صدایی اومد:
ـــ اما؟ ...تو ...اونجایی؟
اما:ایوانا اینجا چیکار میکنی؟!
ایوی با خوشحالی درو بست.
اما:مگه به مشتری ها نمیرسیدی؟!
ایوی:مشتری؟! رزی... فکر میکنه اینجا... مشتری داره....!
اما:یعنی هیچ کس پایین نیست؟!
ایوی:هیچ کس...؟! چرا! ....یه توله بلاجر.... زیر میز مادامه!
اما:بامزه!چرا اینجوری شدی؟!
ایوی:چه جوری؟! من...فقط....رفتم بعد اون یه چیزی به من داد...منم سر کشیدم اون معجونو....خوشمزه بود...خیلی! :pint:
اما با وحشت گفت:ایوانا تو مسموم شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

.....................
تو از كي تاحالا از اين اخلاقا داشتي؟؟
فرانك كي بود؟؟؟؟
می خوای
حق با تو بود پامي