جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

28 کاربر(ها) آنلاین هستند (22 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
28
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  99 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  210 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  218 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  307 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: پنجشنبه 13 بهمن 1384 12:18
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
خب خب من همیشه فکر میکردم که روح اون بنده خدایی که مرده همون موقع پس از مرگ از بدنش خارج میشه و احیانا حمل هم میشه !


خب در اینجا اولا لازم میبینم که به شما تذکر بدم که در اینجا نظر شما مهم نیست بلکه نظر رولینگ مهمه ! ثانیا اتفاقا بعضی ها بر این عقیده هستن که وقتی انسان تو قبر قرار میگیره روحش به طور کامل از بدنش خارج میشه !!!! ثالثا نمونه این نوع نوشتن تا حالا خیلی دیده شده پس وقتی که بقیه نویسنده ها هم از این سوژه استفاده کرده اند اصلا بعید نیست که رولینگ هم از روی اونها ایده گرفته باشه

نقل قول:
اوه ! نه ! من فکر میکنم جدا این احتمال وجود نداره ! فکر میکنم که یک کلید اصلی همینه که آیا دامبلدور میتونه بدون چوبدستی جادو کنه یا نه ؟! یادمه که اسنیپ و کوییرل در سنگ جادو بدون چوبدستی همچین کاری میکنن!


از نشانه های هر جادوگر اینه که بعضی موقع ها میتونن جادو کنند ! اما جادو با جادو فرق داره ! جادوگران بدون چوبدستی فقط میتونن جادوهای ساده انجام بدن که تازه اونم معمولا زمانیه که بر اعصابشون مسلط نیستن ! اگر دامبلدور به اون خوبی که تو میگی میتونست جادو کنه که دیگه به چوبدستی احتیاج نداشت .
در ضمن اسنیپ و کوییرل هم توی کتاب بدون چوبدستی جادو نکردن ! احتمالا فیلم هری پاتر رو با کتابش اشتباه گرفتی !

نقل قول:
در این مورد که دود سفید و این قضایا سنبل هستند ! خب به نظر من یکم از شیوه نگراش رولینگ بر میاد ! این اصرارش برای مار بودن چهره ولدمورت یکی از ایناست که به نظرم زیادیه توی داستان !


اتفاقا به نظر من رولینگ در اینجا از مبالغه استفاده نکرده و فقط میخواسته به بهترین شکل چهره ولدمورت رو توصیف کنه و به نظرم توی این کارش هم بسیار موفق بوده !!!!

نقل قول:
ولی خب این توی اسم آلبوس وجود داره ! آلبوس فکر میکنم در انگلیسیه کهن به معنای سفید ! و دامبلدور فکر میکنم یک جور پرنده ! نمیدونم چه جور پرنده ای ! یعنی یادم نیست که چجور پرنده ای بود ! خب! خب حالا بیاد هی سفید بازی راه بندازه یکم لوسه !


خب من که آخرسر هم منظور شما رو از این جمله نفهمیدم !!! ولی خب همونطوری هم که خود رولینگ گفته تمام اسمهایی که برای شخصیتهای داستان انتخاب کرده معنای خاص خودشون رو دارند و احتمالا درست میگید ! ولی من متوجه منظور شما از این جمله نشدم !!! رولینگ میگه که بخار یک لحظه به شکل ققنوسی درومد که آزادانه در هوا پرواز میکرد ! خب من نمیدونم این ققنوسه سفید بخار مانند که فقط یک لحظه قابل رویت بوده چه ربطی به فاکس آتشین داره که دارای جسم جامده !!!! شاید اونجا صفحه سیاه سفید شده من نمیدونم !!!
در ضمن اگر واقعا چنین نقشه ای قرار بوده اجرا بشه چه لزومی داشته که حتما با پرواز از اونجا برن ؟ خب فاکس توی تابوت دامبلدور ظاهر میشد دامبلدور هم دمش رو میگرفت هر دوتاشون غیب میشدن هیچ کس هم نمیفهمید !!!
به نظر من این موضوع کاملا واضحه که در اینجا رولینگ اشاره به روح دامبلدور داشته که از بدنش خارج شده !

نقل قول:
بالاخره اینکه اگر کسی چیزی در مورد ماجرای چوبدستی میدونه من رو هم بازی بده


ماجراش اینکه توی کتاب نه گفته شده چوبدستی دامبلدور گم شده و نه گفته پیدا شده ! در واقع اصلا اشاره ای به این موضوع نشده پس ما نمیتونیم در این باره قضاوت کنیم !!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
ببینین راستش رو بخواین به نظر من منظور رولینگ از اون بخار روح دامبلدور بوده که از بدنش خارج شده و در آسمان به شکل ققنوسی درومده و سپس از این دنیا برای همیشه رفته !!! این بود برداشت من از این قضیه


نقل قول:
به نظر من هم روليگ با نشان دادن اون نور وققنوس ميخواسته بزرگي روح او را چندين برابر نشون بده به طوري كه مثلا اگر ولدمور بميره مثلا اون هم به خاطر بدي تينتش روحش به طرز وحشتناكي برده بشه .


خب خب! من همیشه فکر می کردم روح اون بنده ی خدایی که مرده همون موقع پس از مرگ از بدن اش خارج می شه و احیانن حمل هم می شه! یا به قول این دوستمون برده می شه! اما این همه مدت پس از مردن آلبوس تازه روح اش برده می شه؟! اوه! نه من فکر می کنم جدا این احتمال وجود نداره! فکر می کنم که یک کلید اصلی همینه که آیا دامبلدور می تونه بدون چوب دستی جادو کنه یا نه؟! یادمه که اسنیپ و کوییرل در " سنگ جادو" بدون چوب دستی همچین کاری می کنن!
در این مورد که دود سفید و این قضایا سمبل هستند ! خب به نظرم یه کم از شیوه ی نگارش رولینگ بر میاد! این اصرارش برای مار گونه بودن چهره ی ولدمورت مثلا یکی از این هاست که به نظرم زیادیه توی داستان! و لی خب این توی اسم آلبوس وجود داره! آلبوس فکر می کنم در انگلیسی کهن به معنای سفیده! و دامبلدور فکر کنم یه جور پرنده! نمی دونم چه جور پرنده ای ! یعنی یادم نیست که چه پرنده ای بود! خب ! حالا هی بیاد سفید بازی راه بندازه یه ذره لوسه!
..........
بالاخره اینکه اگه کسی چیزی در مورد این ماجرا ی چوب دستی می دونه من رو هم بازی بده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 17:55
نمایش جزئیات
آفلاین
باسلام
ظاهراً من سومین نفری هستم که از با نظر مونالیزا موافقه که البته چیز جدیدی نیست.
اولاً که بعضی ها در گفته هاشون ذکر کردن که به نظر اونها رولینگ در بیان عظمت اسنیپ کمی زیاده روی کرده و در این یک قلم یک نموره اشتباه تو کارش هست.آخه آدمای منصف تا قبل از این اگه (من فقط خودم رو مثال می زنم)من از رولینگ ایراد می گرفتم (که توی یک تاپیک این کارو کردم)دیگه تیکه پاره شدم که رولینگ هیچ ایرادی تو کارش نیست و او نویسنده ی خیلی خوبی هست و اون اشتباهاتش فقط در حد سوتی است و الا ماشاءالله
آخه یک همچین اشتباهی کوجاش کوچیکه که به خاطر اون دو دسته ی خیلی بزرگ رو در مقابل همدیگه انداخته توی یک بحث جدل اساسی.که البته هم معتقدم هیچ اشتباهی در این یک قلم صورت نگرفته.اگه قراره کتاب رو از صحتش مبرا کنیم دیگه هیج حرفی نمی تونیم بزنیم.پس لفطاً هر جا که به نفعتون بود به رولینگ(به قول هوکی عزیز)گیزر ندید.
در ضمن این اصلاً مربوط به این تاپیک نیست ولی بلید در صحبتشون نقل کردن که رولینگ آدمی مسیحی است و اعتقادات داره و خواسته پاکی دامبلدور رو نشون بده.خب در اینکه رولینگ یک آدم موحد هست که حرفی نیست اما اگر می خواست این رو تو کتاب نشون بده کتابش این قدر سکولار نمی شد.
از همه این حرفا بگذریم با دلیل3 و 4 پسر جادویی خیلی موافقم دمت گرم.بعدش هم من باری چندمین بار میگم اگه دامبلدور مرده باشه داستان خیلی بی سر و ته خواد شد.
با تشکر از رفقا
___________________
در ضمن یک دلیل دیگه(که همین الان دیدم):
تمام کسانیکه توسط آوادا کداورا کشته شدن اثر ترس و تعجب در صورتشون موج می زده.که با توجه به اون چیزی که توی کتاب شش اومده خداییش بحثی از حالت ترس و تعجب تو صورت دامبلدور گفته و دیده نشده.
باتشکر
____________________
دو پست یکی شده .... پس ویرایش رو برای چی گذاشتند؟؟؟

سیریوس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس(God Father) در 1384/11/14 2:16:31
در این در گه که گه گه که که و که که شود ناگه
مشو غره بر امروزت که فردایت نه ای آگه
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 16:01
نمایش جزئیات
آفلاین
توجه توجه

دلايلي قانع كننده بر زنده بودن دامبلدور



من با مناليزا موافقم !
چرا كه اگر دقت كنيد :
1. اسنيپ وقتي كه نفرين آواداكداورا رو روانه كرد دامبلدور
پرتاب شد!در ورتي كه اين نفرين آدم رو درجا خشك ميكنه!ميشه فكر كنيم كه باتوجه با اينكه در كتاب شش جادوگري در هاگوارتز بايد بدون كلام انجام ميشد، اسنيپ يك ورد ديگر رو در ذهنش گفته و به زبون آواداكداورا رو گفته

2.دامبلدور با اون عظمتش هيچ وقت نمياد به اسنيپ چرمنگ بگه لطفاً چون قبل از اينكه انسيپ طلسم كنه دامبلدور ميگه Please... كه كمي تابلو هست. به نظر من دامبلدور از طريق ذهن با اسنيپ صحبت ميكنه و ميگه كه اون كاري رو كه تو شماره 1 گفتم انجام بده ، اما اسنيپ مخالفت ميكنه و دامبلدور مجبور ميشه خواهش كنه و اسنيپ هم به دستور دامبلدور كارشو انجام ميده!

3. اگه دقت كنين بعد از مرگ دامبلدور در درمانگاه صداي آواز ققنوس مياد ، با توجه به اينكه در كتاب 2 هري با آواز و گريه ي ققنوس سم باسيليسك رو از بدنش بيرون ميكنه ممكنه كه ققنوس دامبلدور رو كه سم خورده بود شفا ميداده!بعيد نيست

4.وآخرين مطلب اينكه بعد از اينكه هري ،هاگريد رو ميبره بالاي جسد دامبلدور ديگه هيچ اشاره اي به اين نميشه كه كسي 2باره جسد رو ميبينه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این منم که میگم دامبلدور زنده هست بالاخره می فهمید !
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 14:44
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

ريگلوس بلک نوشته:
بليز خوب چون تو کتاب حرفی از موجودات ديگه زده نشده دليل نميشه که دامبلدور با بقيه موجودات جادويی رابطه نداشته باشه .وقتی سانتورها که دل پری از دامبلدور دارن به تشيع جنازش ميان چرا بقيه موجودات جادويی نميان ( مثلا تک شاخها که ميدونيم فهم و شعور دارن)
دوم اينکه اگر دامبلدور خودشم ميکشت سانتورها نميومدن عضو محفل بشن چون دوست ندارن با انسانها قاتی بشن


اولا که من یادم نمیاد جایی تو کتاب گفته باشه که سانتور ها از دست دامبلدور ناراحت هستند

ثانیا من هر چقدر فکر میکنم یاد موجود جادویی دیگری نمی افتم که در جنگل زندگی بکند و مثل انسانها بتونه حرف بزنه و فکر کنه در کل به نظر من غیر از مردمان دریایی و سانتور ها فقط جن ها و غول ها هستن که این شرایط رو دارن که اونا هم در شرایطی نیستند که بتونند در میان انسانها قرار بگیرند !!! حالا اگر شما غیر از اینا موجودات دیگری هم در دنیای جادویی سراغ دارید که از نظر فکری شرایط سانتور ها غولهاها جنها و مردمان دریای رو دارند خب بگید ما هم بدونیم !

ثالثا قضیه اسب تک شاخ با سانتورها خیلی فرق داره مثلا ما همیشه میگیم دلفین حیوونه خیلی باهوشیه یا سگ حیوونه باهوشی ولی ما با توجه به حیوانات دیگه این جانوران را به عنوان حیوون باهوش حساب کردیم ! اسب تک شاخ هم به نسبت حیوانات جادویی دیگر حیوون باهوشی در صورتی که سانتور یا مردمان دریایی رو نمیشه جزو حیوانات حساب کرد بلکه آنها را باید در گروه انسان ها قرار داد چون آنها هم میتونند درست فکر کنند ! درست حرف بزنند ! درست ارتباط بر قرار کنند ! و تا جایی که من فهمیدم از لحاظ هوشی کم و کسری از انسانها ندارند و حتی خودشون فکر میکنند که از انسانها بیشتر میدونند در صورتی که هوش اسب تک ساخ خیلی کتر از این حرفهاست ( همون قضیه که مثلا ما بخوایم زرافه رو با سگ مقایسه کنیم مطمئنا سگ حیوونه باهوش تریه ) !!!! اون پروفسوره بود که جای هاگرید آمده بود ! اون اسب تک شاخ رو به عنوان یک جانور جالب آورده بود سر کلاس ! حیوونی که به نسبت یک حیونه دیگه کمی باهوشتره ! به نظر تو یک سانتور اجازه میده که کسی اونو سر کلاسش تدریس کنه و بقیه بیان مثلا بهش دست بزنن ! یا شکلش رو روی کاغذ با مداد رنگی بکشن؟

در ضمن میگی اگر دامبلدور خودش هم میکشت اونا عضو محفل نمیشدن ؟؟؟؟؟؟؟
خوبه خودتم داری میگی ها ! خب پس چطور انتظار داری که این موجودات با دامبلدور همکاری کنن ؟؟؟
اگر کتاب پنجم هری پاتر رو خوب خونده بودین میفهمیدید که سانتور ها در هیچ شرایط حاضر به همکاری نیستند ! حالا این خواسته چه بزرگ باشه چه کوچیک ! فایرنز هم یک استثنا بود بالاخره تو هر نژادی یک کسانی هم هستند که با هم نوعانشان ناهماهنگند !!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سمبلهایی برای عظمت روح دامبولدور
ارسال شده در: چهارشنبه 12 بهمن 1384 12:56
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

بلیز زابینی نوشته:
ببینین راستش رو بخواین به نظر من منظور رولینگ از اون بخار روح دامبلدور بوده که از بدنش خارج شده و در آسمان به شکل ققنوسی درومده و سپس از این دنیا برای همیشه رفته !!! این بود برداشت من از این قضیه

راستش من فکر میکنم که قصد رولینگ از بیان این موضوع فقط این بود که میخواست شخصیت بزرگ دامبلدور رو وصف کنه و میخواست حتی مرگ او را نیز با عظمت توصیف کنه ولی یکذره در این توصیفات زیاده روی کرده که باعث شده ما یکم به شک و تردید بی افتیم !


به نظر من، حرفای بلیز کاملا منطقیه. در این صحنه ها رولینگ سعی داشته بزرگی دامبولدور رو نشون بده و تفاوت مرگ دامبولدور با بقیه. همون طور که دامبولدور در زندگیش از بقیه بهتر و برتر بود، مرگش و مراسم ختمش هم باید عظمت داشته باشه و معمولی نباشه. شاید رولینگ در برخی از قسمتها خیلی موفق نشده منظورش رو برسونه یا شاید هم از قصد می خواسته قضیه دو پهلو و نا مشخص باقی بمونه.

آتش قبر، دود سفید و ققنوسی که هری برای یک لحظه دید، سمبل روح دامبولدورهستند و بالتبع سمبلی برای زندگی دامبولدور:

شعله ها و دود سفید: سمبل سفید بودن خود دامبولدور، سمبل خوب بودن و پاکی

آتش گرفتن و ققنوس: سمبل زندگی دامبولدور، سمبل مبارزه ؛ او همیشه از خودش می گذشت تا بقیه بمانند، تا بقیه خوب زندگی کنند. همه عمرش رو به مبارزه گذراند تا جامعه جادوگری راحت زنگی کنه. یعنی مانند یک ققنوس زندگی خودش را به آتش کشید تا بقیه بمانند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Soon we must all face the choice
between what is right and what is easy




تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 بهمن 1384 21:56
نمایش جزئیات
آفلاین
فکر میکنم من باز باید به عنوان اولین نفر ساز مخالف رو بزنم

ببینین راستش رو بخواین به نظر من منظور رولینگ از اون بخار روح دامبلدور بوده که از بدنش خارج شده و در آسمان به شکل ققنوسی درومده و سپس از این دنیا برای همیشه رفته !!! این بود برداشت من از این قضیه

راستش من فکر میکنم که قصد رولینگ از بیان این موضوع فقط این بود که میخواست شخصیت بزرگ دامبلدور رو وصف کنه و میخواست حتی مرگ او را نیز با عظمت توصیف کنه ولی یکذره در این توصیفات زیاده روی کرده که باعث شده ما یکم به شک و تردید بی افتیم !

آقای ریگلوس به نظر شما امکان داره که دامبلدور موضوع به این مهمی رو به اعضای قابل اعتماد محفل نگه جاش بره فقط با سانتور ها هماهنگ کنه ؟ به نظر من چنین چیزی محاله ! اگرسانتور ها انقدر قابل اعتماد بودن که دامبلدور میامد اونا رو عضو محفل میکرد !!!!

در ضمن میشه در مورد موجودات جادویی دیگر یکم بیشتر توضیح بدین ! من درست متوجه منظورتون نشدم ! مگه چندتا موجود جادویی دیگه هستن که حاضر بودن به مراسم دامبلدور بیان !

به نظر من که سانتور ها و مردمان دریایی فقط برای بجا ادای احترام به آنجا آمدند !

موضوع دیگری که شما باید بهش توجه کنین اینه که شاید توی کتاب بعد از مرگ دامبلدور دیگه در مورد چوبدستیش صحبتی نشده ولی یادتون باشه که هیچ جای کتاب هم نگفته که چوبدستی گم شده پس نمیشه اینجوری ثابت کرد که همه اینا یک نقشست !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 بهمن 1384 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
رفیق مونالیتزا! نمی خوام موضوع رو لوث اش کنم ولی به دلایلی که مربوط به پیدا کردن یه دلیل برای بازگشت دامبلدرو می شه تقریبا 9999 دفعه به این موضوع طرح یه ققنویس فکر کردم! خیلی نکته جالبیه و درود بر تو ولی اینکه ققنوس از کجا اومده که آلبوس رو با خودش ببره و کسی ندیده یه کم آدم رو نا امید می کنه! چون سوئال بدون جوابیه! دود و دم می تونه کار خود آلبوس باشه برای پنهان کردن اومدن ققنوس! و جلب توجه که اومدن پرنده دیده نشه! اگه این جوری فکر کنیم شاید که بشه! و بعد ماجرا پدیدار شدن مقبره هست! چطوری اون اون جا سبز می شه؟! آلبوس بدون چوب دستی جادو کرده؟! ( می تونه این کارو بکنه؟! ) ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارتباط 2 جمله از كتاب پنجم و ششم ، نويد بخش برگشت دامبلدور ؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 بهمن 1384 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
خب بعد از چند بار خوندن و دنبال مطلبي گشتن بلاخره چيزي رو پيدا كردم كه خودم بهش نياز داشتم
در كتاب پنجم جمله اي رو ميبينيم كه در خصوص ققنوس و دامبلدور ميباشد همين موضوع رو هم در كتاب ششم در خصوص ققنوس و دامبلدور ميبينيم
حالا موضوع را با اوردن عين اون كلمات واضحتر بيان ميكنم
در فصل 27 كتاب هري پاتر و محفل ققنوس ، در اخراي فصل اين جمله رو ميبينيم ( البته اين رو بگم اخراي فصل 27 اختصاص داره به اينكه جلسات اْد لو رفته و دختري كه جلسات رو به وزير جادوگري كرنيلوس و امبريج لو داده ، در اتاق دامبلدور به همراه پرفسور مك گونگال و كينگزلي شكلبوت و همچنين پرسي ويزلي و وزير و امريج به همراه 1 نفر ديگه از وزارتخانه كه در اتاق دامبلدور جمع شدن و ميخوان هري رو اخراج كنن كه دامبلدور خودش را جوري گناهكار نشون ميده تا هري از مدرسه اخراج نشه و خودش با ماموران وزارتي درگير ميكنه و بعد هم فرار ميكنه )
اين جمله مختص به اخراي فصل 27 كتاب محفل ققنوس ميباشد كه دامبلدور ميخواهد فرار كند

نقل قول:

Fawkes circled the office and swooped low over him. Dumbledore released Harry, raised his hand and grasped the phoenixs long golden tail. There was a flash of fire and the pair of them were gone.

خب در جمله بالا اينگونه معني ميشود :
ققنوس در دفتر چرخي زد و بالاي سر دامبلدور آمد . دامبلدور هري را رها كرد ، دستش را بلند كرد و دم بلند و طلايي ققنوس را چنگ زد . براي لحظه اي شعله اي درخشيد و سپس هر دوي انها رفتند


خب حالا من جمله اي رو ميارم از كتاب ششم در فصل اخر كتاب در مراسم عزاداري دامبلدور كه كنار قبر او نشسته اند :

نقل قول:

Then several people screamed. Bright, white flames had erupted around Dumbledore's body and the table upon which it lay: higher and higher they rose, obscuring the body.
White smoke spiralled into the air and made strange shapes: Harry thought, for one hearts topping
Moment, that he saw a phoenix fly joyfully into the blue, but next second the fire had vanished. In its place was a white marble tomb, encasing Dumbledore's body and the
table on which he had rested.

خب در جمله بالا اينگونه معني ميشود :
چندين نفر جيغ ناگهاني كشيدند . شعله هاي سفيد و درخشان دور و بر جسد دامبلدور و ميزي كه جسدش بروي ان قرار داشت زبانه كشيد . ان شعله ها بالا و بالاتر رفتند و جسد را لحظه به لحظه تيره و تار ميكردند . دود سفيد عجيبي به هوا برخاست و اشكال نامشخصي را ساخت . هري براي لحظه اي به اندازه يك ضربان قلب اين تصور رو كرد كه ققنوسي را ديد كه در ميان شعله ها با خوشحالي به اسمان پريد اما لحظه اي بعد شعله ها ناپديد شده بود . در انجا مقبره سفيدي مرمري وجود داشت كه جسد دامبلدور و ميزي كه در ان اراميده بود ، در ان قرار گرفتند


خب ايا ممكنه جمله هاي بالا احتمالا ارتباطي با هم داشته باشند ؟ يعني ايا اين امكان وجود داره كه اون ققنوسي كه هري تو كتاب ششم ديد مانند همان ققنوس با دامبلدور بوده باشه ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M

وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام