر می کنید دامبلی اینقدر احمقه که تا حالا مثل ولدمورت خودش رو در برابر طلسم های سیاه بیمه نکرده؟
ولدمرت برای خودش هورکراکس ایجاد کرد ولی دامبلی چی؟
بله الان بهتون می گم!!!!
دامبلدور برای چی اینقدر به ققنوس علاقه مند بود؟چون اون دوباره از خاکسترش متولد می شد و دامبلی هم این قدرت ققنوس رو در خودش ایجاد کرد و هنگامی که می خواستن خاکش کنن قبرش آتش گرفت و دوباره متولد شد
از همه جالبتر اینکه دامبلی یک جانور نما هم هست و اون خودش رو به شکل ققنوس در می آره
بنابراین اگر به کتاب مراجعه کنید می بینید که اون به شکل ققنوس از قبرش بیرون آمده و فرار کرده
6-طلسم "آوادا کدوآرآ"باعث مر گ آنی و خشک سدن فرد می شه ولی دامبلی با این طلسم به هوا رفت و زخم های زیادی روی بدنش ایجاد شد که در فصل بعد به نظر من در سوگواری ققنوئس زخم هاش بهبود یافته و در قبر قرار گرفته
7-درست فبل از اینکه دامبلدور بیا ققنوس جلوی مالفوی رو گرفت ولی وقتی خود دامبلی اومد این کار رو نکرد به نظر شما این نقشه نبوده؟
8- اسنیپ هنگام فرار به هری جملاتی رو می گه که انگار می خواد به اون درس بده میگه تا ذهنتو نبندی...
9-چوب دستی جادوگر های بزرگ رو قطعه قطعه می کنن تا از اونها سو استفاده نشه ولی ما جایی ندیدیم که چوب دستی دامبلی این طوری بشه
10-روزی که دامبلدور کشته شد هم معجون خوش شانسی خورده بودن و اسنیپ خیلی راحت تونست از بین جینی و هرمیون و خیلی های دیگه که معجونو خورده بودن عبور کنه این به نظر شما عجیب نیست؟
و در رابطه با نکاتی که میگویند سیریوس نمرده است :
خوب اگه قبول کنیم که دامبلدور زنده س می تونیم نتیجه بگیریم که از شیوه های دامبلدور برای گمراه ساختن دشمنان صحنه سازی مرگ می باشد
ببین سیریوس مرتبا تحت تعقیب بوده و اون نمی تونسته از خونه بیرون بیاد و عملا سیریوس که یکی از مهره های کار آمد دامبلدور است حالا دیگه به یه مهره ی بی استفاده و یا حتی گاهی خطر ناک برای محفل به شمار می آد
اینجا دامبلدور یه کار زیرکانه انجام می ده و نقشه ی مرگ غیر واقعی سیریوس رو می کشه!!!
تا اولا دیگه وزارت خونه دنبالش نگرده و ثانیا دشمنانش از مرگ اون با خبر و از وجود اون غفلت کنن!!!
و اون بتونه دوباره به یکی از مهره های اصلی دامبلدور تبدیل بشه
حالا برمی گردیم به صحبت هایی که در مورد مرگ سیریوس که در کتاب بود
اسنیپ به کارولینا می گه اطلاعات من باعث شد که سیریوس بمیره
به نظرت چرا اسنیپ این حرف رو برای قانع کردن کارو لینا می زنه؟
اسنیپ یکی از ماموریت هاش از طرف دامبلدور این بوده که
این قضیه رو بین مرگ خوار ها جا بندازه که سیریوس مرده
در حالی که نمرده
ویا صحبت های دامبلدور با هری درمورد مرگ سیریوس رو بخون
می بینی که دامبلدور انگار اصلا از مرگ سیریوس ناراحت نیست!!!
بعد گفته شده که سیریوس قبل از مرگش همه چیز رو بنام هری کرده
به نظر شما اون از کجا می دونسته که قرار به این زودی بمیره؟؟
اون که جوون بوده
لوپین و سیریوس تنها کسانی هستند که از تقلبی بودن مرگ دامبلدور و سیریوس خبر دارن
خوب اسنیپ که نمیشه در موردش صحبت کرد چون قبلا خیلی در این مورد بحث شده
و اما لوپین!
هنگامی که خبر مرگ دامبلدور به لوپین می رسه لوپین به طرز عجیب غریبی زیادی خودشو ناراحت نشون می ده چون هری یه لحظه فکر می کنه که لوپین ارتباطی فرا تر از یه ارتباط ساده با دامبلدور داشته ویا هنگام مرگ سیریوس این لوپینه که هری رو نگه می داره و نمی ذاره که هری به سمت پرده بره و خیلی راحت و خونسرد هری رو نگه می داره و به مبارزه اش ادامه میده من فکر کنم اصلا دامبلی این دستور رو به لوپین داده بوده
وگرنه اگر سیریوس واقعا مرده بود خود لوپین هم باید ازاین قضیه شکه می شد و یا حتی مبارزه اشو با حالتی خشن تر و انتقام جویانه تر ادامه می داد ولی ما جایی ندیدیم که لوپین از مرگ سیریوس ناراحت باشد!!!
حتی این تناقض رفتار لوپین یه جورایی عجیبه مثلا لوپین در مرگ سیریوس اصلا ناراحت نبود ولی برا مرگ دامبلدودر کم مونده بود غش کنه تو مرگ سیریوس می تونیم اینطوری رفتار لوپین رو توجیه کنیم که اون خیلی خونسرده و لی در مورد دامبلدور عکسشو میبینیم!!!
سیریوس با استفاده از یک زمان برگردان دوباره برگرده چون اگر مرده بود زمان برگردان کار نمی کنه ولی حالا فقط پشت یه پرده افتاده
باید در این زمینه تحقیق های بیشتری شود چون هنوز با دقت صحنه ی مرگ سیریوس رو مطالعه نشده
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
جمع بندی تاپیک های تالار اسرار
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

مرگ دامبلدور حقه یا حقیقتی تلخ؟
مشخصات تاپیک : سدریک دیگوری! پنجشنبه 17 شهریور
تعداد پست : 171
بعضی از دلایل اینکه حاکی از این است که دامبلدور نمرده :
دامبلدور هري رو طلسم كرد تا شاهد ماجرا باشه. اون ميدونسته كه اين ماجرا قراره اتفاق بيفته. قرار بوده دراكو رو متقاعد كنه تا اسنيپ سر برسه و مثلا دامبلدورو بكشه!
اينهمه رو وردهاي ناگفتني تاييد شده. ولي هيچوقت مورد استفاده خاصي قرار نگرفته. اسنيپ هم تو اين كار مهارت داره و ميتونه اواداكداورا رو گفته باشه و در ذهنش ورد ديگه اي اجرا كرده باشه.
اواداكداورا اونطوري نيست كه قبلا دربارش خونديم. پس نميتونه واقعا اواداكداورا باشه.
بلاتريكس گفته بود بايد واقعا بخواي تا بتوني انجامش بدي. اگه اسنيپ نخواد، مسلما دامبلدورو هم نميكشه.
فوكس براي نجات جون هري و دامبلدور همه جا پيداش شده. ولي چرا اينجا نيومد؟؟؟
اشك ققنوس خاصيت درماني داره. مادام پامفري اين موضوع رو به ما ياداوري ميكنه. اونم وقتي كه هري داره ماجرا رو براي ويزليا و بقيه تعريف ميكنه خانم پامفري اشكش درمياد.
وقتي هاگريد و اسلاگهورن براي اراگوگ عزاداري ميكردن يه شعر خوندن كه توش ميگفت وقتي جادوگره مرد چوبدستيش از وسط نصف شد. ولي ما چوبدستي دامبلدورو جايي نديديم.
تو مراسم خاكسپاري در تابتوت بسته بود و ما نميدونم حتما دامبلدور اونجا بوده يا نه. ميتونه نبوده باشه.
وقتي كه بدنش اتيش گرفت هم نديديم. و هري به نظرش اومد كه يه ققنوس ديده.
و بعضی از دلایلی که حاکی از مردن دامبلدوره:
تو صحنه آتش گرفتن جسدش وقتی که اون ققنوس دیده شد رولینگ می خواسته صحنه رو تاثیر گذار کنه
یه صحنه دراماتیک ناشیانه.تو این صحنه ذهن خواننده معطوف مرگ دامبلدور می شه
ققنوس در واقع تجلی روح دامبلدور بوده و نمادی از پرواز روح دامبلدور هست
به نظر من رولینگ ثابت کرده که وقتی مرگ یکی از شخصیتهاش رو به تصویر میکشه دیگه بازگشتی برای اون نیست
این که میبینید جسد دامبلدور با حالت غیر طبیعی روی زمین افتاده نشونه از آرامش ابدی اون و بزرگ شخصیتشه
توی این کتاب رولینگ میخواست با ایجاد این صحنه ها اثر رو ادبی تر کنه
مشخصات تاپیک : سدریک دیگوری! پنجشنبه 17 شهریور
تعداد پست : 171
بعضی از دلایل اینکه حاکی از این است که دامبلدور نمرده :
دامبلدور هري رو طلسم كرد تا شاهد ماجرا باشه. اون ميدونسته كه اين ماجرا قراره اتفاق بيفته. قرار بوده دراكو رو متقاعد كنه تا اسنيپ سر برسه و مثلا دامبلدورو بكشه!
اينهمه رو وردهاي ناگفتني تاييد شده. ولي هيچوقت مورد استفاده خاصي قرار نگرفته. اسنيپ هم تو اين كار مهارت داره و ميتونه اواداكداورا رو گفته باشه و در ذهنش ورد ديگه اي اجرا كرده باشه.
اواداكداورا اونطوري نيست كه قبلا دربارش خونديم. پس نميتونه واقعا اواداكداورا باشه.
بلاتريكس گفته بود بايد واقعا بخواي تا بتوني انجامش بدي. اگه اسنيپ نخواد، مسلما دامبلدورو هم نميكشه.
فوكس براي نجات جون هري و دامبلدور همه جا پيداش شده. ولي چرا اينجا نيومد؟؟؟
اشك ققنوس خاصيت درماني داره. مادام پامفري اين موضوع رو به ما ياداوري ميكنه. اونم وقتي كه هري داره ماجرا رو براي ويزليا و بقيه تعريف ميكنه خانم پامفري اشكش درمياد.
وقتي هاگريد و اسلاگهورن براي اراگوگ عزاداري ميكردن يه شعر خوندن كه توش ميگفت وقتي جادوگره مرد چوبدستيش از وسط نصف شد. ولي ما چوبدستي دامبلدورو جايي نديديم.
تو مراسم خاكسپاري در تابتوت بسته بود و ما نميدونم حتما دامبلدور اونجا بوده يا نه. ميتونه نبوده باشه.
وقتي كه بدنش اتيش گرفت هم نديديم. و هري به نظرش اومد كه يه ققنوس ديده.
و بعضی از دلایلی که حاکی از مردن دامبلدوره:
تو صحنه آتش گرفتن جسدش وقتی که اون ققنوس دیده شد رولینگ می خواسته صحنه رو تاثیر گذار کنه
یه صحنه دراماتیک ناشیانه.تو این صحنه ذهن خواننده معطوف مرگ دامبلدور می شه
ققنوس در واقع تجلی روح دامبلدور بوده و نمادی از پرواز روح دامبلدور هست
به نظر من رولینگ ثابت کرده که وقتی مرگ یکی از شخصیتهاش رو به تصویر میکشه دیگه بازگشتی برای اون نیست
این که میبینید جسد دامبلدور با حالت غیر طبیعی روی زمین افتاده نشونه از آرامش ابدی اون و بزرگ شخصیتشه
توی این کتاب رولینگ میخواست با ایجاد این صحنه ها اثر رو ادبی تر کنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

آینه سیریوس
مشخصات تاپیک:هری پاتر سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۳
تعداد پست:38!
جمع بندی:
. يكي از آينه ها ماله سيريوس بوده است و ديگري ماله جيمز پاتر بوده كه سيريوس يكي شبيه آن را به هري داده است.
1:سيريوس موقعي به خانه داغون شده پاترها ميرسد توانسته بود آن آينه را پيدا كند و بردارد و بعد به هري بدهد.
سوالهاي مطرح در اينجا:
الف-چطوري سيريوس آن را پيدا كرده است؟
ب-چرا آن را به هري داد؟
2:سيريوس نتوانسته آن آينه متعلق به جيمز را پيدا كند و آينه ديگري از آن نوع را به او داده است.
سوالها در اينجا:
الف-آن يكي آينه را از كجا آورده است؟آيا اين آينه در همه جا رايج براي استفاده است؟
. از راه آينه ميتوان با گفتن اسم فرد،با او ارتباط برقرار كرد.
1:سيريوس به غير از رفتن به پناهگاه پيتر پتيگرو و نديدن و در نتيجه شك و حركت به خانه جيمز،از طريق آينه متوجه حمله ولدمورت شده بود.
سوالهاي اينجا:
الف-در اين صورت چرا يكراست به سوي خانه پاترها براي كمك نرفت؟
2:آينه چگونه و در چه شرايطي به كار مي افتد؟
. آينه اكنون توسط هري به خاطر عصبي و نا اميدي اش شكسته شده ولي هنوز در ته چمدان او هست.
1:آينه را ميتوان با طلسم ريپارو تعمير كرد.
سوالهاي اينجا:
الف-در صورتي كه بشود آيا براي ارتباط با رون و يا هرميون و ديگران استفاده خواهد شد؟
ب-آيا اصلا هري فكر تعمير آن را ميكند؟
2:از آينه ميشود به عنوان بازتاب دهنده طلسمها استفاده كرد.
سوالهاي اينجا:
الف-در صورت برخورد طلسم به آينه آيا شكسته نميشود؟
ب-اگر بازتابي در كار باشد از نظر بازتاب چه فرقي بين اين آينه و آينه معمولي است؟
ث-آيا ممكن است از اين نظر در كتاب بعدي مورد استفاده هري قرار بگيرد؟
. رولينگ هيچوقت هيچ شي را بدون دليل و داشتن كاري در آينده در آن وارد كتاب نكرده است.
1:هري جسد سيريوس رو درست حسابي مانند آلبوس نديد پس ممكنه از طريق آينه برگرده.
2:راهي براي ارتباط از دنياي مردگان با زندگان از طريق اين آينه پيدا ميشه.
جمع بندی شده توسط آرتیکوس دامبلدور!
مشخصات تاپیک:هری پاتر سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۳
تعداد پست:38!
جمع بندی:
. يكي از آينه ها ماله سيريوس بوده است و ديگري ماله جيمز پاتر بوده كه سيريوس يكي شبيه آن را به هري داده است.
1:سيريوس موقعي به خانه داغون شده پاترها ميرسد توانسته بود آن آينه را پيدا كند و بردارد و بعد به هري بدهد.
سوالهاي مطرح در اينجا:
الف-چطوري سيريوس آن را پيدا كرده است؟
ب-چرا آن را به هري داد؟
2:سيريوس نتوانسته آن آينه متعلق به جيمز را پيدا كند و آينه ديگري از آن نوع را به او داده است.
سوالها در اينجا:
الف-آن يكي آينه را از كجا آورده است؟آيا اين آينه در همه جا رايج براي استفاده است؟
. از راه آينه ميتوان با گفتن اسم فرد،با او ارتباط برقرار كرد.
1:سيريوس به غير از رفتن به پناهگاه پيتر پتيگرو و نديدن و در نتيجه شك و حركت به خانه جيمز،از طريق آينه متوجه حمله ولدمورت شده بود.
سوالهاي اينجا:
الف-در اين صورت چرا يكراست به سوي خانه پاترها براي كمك نرفت؟
2:آينه چگونه و در چه شرايطي به كار مي افتد؟
. آينه اكنون توسط هري به خاطر عصبي و نا اميدي اش شكسته شده ولي هنوز در ته چمدان او هست.
1:آينه را ميتوان با طلسم ريپارو تعمير كرد.
سوالهاي اينجا:
الف-در صورتي كه بشود آيا براي ارتباط با رون و يا هرميون و ديگران استفاده خواهد شد؟
ب-آيا اصلا هري فكر تعمير آن را ميكند؟
2:از آينه ميشود به عنوان بازتاب دهنده طلسمها استفاده كرد.
سوالهاي اينجا:
الف-در صورت برخورد طلسم به آينه آيا شكسته نميشود؟
ب-اگر بازتابي در كار باشد از نظر بازتاب چه فرقي بين اين آينه و آينه معمولي است؟
ث-آيا ممكن است از اين نظر در كتاب بعدي مورد استفاده هري قرار بگيرد؟
. رولينگ هيچوقت هيچ شي را بدون دليل و داشتن كاري در آينده در آن وارد كتاب نكرده است.
1:هري جسد سيريوس رو درست حسابي مانند آلبوس نديد پس ممكنه از طريق آينه برگرده.
2:راهي براي ارتباط از دنياي مردگان با زندگان از طريق اين آينه پيدا ميشه.
جمع بندی شده توسط آرتیکوس دامبلدور!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

نقش لوپين در كتاب 7
مشخصات تاپیک:مرلین کبیر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۳
تعداد پست:52!
جمع بندی:
ببینید وقتی ما میگیم نقش لوپین در کتاب 7 چیه باید همه چیز رو در نظر بگیریم.به نظر من لوپین شخصیت الکی نیست که رولینگ بیاد اونو قبل از نبرد اصلی فدا کنه اونم لوپین که جزو شخصیت های قدیمی کتابه پس احتمالا تا نبرد اصلی هستش پس من این طور احتمال میدم که:
رولینگ دو راه بیشتر نداره که:
1.جنگ تن به تن که افرادی که در اون حضور دارند که یه دشمنی از قبل با هم داشتند.
2.یه جنگ به هم ریخته که در اون افراد به طور شانسی روبروی هم قرار میگیرند و در آخر نبرد هم چند نفر از شخصیت های مهم جونشونو فدای هری میکنند.
خب به نظر من احتمال مورد اول بیشتره پس پس لوپین باید با این افراد رو به رو بشه به این دلایل:
1. پیتر پتی گرو(اگه در دقیقه ی 90 به سمت هری بر نگرده)به دلیل این که پدر و مادر هری رو لو داده که دوست لوپین بودند و در کتاب 3 از دست لوپین و سیریوس در رفت که اگر این طوری نمیشد مطمئنا مسیر زندگی سیریوس عوض میشد و شاید اصلا نمیمرد(اگه مشخص مشد بیگناهه تو خونه نمیموند تا از اسنیپ سرکوفت بخوره.)
2.سه وروس اسنیپ(اگه خائن باشه)که در اون صورت به خاطر مرگ دامبلدور و مشکلاتی که در بچگی اش با هم داشتن و حتی شاید به خاطر مرگ سیریوس.
3.فنریر گری بک:به خاطر این که در بچگی لوپین رو گاز گرفت و گرگینش کرد و گرگینه ها رو به سمت ولدمورت برد(تا کتاب 6)و خونخوار ترین گرگینه هست.
در مود مرگ یا زندگیش نمیشه بحث کرد چون رولینگ غیر قابل پیشبینیه ولی اگر زنده بمونه احتمالا با ولدمورت روبرو میشه و به دست اون کشته میشه.
البته ممکنه در حین کتاب کارهای مهمی هم بکنه مثلا گرگینه ها رو به سمت جبه ی سفید ببره یا شاید یه چیز دیگه که من فعلا نمیتونم حدس بزنم.
نوشته شده توسط ایگور کارکاروف
مشخصات تاپیک:مرلین کبیر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۳
تعداد پست:52!
جمع بندی:
ببینید وقتی ما میگیم نقش لوپین در کتاب 7 چیه باید همه چیز رو در نظر بگیریم.به نظر من لوپین شخصیت الکی نیست که رولینگ بیاد اونو قبل از نبرد اصلی فدا کنه اونم لوپین که جزو شخصیت های قدیمی کتابه پس احتمالا تا نبرد اصلی هستش پس من این طور احتمال میدم که:
رولینگ دو راه بیشتر نداره که:
1.جنگ تن به تن که افرادی که در اون حضور دارند که یه دشمنی از قبل با هم داشتند.
2.یه جنگ به هم ریخته که در اون افراد به طور شانسی روبروی هم قرار میگیرند و در آخر نبرد هم چند نفر از شخصیت های مهم جونشونو فدای هری میکنند.
خب به نظر من احتمال مورد اول بیشتره پس پس لوپین باید با این افراد رو به رو بشه به این دلایل:
1. پیتر پتی گرو(اگه در دقیقه ی 90 به سمت هری بر نگرده)به دلیل این که پدر و مادر هری رو لو داده که دوست لوپین بودند و در کتاب 3 از دست لوپین و سیریوس در رفت که اگر این طوری نمیشد مطمئنا مسیر زندگی سیریوس عوض میشد و شاید اصلا نمیمرد(اگه مشخص مشد بیگناهه تو خونه نمیموند تا از اسنیپ سرکوفت بخوره.)
2.سه وروس اسنیپ(اگه خائن باشه)که در اون صورت به خاطر مرگ دامبلدور و مشکلاتی که در بچگی اش با هم داشتن و حتی شاید به خاطر مرگ سیریوس.
3.فنریر گری بک:به خاطر این که در بچگی لوپین رو گاز گرفت و گرگینش کرد و گرگینه ها رو به سمت ولدمورت برد(تا کتاب 6)و خونخوار ترین گرگینه هست.
در مود مرگ یا زندگیش نمیشه بحث کرد چون رولینگ غیر قابل پیشبینیه ولی اگر زنده بمونه احتمالا با ولدمورت روبرو میشه و به دست اون کشته میشه.
البته ممکنه در حین کتاب کارهای مهمی هم بکنه مثلا گرگینه ها رو به سمت جبه ی سفید ببره یا شاید یه چیز دیگه که من فعلا نمیتونم حدس بزنم.
نوشته شده توسط ایگور کارکاروف
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

جمع بندی تاپیک
راز بین دامبلدور و لرد تاریکی
مشخصات تاپیک:دالاهوف قدیمی پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۳
تعداد پست:54!
جمع بندی:
من زياد مطمئن نيستم ولي فکر ميکنم که ولدمورت هرچقدر هم که خبيث و شيطان صفت باشه بازم به دامبلدور که اونو به دنياي جادوگري راه داده و علي رغم کارهاي اشتباهي که حتما در طول تحصيلش انجام داده اونو تا آخر توي هاگوارتز نگه داشته احترام ميذاره.
به هرحال دامبلدور استاد ولدمورت بوده، حتما خطاهاي زيادي مرتکب شده که دامبلدور از اونا چشمپوشي کرده.
دامبلدور مرتبا درباره عشق و ضعف ولدمورت در برابر عشق حرف زده، شايد موقعي که ولدمورت توي هاگوارتز بوده اتفاقي افتاده که دامبلدور شاهد ضعف ولدمورت بوده.
نوشته شده توسط فایرنز
نتیجه رای گیری:
لرد ولدمورت 17 % (60)
دامبلدور 57 % (195)
قدرتشون مساویه 9 % (31)
لرد یه نمه بیشتره 15 % (54)
همه رای ها: 340
همه رای دهنده ها: 324
راز بین دامبلدور و لرد تاریکی
مشخصات تاپیک:دالاهوف قدیمی پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۳
تعداد پست:54!
جمع بندی:
من زياد مطمئن نيستم ولي فکر ميکنم که ولدمورت هرچقدر هم که خبيث و شيطان صفت باشه بازم به دامبلدور که اونو به دنياي جادوگري راه داده و علي رغم کارهاي اشتباهي که حتما در طول تحصيلش انجام داده اونو تا آخر توي هاگوارتز نگه داشته احترام ميذاره.
به هرحال دامبلدور استاد ولدمورت بوده، حتما خطاهاي زيادي مرتکب شده که دامبلدور از اونا چشمپوشي کرده.
دامبلدور مرتبا درباره عشق و ضعف ولدمورت در برابر عشق حرف زده، شايد موقعي که ولدمورت توي هاگوارتز بوده اتفاقي افتاده که دامبلدور شاهد ضعف ولدمورت بوده.
نوشته شده توسط فایرنز
نتیجه رای گیری:
لرد ولدمورت 17 % (60)
دامبلدور 57 % (195)
قدرتشون مساویه 9 % (31)
لرد یه نمه بیشتره 15 % (54)
همه رای ها: 340
همه رای دهنده ها: 324
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

جمع بندی تاپیک خاله پتونيا و اطلاعاتش؟
مشخصات تاپیک:SOOOSK شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴
تعداد پست:107!
جمع بندی:
قرار نيست چون فيگ اونجوري بود پتونيا هم اونجوري باشه!
من با نظر آموس موافقم....پتونيا از جيمز بدش ميومده...شايد هم دوست داشته خودش با جيمز ازدواج كنه!
اين جمله اخري نظر واقعي منه! به هرحال پتونيا خواهرشو دوست داشته..امكان نداشته كه دوست نداشته باشه...و احتمالا بعد از اينكه ليلي فهميد جادوگره روابط صميمي ليلي و پتونيا كم و كمتر شده تا جايي كه ديگه پتونيا از ليلي بدش اومده...بخصوص كه پدر و مادرش هم به ليلي بيشتر از اون توجه ميكردن...
در ضمن پتونيا گوش وايميستاده...و اين اطلاعات رو از حرفاي ليلي و جيمز كسب كرده.(مقاله اچ پي لكسيكن)
به طور قطع نامه اي قبلا بين دامبلدور و پتونيا بوده....وقتي ليلي به هاگوارتز ميرفته شايد دامبلدور نامه براش فرستاده..شايد دامبلدور فهميده كه پتونيا به ليل حسودي ميكرده و نامه اي چطور بگم براي تسكينش فرستاده يا يه همچين چيزي...
نوشته شده توسط چو چانگ!
مشخصات تاپیک:SOOOSK شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴
تعداد پست:107!
جمع بندی:
قرار نيست چون فيگ اونجوري بود پتونيا هم اونجوري باشه!
من با نظر آموس موافقم....پتونيا از جيمز بدش ميومده...شايد هم دوست داشته خودش با جيمز ازدواج كنه!
اين جمله اخري نظر واقعي منه! به هرحال پتونيا خواهرشو دوست داشته..امكان نداشته كه دوست نداشته باشه...و احتمالا بعد از اينكه ليلي فهميد جادوگره روابط صميمي ليلي و پتونيا كم و كمتر شده تا جايي كه ديگه پتونيا از ليلي بدش اومده...بخصوص كه پدر و مادرش هم به ليلي بيشتر از اون توجه ميكردن...
در ضمن پتونيا گوش وايميستاده...و اين اطلاعات رو از حرفاي ليلي و جيمز كسب كرده.(مقاله اچ پي لكسيكن)
به طور قطع نامه اي قبلا بين دامبلدور و پتونيا بوده....وقتي ليلي به هاگوارتز ميرفته شايد دامبلدور نامه براش فرستاده..شايد دامبلدور فهميده كه پتونيا به ليل حسودي ميكرده و نامه اي چطور بگم براي تسكينش فرستاده يا يه همچين چيزي...
نوشته شده توسط چو چانگ!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

جمع بندی تاپیک آینه سیریوس
مشخصات تاپیک:هری پاتر سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۳
تعداد پست:38!
جمع بندی:
به نظر من از اونجا كه موضوع آينه توي كتاب 6 مطرح نمي شه و رولينگ هم توي يكي از مصاحبه ها گفته كه اين آينه نقش خيلي مهمي رو داره پس ادامه اين بحث جالبه .من به شخصه نظراتي دارم كه نمي شه گفت چون به كتاب 6 مربوطه .اگر سريوس اون آينه رو از خونه جميز و لي لي برداشته باشه با توجه به حرفي كه هري توي فصل 30 كتاب 6 به رون و هرميون مي زنه خوب...
و يه موضوع ديگه هم كه هست اينه كه به نظرم اينكه هري اون آينه رو فراموش كرده بود خيلي مهم بود و باعث شد هري به وزارتخونه بره و از پيشگويي با خبره بشه و با اسمشو نبر !!! رو به رو بشه و همه اومدنشو باور كنن و چيزي كه اين وسط وجود داره اينه كه جرا رولينگ (من) بايد سريوس رو بكشه در حالي كه هيچ نيازي هم نبود و البته يك كم ساختار مبارزه آخر رو مسخره مي كنه ؟ به نظرم رولينگ همين طور كه خودش هم توي مصاحبه آخرش اشاره كرده بود ، مي خواسته بفهمونه به مخاطب كه همون طوري كه طوي پيشگويي اومده اين هري كه لردسياهو شكست مي ده نه كمكهاي سيريوس و محفل و رون و هرميون ودامبلدورو و ... چيزي كه به وضوح به اون مي رسيم كه هري تصميم مي گيره كه شخصا با ولدمورت رو به رو بشه پس زنده شدن سريوس اون هم براي كمك به هري منتفيه...
نوشته شده توسط j.k.rowling
مشخصات تاپیک:هری پاتر سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۳
تعداد پست:38!
جمع بندی:
به نظر من از اونجا كه موضوع آينه توي كتاب 6 مطرح نمي شه و رولينگ هم توي يكي از مصاحبه ها گفته كه اين آينه نقش خيلي مهمي رو داره پس ادامه اين بحث جالبه .من به شخصه نظراتي دارم كه نمي شه گفت چون به كتاب 6 مربوطه .اگر سريوس اون آينه رو از خونه جميز و لي لي برداشته باشه با توجه به حرفي كه هري توي فصل 30 كتاب 6 به رون و هرميون مي زنه خوب...
و يه موضوع ديگه هم كه هست اينه كه به نظرم اينكه هري اون آينه رو فراموش كرده بود خيلي مهم بود و باعث شد هري به وزارتخونه بره و از پيشگويي با خبره بشه و با اسمشو نبر !!! رو به رو بشه و همه اومدنشو باور كنن و چيزي كه اين وسط وجود داره اينه كه جرا رولينگ (من) بايد سريوس رو بكشه در حالي كه هيچ نيازي هم نبود و البته يك كم ساختار مبارزه آخر رو مسخره مي كنه ؟ به نظرم رولينگ همين طور كه خودش هم توي مصاحبه آخرش اشاره كرده بود ، مي خواسته بفهمونه به مخاطب كه همون طوري كه طوي پيشگويي اومده اين هري كه لردسياهو شكست مي ده نه كمكهاي سيريوس و محفل و رون و هرميون ودامبلدورو و ... چيزي كه به وضوح به اون مي رسيم كه هري تصميم مي گيره كه شخصا با ولدمورت رو به رو بشه پس زنده شدن سريوس اون هم براي كمك به هري منتفيه...
نوشته شده توسط j.k.rowling
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

جمع بندی تاپیک چه کسی سال هفتم معلم دفاع در مقابل جادوی سیاه خواد بود؟
مشخصات تاپیک:دنی کوبریک ۲۲:۰۸ یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۴
تعداد پست:41!
جمع بندی:
به نظر من بهترین گزینه میتونه خود مک گونگال باشه , چرا ؟
چون وقتی دامبلدور بود معاون دامبلدور بود یعنی در مدرسه علاوه بر مدیریت گروه گریفیندور و تدریس درس تغییر شکل , معاون مدیر یعنی دامبلدور هم بود
دوما تو کتابهای چند مورد از مدیران قبلی هاگوارتز صحبت شده که یه زمانی همشون معاون بودند نمونه اش خود دامبلدور , 50 سال پیش که تالار اسرار باز شد دامبلدور معاون بود و هم تدریس میکرد و هم مدیریت گروه گریفیندور رو به عهده داشت دقیقا عین الان مک گونگال
سوما در مدرسه فعلا با اعتمادتر از مک گونگال کسی دیگه ای نیست , منظورم اعضای محفل نبود چون اعضای محفل از جمله مودی و لوپین و ... کارهای مهمتر از شعل مدیریت هاگوارتز رو دارند و باید به محفل اطلاعات بدند
فرستاده شده توسط مونالیزا
----------------------------
پس این موضوع دو بٌعد میتونه داشته باشه اولین بٌعد مهم اینه که ایا سال بعد هاگوارتز برای ادامه تحصیلات برو بچ دایره یا نه از قضا به علت فوت دامبلی دور امنیت هاگوارتز به 40 درصد کاهش یافته پس نمیتونه جایز باشه که بچه ها دوباره اونجا برگردن و در ضمن خانواده بچه ها با اون وضعی که تو هاگوارتز پیش اومد و با فوت دامبلی دور دیگه نمی خوان بچه هاشون در وضعیت فعلی به تحصیلاتشون تو هاگوارتز ادامه بده
و اما بٌعد دوم اگر هاگوارتز دایر باشه از افراد محفل (لوپین ، مودی ،تانکس، بیل و چارلی ) نمی تونه باشه چون اونا به اندازه کافی دردسر و کار های واجب تری نسبت به تدریس دارن می مونه اسلاگهورن که اون هم نمی تونه باشه چون استاد معجون سازی هستش و حتی ممکنه به محفلی ها بپیونده، یه عده ممکنه فکر کنن هری استاد بشه اما هری هم نمی تونه باشه چون تو جلد بعد در پی پیدا کردن جان پیچ ها خواهد بود پس ممکنه هیئت مدیره هاگوارتز و یا وزارتخونه فردی رو برای تدریس دفاع در برابر جادوی سیاه انتخاب کنه که مکنه کرنلیوس فاج و یا دلورس امبریج باشه که ارتبات مستقیم با وزارتخونه دارن و شاید حتی کسی باشه که تا حالا اسمش هم تو کتاب نیومده باشه
فرستاده شده توسط ابرکسس مالفوی
جمع بندی دو ایده کاربران در این تاپیک!!
مشخصات تاپیک:دنی کوبریک ۲۲:۰۸ یکشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۴
تعداد پست:41!
جمع بندی:
به نظر من بهترین گزینه میتونه خود مک گونگال باشه , چرا ؟
چون وقتی دامبلدور بود معاون دامبلدور بود یعنی در مدرسه علاوه بر مدیریت گروه گریفیندور و تدریس درس تغییر شکل , معاون مدیر یعنی دامبلدور هم بود
دوما تو کتابهای چند مورد از مدیران قبلی هاگوارتز صحبت شده که یه زمانی همشون معاون بودند نمونه اش خود دامبلدور , 50 سال پیش که تالار اسرار باز شد دامبلدور معاون بود و هم تدریس میکرد و هم مدیریت گروه گریفیندور رو به عهده داشت دقیقا عین الان مک گونگال
سوما در مدرسه فعلا با اعتمادتر از مک گونگال کسی دیگه ای نیست , منظورم اعضای محفل نبود چون اعضای محفل از جمله مودی و لوپین و ... کارهای مهمتر از شعل مدیریت هاگوارتز رو دارند و باید به محفل اطلاعات بدند
فرستاده شده توسط مونالیزا
----------------------------
پس این موضوع دو بٌعد میتونه داشته باشه اولین بٌعد مهم اینه که ایا سال بعد هاگوارتز برای ادامه تحصیلات برو بچ دایره یا نه از قضا به علت فوت دامبلی دور امنیت هاگوارتز به 40 درصد کاهش یافته پس نمیتونه جایز باشه که بچه ها دوباره اونجا برگردن و در ضمن خانواده بچه ها با اون وضعی که تو هاگوارتز پیش اومد و با فوت دامبلی دور دیگه نمی خوان بچه هاشون در وضعیت فعلی به تحصیلاتشون تو هاگوارتز ادامه بده
و اما بٌعد دوم اگر هاگوارتز دایر باشه از افراد محفل (لوپین ، مودی ،تانکس، بیل و چارلی ) نمی تونه باشه چون اونا به اندازه کافی دردسر و کار های واجب تری نسبت به تدریس دارن می مونه اسلاگهورن که اون هم نمی تونه باشه چون استاد معجون سازی هستش و حتی ممکنه به محفلی ها بپیونده، یه عده ممکنه فکر کنن هری استاد بشه اما هری هم نمی تونه باشه چون تو جلد بعد در پی پیدا کردن جان پیچ ها خواهد بود پس ممکنه هیئت مدیره هاگوارتز و یا وزارتخونه فردی رو برای تدریس دفاع در برابر جادوی سیاه انتخاب کنه که مکنه کرنلیوس فاج و یا دلورس امبریج باشه که ارتبات مستقیم با وزارتخونه دارن و شاید حتی کسی باشه که تا حالا اسمش هم تو کتاب نیومده باشه
فرستاده شده توسط ابرکسس مالفوی
جمع بندی دو ایده کاربران در این تاپیک!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

خوب تاپیک «ایا ممکنه هری از طریق خواب محل جان پی ها را پیدا کنه؟» هم قفل شد.
جمع بندی نظراتش رو در زیر میذارم:
سوال این بود که چون هری با روح ولدمورت در ارتباطه از طریق خوابش، پس میتونه به روحهایی که در هورکراکسها قراردادهشدهن دسترسی داشته باشه. از طرفی هم ولدمورت به اونا دسترسی نداره. پس آیا ممکنه هری از طریق خوابش جای هورکراکسها رو پیدا کنه؟
اما خلاصهای از بحثهایی که انجام شد:
- هری در مواقع خیلی مهم که ولدمورت در حالات احساسی شدیدی بود میتونست به ذهنش راه پیدا کنه. هورکراکسها بخشهای فعالی از ذهن ولدمورت نیستن و نمیتونن چنین احساساتی رو ایجاد کنن.
- ولدمورت بعد از درستکردن هورکراکسهاش سعی کرد هری رو بکشه. پس اگه چیزی از خودش رو به هری داده بخش باقیموندهی وجودش بوده نه اون هورکراکسها.
- روحی که در هورکراکس نهفته میشه، جدای از ذهن ولدمورته که هری بهش دسترسی پیدا میکنه. روح در اینجا به معنای وجود آدم هست که باعث زنده بودنش میشه. اما ذهن ولدمورت که به افکارش مربوطه، چیزی جدای از روحشه.
- ولدمورت با چفتشدگی مي تونه جلوي افكارش رو بگیره تا هري نتونه اونها رو ببينه.
- ولدمورت نمیتونه نابودشدن هورکراکسها یا هر اتفاق دیگهای که برای اونا بیفته رو حس نمیکنه. یعنی ارتباطش با اونا تقریباً قطع میشه. بنابراین هری هم فقط به اون بخشی از روح ولدمورت که الان در وجودشه ارتباط پیدا میکنه نه به هورکراکسهاش.
جمع بندی نظراتش رو در زیر میذارم:
سوال این بود که چون هری با روح ولدمورت در ارتباطه از طریق خوابش، پس میتونه به روحهایی که در هورکراکسها قراردادهشدهن دسترسی داشته باشه. از طرفی هم ولدمورت به اونا دسترسی نداره. پس آیا ممکنه هری از طریق خوابش جای هورکراکسها رو پیدا کنه؟
اما خلاصهای از بحثهایی که انجام شد:
- هری در مواقع خیلی مهم که ولدمورت در حالات احساسی شدیدی بود میتونست به ذهنش راه پیدا کنه. هورکراکسها بخشهای فعالی از ذهن ولدمورت نیستن و نمیتونن چنین احساساتی رو ایجاد کنن.
- ولدمورت بعد از درستکردن هورکراکسهاش سعی کرد هری رو بکشه. پس اگه چیزی از خودش رو به هری داده بخش باقیموندهی وجودش بوده نه اون هورکراکسها.
- روحی که در هورکراکس نهفته میشه، جدای از ذهن ولدمورته که هری بهش دسترسی پیدا میکنه. روح در اینجا به معنای وجود آدم هست که باعث زنده بودنش میشه. اما ذهن ولدمورت که به افکارش مربوطه، چیزی جدای از روحشه.
- ولدمورت با چفتشدگی مي تونه جلوي افكارش رو بگیره تا هري نتونه اونها رو ببينه.
- ولدمورت نمیتونه نابودشدن هورکراکسها یا هر اتفاق دیگهای که برای اونا بیفته رو حس نمیکنه. یعنی ارتباطش با اونا تقریباً قطع میشه. بنابراین هری هم فقط به اون بخشی از روح ولدمورت که الان در وجودشه ارتباط پیدا میکنه نه به هورکراکسهاش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

تاپیک «برق قرمز چشمان و رابطه ی آن با تغییر قیافه ولدمورت» قفل شد و نتایجش اومد اینجا:
دامبلدور در کتاب دوم، ذکر میکنه که ولدمورت چندین بار به شیوههای جادویی خطرناک تغییر شکل داده. خوب سرخی چشمشم به همین خاطره دیگه. با شیوههای جادویی تغییر شکل داده.
البته چند نفرم عقیده داشتن که تغییر شکل ولدمورت مربوط به تیکه تیکه شدن روحشه.
دامبلدور در کتاب دوم، ذکر میکنه که ولدمورت چندین بار به شیوههای جادویی خطرناک تغییر شکل داده. خوب سرخی چشمشم به همین خاطره دیگه. با شیوههای جادویی تغییر شکل داده.
البته چند نفرم عقیده داشتن که تغییر شکل ولدمورت مربوط به تیکه تیکه شدن روحشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج