جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  103 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  244 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  158 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 20:28
نمایش جزئیات
آفلاین
یک موضوع هم بده دیگه . در ضمن اعلام کن که این یک هفته از کی شروع میشه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 20:04
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

می بینم که دشمن قدیمی جرئت پیدا کرده! قبوله سالازار! بدم نمیاد جزای گوشه ای از کار های سیاهت رو خودم دو دستی تقدیم کنم!

به امید جنگی مردانه!

ویرایش:
داور: سوروس اسنیپ و ولدمورت
زمان: یک هفته

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/9/27 20:21:44
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 26 آذر 1391 23:14
نمایش جزئیات
آفلاین
من از همین تریبون اعلام می کنم که قصد دارم گودریک رو یه یک دوئل (دعوا یا هرچی) دعوت کنم و انتقام چندین و چند ساله ی خودم رو ازش بگیرم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 15 مرداد 1391 16:36
نمایش جزئیات
آفلاین

نتیجه دوئل

شیر گریف : الفیاس دوج VS عقاب راون: پروفسور ویریدیان


با سلام

خب همونطور که می دونید بانو ویلت داور این دوئل ، وظیفه داوری رو به من سپردن چون خودشون یه کاری براشون پیش اومده! خب رول هاتون رو خوندم و بررسی کردم. اینم نتایج: (امتیاز ها از 25 است.)

آلفیاس دوج: 18

پرفسور ویریدیان: 10

خب به این ترتیب الفیاس دوج برنده دوئل می باشد. برای شادی روح پرفسور ویریدیان همگی یه دقیقه سکوت می فرماییم.



موفق باشین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: جمعه 13 مرداد 1391 05:33
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

خب بانو ویولت به دلیل مشکل شخصی نمی تونن بیان و گویا از من خواستن بجاشون داوری کنم. خب هر دو طرف رول هاشون رو زدن و دیگه فقط داوری مونده!

خب تا آخر وقت یکشنبه نتایج نبرد شما همین جا اعلام خواهد شد.

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 12:57
نمایش جزئیات
آفلاین
معنی این کارا چیه من از اون جایی شروع می کنم که دوئل شروع شد
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
الفیاس:

- آبلیوی ایت

پروفسور:

- اینکار سروس

پرفسور از سر راه طلسم کنار رفت و الفیاس با یه حرکت چوبدستی طناب متوقف کرد و به سمت الفیاس فرستاد.
پرفسور با اخم گفت:سرپنسورتیا طناب تبدیل به مار شد و به سمت الفیاس رفت.
الفیاس با پوزخند گفت منو از مار میترسونی دراین همین حین مار به سمت الفیاس یورش برد وخوشو دورالفیاس پیچید
الفیاس با دستپاچگی گفت:ریله شیو ومار را از خود جدا کرد پرفسور با خشم گفت:آویس . ده ها
پرنده از نوک چوبدستی خارج شدند. وبه سمت الفیاس رفتندالفیاس با گفتن استیوپ فای
آن هارا دسته دسته به زمین می انداخت.پرفسور از فرصت استفاد کرد و با گفتناکس پلی ارمس چوبدستی
الفیاس را از او گرفت چوبدستی در هوا به یک پرنده خورد به زمین افتاد الفیاس به سمت چوبدستی رفت و آن را برداشت سپس با خشم تمام پرنده ها را سوزاند وبه سمت پرفسور آتش فرستادپرفسور با ترس
یکایک شعله هارو خاموش میکرد سرانجام براثر غفلت یک گلوله آتشین به صورت پرفسو خورد
پرفسور از درد نعره کشید و باعصابانیت دشنه های اهنی را به سمت الفیاس فرستاد
الفیاس با خنده چاقو هارا تبدیل به چوب پنبه میکرد وبه کناری می انداخت
سرانجام او هم بی نصیب نماند ویک چاقو در گونه اش فرو رفت
=======================================
آسیب ها
پرفسور صورتش سوخته.الان درد داره
الفیاس نصف صورتش با چاقو از هم باز شده اونم درد داره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 03:37
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان: لندن، جلوی ستاد انتخاباتی پروفسور ویریدیان، زمان: نصف شب

ماه به تازگی از پشت ابری بیرون آمده بود و خیابانی را که ستاد انتخاباتی پروفسور ویریدیان در اون قرار داشت رو همچون روز روشن کرده بود، با اینکه مردم لندن روز گرمی را گذرانده بودند ولی باد سردی که شروع به وزیدن کرده بود مایه تعجب آنها شده بود.
آن شب لندن یکی از خلوت ترین شب های خود را میگذراند ولی جلوی ستاد انتخاباتی غوغایی بر پا بود.

پروفسور با ایده گیری از یکی از رقبای انتخاباتی اش داشت به همه ی اعضای ستادش نون و بوقلمون میداد و همینطور داشت با چند نفر حرف میزد تا بروند و در تمام گروه ها و انجمن های جادوگری شهر برای وی تبلیغ بکنند.

در طرف دیگر شهر روفوس اسکریم جیور که از شنیدن خبر تقلب پروفسور از ایده ی وی عصبانی شده بود و معاون خودش الفیاس دوج رو صدا میکنه تا باهاش مشورت کنه.

روفوس:
- الفیاس، شنیدی که چه خبر شده ؟

- آره روفوس، این تازه به دوران رسیده ها دارن اعصاب همه رو خرد میکنن! یه چیزی هم بگم، این بوقی چند روز پیش داشت به بانو گیر میداد، دیگه نمیتونم تحملش کنم! :vay: روفوس ازت خواهش میکنم اجازه بده برم بخاطر این کار ها حالش رو بگیرم و بیام، باشه؟ :pretty:

- صبرکن الفیاس! نمیتونیم همینطوری بریم و بهشون بگیم چرا اینکارا رو میکنین! باید یه دلیلی پیدا کنیم تا بعدا بتونیم بهش استناد کنیم! نظرت چیه؟

- پس صبر کن روفوس! میدونی که من به افشاگری معروفم! یه کاری بکنم بیای و حال کنی!

- آره میدونم!

دو روز بعد:
مکان: ستاد انتخاباتی روفوس اسکریم جیور، زمان: شش صبح


- روفوس، روفوس، بیدار شو! خبر خوبی برات دارم!

الفیاس در حالیکه با قدرت هرچه تمامتر داشت به در اتاق روفوس ضربه میزد، فریاد زنان این حرف ها رو گفت.

- چه خبرته آخه؟ چرا داری در رو میشکنی؟ نمیذلرن آدم چند دقیقه بخوابه! کاندید شدیم، قتل که نکردیم!

- ببخشید روفوس که این موقع مزاحم شدم. ولی خبر خیلی فوری ای دارم! واسه همون موردی که دو روز قبل درباره ش بحث کردیم! تقلب ویریدیان!

- چی؟ تقلب ویریدیان؟ زود باش بگو!

- از اینجا؟ بنظرت بهتر نیستش که بیام تو؟

- اوه اوه! راست میگی یادم نبودش! بیا تو!

الفیاس وارد اتاق روفوس میشه و حدود سه ساعت در مورد خبری که الفیاس داشت بحث کردند.

- خوب الفیاس، باید این کارا رو انجام بدی:
این مدارک رو میبری و توی ستاد انتخاباتی جلوی اعضای ستادش نشونش میدی، اگه قبول کرد که هیچی، بهش میگی برای اینکه اینو در سطح جامعه افشا نکنی باید از این تقلب ها و همینطور مزاحمت هاش دست برداره، ولی اگه دیدی قبول نکرد، اونو به دوئل دعوت کن. فهمیدی که چیکار باید بکنی؟ خیلی زود کله پاش میکنیم!

- آره روفوس، فعلا یکمی کار توی ستاد دارم، عصر با مدارک میرم ستاد ویریدیان و ماجرا رو حل میکنم.

چند ساعت بعد، خیابانی که ستاد انتخاباتی پروفسور ویریدیان در اون قرار داره:

پروفسور برای اینکه یکمی به خودش استراحت بده و از اونجاییکه فعلا شب شده بود و ستادش یکمی خلوت بود میره جلوی در ساختمان و یکمی قدم میزنه.

باد سردی با شدت شروع به وزیدن کرده بود، ابر های باران زا به زودی تمام اسمان را پوشاندند، آسمان نوید شبی بارانی را میدادف ولی هنوز همه چیز آرام مینمود.

پروفسور با دیدن وضع هوا تصمیم گرفت به برگرده به اتاقش ولی با دیدن لکه سیاهی که از انتهای خیابان دید، ایستاد.

- ینی چه کسی این وقت شب، اونم با این وضع هوا داره میاد اینجا؟ فکر نکنم مشنگ باشه! پس بهتره بمونم و دعوتش کنم بیاد تو! اینطوری میتونم رای اونم بخرم! :zogh:

لکه ی سیاه به ارامی در حال نزدیک شدن به سمت پروفسور بود، بعد از چند دقیقه که پروفسور تونست چهره ی اون فرد رو ببینه از ترس میخکوب شد!

- چی شده پروف؟ چرا ماتت برده؟ تا حالا منو ندیدی؟

با چند ضربه از طرف الفیاس، پروفسور دوباره هوشیاریش رو بدست میاره و من من کنان از الفیاس میپرسه:

- چرا اومدی اینجا؟ چی شده؟ نتونستین این همه طرفدارم رو ببینین اومدین خرابکاری؟زود باش بگو چیکار داری و برو!

- بریم تو تا بگم چی شده فکر نکنم تو مرام یه ریونی باشه که مهمونش رو دم در منتظر بذاره، درسته؟

- باشه بریم توف ولی باید زود حرفت رو بزنی و بری!

الفیاس و پروفسور وارد ستاد انتخاباتی میشن، به محض ورود، الفیاس با صدای بلند همه ی حاضران در ستاد رو صدا میکنه و ازشون میخواد جمع بشن تا مطلب مهمی رو بهشون بگه!

- خیلی خب! ممنون از همتون که اومدین اینجا! میخواستم همه تون حرف های پروفسور ویردیان رو در مورد این اسنادی که براتون میدم رو بشنوین! خیلی خب پروفسور، چه حرفی دارین که بگین؟

پروفسور با حالتی وحشت زده که اگر ده تا لرد ولدمورت رو با هم میدید باز هم اونقدر وحشت نمیکرد، به سمت اسناد فساد اخلاقی و مالیش میره و همشون رو بررسی میکنه!

پروفسور در حالیکه از عصبانیت همه ی اسناد رو به اینطرف و اونطرف پرت میکنه، با صدای بلند میگه:

- همشون دروغه! نمیتونین هیچ چیزی رو ثابت کنین! حتی توی این عکس من از پشت افتادم و چیزی از من معلوم نیست! پس نمیتونین چیزی رو ثابت کنین! همشون دروغ محض هستن.

- پس دروغن؟ آره؟ اگه هیچکدومشون حقیقت ندارن، من تو رو به یه دوئل جادوگری دعوت میکنم تا باشد که حقیقت پیروز شود.

پروفسور با تردید قبول میکنه و هردوشون با هم میرن سمت حیاط ساختمان.

باد به اعلا درجه ی شدت و سردی خودش رسیده بود، ابر ها متراکم تر از اونی شده بودند که دیگه بتونن آبی رو که توشون جمه شده رو نگه دارن و تصمیم گرفته بودند برای اینکه روی باد موذی رو کم کنند، با تمام شدت ببارن و قدرتشون رو به مردم بیگناه روی زمین نشون بدهند!

الفیاس و پروفسور به همدیگه پشت میکنند و به سمت مخالف قدم بر میدارند و بعد از پنج قدم میچرخن و روبروی همدیگه می ایستند و آماده ی اجرای ورد میشوند.

با درخشش اولین آذرخش، هر دو جادوگر طلسم هاشون رو به سمت همدیگه شلیک میکنند:

الفیاس:

- آبلیوی ایت

پروفسور:

- اینکار سروس


صبح روز بعد:

تیتر روزنامه ی پیام امروز:


پروفسور ویریدیان بعد از افشا شدن موارد فساد اخلاقی و مالی خود، در دوئلی با الفیاس دوج، نماینده ی روفوس اسکریم جیور که برای توضیح خواستن در برابر اسناد به ستاد انتخاباتی پروفسور آمده بود، شکست خورد و تمام خاطرات و اتفاقات زندگی خود را فراموش کرد.

ادامه ی خبر در صفحات داخلی روزنامه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 مرداد 1391 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
واینک مبارزه ای دیگر:


شیر گریف : الفیاس دوج VS عقاب راون: پروفسور ویریدیان


امتیاز هر پست:۲۵

مکان: جلوی ستاد انتخاباتی

عواملی مثل زیبایی سوژه، شروع و پایان مناسب پست،استفاده درست شکلکها، متن زیبا و فضاسازی مناسب و رعایت اصول نگارشی در امتیاز دهی دخیل خواهند بود.

تاریخ ارسال پست:از همین الان تا پس فردا یعنی چهارشنبه ۱۲ شب خواهد بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 8 مرداد 1391 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
همین الان
فقط داور نامزدته

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: یکشنبه 8 مرداد 1391 15:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و درود

اینجانب،‏ الفیاس دوج،‏ پروفسور ویریدیان رو به خاطر اینکه پاشونو از خط قرمز ها اونورتر گذاشتن،‏ به دوئل دعوت میکنم،‏ خیلی وقت هستش که با کسی دوئل نکردم.

داور رو من تعیین میکنم:‏ بانو ویولت

زمان دوئل هم پروفسور میتونن تعیین کنن.

مطمئنا شرکت نکردن ایشون لکه ی ننگی بر دامن گروه ایشون خواهد بود،‏ ذر این دوئل برد و باخت مهم نیست،‏ مهم فقط کمی تفریح است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1391/5/8 16:08:40
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده