قسمت دهم
جینی با اخم بر سر هرمیون فریاد می زد
مالی ویزلی وارد اتاق جینی شد گفت:
-چه خبره!؟
هرمیون-این خانم حسودیش گل کرده به همین دلیل چند هفته ی پیش برای مراسم عروسی هری نیومد
جینی 19 ساله با اخم گفت:
-این چه ربطی داره!؟
هرمیون-حالا الیس برای استاد تغیر شکل در هاگوارتز قبول شده
مالی-خب باید که خوشحال بشیم برای ازمونش خیلی سعی کرد
جینی-مادر من توی مدرسه استاد معجون سازی ام
مالی-خب ... جینی اون الیس با تو کاری نداره که
الیس همه ی وسایلش را برای چند هفته ی دیگر برای رفتن به هاگوارتز اماده میکرد
درحالی که تدی 3 ساله را در اغوشش گرفته بود گفت:
-هری مراقب تدی باش غذاشت رو به موقع بده و به موقع بخوابونش وای هری سرما نخورها خودت هم راقب باش تا سرمانخوری
الیس سر تدی را بوسید گفت:
-مامانی داره میره گریه نکنیا!؟
تدی-باده
الیس و هری خندیدن
الیس-وای هری خیلی خوش حالم دارم به هاگوارتز میرم!اخر هفت ها باتدی بیا هاگوارتز دلم براتون تنگ میشه
هری-باشه نگرارن نباش الیس
الیس-مامان جسیکام چند روز درمیون هری میاد یه سری بهتون میزنه اخه این یوتلد دست و پا چلفتیه
هری-الیس یوتلد یه سال تنهایی از تدی مراقبت کرد نگران نباش صبحانت رو بخور
سپس لقمه ای را به طرف الیس گرفت
الیس لقمه را گرفت و مشغول خوردن شد
سپس لقمه ای دیگر به تدی داد
الیس-هری این لقمه برای تدی بزرگه!ممکنه توی گلوش گیر کنده
الیس ارام ارام نان را برشت داد و لقمه را تزیین کرد
سپس لقمه ی کوچک را به تدی داد که به راحتی خرد
سپس به هری لبخندی زد گفت:
-دیدی!!تدی مامانی همیشه به بابایی بگو که برات لقمه کوچولو بگیره باشه؟
تدی-باده
الیس-هری من امروز میرم با تدی بیرون تا یکمی خرید کنم
هری-باشه ولی مراقب باشیا یه تار مو ازتون کم بشه دیاگون رو با خاک یکسان می کنم
هر سه خندیدن
جک و یولتد وارد قصر شدن
یوتلد باردار بود
الیس-رفتی سنت مانگو فهمیدی پسره یا دختر؟
یوتلد-اره
یوتلد لپ کوچک تدی را کشید گفت:
-حدس بزن
الیس با کمی فکر گفت:
-پسر؟
یوتلد با لبخندی گفت:
-اره!!لونا نیومد ؟گفتش برای مراقبت از تدی میاد اینجا
الیس- اره داره وسایلش رو توی اتاقش میچینه تا وقتی که از تدی مراقبت می کنه می تونه توی قصرباشه
هری-حالا اسمش چیه؟
جک-خب
یوتلد-خودت بگو
هری-البوس؟ابرفوث؟
جک-نه
هری-خب بگین
جک-هری!!
هریبا لبخندی گفت:
-من باید پدرخواندش باشما!
جک-موافقم!
یوتلد-بهتراز این نمیشه قهرمان جهان پدرخوانده ی هری باشه!
الیس-ایول منم مادرخوانده شدم
جینی با اخم بر سر هرمیون فریاد می زد
مالی ویزلی وارد اتاق جینی شد گفت:
-چه خبره!؟
هرمیون-این خانم حسودیش گل کرده به همین دلیل چند هفته ی پیش برای مراسم عروسی هری نیومد
جینی 19 ساله با اخم گفت:
-این چه ربطی داره!؟
هرمیون-حالا الیس برای استاد تغیر شکل در هاگوارتز قبول شده
مالی-خب باید که خوشحال بشیم برای ازمونش خیلی سعی کرد
جینی-مادر من توی مدرسه استاد معجون سازی ام
مالی-خب ... جینی اون الیس با تو کاری نداره که
الیس همه ی وسایلش را برای چند هفته ی دیگر برای رفتن به هاگوارتز اماده میکرد
درحالی که تدی 3 ساله را در اغوشش گرفته بود گفت:
-هری مراقب تدی باش غذاشت رو به موقع بده و به موقع بخوابونش وای هری سرما نخورها خودت هم راقب باش تا سرمانخوری
الیس سر تدی را بوسید گفت:
-مامانی داره میره گریه نکنیا!؟
تدی-باده
الیس و هری خندیدن
الیس-وای هری خیلی خوش حالم دارم به هاگوارتز میرم!اخر هفت ها باتدی بیا هاگوارتز دلم براتون تنگ میشه
هری-باشه نگرارن نباش الیس
الیس-مامان جسیکام چند روز درمیون هری میاد یه سری بهتون میزنه اخه این یوتلد دست و پا چلفتیه
هری-الیس یوتلد یه سال تنهایی از تدی مراقبت کرد نگران نباش صبحانت رو بخور
سپس لقمه ای را به طرف الیس گرفت
الیس لقمه را گرفت و مشغول خوردن شد
سپس لقمه ای دیگر به تدی داد
الیس-هری این لقمه برای تدی بزرگه!ممکنه توی گلوش گیر کنده
الیس ارام ارام نان را برشت داد و لقمه را تزیین کرد
سپس لقمه ی کوچک را به تدی داد که به راحتی خرد
سپس به هری لبخندی زد گفت:
-دیدی!!تدی مامانی همیشه به بابایی بگو که برات لقمه کوچولو بگیره باشه؟
تدی-باده
الیس-هری من امروز میرم با تدی بیرون تا یکمی خرید کنم
هری-باشه ولی مراقب باشیا یه تار مو ازتون کم بشه دیاگون رو با خاک یکسان می کنم
هر سه خندیدن
جک و یولتد وارد قصر شدن
یوتلد باردار بود
الیس-رفتی سنت مانگو فهمیدی پسره یا دختر؟
یوتلد-اره
یوتلد لپ کوچک تدی را کشید گفت:
-حدس بزن
الیس با کمی فکر گفت:
-پسر؟
یوتلد با لبخندی گفت:
-اره!!لونا نیومد ؟گفتش برای مراقبت از تدی میاد اینجا
الیس- اره داره وسایلش رو توی اتاقش میچینه تا وقتی که از تدی مراقبت می کنه می تونه توی قصرباشه
هری-حالا اسمش چیه؟
جک-خب
یوتلد-خودت بگو
هری-البوس؟ابرفوث؟
جک-نه
هری-خب بگین
جک-هری!!
هریبا لبخندی گفت:
-من باید پدرخواندش باشما!
جک-موافقم!
یوتلد-بهتراز این نمیشه قهرمان جهان پدرخوانده ی هری باشه!
الیس-ایول منم مادرخوانده شدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
