جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  251 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  202 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: شنبه 27 مرداد 1386 02:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر عشق سلام بر عاشق
عشق همچو معجونیست که عاشق و معشوق بحر هم می سازند زمانی که از معجون یکدیگر مینوشند تا عمق جان عاشق یکدیگر می شوند همدیگر را یکی میبینند و دوری یکدیگر را همچون مرگ می پندارند آری اینست عشق واقعی
به قول ویکتور هوگو عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه عشق چون سرانجام تشنه سیراب می شود
آره رفقا عاشق کسی باشین که لایقش باشه معجون عشقتون رو به کسی بدین و از کسی بگیرین که لایقش باشه نه اینکه حوس معجون عشق کرده باشه .
[spoiler]هری معجون عشقش رو به کسی داد که (چو) لایقش نبود و فقط چو به اون معجون نیاز داشت که آخر سر هم معجون رو پس زد ولی وقتی به کسی که لایقش بود (جینی) داد دیگه هیچ وقت از وجودش خارج نشد و عضوی از وجودش شد که به این میگن عشق واقعی[/spoiler]

دوست عزیز افشاسازی در کل سایت ممنوعه!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1386/5/27 10:38:26
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1386/5/27 10:42:02
You can do evry work u wana to do
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 خرداد 1386 06:46
نمایش جزئیات
آفلاین
وقتی که از حفره ی تابلو بالا امد , سعی کردم توجهش را جوری جلب کنم . او هری پاتر بود , هری پاتر معروف و از همه مهم تر دوست رونالد بود ! صداهای مختلفی در گوشم میپیچید .... چرا هوا انقدر گرم شده بود ؟! هری لحظه به لحظه نزدیکتر میشد و گویی به همه جا نگاه میکرد به غیر از من !
_ سلام .
دهانم را باز کردم که جواب سلام او را بدهم ولی از دهنم در رفت و گفتم :
_ نمیدونی چقدر خوشحالم که حالت خوبه ! فکر کردم گریفندور بدون کاپیتان مونده !
هری سرش را تکان داد . ظاهرا خوشش امده بود که من تحویلش گرفته ام . نمی خواستم کسی بفهمد که چقدر او را دوست دارم مبادا او را از من بگیرند .... هری گفت :
_ خب , ممنون که حالم رو پرسیدی. فعلا .
و بعد دور شد صدای رون را شنیدم که به هری گفت :
_ مثل اینکه زیادی معجون عشقو خورده بوده ! اسلاگهورن گفته بود زیاد به بچه ها نده هری !
قلبم ریخت .
_ چی ؟
_ در رو هری صاحبش اومد !
من :
هری و رون :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: شنبه 23 دی 1385 22:10
نمایش جزئیات
آفلاین
انگار همین دیروز بود که اومدی در خونه رو در زدی منم از همه جا بیخبر در رو باز کردم که ای کاش باز نمی کردم با دیدن تو فریب چهره ات رو خوردم نمیدونم چی شد که همیشه به بهانه ای دم خونت می اومد ولی افسوس که ما مان بیدارم کرد همه خواب بودند تو ای عشق من توی رویا بودی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
برای تو...که عزیز دلمی!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 دی 1385 00:17
نمایش جزئیات
آفلاین
نمیدانم چه وقت بود
چه وقت پیش تر از طلوع
یا چه وقت دیرتر از غروب
تنها می دانستم که طلالو نور وجودت لحظه به لحظه جان خسته ام را بیشتر و بیشتر در می نوردد...
و هر دم، بیم آن داشتم که منِ خسته جان را آیا یارای دویدن در بهشت وجودت هست؟ و طنینی زیباتر از کلام رویایی ات آیا هست؟ آیا ریسمانی قویتر از نگاه نافذ و گیرای تو هست که بتوان آن را از عمق تسخیر ناپذیرِ جانِ نورانی ات (ایول چه چرت و پرتایی ردیف کردم!) فراتر برد...؟

همچنان که به نور ماه خیره شده بودم...و عظمت آن نورانی خدایی را لمس می کردم، به یاد شبی افتادم که با هم، دست در دست یکدگر، سایه های شب را پشت سر گذاردیم و تو چه سخاوتمندانه مرا با روشنایی بیکران روزت آشنا ساختی...

آن لحظه که فریاد بلندت، به پهنای ابدیت و بلندای قامت سرو گونه ات، گوشم را نشانه گرفت و آن را جر داد! و احساس کردم وول وولکی در جانم میلرزد و می گوید: امشب شب عشقه! و همان دم یا ریش بز گونه ات، چونه ام را نوازش دادی و گفتی: بیا با هم بازی کنیم! (آقا تاثیرش داره میره! یکی اینو ببره بیرون!!) آگاه شدم که تو همونی که یه روزی...واسه چشمات خونه ساختم...واسه لرزیدن دستات...همه زندگیمو باختم!

سرژ! سرژ من! ای رویاگونه ی بلند پرواز! بیا و دوباره به سان قدیما پدر گوشمو در بیار! ای آب هویج من...ای که با کله ی فرفری دل از من ربودی! بیا...که امشب شب عشقه...جیگر!! :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0066FF]و آنگا?
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 دی 1385 12:00
نمایش جزئیات
آفلاین
چلپ چلپ چلپ چلپ... (صدای پای در برف گذاشتن)...

ای عزیزم! در این هوا سرد است عشق نمی ماند، آتش عشق روشن نمی ماند، آری با هیزم جان روشنش کردیم!

ای عشق ِ بندن، ای تو روح جهنده،
نیش نوشنده،
ما را نمی بینی

بی تو آواز مرغ ماند وز وز مگس،
صورتت خورشید و مه دارد ز تو شرم

برف می آید تا جای پایت را بپوشاند،
تا نفهمم کی روی
تا نفهمم چه شوی

می گذرد ایام،
می ماند بر بام کبوتری
که بنگرد و بیند ما را، آری ما دو تا را
آنگه تو می روی

آن شاخه ی معرفت که سهراب گفت چه شد!؟!

ای پشه ی پرنده،
ای تو عاشق پیشه ی مار،
می روی

ای دوست نرو
بمان
بمان پیش ما

ای خون ِ خونخواران
ای تو مرتیکه ی سیاه پلید، ای شکنجه گر

ای لرد سیاه



ویکی جان این نبشته عاشقانه است، چاپلوسی نیست
عشق بر جوانان عیب نیست

سوال : چی کار کنم که فاصله ها حذف نشن؟ یعنی خب من آخر خط هم بنویسم خودش می آره اول خط که من نمی خوام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 دی 1385 16:11
نمایش جزئیات
آفلاین
کاش زندگی دنده عقب داشت
ولی افسوس چنین نیست. دیگر فقط به گذشته فکر می کنم که بوسه لبانت به روی گونه هایم گرمایی فراوان می انگیزد ایکاش که آن روزها برمیگشتند حال فقط با یاد تو طلوع را میبینم و با یاد تو چشمانم را از روی قرص ماه بر میدارم به امید آنکه دوباره بیایی ..


دوست عزیز زدن پست پشت سره هم در این جور تاپیک ها خوب نیست باشه؟ دیگه نزنی که دل گیر میشم.

ناظر انجمن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لوسیوس مالفوی در 1385/10/17 21:21:43
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: شنبه 2 دی 1385 23:15
نمایش جزئیات
آفلاین
آه انگار همین دیروز بود که گرمای دستانت رو حس میکردم
همون گرمایی که باعث آرامش دلم می شد عزیزم تو کجایی که من بیادت باید تنها بمونم همیشه در قلب منی و من منتظر آمدنت هستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 19 مهر 1385 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
چشمامو رو هم میذارم.
تصویرت یه لحظه از جلوشون دور نمیشه. باید سعی کرد. اما نه هر کاری می کنم نمیشه. خدایا کمکم کن.
تو مثل بادی که هر لحظه از کنارم میگذری اما عین خیالت نیست که ما آدمیم.
تو مثل موجی که همیهش منو با خودت مثل یه قایق این ور و اون ور می بری اما منو احساس نمی کنی.
توضیح:
به یک نفر جهت بر عهده گرفتن شخصیت ( تو ) نیازمندیم.
در ضمن ادامه دارد.
ایلیا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ما بدون امضا هم معتبریم
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 22 شهریور 1385 16:42
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان لازمه یه بار دیگه پست اول این تاپیک رو بخونید
نقل قول:
دوستاني كه دنبال فرند شيپي بودن به آرزوشون رسيدن!!!
همه دوستاني كه آرزوشون بود اينجا تبديل بشه به يه چيزي مثل اركات بفرماييد!!!
اشتباه نكنيد!!!من همون كرامم
چي؟يه چيز خورده تو مخم؟نه بابا سالمم
اا..نگو....افسردگي حاد نگرفتم!!!
قصيه چيه؟الان ميگم
----------------------
دوستان مطمئنا تاپيك من كيستم من چيستم يادشونه!!!
اينم يه چيزي تو اون مايست ولي فرق ميكنه!!!

اينجا افراد يه جور مينويسن كه گويا معجون عشق نوش جان كردند..تا آخرين لحظه هم چيزي بروز نميدن!!!
آخرين لحظه معلوم ميشه كي معجون عشقو به ما داده

كلي مخ ريختم..لطفا اين تاپيكو خراب نكنيد
پست مزخرف نزنيد!!!
بي پي جي هم حرف نزنيد!!
شروع ميكنيم!!!
---------------------------
گريه كن عزيزم!!!ميدونم دلت تنگه

به قول سياوش قميشي گريه كن گريه قشنگه!!!گريه سهم دل تنگه!!

فداي اون چشماي اشكالودت برم

فكر نكن كسي دوست نداره..من ديوونتم!!!

هر بار كه از كنارم رد ميشي بدنم يخ ميكنه!!!

اون عينكت ...اون بدن تنومندت!!!كيپ خودمه!!!

عطر و بوي تو آدمو مست ميكنه!!!مخصوصا وقتي از ناراحتي خودتو ميندازي تو چاه فاصلاب!!!

ميرتل!!!من چرا نسبت به تو بي توجه بودم؟بيخود نبود كه دراكو دلباختت شده بود!!!


متن بالا رو با دقت بخونید هر پستی که مطابق این متن نوشته نشده باشه پاک میشه
حدود 20 تا پست رو پاک کردم که البته در حال عادی باید بیشتر پاک میشد

این اخطار رو جدی بگیرید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: معجون عشق!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 22 شهریور 1385 16:16
نمایش جزئیات
آفلاین
ناظر خوشتیپ انجمن مطالب اشتراکی!!

این تاپیکی که من زده بودم تاپیک حساسیه!!
و زود ارزشی میشه!!
خواهشا مراقب باش و همه پستای ارزشی رو پاک کن!!

ببین پستای اول تاپیک چجوریه و الان چجوریه!
با تشکر ارباب لرد ولدمورت کبیر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دلبستگی من به ریون و اعضاش بیشتر از اون چیزی بود که فکر میکردم!!.....بچه های اسلایت