آيا كسي كه قتلهاي پشت سر هم انجام ميده ديگه اختيار روحشو نداره ؟ يعني روح ولدمورت با يه طلسم رفته به بدن هري؟ رولينگ هرگز به طور واضحي از طرز درست كردن جانپيچ حرف نزده آخه چه جوري روحشو توي يه شئ ميذاره ؟ميگره دستش زور چپوني ميذاره توش با عقل جور در نمياد(چون نگفته چه جوري). منظور رولينگ از كينگ كراس چي بوده ؟چرا جاهاي ديگه اي رو انتخاب نكرده؟ با تشكر
راستی به نظرتون کتاب یه کن شبیه فیلمای هالیوود نبود؟ اگه از من میپرسین میگم جی.کی کاملا تحت اثیر فیلمای هالیووده . نظر شما چیه؟
ایول... اینو پایتم! رفته نشسته چهار تا فیلم اکشن مزخرف دیده جورگیر شده! اون فصل هفت تا پاتر که کاملا مخلوط ایتالین جاب و جیمز باند و میشن ایمپاسیبل بود. معجون قیافه عوض کنش میشن ایمپاسیبل بود... هفت تا شدنش ایتالین جاب بود... اون موتوره هم که در نقش ماشین جیمز باند بود.
فقط اسم آلبوس سوروس رو صد در صد تحت تاثیر یه فیلم ایرانی رو بچهی هری گذاشته.
البته یه چند تا سوال هم من داشتم:
۱- ولدمورت اون آخر احساس نکرد که همین الان یه آوادا زده تو مخ هری ولی هری اصلا دردش نیومده؟ نباید احیانا یه تعجبی چیزی میکرد که هری زندهس؟ یا مثلا وقتی دید هری خیلی ترکه و آوادا حالیش نیست چرا دوباره آوادا زد؟
۲- ولدمورت عمه داشته؟ اگه داشته پس چرا هری به جای اینکه به ولدمورت بگه «تو خیلی بدی، من دوست ندارم» یه دو سه تا فحش درست حسابی به عمهش نداد؟ و اگه نداشته هم حداقل یه مادری خواهری چیزی داشته که!
۳- هری چه جوری روش شد اونجا جلوی این همه آدم که داشتن نیگاش میکردن، از بین اون همه طلسم، به ولدمورت اکسپلیارموس بزنه؟ لوموس بهتر نبود؟
۴- همهی استادای دفاع در برابر جادوی سیاهی که هاگوارتز تا حالا داشته از کوییرل گرفته تا اسلاگهورن یه تریپ از جلوی دوربین رد شدن... ولی گیلیدی بنده خدا حتی یه ازدواج هم نکرد! دیگه چه برسه به سه تا که حقش بود. این نامردی نیست؟
۵- گریفندوریها که خیلی شجاع و فداکار و از اینجور چیزا هستن، پس چرا غیرتی نیستن؟ (رجوع شود به ماجراهای آقای آسنیپ و مادر هری)
همیشه همین طوره . جزئیات بیشتر از اصل موضوع مورد توجه قرار می گیرند . جزئیاتی که خیلی هم مهم نیستند . ولی به هرحال حال و هوای این یکی واقعا با بقیه فرق داشت .راستی گفتین فیلمای هالیوود؟ به نظر من بیشتر شبیه فیلم هندی بود .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
به تعداد شب ها روز وجود دارد ، و طول شب ها و روز ها هم در چرخه یک سال مساوی است. حتی سعادتمند ترین ز ندگی ها هم نمی تواند ?
نظراتم رو در مورد سوالاتت میدم ، ولی خوب ، نظرات من هستند و مسلما خیلی ها موافق و مخالف هستن ، چون دقیقا مشخص نیست جواب هاشون !
اسنیپ چطور میتونست جلوی لرد سیاه"بزرگترین جادوگر تمام اعصار رازشو حفظ کنه و لرد بهش شک نکرد؟
فراموش نکن که اسنیپ بعد از دامبلدور و لرد سیاه ، یکی از بهترین جادوگران هست ، و همینطور استاد در زمینه آکلامنسی ، جادوگران بالغ و ماهر در آکلامنسی اجازه خوندن ذهنشون به دیگران رو نمیدن یا حتی میتونن در ذهنشون چیزهای دیگه ای رو تصور کنند که واقعیت برای دیگران فاش نشه . البته در کتاب شش دیدیم که اسنیپ با دلایل مناسبی که به لرد سیاه گفته بود ، تونسته بود خودش رو وفادار به لرد نشون بده !
تکلیف بچه ی لوپین چی شد اگه قرار بود هری پدر خوندش بشه پس چرا با هری زندگی نمیکرد؟
تد با مادربزرگش اندرومیدا تانکس زندگی میکرده ، که وقتی هری میشنوه که اون در حال بوسیدن دختر بیل و فلور بوده ، میگه که باید حالا که دارن به نحوی نسبت خانوادگی پیدا میکنن ، بیاد و با اونها زندگی کنه .
جی.کی گفته بود تکلیف همه ی اسباب اساسیه ی داخل کتاب معلوم میشه پس چی شد؟ منظورم از ماشین آرتور گرفته تا در تالار سازمان اسرار وزارته!!
تقریبا تکلیف همه چیز مشخص شد ، ولی فراموش نکن که مسائل مهم تری توی کتاب هفت وجود داشت تا بحث در مورد در وزارت که موضوع تکراری ای هست و مربوط به دو کتاب قبل هست ؛ ولی خوب تقریبا تکلیف همه چیز مشخص شد ، ماشین آرتور که برای خودش هست و فکر میکنم منظورت در قفل سازمان اسرار هست که به گفته دامبلدور پشتش یک منبع عشق هست !
راستی به نظرتون کتاب یه کن شبیه فیلمای هالیوود نبود؟ اگه از من میپرسین میگم جی.کی کاملا تحت اثیر فیلمای هالیووده . نظر شما چیه ؟
در این مورد نظری نمیدم ، ولی خوب فراموش نکن که رولینگ از سالها قبل این طرح در ذهنش بوده ، پس حتما چندین ساله که فیلم های هالیوود رو نگاه میکنه !
راستی ما نفهمیدیم اسنیپ تو این 7 سال میخواست هری رو نجات بده یا اخراجش کنه از مدرسه؟ اصلا اسنیپ از هری نفرت داشت یا فقط تظاهر میکرد؟
در کتاب گفته شد که اسنیپ به این خاطر که هری پسر جیمز بوده از اون بدش میومد ، ولی خوب پسر لیلی هم بوده که اون به لیلی علاقه مند بود . ولی خوب اون از هری خوشش نمیومده ولی به خاطر بحث هایی که با دامبلدور بوده و داشتن از هری محافظت میکرد !
من شايد اشتباه كنم ولي يادمه تو كتاب چهارم اشاره ميشه كه مودي ميتونسته با چشم جادوييش زير شنل نامرئي رو ببينه كه اين با صحبتهايي كه در مورد شنل هري تو كتاب هفتم ميشه تناقض داره.... يعني اشاره ميشه هيچ جادويي نميتونه بر روي شنل تاثير بزاره و اگه اينطور باشه مودي نميتونست تو كتاب چهارم هري رو زير شنل ببينه...
اون نوزاد تیکهای از روح ولدمورت بود فکر کنم این کاملا واضح بوده، هری و تکهای از روح ولدمورت به اونجا میرن! حالا اون تکه از روح کجاس؟ مسلما اون بچههه بوده
--- دومین بار! به نظرم هر دو میمیرن، ولی خب این طلسم قراره یه روح رو بکشه، هری هم فداکاری کرده پس این شانس رو داره که برگرده ---
به لی: ولدمورت باهوشترین بود! خب چه ربطی داره؟ که بره سراغ یه داستان بچهگانه؟ که وجودش معلوم نیست؟ --- شنل تو خانواده از پدر به پسر و اینا میرسید
همونطور سنگ که بعدا به مارولو گانت رسید و بعدش به دست هری تو جنگل گم شد
چوبدستی هم که تاریخش معلومه، هرکسی صاحبش رو میکشت میشد مال اون و آخر هم به هری رسید
من به شدت با تئودور موافقم.واقعاً لرد چرا اینجوری بود؟اون و مرگ خوارها مثل گروگان گیرها شده بودند که توی فیلم های سینمایی برای گرفتن خواسته هاشون یک ساعت فرصت میدن!ولدمورت و این کارا؟ولدمورتی که توی کتاب های قبلی بود،ولدمورتی که توی شاهزاده دورگه بود به همراه مرگ خوارها وارد هاگوارتز میشد،هر کی سر راهش قرار میگفرت میکشت تا هری رو پیدا کنه.نه اینکه بهش فرصت بده با پای خودش بیاد!برای لردی که این همه سال سایه به سایه دنبال هری بوده فرصت دادن به هری برای اومدن به جنگل مثل یه لکه ننگ نبود؟! تازه غیر از بحث یادگارهای مرگ یا قدیس های مرگ هم هست.لرد ولدمورت به همراه دامبلدور قوی ترین جادوگران دوران بودند.اون یه جادوگر سیاه بود.پس مطمئنن گریندلوالد رو میشناخت.پس چطور میتونه از یادگارهای مرگ خبر نداشته باشه؟لرد ولدمورتی که همه تلاشش برای قدرتمند شدن و جاودانه زندگی کردن بوده به همین راحتی از یادگارهای مرگ که چنین قدرتی حتی میلیاردها برابر بیشتر از سنگ جادو داره بگذره؟ نه.توی این کتاب نه لرد همون لرد قدیمی بود،نه هری و نه حتی رولینگ.
به لی جردن: لی عزیز اسنیپ می دونست که وقتی پیش ولدمورت میره، اون ممکنه وارد ذهنش بشه بنابراین مراقب بود. ولی وقتی که داشته به هری اموزش می داد حتی فکر اینکه هری بتونه وارد ذهنش بشه رو در خواب ندیده بود.
برای من جای سوال هست که وقتی شنل نامرئی به هری رسید، چوب دستی و سنگ به چه کسانی رسیده بود؟
این سوال برای من پیش اومده که مدیر هاگوارتز و وزیر سحر و جادو چه کسانی هستند؟
هری اولین کسی که دوبار از طلسم اواداکداورا جون سالم بدر برده اولین بار بخاطر فدا کاری مادرش، ولی دومین بار چطور؟
به اناکین: اون اتاق که تو کتاب پنج مشخص شد توش پر از عشق و محبت هست. نیروئی که هری اون رو در اختیار داره. همون اتاق که چاقوی سیریوس رو ذوب کرد.
اون نوزادی که در ایستگاه قرار داشت چه کسی بود؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1386/5/20 12:16:49
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون